00:29 24 ژانویه 2021
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
0 396

آیا ایران با توجه به شرایط اقتصادی توانمندی مقابله با آمریکا را دارد؟

اسپوتنیک - سوال بسیار متداول در بحث انشای بچه های ابتدایی "علم بهتر است یا ثروت" این روزها شاید فرمت خود را به شکل "امنیت بهتر است یا اقتصاد" برای ایرانی ها تغییر داده.

یکی از مجریان شبکه های خبری روز گذشته از من سوال می کرد با توجه به شرایط اقتصادی ایران آیا ایران توانمندی مقابله با آمریکا را دارد؟

بله باید قبول کرد که اوضاع اقتصادی مردم در ایران بسیار بد است، بدتر از اینکه بسیاری تصور می کنند، اما به قول معروف این روزها تامین امنیت برای ایران از نان شب هم واجب تر شده است چون اگر سرپناه امن وجود نداشته باشد شما حتی اگر توان مالی بالا هم داشته باشید آن لقمه نان را نمی توانید پیدا کنید تا بخرید و بخورید.

شاید بد نباشد برای توضیح این نکته به خاطره ای که امروزه در روستای ابیانه معروف است اشاره کنم، محله ای در این روستا است که به نام محله پرزره معروف است و هر کس به این روستا برود قطعا مجبور می باشد از محله پرزره که وسط این روستا است رد شود.

در این محل یک جوی آب رد می شود و معروف است زمان جنگ جهانی اول فردی در این روستا بسیار ثروتمند بود و کلی طلا داشت، قحطی آمده بود وهمه مردم آذوقه های خود را از دست انگلیسی ها پنهان می کردند.

این فرد یک کیسه سکه طلا با خود برد و در روستا گشت تا بلکه بتواند یک کیسه گندم بخرد تا چند صباحی شکم زن و بچه اش را سیر کند اما هیچ کس حاضر نبود به او گندم بفروشد، به روستاهای اطراف رفت باز هم هیچ کس حاضر نبود گندم خود را بفروشد، وی برگشت و وسط روستا ایستاد و همه سکه های خود را در مقابل چشم مردم در جوی آب ریخت و فریاد زد سکه ای که نتواند برای من یک دانه گندم فراهم کند به درد جوی آب می خورد، رفت خانه و در نهایت با بچه هایش به دلیل گشنگی مردند، از آن پس آن محله هم به نام  پرزره معروف شد.

این روزها غاصبان برای اشغال کشورها از همان ابتدا از ابزار جنگ رسانه ای خود بهره می برند تا روحیه مردم را تخریب کنند و مردم به جایی برسند که به فکر مقاومت نباشند.

بعد به جنگ اقتصادی می پردازند تا مردم ناراضی شوند و تصور کنند که با ورود دشمن به خاک آنها نان شان تامین می شود.

اما غافل از اینکه دشمن به دنبال چپاول ارزاق و دارایی آنها است و با نشان دادن آن بهشت تبلیغاتی فقط می خواهد آنها را گول بزند.

علیرغم همه بدبختی هایی که زمان جنگ جهانی اول بر اثر همان قحطی بر سر ایرانیها آمده بود، زمان جنگ جهانی دوم انگلیسی ها از راه رسانه معروف خود بی بی سی آنقدر روی ذهن مردم ایران کار کردند که بسیاری مردم ایران تصور می کردند با ورود اشغالگران همه مشکلات اقتصادی شان حل خواهد شد و بسیاری با گونی های خالی صف کشیده بودند تا ارتش اشغالگر انگلیس بیاید و گونی های آنها را پر کند.

پایان زندگی سیاسی رضا شاه هم که بر کسی پوشیده نیست.

شرایط جنگ رسانه ای به گونه ای بود که وقتی انگلیسی ها رضا شاه را با فقط پنج سرباز و یک سرجوخه از کار برکنار کردند حتی محافظان اش حاضر نبودند بر علیه آنها مقاومت کنند و مردم فقط تماشاگر ماجرا بودند.

حال امروز برخی به یاد رضا شاه و کارهایش می افتند و از او تعریف و تمجید می کنند وکسی نمی گوید اگر اینگونه بود پس چرا مردم پشت او را خالی کردند؟

شاید بد نباشد درباره کاری که انگلیسی ها با رضاشاه کردند هم صحبت کنند.

چه رضاشاه را دوست داشته باشیم چه از او بدمان بیاید یک نکته بسیار مهم در این است که انگلیسی ها شاه ایران را در آن زمان برکنار کردند و دست نشانده خود (علیرغم اینکه پسر او بود) را به زور جای او گذاشتند.

بد نیست به این تجربه تاریخی با دید کسب تجربه نگاه کنیم.

همان زمان هم اشغالگران ایران همه ارزاق مردم را به سرقت بردند و دوباره قحطی سراغ ایرانی ها آمد و دورباره مردم ایران درگیر بدبختی و فلاکت شدند و تازه قرارداد های کذایی برای سرقت نفت ایران را بر ایرانی ها تحمیل کردند که تا به حال ایرانی ها تاوان همان قرارداد ها را پس می دهند.

ماجرای ملی کردن صنعت نفت توسط دکتر مصدق را که دیگر همه می دانند اما شاید نکته ای که برخی ندانند این است که دعوای ایران با انگلیس و آمریکا از زمانی شروع شد که ایرانی ها تصمیم گرفتند اختیار ما یملک خود را در دست بگیرند و اولین تحریم های رسمی که بر علیه ملت ایران وضع شد همان زمان توسط انگلیس و آمریکا وضع شد و تا به حال همان تحریم ها سر جای خود هست، یعنی حتی بر از سرنگونی مصدق و بازگشت شاه به قدرت این تحریم ها رسما برداشته نشد بلکه اجرای آنها تعلیق شد.

کما اینکه علیرغم سرنگونی و اعدام صدام حسین در عراق هنوز بسیاری از تحریمهای شورای امنیت بر علیه عراق برداشته نشده و آمریکایی ها به بهانه های مختلف جلوی انعقاد جلسه رفع تحریم ها از بالاسر مردم عراق را می گیرند.

زمانی که آقای نوری المالکی نخست وزیر عراق بود نامه ای رسمی در این باره به شورای امنیت نوشت وبعد از بیش از یک دهه هنوز شورای امنیت این نامه را بررسی نکرده.

شاید برخی بگویند خوب چه فرقی به حال عراقی ها می کند، فعلا که تحریم ها اجرا نمی شود؟

باید گفت چرا هنوز اجرا می شود.

طبق همان تحریم ها درآمد حاصل از فروش نفت عراق در حسابی در ایالات متحده واریز می شود و بر اساس صلاحدید اشغالگر آمریکایی که توسط شورای امنیت به عنوان ناظر بر عراق تعیین شده هزینه می شود.

به این ترتیب امروزه چیزی حدود یکصد و بیست میلیارد دلار در این حساب بلوکه شده و علیرغم اینکه دولت آقای الکاظمی بسیار به آمریکایی ها نزدیک می باشد اما در دیدار چند ماه پیش آقای الکاظمی و ترامپ، رییس جمهوری آمریکا قبول نکرد مبلغ پنج میلیارد دلار از این حساب را به دولت عراق بدهد تا حقوق های معوقه کارمندان را پرداخت کند، و الکاظمی که تصور می کرد به دلیل دوستی با آمریکایی ها می تواند با دست پر از آمریکا برگردد با دست خالی از آمریکا برگشت.

عراقی هایی هم که تصور می کردند با تحویل پست نخست وزیری به فردی که نزدیک به آمریکایی ها است مشکلاتشان حل خواهد شد امروزه نه فقط با مشکلات قبلی دست و پنجه نرم می کنند بلکه مشکلات جدیدی هم به مشکلاتشان افزوده شده.

به هر صورت باید توجه داشت آمریکایی ها و دشمنان ایران کلا فشارهای اقتصادی خود را روی محور فشار بر ایران جهت کنار گذاشتن برنامه موشکی – نفوذ خود در منطقه و برنامه هسته ای متمرکز کرده اند.

و هرچه تحریم اقتصادی بر علیه ملت ایران اعمال می کنند به این بهانه است که می خواهند ایران را پای میز مذاکره روی این سه محور بنشانند.

تجربه های دیگر کشورها که نمونه بارز اش امروزه لیبی و عراق می باشند ثابت کرده که حتی در صورتی که ایران کل برنامه موشکی خود را کنار بگذارد و روابط خود با همه متحدین اش را قطع کند و برنامه موشکی را مانند سال 2004 پلمپ کند، باز هم آمریکایی ها مانند جریان برجام بهانه های دیگری را به میان خواهند کشید و به تعهدات خود عمل نخواهند کرد و هدف نهایی شان تضعیف ایران تا حدی که حمله و اشغال آن برایشان بی هزینه باشد است.

پس از آن هم شاید ملت ایران، آنهایی که زنده می مانند بتوانند آرزو کنند زندگی ای نزدیک به زندگی مردم لیبی و یا عراق و یا افغانستان و یا یمن و یا سوریه و یا ... داشته باشند.

بدیهی است تا زمانی که ایرانی ها قدرت بازدارندگی در اختیار داشته باشند شاید مجبور باشند با اوضاع بد اقتصادی سر و کله بزنند اما حد اقل می دانند که جایی برای زندگی دارند.

طبق نظر کارشناسان اجتماعی اولویت نیازهای های انسان ها امنیت – سرپناه – بهداشت و غذا – پوشش – آموزش و تفریح و... می باشد.

یعنی باید توجه داشت همه نیازهای انسان ها بعد از امنیت قرار دارد و اگر امنیت نباشد هیچ کدام دیگر نیازها شاید تامین نگردد.

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک