09:08 05 آوریل 2020
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
10110

تصمیم دولت ایران مبنی بر ایجاد برخی محدودیت ها برای شهروندان جهت مقابله با ویروس کرونا، هر چند دیر و یا نسبتا ملایم، اما باید آن را به فال نیک گرفت، چرا که حداقل آنهایی که اصرار داشتند محدودیت ها بر مبارزه با کرونا کارساز نیست، متقاعد شده اند که تنها راه مقابله با این ویروس ایجاد همین محدودیت ها است.

اسپوتنیک - اگر اینکه دولت ها بخواهند بحث ایجاد محدودیت ها و یا قرنطینه کردن مردم را به خود آنها بسپارند در جهان پاسخگو بود قطعا بسیاری از کشورها از وسایل و روش های تعزیری برای محدود کردن تردد و یا ارتباط مردم استفاده نمی کردند.

به هر حال قبلا هم بنده در یک مقاله مطرح کردم، تنها راه مقابله با کرونا این است که در کشور به نوعی حدود دو سه هفته قرنطینه اعمال شود تا افرادی که حامل ویروس هستند از افراد غیر حامل ویروس مشخص شوند و بعد سازمان های درمانی به درمان آنها بپردازند.

البته قبل از اینکه بخواهم ادامه دهم باید در پاسخ به برخی دوستان که ذیل مقالات بنده نظر می گذارند بگویم بنده پزشک نیستم اما وقتی که می خواهم در موردی تحلیل بنویسم با تعدادی از پزشکان متخصص مشورت می کنم و از نظرات آنها استفاده می کنم و به نظرات همه دوستان که ذیل مقالاتم نظر می گذارند چه موافق و چه مخالف احترام می گذارم، اما به هر حال بد نیست به این نکته نیز اشاره کنم که خوب کاملا واضح است برخی به صورت سازمان یافته تلاش دارند ذیل مقالات نظر بگذارند و به دنبال اهداف خاصی هستند در حالی که برخی از دوستان خوانندگان معمول هستند که نظر می گذارند، حتی اگر نظراتشان مخالف باشد بنده به آنها احترام می گذارم.

نمی خواهم از بحث مقاله خیلی دور شوم اما اتهاماتی که به ایالات متحده در مورد ایجاد و تکثیر ویروس زده می شود هنوز در مرحله اتهام است و طبیعتا بنده هم به نظرات و تحلیل های برخی کارشناسان در این زمینه استناد می کنم و اینکه ویروس به آمریکا هم رسیده نمی تواند دلیلی بر مبرا بودن آمریکا باشد، بد نیست توجه داشته باشیم نئونازی های آمریکایی که خودشان نام نئولیبرال را برای خود انتخاب کرده اند از زمانی که به قدرت رسیده اند برای محقق کردن اهداف خود از هیچ وسیله ای دریغ نکرده اند از جمله کشتن مردم آمریکا در ماجرای یازده سپتامبر و یا تبدیل عروسی به عزا در کشورهای مختلف و یا کشتن کودکان و زنان و پیران در یمن و یا حتی حمله به مقر سازمان ملل در قانا در جنوب لبنان با استفاده از سلاح های فسفری و اورانیوم ضعیف شده و...

به همین دلیل هم هست که بسیاری این ماجرا را به آنها نسبت می دهند و حتی برخی در ایران نسبت به پذیرش کمک های آنها نیز واهمه دارند، به هر حال هنوز بحث خون های آلوده فرانسوی در اذهان هست و همینطور تسلیحات شیمیایی و یا بیولوژیک که غربی ها در جنگ ایران و عراق در اختیار صدام حسین قرار دادند.

متاسفانه طبق آنچه متخصصین امر به من گفته اند مساله سفر های نوروزی بزرگترین خطر بر موجودیت ملت ایران به حساب می آید چون خودداری برخی از تبعیت از پروتکل های بهداشتی جان دیگران را به خطر می اندازد، در اروپا اخیرا طرحی مبنی بر برخورد با این افراد به استناد قوانین تروریستی مطرح شده و احتمالا بزودی هم در اروپا و هم در آمریکا قانون با آنها به این شکل برخورد کند که اگر فردی بداند حامل ویروس است و جان دیگران را تهدید کند تروریست تلقی گردد.

به هر صورت طبق گفته متخصصین مشکل اصلی اینهایی نیستند که تست کرونایشان مثبت است، مشکل اصلی آنهایی هستند که هنوز عوارض کرونا خود را روی آنها نشان نداده ولی حامل ویروس هستند.

در برخی شرایط ممکن است برخی حامل ویروس باشند اما سیستم ایمنی بدن شان آنقدر قوی باشد که خیلی اثر آن روی بدن شان نمایان نباشد و برخی دیگر هنوز زمان نمایان شدن اثر ویروس روی آنها نرسیده و معمولا اینها هستند که بزرگترین خطر را بر جامعه ایجاد می کنند چون خودشان هم نمی دانند ولی حامل ویروس هستند.

بحث قرنطینه کردن افراد و محدود کردن تماس هم به همین دلیل است.

اینکه افراد بخواهند بدون توجه به اهمیت ماجرا مانند قبل رفتار کنند طبیعتا منجر به آن می شود که کنترل ویروس از دست خارج شود و با توجه به محدود بودن امکانات پزشکی و درمانی کشور طبق همان اظهار نظر متخصصان حدود چهل تا شصت درصد جامعه به ویروس مبتلا شوند، معلوم نیست چند درصد از اینها می توانند آنوقت جان سالم به در ببرند.

معمولا هم قشر جوان که از در قرنطینه بودن خسته هستند در این بخش قرار دارند، یعنی هم سیستم ایمنی آنها قوی تر است و تحمل مقابله با ویروس را دارد و ممکن است عوارض ویروس روی آنها اصلا ظاهر نشود و هم اینکه به سختی حاضر هستند در قرنطینه بمانند.

به همین دلیل هم اینجا وظیفه حکومت ها و نیروهای اعمال کننده قانون است که برای مدت کوتاهی هم که شده این محدودیت ها را اجرا کنند.

تصور بر این است که در مرحله اول دولت ایران تصمیم گرفته فرصت را ایجاد کند تا مردمی که به سفر رفته اند به خانه های خود برگردند، گرچه شاید بسیاری امیدوار بودند همان مسافرت ها را نیز منع می کردند.

اما توقع این است که در مرحله بعدی دولت تدابیر شدید تری اتخاذ کند و اقدامات لازم برای قرنطینه کردن شهرها را انجام دهد تا نیروهای درمانی بتوانند ویروس را در نقاط خاصی محدود کنند و با آن به مبارزه بپردازند.

نکته دیگری که اینجا قابل توجه است این می باشد که بسیاری از مردم احتمالا مشکل درآمد و نیازهای اولیه پیدا خواهند کرد و قطعا دولت مجبور است در این زمینه تصمیمی بگیرد.

اینکه برخی مطرح می کنند مثلا مبالغی به مردم اختصاص داده شود امری جالب است اما وقتی که مردم در قرنطینه باشند پول به دردشان نمی خورد و بد نیست به جای پول نیازهای اولیه مردم از خورد و خوراک تامین گردد و در زمینه هزینه های جاری مانند آب و برق و تلفن و گاز و ارتباطات اینترنتی و ... دولت هزینه ها را متقبل شود و تا پایان دوران گذر از ویروس این هزینه ها را تامین نماید.

اگر مردم مطمئن باشند که مایحتاجشان تامین می گردد قطعا همکاری بهتری خواهند داشت.

تنها نکته ای که در این ماجرا وجود دارد این است که هرگونه سهل انگاری در برخورد با ماجرای کرونا مخصوصا در این ایام می تواند منجر به یک فاجعه تاریخی برای ملت ایران گردد و هر فردی که در این زمینه سهل انگاری کند در میان مردم ایران و در مقابل تاریخ به عنوان مقصر شناخته خواهد شد.

در ضمن اگر ترس و واهمه از عواقب اقتصادی ماجرا است باید توجه داشت که کل جهان امروزه با آن مواجه است اما کشوری که سریعتر از شر این ماجرا خلاص شود می تواند گوی سبقت در بحث اقتصادی را از دیگران برباید.

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک