10:50 25 ژانویه 2020
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
0 1112

اسپوتنیک، خاورشناس روس ولادیمیر ساژین: سال 2019 شاید برای ایران و مردمش از سختترین سالها بود.

ایالات متحده با خروج از توافق هسته ای، تحریم های اقتصادی - مالی خود علیه ایران را به حد اکثر سخت کرده است.

اقتصاد

در سال 2019، وضعیت اقتصادی ایران نسبت به سالهای گذشته به طرز چشمگیری بدتر شد. و دلیل این امر نه تنها تحریم های سرسخت آمریکا   بلکه سیستم مدیریت اقتصادی ایران است که از نیازهای زمان عقب مانده و نیز عنصر قانونگذاری آن، انضباط مالی پایین و فساد بوده است.

بر اثر محاصره نفتی ایران توسط آمریکا، تهران ده ها میلیارد دلار را از دست داده است. در آوریل 2018 ، ایران حدود 2.5 میلیون بشکه نفت در روز صادر کرده است، در حال حاضر (طبق منابع مختلف) از 100 تا 350 هزار بشکه در روز.

از آنجا که اقتصاد ایران به درآمد نفتی بسیار وابسته است، محاصره نفتی وضعیت اقتصادی کشور را که بدون این هم  دشوار است بدتر کرده است. در سال 2018 - 2019 ، پول ملی ، ریال ، 70 درصد از ارزش خود را در مقایسه با دلار از دست داد. در نتیجه، میزان تورم در این مدت از 30 تا 50 درصد متغیر بود. قیمت اجناس مصرفی از 60 تا 100 درصد برای انواع مختلف کالا افزایش یافته است.

چشم انداز برای مهمترین رشته برای ایران - بخش نفت تاریک است. حتی پیش از آن که دولت ترامپ در بهار سال گذشته تحریم های ضدایرانی را تشدید کند، پیش بینی می شد که افت آن در سال 2019 از 26 تا 31 درصد باشد. اکنون اوضاع بدتر شده است. در واقع، بخش نفت و همچنین صنایع پتروشیمی ، خودروسازی و ساختمانی که به تجهیزات و مواد اولیه وارداتی بسیار وابسته هستند، از کاهش ارزش پول ایران و از کاهش یا خاتمه دادن به سرمایه گذاری خارجی رنج می برند. شرکتهایی که با استفاده از اجزای خارجی کار می کنند بسته و یا ورشکسته می شوند. این امر میزان بیکاری را به شدت افزایش می دهد. امروز حداکثر 25 درصد از جمعیت رسماً بیکار شمرده می شوند (طبق آمار رسمی 12.4 درصد). به ویژه بیکاری در بین جوانان و افراد دارای تحصیلات عالی بالا است و بیش از از 40٪ شده است.

طبق اعلام صندوق بین المللی پول، تولید ناخالص داخلی ایران امسال 9.5 درصد کاهش می یابد و این بدترین رقم از سال 1984 است. به طور کلی، خسارت های ناشی از اقتصاد ایران بر اثر تحریم های جدید ایالات متحده و مارپیچ کاهش ارزش ارزش پول ملی و تورم به طور رسمی در اواسط سال جاری 4.9٪ از تولید ناخالص داخلی کشور تخمین زده شده است و برای پایان سال - 5.5٪. 

برایان هوک، نماینده ویژه وزارت امور خارجه ایالات متحده برای ایران، با اشاره به داده های اطلاعاتی آمریکا ، بحران مالی و اقتصادی تهران را پیش بینی کرد.

با این حال، کارشناسان روسی در امور سیاسی، نیکیتا اسماگین و نیکلای کوژانوف، مستقل از یکدیگر، در مصاحبه با روزنامه نزاویسیمایا گازتا چاپ مسکو مورخه 12/04/2019 ادعا کردند که ایران دوره سختی را پشت سر گذاشته است و تحولات اصلی ناشی از محاصره نفتی سپری شده است و در سال آینده ، اقتصاد کشور باید رشد اندکی را نشان دهد.

تحلیلگران روسی خاطرنشان کردند که کاهش سطح زندگی مردم و اعتراضات ناشی از آن در سال 2019 یک چالش جدی برای دولت اسلامی شد.

موقعیت اجتماعی - سیاسی

سال 2019 از نظر اعتراضات گسترده مردم متمایز شد که دلیل آن افزایش قیمت بنزین بود. با این حال، دلیل آنها نارضایتی ایرانی ها از کاهش سطح زندگی و وضعیت کلی کشور بود. درخواست  صرفاً اقتصادی جایگزین شعارهای سیاسی مانند "نیست باد خامنه ای!" و "نیست باد دولت اسلامی" شدند. به نوشته پایگاه خبری آذربایجانی حقین.آذ، مورخه 28 نوامبر 2019  در جریان ناآرامی ها دفاتر ائمه جمعه در 12 شهر بزرگ ایران منهدم شده و آتش زده شد. حملات به مدرسه‌ها ، مؤسسات مختلف مذهبی صورت گرفت. در برخی از شهرها ملا ها از ترس حمله در جریان اعتراضات بیرون نرفتند.

خانم الینا دونایوا، خاورشناس مطرح مسکو در مصاحبه با  حقین. آذ تعریف کرد که معترضین نسبت به کل روحانیت برخورد کاملاً منفی از خود نشان دادند. برخی روحانیون عالی رتبه قم پیش از این آشکارا در مورد لزوم دگرگون سازی نقش دین در دولت صحبت کرده اند.

به یاد بیاوریم که صحبت های مربوط به نقش اسلام در سیاست پیش از این در سالهای اولیه انقلاب اسلامی در ایران بوده است. و اکنون پس از گذشت 40 سال، روحانیت در قم و حتی مطبوعات ایران به طور گسترده درباره مسئله جدایی دین و حکومت بحث می کنند.

این گرایش هایی که در جامعه ایران شدت می گیرد برای اصل اساسی دولت سازی "ولایت فقیه" خطرناک است، که قدرت تقریبا مطلق ولی فقیه را فراهم می کند.

می توان گفت که حوادث سال 2019 نشانگر منشأ متنوع ترین نارضایتی های ایرانی ها از وضع امور فعلی است. بیشتر مردم بویژه فقیرترین ها مخالف سیاست های اقتصادی دولت هستند. آنها از رادیکال ترین مخالفان رئیس جمهور روحانی ، که به دنبال سرنگونی او هستند ، حمایت و تحریک می شوند.

همانطور که قبلاً خاطرنشان کردیم، بخشی از روحانیت بالاتر با رئیس جمهور "لیبرال" روحانی و رهبر عالی آیت الله خامنه ای مخالف است. جوانان که اکثریت جمعیت جمهوری اسلامی ایران را تشکیل می دهند، نه تنها به کاهش موازین رژیم اسلامی بلکه به آزادسازی بیشتر زندگی عمومی و سیاسی نیاز دارند. در میان جوانان، هم "ارزشهای غربی" و هم نظام های شاه در دوره ایران قبل از انقلاب اسلامی 1979 رواج یافت.

زنان ایرانی در سال 2019 به طور جدی با موازین سختگیرانه حاکم بر ایران کنونی مبارزه کردند. خودکشی یک دختر ایرانی سحر خدایاری به دلیل حبس احتمالی به خاطر حضور در مسابقات فوتبالی تیم موردعلاقه اش  "استقلال" جامعه زنان ایران را منفجر کرد. ( پس از پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1979 حضور زنان در مسابقات فوتبال ممنوع است). ایرانیان خواستار نرم شدن خواست های اسلامی هستند که برای  زنان سخت است).

همه اینها یکی از مظاهر رشد روزافزون نوسازی فرهنگی و اجتماعی جامعه ایران است.

البته لزوم به تحولات اجتماعی در ایران، به اتحاذ تصمیمات سیاسی نیازمند است. از این رو از همین جا در جامعه و حکومت ایران درگیری بروز می کند.

مجموعه رویدادهای سیاسی داخلی در ایران در سال 2019 ضربه جدی به مواضع رئیس جمهور حسن روحانی و تیم وی وارد کرد. مخالفان افراطی محافظه کار با بهره گیری از موقع، رئیس جمهور را به ناتوانی در مدیریت اوضاع و کل کشور متهم کرد. و حامیان اصلاحات لیبرال رئیس جمهور را به عدم توانایی در ایجاد شرایط برای انجام این اصلاحات و بیرون آمدن از تحریم ها متهم کرده اند.

با این حال ، عجالتا رهبری ایران با استفاده از سیاست بازدارندگی و تعادل و همچنین عامل نیرو، قادر به کنترل اوضاع است.

سال 2019 تأثیر قابل توجهی در نتیجه انتخابات پارلمان ایران در سال 2020 و انتخابات ریاست جمهوری در سال 2021 خواهد داشت.

بعید به نظر می رسد که در راس قوای مقننه و مجریه حامیان لیبرال    حسن روحانی قرار داشته باشد. در نتیجه ، این منجر به سخت تر شدن سیاست ایران در همه زمینه ها خواهد شد. سال 2019 به روشنی نشان داده است كه جمهوری اسلامی ایران كه در شرایط سخت بحرانی قرار دارد تقریباً در همه زمینه ها به اصلاحات اساسی نیاز دارد.

سیاست خارجی

سنگ بنای سیاست خارجی ایران در سال 2019 مخالفت با فشار ایالات متحده بود.

حوادث سیاست خارجی در سال 2019 کاملاً متنوع و گاه خطرناک بود. یک "جنگ تانکرهای " حاد یا نابودی یک هواپیمای بدون سرنشین آمریکایی توسط نیروهای پدافند هوایی ایران یا حمله موشکی به تاسیسات نفتی در عربستان سعودی را به یاد بیاوریم. در بعضی مواقع به نظر می رسید جنگ بین ایران و آمریکا اجتناب ناپذیر است. اما، خدا را شکر، در سال 2019 همه چیز به طور مسالمت آمیز به پایان رسید.

دیپلماسی ایران سال گذشته تلاش  های عظیمی کرد تا تأثیر تحریم ها هر چه کمتر باشد و حمایت از هرچه بیشتر کشورها بسوی خود جلب کند.   اول از همه، از اتحادیه اروپا و ژاپن. این در حالی بود که علیرغم اینکه دولتمردان، سیاستمداران و دیپلمات های این کشورها طرفدار حفظ توافق هسته ای و حمایت از ایران بودند، تجارت بین المللی نمی خواست خطر تحریم های قدرتمند آمریکا را به عهده خود بگیرد و آماده همکاری نزدیک با ایران نبود. اوضاع بین المللی ایران، در درجه اول موقعیت اقتصادی آن، در سال 2019 بحرانی شد.

شکی نیست که ایران مجبور خواهد شد با ایالات متحده مذاکره کند. فشار بیش از حد بزرگ است و شانس رفع تحریم ها بدون گفتگو، بدون قبول شرایط خاص، اندک است.

اما امروز قرار دادن ایرانی ها و آمریکایی ها در میز مذاکره امری بسیار دشوار است. با این حال ، کشورهای علاقمند به گفتگوی ایران و آمریکا و صرفه جویی در اصول توافق هسته ای - روسیه ، چین و کشورهای اروپایی و ژاپن می توانند و باید طرف مقابل تهران و واشنگتن را به اجماع مذاکرات در سال آینده سوق دهند

نکته اصلی اکنون این است که طرفین نباید بازی های بلند پروازانه نظامی و سیاسی خود را انجام دهند و از فاجعه جلوگیری کنند.

آنچه برای آینده جمهوری اسلامی مهم بود، فعالیت آن در سال 2019 در سوریه بود. ویژگی های چشم انداز مشارکت بیشتر در جنگ داخلی در سوریه و در ساخت کشور جدید سوریه - احتمالاً نقش جدید ایران در سوریه و خاورمیانه را نشان می دهد.

سال گذشته 2019 در توسعه روابط دوجانبه روسیه و ایران موفقیت آمیز بود. اما در عین حال عینیت را نیز مشاهده خواهیم کرد. مسکو و تهران در مورد برخی از مشکلات جهانی و منطقه ای اختلاف نظر دارند و دیدگاه های واضح دارند. اما اینها اختلافاتی است که براساس اعتماد سازی به خوبی حل می شود. و این ، شاید ، وظیفه اصلی مسکو و تهران برای سال جدید 2020 باشد.

در سال 2019 ، مسکو به دنبال تکیه بر تطابق مواضع با تهران بود و نه به اختلاف نظر. عمل گرایی و وابستگی متقابل  طرفین در خاورمیانه به ادامه توسعه آتی همکاری های روسیه و ایران در این منطقه منجر خواهد شد. بنابراین، وظیفه واقع بینانه دو کشور - حفظ سطح فعلی روابط و توسعه بیشتر آنها به نفع مسکو و تهران است.

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق فیسبوککامنت از طریق اسپوتنیک