12:35 27 اکتبر 2021
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
020143

تحرکات اخیر نیروهای آذربایجان در مناطق مرزی فیما بین ایران و ارمنستان و متوقف کردن کامیون ها و توقیف راننده های ایرانی موجبات خشم بسیاری از ایرانی ها گشته.

اسپوتنیک - علیرغم حمایت قشر گسترده ای از ایرانی ها از آذربایجان در استرداد قره باغ ، حال به دلایل قومی یا مذهبی، اما امروزه مشاهده می کنیم تحرکات فراتر از بحث استرداد قره باغ در حال رخ دادن است که موجبات نارضایتی شدید در میان مردم ایران گشته و بسیاری امروزه متقاضی ورود نظامی ایران به جریان هستند ودشمنی بر علیه ترکیه و آذربایجان در ایران بسیار شدید شده.

حتی امام جمعه اردبیل که اهل منطقه ای آذری نشین است و خوب به هر حال به صورت تاریخی آنچه امروزه به عنوان آذربایجان از آن نام برده می شود روزی جزء ای از ایران زمین بوده و مردم این منطقه هم احساس خاصی نسبت به آذربایجان دارند و آن را جزو خاک ایران می دانند که باید به سرزمین مادری برگردد، خواستار مداخله نظامی نیروهای مسلح ایران در جریان شده.

توجه داشته باشید، همان هایی که چند ماه پیش از آذربایجان و ترکیه حمایت می کردند، امروزه شدیدا نسبت به این دو کشور موضع منفی گرفته اند.

حتی شاید بتوان گفت بیش از اینکه ایرانی ها از تحرکات آذربایجان ناراحت باشند از تحرکات اسرائیل و ترکیه ناراحت هستند.

آنها از اسرائیل توقع دارند که با استفاده از عوامل خود در منطقه رفتارهای ایذایی نسبت به ایران داشته باشد اما از ترکیه چنین توقعی ندارند و باروشان نمی شود آذربایجان در چنین دامی بایفتد.

به هر حال همه می دانند که درگیری با ایران مانند درگیری با ارمنستان نیست و نباید آذربایجانی ها نعشه پیروزی در قره باغ شوند.

همه می دانند این تصمیم ها و تحرکات ماجراجویی هایی است که ترکیه و اسرائیل هستند که پشت پرده به وسیله آذربایجان انجام می دهند و اگر اشتباهی رخ دهد ممکن است شرایط آذربایجان از شرایط لیبی و سوریه هم بد تر شود، فراموش نکنید که همین ترکیه و اسرائیل بودند که سوریه را به این روز انداختند.

ترکیه به دنبال گسترش نفوذ خود و بالطبع ناتو و رسیدن به دریای خزر است و طبیعتا این تحرک ترکیه موجبات خرسندی آمریکا را نیز فراهم می کند، چون عملا با استفاده از ابزار مسلمان بودن ترکیه (می نویسیم ترکیه ولی باید بخوانیم ناتو) توانسته به دریای خزر که رویای دیرینه آمریکایی ها بوده برسد.

مانوری که اخیرا توسط آذربایجان و ترکیه و پاکستان در دریای خزر انجام شد بیش از اینکه پیغامی برای ایران باشد پیغامی برای روسیه به حساب می آید، چرا که ترکیه یعنی ناتو و پاکستان هم متحد آمریکا.

ترکیه همچنین هدف دیگری را دنبال می کند و آن این است که به شاهرگ مسیر تجارت شرق به غرب تبدیل شود و در این راستا از هیچ اقدامی در ممانعت از گذر این مسیر از طریق ایران کوتاهی نمی کند.

علیرغم روابط اقتصادی خوب میان ایران وترکیه و روابط سیاسی به ظاهر خوب میان ایران و ترکیه ولی بر کسی پوشیده نیست که ایران و ترکیه در عراق و سوریه به صورت واسطه ای درگیر جنگ با هم هستند و مهم ترین دلیل سرمایه گذاری ایران برای حضور در عراق و سوریه و لبنان هم این است که مسیر موسوم به جاده ابریشم از طریق ایران و عراق و سوریه عبور کند و از آنجا به اروپا برود و برگردد.

مسیری که به صورت تاریخی هم همین بوده.

از همان ابتدا هم که بحث گذر جاده ابریشم از طریق ایران مطرح شده بود آمریکایی ها به شدت در مقابل آن ایستادگی کردند و حتی یکی از دلایل اشغال افغانستان هم بستن این مسیر بود.

ماجرای 11 سپتامبر و القاعده را فراموش کنید، اینها بهانه بودند.

کل افرادی که در ماجرای 11 سپتامبر کشته شدند آنقدر برای سیاست مداران آمریکایی ارزش نداشتند که بخواهند هفت هزار و پانصد ملیارد دلار برایشان هزینه کنند، کشته های نظامی به کنار.

ما درباره مسیری صحبت می کنیم که قرار است چیزی حدود پنج تا ده هزار ملیارد دلار سالانه از آن عبور کند و طبیعتا اگر چین ابر قدرت اقتصادی جهان شود ممکن است کارای عبوری مسیر این تجارت به مراتب بیشتر شود.

بر عکس تصور برخی ترکیه هم خیلی دلسوز قوم آذری و یا ترک زبانان مناطق دیگر نیست، گو اینکه خوب بدشان نمی آید امپراتوری عثمانی دوباره برپا شود، مهم امروزه برای ترکیه این است که این مسیر در اختیار آن قرار گیرد.

به صورت تاریخی عمده جنگ های جهان برای کنترل همین مسیر بوده و اقتدار امپراتوری پارسی هم همیشه به دلیل کنترل این مسیر و تامین امنیت آن از افغانستان تا دریای مدیترانه بوده.

به صورت تاریخی هم مناطقی که از شوروی سابق در شرق و غرب دریای خزر استقلال یافتند مربوط به ایران بودند و پس از جدایی از شوروی باید به ایران بر می گشتند اما چرا در آن زمان ایران آنها را در آغوش نگرفت بحث دیگری است، که خوب امروزه می بینیم تاوانش را هم ایرانیان ومردمان این مناطق می دهد.

اگر همه به آغوش ایران زمین برگشته بودند نه آذری ها دیگر مشکلی داشتند نه ارمنی ها و نه گرجی ها، همه مانند سابق در یک وطن بودند.

به هر صورت اشتباه بزرگی که برخی درباره ایران مرتکب می شوند این است که متوجه نفوذ معنوی و استراتژیک خاموش ایران در کشورهای خود نمی باشند.

صدام حسین و کشورهای عرب پشتیبان او هم روزی روزگاری تصور می کردند چون برخی اقوام عرب در ایران زندگی می کنند پس اگر آنها به ایران حمله کنند قطعا این عرب ها هم تحریک می شوند تا با آنها همکاری کنند و آنها را عناصر نفوذی خود در ایران می نامیدند، وحتی تحلیلگران زیادی هم این تصور را برای آنها تداعی می کردند، اما در نهایت تعجب وقتی که به ایران حمله کردند همین عرب ها خط اول مقاومت بر علیه عراق را تشکیل دادند و به یکباره صدام حسین به خود آمد و دید که به قول معروف ای دل غافل نه فقط عرب ها در ایران نفوذ ندارند بلکه این ایران است که در میان آنها دست برتر و نفوذ بالاتر را دارد و امروزه تازه همه در حال التماس کردن هستند که به نحوی از نفوذ ایران در منطقه بکاهند چرا که حکام منطقه موجودیت خود را در خطر می بینند.

همین اخیرا آمریکایی ها دوباره همین اشتباه را درباره ایران در افغانستان کردند، آنها تصور می کردند با خروج از افغانستان یک دشمن برای ایران زنده می کنند ولی به خود آمدند و دیدند ایرانی ها بی سر و صدا در حال خالی کردن زیر پای آنها بودند و امروزه ارتباطات بسیار صمیمی ای با برخی از آنهایی که قرار بود دشمن ایران باشند دارند.

بر عکس تصور برخی باکو فکر می کنند چون سی ملیون ایرانی آذری یا ترک تبار هستند پس یک ارتش سی ملیونی در ایران دارند، اگر بخواهند وارد چالش با ایران شوند به یکباره ممکن است به خود آیند و ببینند که ایران در آنطرف مرز ها ده ملیون سرباز دارد که به یکباره بپا می خیزند می شوند.

به هر حال عرق بازگشت به وطن اصلی یعنی ایران و همراه شدن با ام القرای تشیع قطعا بسیار قویتر از عرق ناسیسیونالیسم ناموجود است.

از سویی دیگر نباید فراموش کرد در همین ترکیه که امروزه برای ایران مزاحمت ایجاد می کند این ایران است که چند سال پیش آقای اردوغان را از کودتا نجات داد و برخی منابع خبری در آن زمان تاکید می کردند تنها جای امنی که آقای اردوغان برای پناه دادن به خانواده اش در کل جهان پیدا کرده بود ایران بود.

آیا به یاد دارند؟

به هر حال نباید فراموش کرد که حتی در ترکیه هم شرایط بازگشت کودتا هم ممکن است پیش آید مخصوصا که امروزه مخالفان حاکمیت در ترکیه بسیار بیش از پیش شده اند.

وشاید اینبار دیگر ایران صلاح نبیند از آقای اردوغان حمایت کند.

از سوی دیگر نباید حضور نیروهای ترکیه در تیررس نیروهای کرد مخالف با آنها در منطقه را نادیده گرفت و نباید فراموش کرد که از نظر قومیتی کرد ها علیرغم اینکه اکثریتشان اهل تسنن هستند ولی احساس نزدیکی بیشتری به ایران دارند و کافی است ایران حمایت خود را از آنها بیشتر کند.

حال حتی در باره برخی بحث ها که مربوط به پاکستان می شود و برخی باور دارند که پاکستانی ها به دنبال جدا کردن سیستان و بلوچستان از ایران هستند باید گفت تصور بر این است، یا حد اقل بود، که پاکستانی ها بسیار باهوشتر از دیگر شرکت کنندگان در مانور خزر هستند.

به هر حال امروزه پاکستان با چالش های بسیار خطرناکی مواجه است که موجودیت خود پاکستان را به خطر انداخته.

منطقه بلوچستان به همان قدر که برای ایران می تواند چالش و خطر ایجاد کند برای پاکستان هم می تواند خطر ایجاد کند.

همچنین تنها کشوری که از روز تولد پاکستان با این کشور برادری داشت، نه دوستی، ایران بود و هست و به نظر نمی آید پاکستانی ها به دنبال ورود به چالشی با ایران باشند.

در افغانستان هم همه می دانند که امروزه درگیری میان متحدان قطر و ترکیه از یک طرف و پاکستان از یک طرف دیگر به اوج خود رسیده و کوچکترین مساله ای می تواند منجر به آن شود که درگیری های افغانستان حتی به داخل پاکستان هم سرایت کند، که البته برخی دشمنان پاکستان مانند هند هم امروزه در حال سرمایه گذاری روی همین مساله هستند و اگر ایران راه آنها را نبندد قطعا مخالفان پاکستان در افغانستان می توانند با حمایت هندوستان برای پاکستان مشکل ساز شوند.

این در حالی است که نه ترکیه و نه آذربایجان می توانند هیچ کمکی به پاکستان کنند.

درباره اسرائیل که سردمدار همه مشکلات بین تهران و باکو است باید گفت به نظر می آید ایرانی ها برای آنها قطعا برنامه جداگانه ای دارند که وقتی پخته شود همه مشاهده خواهند کرد.

همه تحلیلگران متفق القول هستند که استراتژی اسرائیل برای تلافی حضور ایران در مرزهایش با حضور در آذربایجان هیچوقت نمی تواند محقق شود چون ایران یک زمینه اجتماعی پذیرنده در لبنان و سوریه و فلسطین و اردن دارد در حالی که اسرائیل به هیچ وجه توسط مردم منطقه مخصوصا آذربایجان مورد پذیرش نیست و اینکه بروند چند نفر استخدام کنند پرچم اسرائیل را در باکو تکان دهند به معنای این نیست که مردم آذربایجان حامی اسرائیل هستند.

همانقدر که اسرائیلی ها توانستند در اردن و مصر و دیگر کشورهای عربی که معاهده صلح با آنها امضا کرده اند جایگاه داشته باشند در باکو هم می توانند جایگاه داشته باشند.

فراموش نکنید وقتی در مصر انقلاب شد مردم مصر بلا فاصله به سفارت اسرائیل در قاهره یورش بردند و آن را آتش زدند.

حدود سی و پنج سال پس از امضای معاهده کمپ دیوید.

قطعا مردم آذربایجان هم به وقت اش نسبت به دخالت های اسرائیل در کشورشان واکنش نشان خواهند داد.

با توجه به این شرایط به نظر نمی آید ایران نیازی به ورود به درگیری یا در تله آذربایجان افتادن داشته باشد، اگر شرایط خصومت وار بر علیه ایران ادامه یابد شاید به یکباره ایران از ابزارهای دیگری که در اختیار دارد و موثر تر از درگیری نظامی مستقیم هم هستند استفاده کند یا اینکه حتی کار به جایی برسد که به ارمنستان تسلیحات مورد نیاز را بدهد تا دوباره قره باغ را از آذربایجان بگیرد و اینبار دیگر هیچ کس در ایران از آذربایجان حمایت نخواهد کرد.

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک