14:55 23 فوریه 2020
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
4374

زمانی که انقلاب اسلامی در ایران به پیروزی رسید موج آن شرق تا غرب جهان را به لرزه در آورد و بحث احتمال صدور انقلاب اسلامی نقل محافل خاص و عام بود.

آنزمان بسیاری متوجه نبودند صدور انقلاب یعنی چه و چگونه می شود یک انقلابی را صادر کرد، مگر انقلاب کالا است که صادر شود؟

برخی مدعی بودند ایران تصمیم دارد مانند اتحاد جماهیر شوروی سابق (که گروه های کمونیست و سوسیالیست را حمایت می کرد) مسلمانان دیگر کشورها را تشویق کند تا علیه حکام خویش شورش و انقلاب کنند و برخی دیگر تصور می کردند که ایران قرار است مانند کشورهای غربی و مخصوصا ایالات متحده دست به توطئه چینی در کشورهای دیگر بزند.

با همین بهانه هم حکام مرتجع برخی کشورها گرد هم آمدند تا با حمایت از صدام حسین به ایران حمله کنند و انقلاب اسلامی را در نطفه خاموش نمایند.

عرب ها طبق معمول بدون تفکر فقط دست به اقدام زدند اما می توان گفت تنها اسراییلی ها بودند که متوجه بودند که این انقلاب چیست و نتیجه موفقیت آن چه خواهد بود.

آنها متوجه بودند که منظور از صادر کردن انقلاب این است که ایران به الگویی برای کل جهان اسلام تبدیل شود و مسلمانان جهان با مشاهده موفقیت این الگو به ایجاد نظام های مشابهی روی بیاورند.

بر اساس همه معیارهای علوم سیاسی تنها راه مقابله با ایدئولوژی، ایدئولوژی است.

با توجه به اینکه مبنای موجودیت اسراییل همان بحث دولت یهودی است و صهیونیسم به نوعی یک ایدئولوژی یهودی به حساب می آید آنها می دانستند که تفکر قومی گرایی عربی نمی تواند بر علیه آنها چیره شود چون درون خودش مشکلات عدیده ای دارد اما تفکری که بر مبنای یک ایدئولوژی دینی ایجاد شده می تواند با آنها به مقابله بپردازد.

خطر انقلاب اسلامی برای موجودیت اسراییل هم از همین جا نشأت می گرفت.

علیرغم همه ادعاهای اعراب مشاهده می کنیم از زمان تاسیس اسراییل در سال 1948 اعراب با استناد به قومی گرایی نتوانستند به هیچ وجه با اسراییل مقابله کنند و همیشه با شکست مواجه می شدند.

البته بحث فتنه و خیانت ها به کنار.

حتی تا سالهای متمادی این ایده در میان کشورهای عربی رواج پیدا کرده بود که ارتش اسراییل شکست نا پذیر است و خود اعراب نیز آن را باور داشتند و همین باور داشتن شکست ناپذیر بودن اسراییل بود که منجر شد اعراب ظرف شش روز شکست مفتضحانه ای را از اسراییل متحمل گردند.

مشاهده می کنیم که تنها موفقیت در مقابل اسراییل مربوط به زمانی می باشد که حزب الله و جبهه مقاومت با اتکا به ایدئولوژی مرتبط با انقلاب اسلامی در ایران توانستند اسراییل را شکست داده و از لبنان خارج کنند.

در آن زمان از شرق تا غرب کشورهای عربی همه تصاویر سید حسن نصر الله را بالای سر گرفتند.

طبیعی بود رهبرانی که هیچ پایگاه مردمی ندارند از غیض بترکند و به دنبال توطئه چینی علیه حزب الله و حامی اصلی آن یعنی جمهوری اسلامی ایران و ایدئولوژی فکری آن یعنی انقلاب اسلامی باشند.

اگر امروزه مشاهده می کنیم این اعراب دست در دست اسراییل گذاشته اند و ایران را دشمن واحد خود می دانند به این دلیل نیست که تازه به این نتیجه رسیده اند، بلکه به این دلیل است که آنها دهه ها است که دست در دست هم گذاشته اند ولی امروزه دیگر چهره هایشان عریان شده.

آنها بخوبی می دانند که ایدئولوژی اسلامی و تفکر مقاومت در نهایت با همه سختی هایی که با آن مواجه است پیروز میدان خواهد بود و تلاش دارند بلکه بتوانند قبل از آن زمان کاری انجام دهند.

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک