22:11 20 اکتبر 2021
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
0 13718

بر کسی پوشیده نیست که برخی در تلاش مذبوحانه هستند به هر نحوی شده مسیر های عبوری شرق به غرب و شمال به جنوب از محور ایران را قطع کنند و ترکیه را به عنوان هاب یا شاهراه عبور کالا جایگزین کنند.

همین مساله هم منجر شده که یک نوع رقابت ژئوپولیتیک تمام عیار میان ایران و ترکیه در این راستا ایجاد شود که در برخی موارد کار را به جنگ های نیابتی نیز کشانده.

اما سوالی که اینجا مطرح می باشد این می باشد که از نظر عملیاتی آیا چنین چیزی ممکن است؟

مسیر های تجاری همیشه به دو نکته تکیه دارند، به صرفه بودن و امن بودن.

به صورت ژئوپولیتیک موقعیت استراتژیک ایران این جایگاه را برای ایران فراهم می سازد که به عنوان به صرفه ترین و مطمئن ترین شاهراه انتقال کالا انتخاب گردد.

نیاز نیست یک متخصص جغرافیایی باشید تا بتوانید مسیر مناسب را انتخاب کنید، کافی است به نقشه های جغرافیایی نگاهی باندازید تا خودتان متوجه صحبت شوید.

با توجه به شرایط جغرافیایی سرزمینی ایران مسیر عبور و مرور کالا از این کشور به دلیل شرایط طبیعی می تواند همیشه تضمین شده باشد.

مخصوصا مسیر عبور و مرور از سمت شرق به غرب و بالعکس.

یعنی اگر یک راننده از دریای چین بخواهد حرکت کند به راحتی و اطمینان می تواند از مسیر ایران به دریای مدیترانه برسد.

در باره مسیر جنوب به شمال هم اگر کالا در بندرهایی مانند بندر عباس و یا چابهار تخلیه شود هم با قطار و هم با کامیون می توانند تا اروپا به راحتی حرکت کنند (البته ممکن است کامیون ها فقط در زمستان در مناطق شمالی تر مقداری دچار مشکلات ترددی شوند).

در باره مسیر های جایگزینی که ترکیه برای عبور کالا همیشه این خطر وجود دارد که این مسیر ها به دلیل شرایط طبیعی دچار مشکل شود.

توجه داشته باشید که مسیر جایگزین معرفی شده توسط ترکیه مسیری است که از ترکمنستان از طریق دریای خزر عبور می کند و سپس دوباره بار کامیون و یا قطار می شود و به سمت ترکیه حرکت می کند و از ترکیه به سمت اروپا هم باید مجددا از تنگه  بوسفور عبور کند.

یعنی چند بار بار کشتی شود و بعد تخلیه شود و دوباره بار کشتی شود و تخلیه شود.

طبیعی است که این بار کشتی کردن و تخلیه کردن خود موجبات بالا بردن هزینه حمل و نقل می گردد مضاف بر اینکه بخش بزرگی از این مسیر در زمستان با مشکل تردد مواجه است.

بدیهی است در صورتی که حق انتخاب مطرح باشد همه مسیر ایران را انتخاب خواهند کرد.

مگر اینکه این مسیر با شرایط نا امن مواجه گردد.

اینجا مخالفان مسیر ایران باید هم مسیر شرق به غرب را دچار مشکلات امنیتی کنند هم مسیر شمال به جنوب.

مشاهده می کنیم ترکیه و ایالات متحده و اسرائیل هر چه از دستشان بر می اید انجام می دهند تا مسیر شرق به غرب که اصولا باید از افغانستان و ایران و بعد عراق و سوریه بگذرد نا امن بماند و اصرار آمریکایی ها بر نگه داشتن نیروهای خود در سوریه و همچنین بمباران مکرر گذرگاه البوکمال توسط اسرائیل و اشغال بخش هایی از شمال سوریه و عراق توسط ترکیه همه اش در همین راستا می باشد.

می ماند مسیر جنوب به شمال که سالها است ایران و روسیه و آذربایجان روی آن کار می کنند و امروزه مشاهده می کنیم ترکیه و اسرائیل و آمریکا باز هم تلاش دارند با تحریک اختلافات فیما بین ایران و آذربایجان این مسیر را نیز ببندند.

همچنین آنها تلاش دارند مسیر ایران ارمنستان گرجستان به روسیه و اروپا را نا امن کنند.

حال که نمی توانند به صرفه بودن مسیر را تامین کنند از طریق نا امن بودن مسیر تلاش می کنند ایران را از معادله حذف کنند.

من در چندین کارگاه تحقیقی و جلسات مکرر در باره طرح های چین برای مسیر جاده ابریشم جدید معروف به یک کمربند یک راه مشارکت داشتم و درهمه این کارگاه ها ملاحظه کردم که هیچ بحثی در باره افغانستان به عنوان یکی از این مسیر ها وجود نداشت، چون علیرغم موقعیت جغرافیایی ارزشمند افغانستان به دلیل ترس از نا امن بودن مسیر همه این مسیر را منتفی می دانستند.

پس از خروج ایالات متحده از افغانستان به یکباره بحث عبور راه از افغانستان مطرح شد و حتی بالا گرفت، چون بهترین مسیر است و با توجه به روابط استراتژیک چین و پاکستان و تبعیت طالبان از پاکستان چینی ها اطمینان یافته اند که می توانند روی این مسیر حساب باز کنند.

بی دلیل هم نیست که ترکیه به هر دری می زند تا در افغانستان حضور پیدا کند، مخصوصا در فرودگاه کابل، چون از این راه می تواند عوامل خود را به راحتی وارد افغانستان کند و مسیر عبوری از افغانستان را نا امن کند.

تحرکات تحریک آمیز بر علیه ایران بلا فاصله پس از خروج آمریکایی ها از افغانستان هم می تواند در راستای همین سناریو باشد، تا مسیر جنوب به شمال نا امن تلقی گردد، مساله ای که هم به ضرر ایران است و هم به ضرر آذربایجان، چون اگر بنا باشد مسیر ایران نا امن شود آنوقت ایرانی ها هم تلاش خواهند کرد مسیر عبوری از آذربایجان به سمت ترکیه نیز نا امن شود و آنوقت آذربایجان خود را درگیر یک رقابت منطقه ای که بسیار بزرگتر از این کشور است کرده و هیچ بعید نیست در نهایت آذربایجان به محل درگیری نیابتی ایران از یک سو و ایران و ترکیه و اسرائیل از سوی دیگر تبدیل شود.

به هر حال وقتی که برخی گزارش ها از حضور جنگجویان داعش و جبهه النصره در آذربایجان مطرح می شود بدیهی است ایران هم جنگجویان توانمند برای مقابله با اینها را وارد میدان کند و آنوقت آذربایجان به چیزی شبیه سوریه و یا لیبی و یا یمن تبدیل می شود.

فراموش نکنید اینها دقیقا همان هایی هستند که برای به هم ریختن امنیت در لیبی و سوریه و... از آنها استفاده شده.

در واقع متخصص ایجاد نا امنی در هر منطقه ای که ورود می کنند هستند.

علیرغم همه انتقاداتی که به طالبان می شود اما مشاهده می کنیم در افغانستان طالبان آنقدر هوشمند بودند که تلاش کنند در دام نقشه های آمریکا برای وارد کردن افغانستان در درگیری های نیابتی نیافتند، حد اقل تا به حال.

به نظر می رسد بهترین گزینه امروزه برای آذربایجان هم این است که خود را از ورود به درگیری های بزرگان در منطقه دور نگه دارد، چون اگر آنها موفق نشوند در افغانستان آشوب به پا کنند و مسیر را از آن طرف نا امن کنند قطعا به دنبال آن خواهند بود آذربایجان را نا امن کنند.

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک