13:15 17 نوامبر 2019
مصاحبه با مادر آندری استنین، عکاس خبری که بطرز فاجعه باری کشته شد

مصاحبه با مادر آندره استنین، عکاس خبری که بطرز فاجعه باری کشته شد

© Sputnik / Eugene Odinokov
جهان
دریافت لینک کوتاه
190

آندری استنین عکاس خبری روسی است که در زمانی که در اوکراین در حال ماموریت بود، کشته شد.

آندره استنین عکاس خبری روسی است که در زمانی که در اوکراین در حال ماموریت بود، کشته شد. وی چهارمین روزنامه نگار روسی بود که در جریان درگیری های مسلحانه در شرق اوکراین کشته شد. مرگ استنین موجب خشم شدید مردم شد. اسپوتنیک مصاحبه ای را با ویرا استنینا، مادر آندره استنین منتشر کرد.

وقتی که او تصمیم گرفت در نقاط خطرناک کار کند، آیا وی را منصرف کردید؟

نه، من نمی دانستم. ما کمی صحبت کردیم. او ابتدا زنگ نمی زد، اما من نیاز به شنیدن کلمه ای از طرف او داشتم. تماس گرفتم، درباره هوا، درباره سلامتی او پرسیدم و از صدای او فهمیدم که همه چیز خوب است، او بروز نمی داد. او وقتی به که به ریانووستی فراخوانده شده بود بسیار خوشحال بود. بعد دوباره مدت طولانی زنگ نزد. مدت طولانی خبری نبود و سپس من تماس گرفتم و او گفت که در سوریه است "او خدای من! پسرم در سوریه است!". من نمی دانستم و وقتی فهمیدم که او رفته بود.

شما آن موقع چه احساسی داشتید؟

نمی دانستم که آنجا جنگی در جریان است. من آن زمان زیاد به اخبار گوش نمی دادم. اما اکنون با دقت اخبار را پیگیری می کنم، طرفدار روزنامه نگاران هستم. هنگامی که او به اوکراین رفت، پس از آن چیزی من را تحت فشار قرار داد، که ممکن است فرزند من نباشد، وقتی آنها شروع به کشتن روزنامه نگار کردند: ولوشین، کورنلیوک، و باز هم نمی دانستم که او آنجا است.

 

 

چگونه فهمیدید که چه اتفاقی افتاده است؟

متوجه شدم که در اوکراین، تعقیب روزنامه نگاران شروع شده است و برای سر آنها جایزه تعیین کرده اند. آن موقع متوجه شدم که این خطرناک است. به یاد دارم 17 ژوئیه، من به او زنگ زدم. او خیلی خوشحال بود، او به من گفت که چگونه در خوابگاه زندگی می کند. من متوجه شدم که او در شهر اسلاویانسک بود. سپس او برای من عکسهایی فرستاد که با یک پسری بود.

عکاس: بازیلیو سپه از فلیپین (تماشا از ساحل)
© Photo / Basilio Sepe, Stenincontest
 من خیلی خوشحال شدم که او برای من عکس فرستاد. و سپس در ژوئیه ... این احساس در من بوجود آمد که من زندگی نمی کنم، و نوعی پوچی در من بوجود آمد. و سپس در تاریخ 6 اوت خواهرم به من زنگ زد. چرا تماس اینقدر زود، احتمالاً در حوالی ساعت 5 صبح. نادیا گفت که در خبرها آمده است که آندره استنین، خبرنگار مفقود شده است. تلویزیون را روشن کردم و متوجه خبر شدم. مدت طولانی نتوانستم تماس بگیرم. تمام این روزها مثل موجود قربانی در قفس بودم. من نمی خوابیدم، تلویزیون شبانه روز کار می کرد و پیام ها مثل موسیقی بی قرار کننده بود، که دنبال او می گردند، عکسهای او. سپس خواهرم رسید. حتی نمی دانستم به کجا باید مراجعه کنم، سپس به آژانس خبری زنگ زدم. با خواهرزاده ام به آنجا پرواز کردیم. و آنجا با ما ملاقات کردند. آنجا ما حدود یک ماه منتظر خبر بودیم. سپس دیمیتری کنستانتینویچ کیسیلیوف با من تماس گرفت و گفت که پیدا کردند. در ابتدا احتمال 60 درصد ولی بعدا گفتند که قطعی است. مرا مورد حمایت قرار دادند، من از خبرگزاری "راسیا سیگودنیا" متشکر هستم، از کارمندانشان، آنها خیلی از من حمایت کردند. من توسط دوست دخترش ویرا و پدر و مادرش مورد حمایت قرار گرفتم. ما هنوز با همدیگر در تماس هستیم.

آیا شما به دونباس رفتید؟ آنجا برای پسرتان یادبودی ساختید؟

من برای اولین بار در آوریل امسال در آنجا بودم. من یک بار آنجا بودم، البته من می خواستم بیشتر باشم، اما باید دید چگونه می شود.

من متوجه می شوم که بسیاری از جوانان در سن مسیح کشته می شوند. آندره نیز چنین شد- 33 سال و نیمش بود. می دانید، من همانند شمایل با او صحبت می کنم. او به من کمک می کند. وقتی به آنجا رفتم، در گورستان، فکر می کنم: "خوب، آندره تو را رها می کنم." پنج سال بود که می خواستم با او ملاقات کنم ، ملاقات کردم. من در دونباس.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق فیسبوککامنت از طریق اسپوتنیک