12:25 22 سپتامبر 2020
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
2824

سرعت تغییرات لحظه ای در لبنان به حدی زیاد است که امروزه محال است وارد محفلی سیاسی شوید و همه پرس و جو نکنند که در لبنان چه اتفاق می افتد، تا با شرايط لبنان آشنایی نداشته باشید نمی توان در مورد آن قضاوت کنید و متوجه شوید در آن چه می گذرد.

اسپوتنیک - کشوری که ۱۰۵۴۲ کیلومتر مربع بیشتر مساحت ندارد اما به دلایل ژئوپلتیک هم در منطقه و جهان بسیار موثر است وهم خود تحت تاثیر تجاربات بین المللی قرار دارد.

هم مرز با اسراییل است و از سوی دیگر سینه ورودی خاور میانه از سمت دریای مدیترانه به حساب می آید.

از قدیم الایام فینیقی ها در آن سکونت داشتند و به عنوان اولین دریانوردان و سازندگان کشتی و تاجران دریایی معروف بودند.

زمانی کوه های لبنان پوشیده از درخت کاج (الارز) که سمبل پرچم ملی این کشور نیز هست بود و اهمیت این درخت در این بود که چوب آن بیشترین مقاومت را در دریاها از خود نشان داده است.

در طول تاریخ لبنان تحت اشغال قدرت های مختلف بوده و جالب اینکه رابطه ایرانی ها و فینیقی ها بسیار دیرینه است و زمان هخامنشیان لبنانی ها سازندگان نیروی دریایی ایران بودند و بسیاری از ناخداهای کشتی های جنگی ایرانی فینیقی هایی بودند که خود را جدا از ایرانی ها نمی دانستند و زمان لشکر کشی کوروش در مقابل او نجنگیدند بلکه همیشه در کنار ایرانی ها می جنگیدند در حالی که وقتی اسکندر مقدونی به شرق حمله کرد فینیقی ها شش ماه در شهر فعلی صور در مقابل او مقاومت کردند و در نهایت همه ناوگان دریایی خود را قبل از تسلیم به دلیل محاصره آتش زدند و اسکندر هم شهر صور را به آتش کشید.

زمانی هم که صفوی ها تصمیم گرفتند مذهب شیعه را در ایران مذهب رسمی کشور کنند از علمای جبل عامل (لبنان) دعوت کردند که به ایران بیایند و تشیع را گسترش دهند.

پیش از آن تشیع در ایران به نوعی یک مقاومت سیاسی بر علیه تسلط اعراب و عثمانی ها به حساب می آمد توسط شخصیت های مذهبی اسماعیلی که از مصر (فاطمی ها) و یمن به ایران آمده بودند منتشر شده بود.
(به خوانندگان پیشنهاد می کنم کتاب خداوند الموت که داستان حسن الصباح و قلعه الموت هست را در این زمینه مطالعه کنند).

روحانی: ایران آماده کمک به لبنان است
© AP Photo / Office of the Iranian Presidency

همین دانشگاه الازهر که امروزه به عنوان مرجع و دانشگاه و یا حوزه علمیه اهل تسنن جهان شناخته می شود توسط شیعیان فاطمی تاسیس شده و شیعیانی که در شامات (سوریه و لبنان و اردن و فلسطین) زندگی می کردند به دلایل امنیتی برای فرار از دست عثمانی ها در کوه های صعب العبور لبنان معروف به جبل عامل زندگی می کردند.
پس از فروپاشی امپراتوری عثمانی و بر اساس توافق سایکس پیکو سوریه و لبنان سهم فرانسه شدند و به این دلیل تا به حال جزو کشورهای فرانکوفون به حساب می آیند و فرانسه به نوعی خود را قیم آنها می داند.
در حالی که فرانسه خود را پدرخوانده لبنان می داند و غرب تلاشهای عدیده ای برای تحت سلطه قرار دادن لبنان انجام داد اما در انتخابات اخیر مجلس لبنان جبهه حامی مقاومت بر علیه اسرائیل توانست اکثریت کرسی های مجلس این کشور را به دست آورد.
اهمیت مجلس لبنان در این است که همه جایگاه های سیاسی در این کشور توسط مجلس تعیین می شود و کلید اصلی همه معادلات سیاسی در این کشور به حساب می آید.

از رئیس جمهوری گرفته تا نخست وزیر تا دیگر شخصیت های حقوقی این کشور همه باید توسط مجلس تعیین شوند.

همچنین طبق یک سنت نا نوشته که تقریبا همه با آن آشنا هستند رییس جمهوری باید از میان مسیحیان مارونی و نخست وزیر از میان مسلمانان اهل سنت و رییس مجلس باید از میان مسلمانان شیعه تعیین شود.
جالب اینکه در لبنان تقریبا تمام پست های کلیدی کشور بر همین اساس به صورت سنتی و نا نوشته میان مذاهب ۱۸ گانه تقسیم می شود.

یعنی از وزرا گرفته تا مدیران ارشد و حتی روسای ادارات همه بر اساس تقسیم بندی طایفه ای پست ها را در اختیار دارند.

به عنوان مثال همین بندر بیروت که اخیرا اتفاقات کذایی در آن رخ داد به صورت سنتی در اختیار اهل تسنن است و معاونین ارشد مدیر کل گمرک باید یکی مسیحی مارونی و دیگری مسیحی ارتودکس باشند و شیعیان به صورت سنتی در سطح روسای ادارات در این بندر پست دارند.

چون زمان تاسیس لبنان کل بیروت وابسته به اهل تسنن به حساب می آمد و این بندر در اختیار آنها بود و چون بندر در محدوده مکان زندگی مسیحیان در شرق بیروت قرار دارد به صورت سنتی مسیحیان مارونی و ارتودکس هم در این بندر پست و سمت داشتند و دارند.

متاسفانه انفجار اخیر بندر بیروت هم بیشتر به محله های مسیحیان مارونی ها و ارتدوکس و اهل تسنن آسیب زد.
این تقسیم بندی طایفه ای در دیگر جایگاه ها در لبنان نیز وجود دارد، به این معنا که اگر شما مثلا مسیحی مارونی نباشید هیچ وقت نمی توانید فرمانده ارتش و یا رئیس بانک مرکزی لبنان شوید.

همچنین که اگر شما شیعه نباشید رئیس مجلس نمی توانید باشید و یا سنی نباشید نخست وزیر نمی توانید باشد.

تقسیم بندی در سیستم های وزارتی لبنان هم به همین ترتیب به شکلی است که اگر مثلا یک وزیر از یک طایفه باشد مدیر کل وزارتی باید از یک طایفه دیگر باشد و معمولا هم مدیر کل وزارتی است که اداره وزارت را عهده دار می باشد چون حد اکثر عمر وزرا در کابینه یکسال بیش نیست.

به دلیل شرایط سیاسی یک وزیر اختیار تغییر مدیر کل وزارتی بدون موافقت مجلس و هماهنگی با طایفه ای که مدیر کل به آن وابسته است را ندارد کما اینکه شاید برخی متوجه شدند که مثلا کل دولت لبنان اختیار تغییر رئیس بانک مرکزی را که در حال سنگ اندازی در کار دولت بود را نداشتند.
این سیستم سیاسی را فرانسوی ها پس از خروج از لبنان در این کشور ایجاد کردند تا با کنترل نمایندگان مجلس لبنان بتوانند کل سیستم سیاسی لبنان را کنترل کنند.
دقیقا همان کاری که آمریکایی ها در عراق انجام دادند و امیدوار بودند با کنترل مجلس عراق کنترل سیاسی این کشور را در اختیار داشته باشند، چون دقیقا سیستم مشابهی در عراق نیز پیاده شده است.

نکته ای که شاید به ذهن نمی آمد این بود که این شرایط موجب تقویت وابستگی افراد به طوایف و جناح های سیاسی خود می شود چون همه می دانند در صورتی جایگاه خود را دارند که حزب و طایفه شان از آنها حمایت کند و اگر حمایت حزب و طایفه شان را نداشته باشند کارشان تمام است.

در لبنان احزاب هم وابسته به طوایف این کشور هستند. یعنی مثلا حزب الله لبنان و جنبش امل وابسته به شیعیان هستند و حزب فالانژ وابسته به مسیحیان مارونی و حزب سوسیالیست پیشرو وابسته به دروزی ها و ...
وفاداری به تشکیلات حزبی همیشه در این کشور اولویت را نیز دارد، یعنی اگر فردی در پست و مقامی قرار گیرد مجبور است تلاش کند هر امکاناتی که در اختیار دارد در اختیار تشکیلات و حزب حامی خودش قرار دهد چون منابع مالی این تشکیلات و حزب هم از همین کانال تامین می شود و وی می داند اگر حزب و تشکیلات حامی اش ضعیف شود یعنی خودش نیز حذف شده است.

پس اگر مثلا فردی مدیر کل اداره ای می باشد همیشه تلاش می کند پروژه ها و کارهای خدماتی نان و آب دار را در اختیار تشکیلات حامی خود و افراد و موسسات و شرکت های وابسته به آن قرار دهد.

همین ماجرا موجب این می شود که کسانی که هیچ وابستگی ای به هیچ تشکیلاتی ندارند از معادله حذف شوند و به همین دلیل هم می توان گفت بیش از ۸۵ درصد مردم لبنان درگیر کار خصوصی هستند و خود را جدا از دولت و حکومت می دانند.

اما به هر حال نمی توان همه چیز را از دولت و حکومت جدا دانست چون برخی خدمات و سرویس ها است که اجبارا باید توسط حکومت تامین گردد.

به دلیل جنگ داخلی طولانی در لبنان بسیاری از این خدمات و سرویس ها هم از بخش دولتی به بخش خصوصی منتقل شد.

به عنوان مثال شما در لبنان خدمات برق را از بخش خصوصی دریافت می کنید و بخش دولتی نمی تواند برق را برای همه تامین کند و شما می بینید که در اکثر مناطق لبنان برخی هستند که ژنراتورهای بزرگ برق در اختیار دارند و برق به مردم اجاره می دهند، که البته در هر منطقه ای هم این افراد وابسته به جناح سیاسی حاکم بر آن منطقه یا محل هستند.

طبیعتا در چنین شرایطی حتی ممکن است برخی نخواهند دولت بتواند خدمات کامل برای مردم تامین کند چون منافع آنها متضرر می شود، یعنی مثلا اگر دولت بتواند برق ۲۴ ساعته برای همه مردم تامین کند خوب این هایی که سرمایه گذاری کردند و ژنراتورهای کذایی خریده اند متضرر می شوند.

به همین دلیل در بسیاری از موارد مشاهده می کنید که مافیاهایی تشکیل شده که کنترل برخی خدمات را نیز در اختیار دارد.

بسیار معروف است که لبنان کشوری است که هر جایش را چاه بکنید به آب شیرین می رسید و خشکی این کشور صخره بزرگی است که روی آب شیرین شناور است اما مردم این کشور با کمبود آب شیرین مواجه هستند چون احتکار آن در اختیار برخی مافیاها می باشد و از سوی دیگر اسراییلی ها به لبنانی ها اجازه سد سازی روی رودخانه هایشان را نمی دهند تا مبادا از دبی آبی که به سمت سرزمین های اشغالی می رود کاسته شود.
در این هاگیر و واگیر عموم جناح های سیاسی و مذهبی لبنان هم به کشورهای دیگر وابستگی دارند.

از قدیم الایام در لبنان برچسب وابستگی شیعیان به ایران، سنی ها به عربستان سعودی و مسیحی های مارونی به فرانسه و... وجود داشته، و حتی به عنوان مثال اگر شما یک شیعه لبنانی باشید که هیچ علاقه ای به ایران نداشته باشید باز هم مهر طرفدار ایران بر پیشانی تان خورده و شرایط این کشور شما را به سمت وابستگی طایفه ای سوق می دهد.

البته در برهه هایی مشاهده می کنیم که مثلا فضای ملی گرایی در این کشور زمان اوج گیری ناسیونالیسم عربی و ناصریسم (پیروان جمال عبد الناصر رهبر فقید مصر) تقویت می شود و برخی لبنانی ها بدون توجه به وابستگی طایفه ای به سمت و سوی تفکر های ناسیونالیست روی می آورند و یا در برهه ای حمایت از جنبش های آزادیبخش فلسطینی تقویت می شود و بسیاری از لبنانی ها به این جنبش ها می پیوندند.

خیلی نمی خواهم وارد این بحث شوم اما نیاز بود اول آن را مطرح کنم تا خواننده یک اطلاعات هر چند سطحی از شرایط این کشور به دست آورد.

خوب اگر شرایط سیاسی امروز عراق را ببینید می توانید متوجه شوید لبنانی ها هفتاد سال است چه می کشند.

شاید بتوان گفت به همین دلیل هم هست که سه برابر ساکنین لبنان، لبنانی های مهاجر خارج این کشور وجود دارند.

اما لبنان هم ویژگی های خود را دارد و این ویژگی ها شرایطی را ایجاد کرده که همه مردم این کشور به وطن خود علاقه داشته باشند و شما کمتر لبنانی مهاجری را می بینید که دلش نخواهد درهمین شرایط بد هم که شده سالی یکی دو بار به کشور خود سر نزند، مضاف بر اینکه لبنانی های مهاجر عادت دارند همه سرمایه های خود را به لبنان ببرند و در بانک های لبنان نگه دارند چون سیستم بانکی لبنان به نوعی یک سیستم بسیار باز و آزاد است و مشابه سوئیس راز داری بانکی هم در این کشور وجود دارد، البته شاید بتوان گفت داشت، و خوب لبنانی ها هیچ جای دنیا آنها نمی توانند سیستمی مطمئن تر از این سیستم پیدا کنند.

همین سیستم بانکی بود که موجب آن شد تا علیرغم وجود دهه ها جنگ و خونریزی و خرابی در این کشور هر بار که لبنان تا به حد نابودی می رسید مجددا بتواند روی پای خود بایستد.

حال که پیش زمینه ای از شرایط لبنان مطرح شده پیشنهاد می کنم برای مسایل روز بخش دوم این مقاله را مطالعه فرمایید.

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک