11 نوامبر 2014, 22:30

اسرار الکساندر سووروف

اسرار الکساندر سووروف

سووروف می گفت: « آموزش که سخت باشد ، همه چیز در میدان نبرد آسان می شود»

نام الکساندر سووروف Suvorov برای روس ها آشناست. او در سال 1730 میلادی متولد شد و در سال 1800 میلادی بدرود حیات گفت. تمام نشان های امپراطوری به قهرمان ملی، سردار کبیر روس که در تمام 60 نبرد خود پیروز شد، اعطا گشت... فهرست نشان ها و درجات این سردار کبیر در دائره المعارف چند خط را بخود اختصاص می دهد. نام سووروف در سراسر اروپا طنین رعد مانندی داشت. پادشاهان به افتخار او گیلاس های خود را بلند می کردند و تاجران « مارک» او را وارد بازار کردند: « کلاههای سووروفی»، « پاته های سووروفی» و چیزهای بسیار دیگری وارد بازارها شدند که هیچگونه ارتباطی با قهرمان امروز ما نداشت.

همعصران با دیدن سردار افسانه ای روس ابتدا دچار دلشکستگی می شدند. آنها او را یک پهلوان تنومند تصور کرده بودند، اما مردی با قد متوسط و لاغر اندام در مقابلشان ظاهر می شد. سووروف در سال های کودکی زیاد بیمار می شد. پدرش که ژنرال بود، پسرش را برای خدمت کشوری آماده می کرد، اما نوجوان نحیف و لاغر می خواست وارد ارتش شود. اراده آهنین در آن بدن ضعیف فرمان می داد. الکساندر بدن خود را آبدیده کرد: هر روز صبح با آب سرد حمام می کرد و می دوید. امروز این کار ها کسی را متعجب نمی سازد، اما برای کسانیکه در قرن 18 می زیستند ، چنین تمریناتی غیرعادی بود. سووروف در دوران پیری نیز به ورزش ادامه داد . از اینرو خیلی ها او را « آدمی عجیب و غریب» می نامیدند.

از کارهای « عجیب» او باید از رفتار آزاد و بی پروایش یاد کرد. سووروف همیشه مردم را شوکه می کرد و قهرمان لطیفه های زیادی بود که در باره اش می ساختند. یکبار در کاخ تزار سووروف با دیدن خدمتکاری که لباس فاخری به تن داشت تعظیم بلند و بالایی کرد. درباریان تعجب کردند و گفتند: او خدمتکاری بیش نیست. سردار گفت: می دانم، اما امروز خدمتکار و فردا ممکن است گراف شود». اطرافیان فهمیدند به چه اشاره می کند. یک روز قبل از آن، تزار مقام گراف را به نوکر خود اعطا کرده بود.

یکبار سووروف درس خوبی به شاهزاده ثروتمندی داد که مدتها بود می خواست با او ملاقات کند و ناهاری در خانه او بخورد. سردار کبیر غذای ساده دهقانان را ترجیح می داد ، اما قبل از آمدن « مهمان گران قدر» بهترین غذا را از رستوران سفارش داد. شاهزاده آمد، خورد و نوشید و از جان و دل شوخی کرد و مسرور شد. سووروف آرام و ساکت در گوشه ای نشسته بود. روز بعد، صورت حساب با عدد نجومی برای او فرستاده شد. سردار زرنگ، روی آن نوشت« من چیزی از آن غذا نخوردم» و آن را برای شاهزاده فرستاد. شاهزاده دوستدار مهمانی و غذاهای خوب، مجبور شد خودش صروت حساب را پرداخت کند.

سووروف در تمام جنگ های نیمه دوم قرن 18 روسیه شرکت کرد. با نیروهای آلمان، لهستان ، فرانسه و ترک ها جنگید و همه را شکست داد. سر و راز موفقیت او چه بود؟ سردار روس هرگز بر طبق الگوها و نمونه های موجود عمل نمی کرد: او به عنوان یک استراتژیست و کسی که بخوبی با فنون و تاکتیک جنگ آشنا بود در میدان نبرد دست به خلاقیت می زد. هنر الهام بخش او - مانورهای غیر منتظره و حمله ناگهانی و ضربات سهمگین بود که دشمن را از پا در می آورد. حدس زدن تصمیمات جنگی سووروف غیر ممکن بود. اما او تمام مانورهای دشمن را از قبل حساب کرده بود.

سردار کبیر روس توجه زیادی به وضعیت روحی و فیزیکی سربازان خود می کرد. او می گفت: « آموزش که سخت باشد ، همه چیز در میدان نبرد آسان می شود». متحدان و دشمنان از سطح عالی آمادگی و اراده رزمی جنگجویان روس در حیرت بودند. مهارت سردار روس و آموزش بی نظیر سربازان - سر و راز پیروزی های سووروف بود.

سووروف وقتی در اوج افتخار قرار داشت، مدتی قبل از مرگش از آرامگاه فلدمارشال اطریشی دیدن کرد. بر سنگ قبر مارشال اطریشی، شاهکارهای او و کلمات زیبایی در باره اش حک شده بود. سردار کهنسال به فکر فرو رفت و گفت: « بر سنگ قبر من فقط کافیست نوشته شود: سووروف در اینجا آرمیده است». درخواست او انجام شد. روی سنگ قبر او در سنت پطربورگ همانا این جمله ساده حک شده است. هموطنان سووروف نیازی به توضیح اضافی ندارند.

  •  
    در میان گذاشتن
 
ایمیل / پست الکترونیکی