05:44 21 سپتامبر 2020
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
15473

واکنش ایران به همکاری اسرائیل و امارات متحده عربی چه خواهد بود؟

علیرغم اینکه آمریکایی ها تلاش دارند ماجرای برقراری رابطه ابوظبی و تل آویو را در راس اخبار رسانه ای نگه دارند اما ظاهرا بحث این ماجرا حداقل از طرف اماراتی‌ها بسیار کمرنگ شده.

شاید تکرار مکررات باشد که بگوییم همه از قبل می دانستند که ابوظبی و تل آویو پشت پرده ارتباطاتی دارند.

اما اینکه امارات بخواهد این رابطه را به شکلی که مطرح شد علنی کند بسیار برای امارات سنگین تمام شده و جایگاه امارات عربی متحده در میان مردم عرب و مسلمان شدیدا تنزل پیدا کرده، امری که احتمالا مقامات ابوظبی تصور نمی کردند رخ دهد و تصور می کردند که حد‌اقل پنج کشور دیگر عربی (طبق اظهار نظر های خودشان) بلافاصله به آنها خواهند پیوست.

اماراتی ها فقط قرار بود راه باز کن باشند.

به هر صورت شاید بتوان گفت تصمیم ابوظبی برای بر هم زدن وحدت عربی و اسلامی که خود امارات یکی از اصلیترین مدعیان آن بود و خواستار ایجاد دو کشور فلسطینی و یهودی بودند، قطعا می بایست برای امارات عربی متحده امتیازات خیلی زیادتری در نهان می داشت که حداقل تا به حال معلوم نیست به دستشان برسد یا نه.

نکته قابل تامل در این است که تنها ابوظبی مدعی چنین ارتباطی بوده و هست و شش امارت دیگر امارات عربی متحده هنوز در این باره سکوت اختیار کرده اند، امری که نشان می دهد به نوعی اختلاف نظر در این باره در میان امرای امارات وجود دارد.

به هر حال دلیل اصلی رشد اقتصادی امارات عربی متحده طی چند دهه گذشته این بود که امارات تلاش کرد خود را دور از همه تجاذبات سیاسی و درگیری‌های منطقه ای نگه دارد.

حتی در زمانی که در ایران به سفارت عربستان سعودی حمله شد و عربستان به عنوان برادر بزرگتر به همه کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس دستور داد با ایران قطع رابطه کنند، حاکمان ابوظبی تمایل داشتند با عربستان در این جریان همکاری کنند ولی بقیه امارت‌های دیگر مخالفت کردند و به همین دلیل کار به قطع روابط نکشید و رسما فقط اماراتی ها سفیر خود را فرا خواندند.

بسیاری از امرای امارت های دیگر امارات عربی متحده با سیاست های بین المللی خلیفه بن زاید حاکم ابوظبی که تحت سلطه برادر اش محمد بن زاید ولیعهد ابوظبی قرار دارد مخالف می باشند و تصور می کنند جاه طلبی های محمد بن زاید می تواند منجر به نابودی کل امارات گردد.

حال ممکن است بتوانیم بگوییم بحث برقراری رابطه با اسراییل یک مساله داخلی امارات عربی متحده است که باید خود اماراتی ها درون خودشان در باره اش تصمیم بگیرند و فکر کنند آیا در آینده می توانند چالش های آن را تحمل کنند یا نه و در نهایت ایرانی ها حق دارند فقط به آنها نصیحت برادرانه در این باره داشته باشند.

اما وقتی که مقامات اسراییلی و اخیرا آمریکایی مدعی می شوند این رابطه قرار است برای مقابله با ایران باشد دیگر نباید توقع داشت ایرانی ها سکوت کنند و اظهار دارند که ماجرا یک مساله داخلی امارات است.

به هر صورت ایرانی ها به خوبی می دانند اگر تهدید را در نطفه خاموش نکنند قطعا این ماجرا می تواند به جریانی بسیار طولانی تبدیل شود که در آینده جمع و جور کردن‌اش بسیار سخت است.

طی چند دهه اخیر اسراییلی ها و آمریکایی ها تلاش کردند از کانال آذربایجان و یا گرجستان بتوانند در ایران نفوذ داشته باشند و مشاهده کردیم که واکنش ایران منجر به آن شد که این کشورها که در شمال ایران قرار دارند به اسراییلی ها گوشزد کنند که اگر می خواهند با آنها رابطه داشته باشند حق ندارند از سرزمین آنها برای ضرر زدن به منافع ملی ایران استفاده کنند و به نوعی اسراییلی ها را وادار کردند خودشان را جمع و جور کنند.

حال در مورد امارات قطعا ایرانی ها با چنین سیاستی پیش خواهند رفت و تلاش خواهند کرد به اماراتی ها گوشزد کنند که برقراری روابط با اسراییل در صورتی که بخواهد با هدف ضربه زدن به منافع ایران باشد به هیچ وجه قابل قبول نیست.

در برخی موارد بعضی ها تصور می کنند چون ایران با دبی یا شارجه یا عجمان یا ... ارتباطات اقتصادی خوبی دارد ممکن است از تهدیدات اسراییل چشم پوشی کند.

همانگونه که قبلا مطرح کردیم فعلا این امارت ها موضع واضحی در باره رابطه با اسراییل نگرفته اند اما مسلما در صورتی که بحث امنیت برای ایران مطرح شود ایرانی ها اقتصاد را جدا خواهند کرد و امنیت همیشه برای ایرانی ها در اولویت خواهد بود و از هفت درصد رابطه تجاری خود با امارات چشم پوشی خواهند کرد، مخصوصا که در حال حاضر هم قطر و هم عمان و حتی کویت تلاش دارند جایگزین امارات در رابطه اقتصادی با ایران باشند.

بعید به نظر می آید اماراتی ها بخواهند تا جایی پیش بروند که به اسراییلی ها پایگاههایی بدهند تا ایران را تهدید کنند چون خودشان به خوبی می دانند عمق استراتزیک آنها بسیار کم و ضعیف است و حتی با در اختیار داشتن پیشرفته ترین تجهیزات نظامی آمریکا امکان تامین امنیت زیر بناهای اقتصادی آنها وجود نخواهد داشت و آمریکاییها از آرامکو بیشتر از ابوظبی دفاع نخواهند کرد.

به هر حال تهدید امنیتی برای ایران می تواند عواقب بسیار خطرناکی در پی داشته باشد که اقتصاد رو به پیشرفت امارات تحمل تنش های آن را ندارد و می تواند ضربه های جبران ناپذیری را برای اماراتی ها داشته باشند.

نباید فراموش کرد که کل اقتصاد امارات امروزه در ساختمان های بلندی ساخته شده که ستون هایشان در شن های روان است و این شن ها هر لحظه می توانند حرکت کنند و کل این برج ها را ظرف مدت کوتاهی قورت دهند، ماجرایی که شاید فقط به یک تلنگر بیشتر احتیاج نداشته باشد و قطعا ایرانی ها به خوبی می دانند در صورتی که مورد تهدید قرار گیرند چگونه این تلنگر را بزنند.

در پایان باید به این نکته توجه داشت که قطعا در صورت برقراری رسمی روابط میان امارات و اسراییل دیگر روابط ایران و امارات مانند پیش از آن نخواهد بود و تنش ها میان ایران و امارات احتمالا افزایش خواهد یافت.

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک