02:56 19 ژانویه 2021
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
1335

با اینکه یک طرف انکار می کند و دیگری اصرار، اما آنچه از شواهد امر به نظر می آید این است که همه اعضای 1+5 و ایران در حال آماده سازی شرایط برای ورود به مرحله جدیدی از گفتگو ها هستند.

همه کارشناسان امور بین المللی متحد القول هستند اشتباه بزرگ ترامپ و تیم اش این بود که سیاست صحیحی در قبال ایران اتخاذ نکردند وگرنه شاید در دوران آقای ترامپ و با مستقر بودن تیم آقای روحانی و ظریف در دولت می شد بسیاری از اختلافات ایران و آمریکا را حل و فصل کرد هم اینکه شاید این گفتگو ها می توانست شرایطی ایجاد کند تا ترامپ مجددا در انتخابات آمریکا رای بیاورد، و ترامپ با تصمیمات اش این فرصت تلایی فیما بین دو کشور را نابود کرد.

چه قبول داشته باشید که سیاست های خارجی روی داخل آمریکا تاثیر دارد چه قبول نداشته باشید، یکی از بزرگترین ضعف های سیاست تیم آقای ترامپ سیاست خارجی او بود.

یا شاید بهتر است بگوییم نبود سیاست خارجی او بود.

اگر آقای ترامپ می توانست به جای اینکه روی فاش سازی رابطه اسرائیل با کشورهای عرب حوزه خلیج فارس و تحریک حساسیت های قومی و مذهبی وسرزمینی در منطقه خاورمیانه و خوش خدمتی به لابی های صهیونیستی، روی حل و فصل اختلافات آمریکا با کره شمالی و ایران تمرکز می کرد و حد اقل از این دو مورد نتیجه ای به دست آورد قطعا نظر بسیاری از شخصیت های جریان ساز در داخل آمریکا را می توانست به سمت خود جلب کند و خوب آرایی که اینها می توانستند به نفع او تامین کنند نیز کافی بود تا شاید نتایج انتخابات تغییر کند.

یا شاید بهتر است بگوییم نبود سیاست خارجی او بود.

اگر آقای ترامپ می توانست به جای اینکه روی فاش سازی رابطه اسرائیل با کشورهای عرب حوزه خلیج فارس و تحریک حساسیت های قومی و مذهبی وسرزمینی در منطقه خاورمیانه و خوش خدمتی به لابی های صهیونیستی، روی حل و فصل اختلافات آمریکا با کره شمالی و ایران تمرکز می کرد و حد اقل از این دو مورد نتیجه ای به دست آورد قطعا نظر بسیاری از شخصیت های جریان ساز در داخل آمریکا را می توانست به سمت خود جلب کند و خوب آرایی که اینها می توانستند به نفع او تامین کنند نیز کافی بود تا شاید نتایج انتخابات تغییر کند.

اگر ماجرای ترور شهید سلیمانی با ترور شهید فخری زاده را با هم مقایسه کنیم متوجه می شویم که ترور شهید سلیمانی کار پیچیده و بزرگی (از منظور عملیاتی) به حساب نمی آمد چون شهید سلیمانی بر اساس موازین و مقررات سیاسی بین المللی بدون دفاع به صورت رسمی از فرودگاه بغداد وارد این کشور شده بود و چون تصور بر این بود که آمریکایی ها هم موازین بین المللی را رعایت می کنند نیازی نبود که تدابیر بیشتری اتخاذ شود.

در واقع ماجرای ترور شهید سلیمانی یک نامردی تمام عیار آمریکایی به حساب می آمد، ونه یک عملیات پیچیده امنیتی یا نظامی، که در کنار نامردی های دیگر آقای ترامپ در بحث توافق هسته ای شرایطی را ایجاد کرده بود که به هیچ وجه نشستن پای میز گفتگو با یک همچین فردی و یا منصوب او منطقی به نظر نمی آمد.

حال با تغییر شرایط آمریکا بدیهی است که بسیاری منتظر هستند که شرایط سیاست بین المللی هم تغییر کند.

اینکه دولت جدیدی آمریکا تصمیم دارد به تعهدات قبلی ایالات متحده برگردد خبر بسیار خوبی برای همه به حساب می آید اما نکته ای که امروزه به دغدغه ای برای همه کشورهای جهان تبدیل شده این می باشد که آمریکا با چه شرایطی می خواهد به تعهدات قبلی خود برگردد و چه قدر می شود روی این تصمیم دولت آمریکا حساب باز کرد؟

آیا باز هم ممکن است شرایطی پیش آید که چند سال دیگر رئیس جمهوری ای در آمریکا سر کار بیاید و همان کارهای ترامپ را تکرار کند و از معاهدات بین المللی خارج گردد؟

در واقع اعتبار بین المللی آمریکا و اعتماد به امضای مسئولین آمریکایی در سطح بین المللی کاملا از بین رفته و اولین چالشی که رئیس جمهوری آتی آمریکا با آن مواجه می باشد این است که بتواند این اعتبار را مجددا به دست بیاورد و ثابت کند که آمریکا تغییر کرده و مردم آمریکا نقض عهد های رییس جمهوری قبلی را قبول ندارند و از این پس قبول نخواهند داشت.

اگر مقداری ریز تر صحبت کنیم امروزه یکی از بحث های مطرح برای ایرانی ها این است که دولت جدید آمریکا خواهان بازگشت به برجام است.

عالی.

اما با چه شرایطی؟

همین که تصمیم بگیرد برگردد کافی است؟

ایران هم باید همه تعهدات خود را مانند قبل انجام دهد و منتظر بماند طرف مقابل تعهدات خود را انجام دهد؟

آیا نباید جریمه ای برای نقض عهد آمریکا طی این چند سال در نظر گرفته شود تا این تضمین ایجاد شود که آمریکا دیگر کارهای قبلی خود را تکرار نمی کند؟

بحث اینجا فقط بحث جریمه مالی نیست؟

جریمه مالی جای خود.

بحث این است که آمریکا از یک معاهده بین المللی که به عنوان قطعنامه شورای امنیت نیز ثبت شده خارج شده و بازگشت به آن حتی با موافقت پنج کشور دیگر عضو در برجام منوط به موافقت ایران است، چون این ایران است که متضرر شده و این ایران است که باید در قبال بازگشت آمریکا به برجام تعهداتی را انجام دهد، و این ایران است که چوب خروج آمریکا از برجام را خورده.

به نظر می رسد حد اقل خواسته ایران، گذشته از بحث جرایم هزینه های مالی و معنوی و حتی انسانی تحمیل شده بر ملت ایران باید این باشد که آمریکا به این راحتی ها هم حق نداشته باشد به برجام برگردد و قبل از پذیرش برگشت آن به برجام شرط و باید شروطی برای آمریکا وضع گردد.

به عنوان مثال اول قطعنامه 2231 را کامل اجرا کند و همه تحریم ها را از بالا سر ایران بردارد تا حسن نیت دولت جدید آمریکا را نشان دهد.

بعد برجام و قطعنامه 2231 به عنوان یک سند در کنگره آمریکا به تصویب برسد تا هیچ دولت بعدی ای نتواند از اجرای آن سر باز بزند.

بعد برخی حقوق آمریکا در برجام مانند حق بهره برداری و استفاده از بند ماشه سلب گردد تا آمریکایی ها متوجه شوند که بابت خروج از برجام باید هزینه بدهند.

هفته گذشته در کنفرانس مطبوعاتی که جناب آقای روحانی برگزار کرد یکی از خبرنگاران سوال زیرکانه ای از او داشت که آقای روحانی هم زیرکانه تلاش کرد از زیر آن در برود.

(نقل به مضمون) خبرنگار سوال کرد که آیا شما حاضر خواهید بود در صورتی که اجلاس سران ایران و 1+5 برگزار گردد با آقای بایدن روی میز گفتگو بنشینید؟

آقای روحانی جواب این سوال را مستقیم نداد، البته اظهار داشت که هر کاری که برای رفع تحریم ها از بالاسر ملت ایران نیاز باشد انجام می دهد و لحظه ای در انجام آن درنگ نخواهد کرد.

به زبان دیپلماسی یعنی اگر ببیند نیاز باشد این کار را انجام خواهد داد.

البته از قبل هم چند سال پیش رهبری این بحث را مطرح کرده بود که در چهارچوب اجلاس های مربوط به برجام مشکلی نیست که مسئولین ایرانی با مسئولین دیگر کشورها مذاکره و گفتگو کنند.

ترامپ با ترور شهید سلیمانی ماجرا را پیچیده کرده بود و شرایطی ایجاد کرده بود که رئیس جمهوری که هیچ حتی یک مقام رتبه پایین وزارت امور خارجه ایران هم حاضر نباشد با او و یا تیم او پای میز گفتگو بنشیند چون آن مقام می دانست که آینده سیاسی خود در ایران را از دست خواهد داد.

با این شرایط به هر صورت به نظر می رسد همین ماجرای بازگشت آمریکا به برجام هم نیاز به گفتگو و مذاکره میان ایران و 1+4 داشته باشد و شاید هم حتی نیاز باشد مقامات آمریکایی هم در این گفتگو ها حضور داشته باشند.

اینکه ایرانی ها این روزها تلاش دارند سقف اجرای تعهدات خود در برجام را کاهش دهند و از سوی دیگر اروپایی ها هر روز شعارهایی مبنی بر نیاز به توافق جدید در موارد دیگر غیر هسته ای بیان می کنند و یا اینکه برخی کشورهای منطقه تلاش دارند یک صندلی برای خود پای میز گفتگو های آتی خریداری کنند، همه اش نشان از آن دارد که قطعا گفتگو هایی در پیش است.

تصور اینکه ایران حاضر باشد در باره بحث مسایل دفاعی خود و یا ارتباطات با همپیمانان در منطقه مذاکره داشته باشد (توجه داشته باشید از منظور دیپلماتیک عبارت گفتگو با عبارت مذاکره تفاوت دارد) یک تصور کاملا اشتباه است و قطعا ایران چنین مذاکراتی را نخواهد پذیرفت.

در مقابل هم تصور اینکه طرف های مقابل حاضر باشند درباره غنی سازی بالای پنج درصد ایران و یا نگه داری حجم بالای اورانیوم غنی شده در ایران و یا احداث پایگاه های هسته ای جدید ایران کنار بیایند هم تصور سختی به شمار می آید.

اینکه ایرانی ها این روزها تلاش دارند سقف اجرای تعهدات خود در برجام را کاهش دهند و از سوی دیگر اروپایی ها هر روز شعارهایی مبنی بر نیاز به توافق جدید در موارد دیگر غیر هسته ای بیان می کنند و یا اینکه برخی کشورهای منطقه تلاش دارند یک صندلی برای خود پای میز گفتگو های آتی خریداری کنند، همه اش نشان از آن دارد که قطعا گفتگو هایی در پیش است.

تصور اینکه ایران حاضر باشد در باره بحث مسایل دفاعی خود و یا ارتباطات با همپیمانان در منطقه مذاکره داشته باشد (توجه داشته باشید از منظور دیپلماتیک عبارت گفتگو با عبارت مذاکره تفاوت دارد) یک تصور کاملا اشتباه است و قطعا ایران چنین مذاکراتی را نخواهد پذیرفت.

در مقابل هم تصور اینکه طرف های مقابل حاضر باشند درباره غنی سازی بالای پنج درصد ایران و یا نگه داری حجم بالای اورانیوم غنی شده در ایران و یا احداث پایگاه های هسته ای جدید ایران کنار بیایند هم تصور سختی به شمار می آید.

 

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک