16:46 15 ژوئیه 2020
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
0 382

دادستان تهران در جلسه مسئولان عالی قضایی در خصوص پیگیری پرونده ترور سردار قاسم سلیمانی اعلام کرد که ۳۶ نفر اعم از مسئولان سیاسی و نظامی آمریکا و دیگر دولت ها شناسایی شده اند.

دادستان تهران خاطر نشان کرد:«نفر از افرادی که در ترور حاج قاسم مباشرت، مبادرت و آمریت داشتند، اعم از مسئولان سیاسی و نظامی آمریکا و دیگر دولت‎ها شناسایی شدند که توسط مقام قضایی برای آن‌ها دستور جلب و اعلام وضعیت قرمز از طریق پلیس بین الملل صادر شده است.در راس این فهرست، دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا قرار دارد.»

اما اینترپل چند ساعت بعد تقاضای ایران را مبنی بر صدور حکم قضایی علیه رئیس جمهور آمریکا دونالد ترامپ و سایر اعضای احتمالی در قتل سردار سلیمانی رد کرد.

اینترپل در اطلاعیه خود متذکر شد که این درخواست با توجه به ماده ۳ قانون اساسی سازمان رد می شود در این قانون آمده است که سازمان مذکور انجام هرگونه مداخله یا اقدامی را که ماهیت سیاسی، نظامی، مذهبی یا نژادی داشته باشد، به شدت ممنوع می کند.

دکتر امیرحسین نوربخش حقوقدان و پژوهشگر مسائل حقوقی در خصوص طرح این درخواست توسط ایران و همچنین برخورد سازمان های بین المللی به خبرنگار اسپوتنیک توضیح می دهد:

قبل از هر چیز باید به این نکته توجه کرد که نمی توان با روسای جمهور کشورها و در واقع مسئولین درجه اول کشوری برخورد قضایی کرد. در بحث قانون اساسی داخلی کشورها نیز عمدتا این مسئله ذکر شده است و اجازه نمی دهد با فردی که بر مسند امور است چه پادشاه، چه رهبر و چه رئیس جمهور یا نخست وزیر برخورد قضایی صورت گیرد. اما در دهه های اخیر اتفاقاتی افتاده است که عکس این موضوع را نشان می دهد. تا به امروز همیشه برخورد قضایی با مسئولین کشورها زمانی بوده است که مسئولیت شان تمام شده است. به طور مثال ژنرال پینوشه زمانی بازداشت شد که برای عمل جراحی به اسپانیا رفته بود و دیگر مسئولیتی در کشور نداشت. اما اخیراً این موضوع استثناهایی هم داشته است. چند سال پیش دادگاه پاکستان رئیس جمهور وقت را محاکمه کرد و مجازاتش این بود که یک دقیقه در دادگاه بنشیند. اگرچه این یک مجازات نمادین بود و درواقع می توان گفت که محاکمه مسئول یک کشور هم نمادین محسوب می شود. اما اولین و تنها موردی که حکم بازداشت برای یک مسئول کشور اتفاق افتاد، عمر البشیر رئیس جمهور سابق سودان بود که اخیرا هم دولتش سقوط کرد. دادگاه کیفری بین المللی علیه وی حکم داد و او هم بازداشت شد.

اما در بحث اخیر و صدور حکم جلب ترامپ باید بگویم که آشکارا یک جرم بین المللی اتفاق افتاده و ترامپ هم اعتراف کرد که به دستور وی ترور سردار سلیمانی انجام شده است. یک مقام مسئول کشور حین انجام وظیفه ترور شده است. اگرچه ما در عرصه بین المللی هنوز تعریف درستی از تروریسم نداریم اما می دانیم که ترور و تروریسم جرم است. تروریسم هم انواع مختلف دارد. تروریسم دولتی و غیر دولتی وجود دارد.

آقای نوربخش در خصوص حیطه عمل سازمان اینترپل می گوید:

 در خصوص اینترپل باید بگوییم که این سازمان ضابط قضایی بین المللی ست. اما متاسفانه هنوز با گذشت این همه سال از تاسیس سازمان ملل متحد همچنان یک دادستانی مستقل بین المللی وجود ندارد که بخواهد و بتواند مدعی العموم جهانی باشد و حکم بازداشت صادر کند. رئیس جمهور یک کشور به راحتی اعتراف می کند که ترور کرده است و یک منطقه را به آشفتگی می کشاند و دنیا را به سمت جنگ می برد ولی هیچ اتفاقی نمی افتد. اینترپل صرفاً یک پلیس بین المللی است و باید در زیر مجموعه دادستانی بین المللی عمل کند. به نظر من ایران حق دارد و می تواند که شکایت رسمی خود را در دیوان بین المللی کیفری مطرح کند. اما دیوان کیفری بین المللی هم باید شهامتی برای اعلام جرم داشته باشد. یعنی برای یک بار هم شده به طور مستقل عمل کند و به این فکر نکند که چه کسی بودجه اش را تامین می کند. مسئله نبود ضمانت اجرا برای احکام دیوان کیفری بین المللی را داریم. به هرحال یک جرم بین المللی در اینجا اتفاق افتاده است و همگان آنرا پذیرفته اند. این یک جرم روشن و شفافی است. به نظر من در جرایم بین المللی می توان از آن به عنوان جنایت علیه صلح نام برد. چون آمریکا رسماً با تروری که انجام داد صلح و امنیت بین المللی را به خطر انداخت. جهان را به سمت جنگ پیش برد. اگرچه ایران سعی کرد در طول زمان به آن پاسخ دهد و این مسئله را به جنگ در منطقه نکشاند.

این امکان وجود دارد که اینترپل نه به صورت مستقل بلکه به عنوان یک ضابط قضایی جهانی از طریق دادستانی جهانی دیوان بین المللی کیفری این جرم بین المللی را تعقیب و پیگیری نماید. شاید این اقدام دولت ایران تشریفاتی به نظر برسد اما اگر پیگیری واقعی صورت بگیرد، یک رویه بین المللی جدیدی شکل می گیرد و کشورها دیگر نمی توانند با اقدامات خودسرانه صلح و امنیت بین المللی را مخدوش نمایند.

وی این اقدام ایران را از جنبه دادخواهی مهم ارزیابی کرده و می افزاید:

این یک سند دادخواهی است. طرح چنین شکایت های چه در دادگاه های بین المللی و چه محاکم شخصی صرف مطرح شدن آنها بسیار مهم است. هرچند که ممکن است نمادین باشد. اینکه انتهای کار به کجا کشیده شود مهم نیست، مهم این اقدامی ست که دولت ایران باید انجام میداد. اینکه نهاد بین المللی چه تصمیمی در این خصوص می گیرد، برعهده خودشان است. باز هم به این نکته مهم اشاره می کنم که اقدام آمریکا ممکن بود به جنگ فراگیر منطقه ای منجر شود و ایران هم باید پاسخ این اقدام را به طریقی بدهد.

 افکار عمومی معمولا بر روند دادرسی ها تاثیر می گذارد. زمانی که دولت ترامپ و آمریکا چنین اقدامی کرد افکار عمومی دنیا آنرا محکوم کرد. در اینجا یا دیوان کیفری بین المللی این موضوع و حق و حقیقت و عدالت را مهم قلمداد می کند و برایش مهم است که افکار عمومی دنیا در  این باره چه فکری می کند و وظیفه خود را انجام می هد یا اینکه صرفا راه ثابت خود را پیش می برد. اما همه اینها باعث نمی شود که ایران دادخواهی نکند. یک شهروند عادی و معمولی هم وقتی که حقش پایمال می شود اعتراض می کند. اینکه حقش را بدهند یا ندهند به این معنی نیست که کنش نداشته باشد. نباید خیلی به واکنش توجه کرد. بلکه خود این کنش معنای عمیقی داشته و به فضای بین المللی کمک می کند و حتی به برخی کشورها امید می دهد تا حق طلبی کنند.

به نظر آقای نوربخش هنوز استعداد تغییر در سازمان ملل وجود دارد و جهان پساکرونا برای حقوق بین الملل هم متفاوت است. وی در ادامه توضیح می دهد:

من فکر می کنم هنوز قضاتی در دیوان هستند که فکر باز داشته و از جایگاه شان نمی ترسند. این استعداد در سازمان ملل برای تغییر وجود دارد. جهان پساکرونا در حقوق بین الملل هم یک جهان متفاوت خواهد بود و تغییرات اساسی نیاز دارد.

ما نیاز داریم که عرف های بین المللی و رویه های قضایی بین المللی تقویت شود. حداقل صدور یک قرار احضار در این زمینه و همچنین فراخواندن وکلای دولت ها به دیوان بین المللی باشد. جهان دید که چه جرمی اتفاق افتاد و ژنرال یک کشور ترور شد. غرور یک کشور آسیب دید و مردم تحقیر شدند. این اتفاق نباید تکرار شود. اگر آمریکا ادعای مدیریت دنیا را دارد باید عقلانی عمل کند چون در غیر این صورت وضعیت هژمونیک را از دست می دهد. این موضوع به ایالات متحده آسیب می زند و در عرصه بین المللی از قدرت این کشور می کاهد.

 

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک