01:51 20 اکتبر 2020
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
0 464

چه قدرت بزرگ دیگری می تواند افتخار کند که از علاقمندی کل خاورمیانه برخوردار شده بدون اینکه کسی را آزرده کند؟

اسپوتنیک به نقل از روزنامه  له موند چاپ فرانسه می نویسد: چین از محبوبیت در ایران و عربستان، آنکارا و دمشق، اسرائیل و فلسطین برخوردار است.

ایالات متحده پایه محور اسرائیل و عرب است که برای مهار گسترش جمهوری اسلامی ایران تشکیل شده است. روسیه می توانست از نگرش خیرخواهانه و بی طرفانه اکثر کشورهای منطقه بهره مند شود، اما مسکو ضمن دفاع از منافع خود در سوریه، برای مدت طولانی در آن کشور گیر کرده است.  

در حالی که کشورهای عربی زیر فشار "امپریالیسم" ایران به تدریج روابط خود را با اسرائیل عادی می کنند، یک تغییر عمیق و طولانی مدت دیگر در خاورمیانه در حال شکلگیری است. در سالهای اخیر، چین به طور پیوسته حضور خود را در پهنایی از مدیترانه شرقی تا سواحل خلیج فارس افزایش داده است. چرا؟ برای اینکه از بین همه قدرت های بزرگ، چین بیشترین وابستگی را به هیدروکربن های خاورمیانه دارد.

نفت بیش از 50٪ "منابع انرژی" چین را تشکیل می دهد. حجم مصرف آن به شدت افزایش یافته است و 40 درصد آن توسط  نفت خاورمیانه تامین می شود. چین بزرگترین وارد کننده طلای سیاه در جهان، مشتری اصلی ایران و یکی از مشتریان اصلی عربستان سعودی است.

چین دارایی های کافی برای اغوای منطقه را دارد. نه تنها مالی، بلکه سیاسی. مثلا، چین اصلاً نگران وضعیت حقوق بشر نیست. کشوری که در آن مجازات اعدام اعمال می شود ، از اینکه مردم در جمهوری اسلامی دار زده می شوند و مردم در عربستان سعودی سربریده می شوند، اصلاً نگران نیست.

چین با فروش پیشرفته ترین فناوری از دیکتاتوری های خاورمیانه حمایت می کند. پکن در مورد درگیری فلسطین و اسرائیل نظر حاص خود را ندارد و در سازمان ملل متحد موضع روسیه را دنبال می کند. پکن در مقابله تهران و ریاض طرفی نمی گیرد. چین از هر دو طرف خرید می کند و در هر دو سرمایه گذاری می کند. در این سرزمین، جایی که مسیحیت، اسلام و یهودیت وجود دارد، چین پیرو مارکس  - لنین - کنفوسیوس، سیاست وحدت منطقی مذاهب  (اکیومنیزم) را دنبال می کند. 

این روش سود می آورد. هیچ کشوری در جهان اسلام  از وضعیت اویغورها در چین انتقاد نکرده است. تهران، ریاض و آنکارا معتقدند که اسلام فقط در اروپای غربی - نه در چین - مورد بدرفتاری قرار گرفته است. چین به دنبال ایفای نقش واسطه ای در درگیری های منطقه ای نیست.

همه اینها موفقیت های بیشمار سیاست پیگیرانه و اندیشیده شده چین در خاورمیانه را توضیح می دهد. ستون اصلی آن البته ایران است - پایه نقطه طبیعی "جاده ابریشم جدید" که برای قلب رئیس جمهور شی جین پینگ عزیز و گرامی است. پکن و تهران با پیش نویس "مشارکت" تجاری و نظامی به تحریم های آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران پاسخ دادند: همکاری دفاعی و سرمایه گذاری چینی به ارزش 400 میلیارد دلار طی 25 سال در ازای تعرفه های ترجیحی نفت ایران.

چینی ها از ترس تحریم های دونالد ترامپ، بدون اینکه با صدای بلند چیزی اعلام کنند، در ایران به صورت نامحسوس پیش می روند. در عین حال، حضور چشمگیر در ایران مانع از توسعه همکاری های جدی هسته ای با عربستان سعودی نیست. وضعیت متناقضی پدید آمده است: ریاض می خواهد زیرساخت های هسته ای چین را در زمینه استخراج اورانیوم بدست آورد تا بتواند توسعه برنامه هسته ای ایران، متحد اصلی چین در منطقه را مهار کند ...

روابط نظامی ایران و چین مانع تبدیل شدن چین به یک شریک اقتصادی مهم اسرائیل نشد. بخش پیشرفته اسرائیل در جستجوی سرمایه جدید، با آغوش باز از سرمایه گذاران چینی استقبال می کند. پروفسور ایلان برمن، کارشناس آمریکایی در امور خاورمیانه، با استناد به نظرات برخی مقامات در واشنگتن، خاطرنشان می کند که چینی ها امروزه تقریباً یک چهارم فن آوری های بالای اسرائیلی را کنترل می کنند که اغلب با صنایع دفاعی مرتبط هستند. برخی در واشنگتن اخم می کنند.

چین در گرفتن قراردادهای بزرگ زیربنایی در منطقه مهارت دارد. به عنوان مثال، پکن در مدرن سازی حیفا، بندر اصلی اسرائیل در مدیترانه، جایی که ناوگان آمریکایی اغلب در آن لنگر می اندازد، نقش دارد. ایالات متحده آمریکا خوشحال نیست. اما چینی ها در خاورمیانه یک برگ برنده دارند: آنها سوال نمی کنند. آنها مواضع می گیرند.

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک