14:32 31 ژوئیه 2021
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
0 341

علیرغم اینکه جنگ های خاورمیانه و شمال آفریقا عموما به دلیل مسایل ایدئولوژیک و تاریخی و سیاسی رخ می دهد، اما پشت پرده منافع زیادی است که آتیه کشورها به آن متکی است و همه برای آن می جنگند.

تا تاریخ تاریخ بوده بشر برای کنترل مسیر های تجارت با یکدیگر در جنگ و ستیز بودند.

به صورت تاریخی اقتدار امپراتوری پارسی به دلیل تسلط آن بر قلب جاده ابریشم بوده.

اقتدار ایران هم به این دلیل بوده که از هزاران سال قبل جاده های امن و همچنین چاپارهای نامه بر و کاروانسراهای مطمئن برای تجار در مسیر جاده تامین کرده بوده.

وقتی که اروپایی ها به ثروت های موجود در شرق آسیا پی بردند مشاهده می کنیم که پس از اشغال این سرزمین ها اولین و مهم ترین مساله برای آنها تامین جاده و مسیر انتقال این ثروت ها به غرب بود و به همین دلیل می بینیم که اینها همیشه بر سر بسیاری از گذرگاههای مسیر های تردد مورد نیاز با هم در جنگ و ستیز بودند.

مهم این نبود که سرزمین ای را اشغال کرده باشند مهم این بود که ارتباط سرزمین اشغال شده با اروپا برقرار بماند و هر آنچه از سرزمین های اشغال شده به سرقت می رود را بتوانند منتقل کنند.

به همین دلیل هم بود که در برهه هایی مثلا مشاهده می کنیم کمپانی هند شرقی ارتشی به مراتب بزرگتر و مجهز تر از حتی ارتش خود بریطانیا در اختیار داشد و بسیاری از حکومت ها و کشورها در مسیر تردد کالاهای این کمپانی توسط این ارتش تصرف می شدند و یا اینکه حکام همسو با خود را بر این کشورها مسلط می کرد.

چون ارتباط فیما بین جزیره بریطانیا و هند برای این امپراتوری حیاتی بود.

امروزه هم هنوز این جریان ادامه دارد.

چین به دنبال راه اندازی مسیر رویایی یک کمربند یک راه (همان جاده ابریشم سابق است) و برای ایجاد آن به صورت مقدماتی پنج هزار ملیارد دلار بودجه گذاشته.

مسیری که قرار است راه انتقال کالا از شرق به غرب و بالعکس کره زمین شود.

طبیعی است که کشورهای دیگر در این مسیر همه به دنبال آن باشند که چین را متقاعد کنند مسیر را از سمت آنها بکشد و حتی وارد جنگ هایی شوند تا اجازه ندهند که مسیر از سمت دیگر کشورها کشیده شود.

برخی این روزها سوال می کنند منافع ترکیه در افغانستان مثلا چیست که اصرار دارد نیروهای خود را در افغانستان نگه دارد.

یا اینکه آیا واقعا ترکیه به دنبال مسایل پان ترکیسم و یا بازگرداندن امپراتوری عثمانی است که در امور دیگر کشورها از آذربایجان و تاجیکستان و ازبکستان گرفته تا شمال عراق و سوریه و لبنان ... دخالت می کند؟

یا مثلا منافع ترکیه در قطر چیست که حاضر می باشد به قطر نیرو بفرستد و یا اینکه ماجرای اوکراین به ترکیه چه ربطی دارد که از اوکراین حمایت می کند یا اصلا در لیبی چه کار دارد یا اینکه در اریتره و اثیوپی چه کار دارد؟

برخی دیگر همین سوال ها را درباره امارات عربی متحده و عربستان و اسرائیل و ... می کنند که مثلا در یمن چه کار دارد و یا در اریتره و یا صومالی و اثیوپی و یا لیبی و ...

برخی هم همین سوال را درباره ایران می کنند.

و...

اگر در اشل بزرگتر به ماجرا نگاه کنیم می بینیم که گذشته از همه مباحث و اختلافات سیاسی و ایدئولوژیک بسیاری از این جنگ ها به دلیل این است که کشورها هم می خواهند مسیر تردد امن از خاک آنها انجام شود هم اینکه اجازه ندهند که دیگری بتواند از مسیر امن خود پرده بردارد.

از قدیم الایام برخی کشوهای عرب حوزه خلیج فارس به دنبال آن بودند که نفت و گاز خود را از راه عراق و سوریه و ترکیه به اروپا برسانند.

روسیه به دنبال آن است که تامین کننده انرژی اروپا باشد و اگر راه رسیدن انرژی کشورهای عرب به اروپا باز شود تکیه اروپایی ها به انرژی روسیه کم می شود و آنوقت ممکن است اروپایی ها در تحریم های آمریکا بر علیه روسیه شریک شوند.

ایران اصرار دارد که امن ترین مسیر انتقال کالا از طریق ایران است و به همین دلیل هم تلاش دارد مسیر اتصال راه آهن و جاده از بنادر جنوبی ایران به سمت دریای مدیترانه از مسیر عراق و سوریه و لبنان را باز کند.

در مقابل می بینیم آمریکایی ها نقطه تلاقی این جاده را بمباران می کنند تا این مسیر باز نشود.

طبیعتا ایرانی ها هم نمی خواهد اجازه دهند عرب های حوزه خلیج فارس راه دیگری برای ارسال نفت و گاز خود غیر از تنگه هرمز داشته باشند تا مبادا آنها پس از اینکه مطمئن شدند که دیگر به تنگه هرمز نیاز ندارند روزی در توطئه ای بر علیه ایران شرکت کنند.

به هر صورت یکی از دلایلی که آمریکایی ها در حمله به ایران مردد می باشند این است که ایرانی ها می توانند همه زیربناهای اقتصادی کشورهای عرب حوزه خلیج فارس را نابود کنند و مسیر تنگه هرمز را ببندند، امری که منجر به یک بحران انرژی در جهان خواهد شد.

اصرار این کشورها بر تضعیف نفوذ ایران در منطقه هم در واقع به این دلیل است که اینها می خواهند این دست آورد را که ایران در میدان به دست آورده را با زیرکی ودیپلماسی از ایران بگیرند تا مسیر خود را باز کنند.

بندر جبل علی امارات عربی متحده امروزه یکی از ده بندر بزرگ جهان به حساب می آید و امارات به دنبال آن هست که مسیر ترانزیت کالای جهان با محوریت دبی انجام شود و به همین دلیل هم هست که مشاهده می کنیم اماراتی ها وارد جنگ یمن شدند و به تصرف بنادر اصلی یمن اکتفا کردند و در جزیره سقطری یمن پایگاه احداث کردند و مدیریت بنادر اریتره را در اختیار گرفته اند تا باب المندب در اختیارشان باشد.

دلیل اینکه آنها امروزه در احداث کانال العقبه در اسرائیل سرمایه گذاری می کنند هم این است که آنها به دنبال استفاده از مسیر این کانال به جای کانال سوئز می باشند و سرمایه گذاری آنها در لیبی هم به این دلیل است که آنها می خواهند در لیبی پایگاه پایانی پخش کالای ترانزیتی برای اروپا را ایجاد کنند.

اگر طرح امارات و اسرائیل محقق گردد آنوقت دیگر انتقال کالا از شرق به غرب با دور زدن ایران و ترکیه انجام خواهد شد.

به همین دلیل هم هست که ترکیه هم نیرو به قطر می فرستد تا به رقابت فیما بین قطر و امارات کمک کند هم تلاش دارد نیرو در افغانستان داشته باشد تا مسیر افغانستان به ایران نا امن باشد و بهترین مسیر انتقال کالا از مسیر قزاقستان و آذربایجان و گرجستان و ترکیه به اروپا باشد.

مدت ها است که مسیر راه آهن خلیج فارس به سمت روسیه و بعد از آن اروپا تقریبا تمام شده اما با فشار ترکیه و آمریکا و اسرائیل آذربایجان این مسیر را باز نمی کند.

البته امروزه مشاهده می کنیم عمان، قطر و عربستان هم تلاش دارند با تقویت بنادر خود و ارائه مسیر های جایگزین برای مسیر امارات و اسرائیل هستند، که البته برخی هم ماجرای آتش سوزی اخیر در بندر جبل علی دبی به این رقابت ها مخصوصا فیما بین امارات و عربستان سعودی، که دو متحد استراتژیک در بسیاری از مسایل نیز هستند، ربط میدهند.

یعنی این جریان آنقدر پیچیده است که حتی دو متحد استراتژیک هم ممکن برای سهم خواهی با هم درگیر شوند.

اصرار آمریکایی ها به حضور در دریای چین و تایوان هم به همین دلیل است چون آنها به دنبال بستن راه از آن طرف می باشند.

هندی ها هم کنار ننشسته اند و تلاش دارند با احداث یک راه از بندر چابهار ایران به سمت شمال و روسیه و ترکیه کانال ارتباطی خود را از آن مسیر به غرب برقرار کنند.

فقط برای اینکه ارزش این مسیر را متوجه شویم باید یکبار دیگر تکرار کنم، اگر فقط برای اقدامات اولیه مربوط به این مسیر چین حاضر است 5 هزار ملیارد دلار هزینه کند تصور کنید که برای اتمام آن حاضر است چه قدر هزینه کند و دیگران چه قدر هزینه خواهند کرد و در نهایت چه حجم کالایی از این مسیر قرار است جابه جا شود که همه برای آن می جنگند.

شاید هم بتوان گفت ابر قدرت شدن چین و سقوط آمریکا از ابرقدرتی فقط و فقط به این جاده وابسته است.

 

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک