01:54 17 دسامبر 2017
    قابل توجه آنان که به امید وجدان آمریکایی هستند

    قابل توجه آنان که به امید وجدان آمریکایی هستند

    © Photo/ Raglan Road Irish Bar
    آمریکا
    دریافت لینک کوتاه
    عماد آبشناس
    2332

    قطعا همه خبر تلاش کنگره آمریکا برای تصویب تحریم های جدید بر علیه ایران به دلیل آنچه آنها تخطی ایران از حقوق بشر نامیده اند را شنیده اند، و به احتمال زیاد این قانون نیز تصویب خواهد شد.

    اگر واقعا وجدان نمایندگان کنگره آمریکا ناراحت است و دلواپس حقوق انسان و حقوق بشر در ایران می باشند ، شاید بد نیست نگاهی به شرایط مردم دیگر کشورهای همسایه ایران بیاندازند، آنهایی که تحت سلطه متحدین ایالات متحده قرار دارند و مردمانشان با انواع و اقسام سرکوب ها مواجه می باشند.
    به هر حال گویند "چراغی که به خانه رواست، به مسجد حرام است".


    بنده اینجا در صدد بحث شرایط حقوق بشر در ایران نیستم چون افراد زیادی هستند که وظیفه چنین کاری را دارند اما به عنوان یک شهروند ایرانی که قطعا این تحریم ها بیشترین تاثیر را روی آنها دارد صحبت می کنم.
    بدیهی است که تحریم ها تنها کاری را که انجام می دهد فشار بر عامه مردم است و این خود نوعی تعدی نسبت به حقوق بشر به حساب می آید و کنگره آمریکا با این کار خود ناقض حقوق بشر به حساب می آید، مخصوصا مردمانی که هیچ پست و مقام و رتبه سیاسی در مملکت ندارند.
    پس چرا؟
    بسیاری شهروندان ایرانی در انتخابات اخیر شرکت کردند تا نشان دهند که ایرانی ها دارای فرهنگ و تمدن هستند و نظر خود را از طریق صندوق های رای اعمال می کنند و نه از طریق خشونت و برخی هم باور داشتند که به این طریق شاید بتوانند پیغامی به سیاست مداران آمریکایی بدهند وبگویند که مردم ایران در مقابل تندروی های مقامات آمریکایی به دنبال اعتدال می باشند.
    اما ای دل غافل. ظاهرا درب خانه وجدان آمریکایی که برخی بر سردر آن می کوبند از پشت ویرانه ای بیش نیست وفقط ظاهر یک درب از آن هست.
    بگذارید نگاهی به متحدین آمریکا در منطقه بیاندازیم تا ببینیم اصلا چیزی به نام وجدان آمریکایی وجود دارد یا خیر.
    از کجا شروع کنیم؟
    ترکیه، نه اینجا که به تازگی به دلیل کودتای نافرجام صدها هزار نفر مخالف دولت سرکوب شده اند و هنوز مشخص نیست اگر این همه نظامی و قاضی و معلم و کارمند و شهروند معمولی مخالف دولت بودند پس چگونه کودتا نافرجام ماند؟
    برویم سراغ عربستان سعودی، این کشور هم که اخیرا ملیاردها دلار با ایالات متحده قرارداد بسته و دختر رئیس جمهوری محترم ایالات متحده از پیشرفت شرایط حقوق زنان در این کشور تعریف و تجمید کرده. نمی دانم منظورشان چه بود شاید مثلا منظورشان این بود که خانم ها از این پس می توانند انتخاب کنند سمت راست یا چپ صندلی عقب ماشین بنشینند. واقعا که پیشرفت بزرگی است. شاید اگر با همسر یا دختر پادشاه و یا دیگر مقامات عربستانی ملاقات می کردند، این کشور را به عنوان نمونه آزادی معرفی می کردند. اینکه بسیاری از مردم این کشور تا همین چند سال پیش قبل از اینکه اینترنت بیاید نمی دانستند که انتخابات یعنی چه و آخرین بار که رای گیری کردند وقتی بود که می خواستند تصمیم بگیرند چه کسی پیغمبر را بکشد بود، پیش کش.
    اصلا به داخل عربستان چه کار داریم. کارهایی که سعودی ها در یمن و بحرین و عراق و سوریه و لیبی و سرتاسر جهان می کنند را نیز اصلا بی خیال. آیا خون خود مردمان ایالات متحده هم برای مقامات آمریکایی ارزشی ندارد، به هر حال در فاجعه 11 سپتامبر 15 تروریست از 19 تروریست که عملیات را اجرا کردند از اتباع عربستان سعودی بودند. آقای اسامه بن لادن، طراح و هدایت کننده عملیات، که خود شهروند عربستان بود.
    بماند که همه می دانند سازمان تروریستی القاعده توسط سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا تاسیس شد و بن لادن و وابستگانش در شرکت هایی با رئیس جمهوری سابق ایالات متحده "جورج بوش" شریک بودند.
    بگذارید از موضوع دور نشویم.
    همین بحرین که همسایه ما هست چی آیا آنجا حقوق بشر و حقوق انسان رعایت می شود؟ دیگر کشورهای همپیمان ایالات متحده پیش کش.
    اصلا همه اینها را کنار بگذاریم.
    وضعیت فلسطینی هایی که سرزمین هایشان تحت سیطره اسرائیل، صمیمی ترین متحد ایالات متحده در منطقه، است آیا انسانی می باشد؟
    کشورهایی که توسط ایالات متحده از دست دیکتاتورها آزاد شده اند چی؟ منظور مثلا افغانستان، عراق، لیبی و…
    یعنی من ایرانی باید باور کنم که وجدان نمایندگان کنگره آمریکا فقط برای من ایرانی تحریک شده و چون تحریک شده می خواهند تو سر شهروندان ایرانی بزنند و آنها را تحریم کنند چون به قول خودشون حکومت من حقوق بشر را رعایت نمی کند. منطق را دارید؟
    به این استدلال سیاستمداران آمریکایی بخندم یا گریه کنم؟
    بعد می گویند چرا مردم ایران و مردم دیگر کشورها از سیاست های ایالات متحده بیزار هستند.
    اینجا است که مشخص می شود در مقابله با آمریکایی ها ومخصوصا کاسب کارانی مانند آقای ترامپ نمی توان از چیزی به عنوان وجدان و منطق استفاده کرد، به هر حال اینان کاسب مسلک هستند و فقط باید با آنها کاسب کارانه رفتار کرد.
    یعنی چه؟
    یعنی اینکه شما باید وقتی با اینان رو در رو می شوید همانند زمانی که می خواهید از بازار جنسی را خریداری کنند توانایی چانه زنی داشته باشید و تا زمانی می توانید با آنها چانه بزنید که ابزار برنده دست شما باشد.
    حال زمان خرید کالا ابزار برنده پول در جیب شما است، زمان چانه زنی های سیاسی موقعیت های مختلف و امکانات و توانایی های مالی و سیاسی و نظامی و اقتصادی شما است که به عنوان ابزار چانه زنی به حساب می آید.
    تصور اینکه اینان ممکن است روزی پس از رسیدن به خواسته شان کوتاه بیایند تصور خام بیش نیست.
    یعنی بگذارید مقداری صریح تر باشم، برخی فکر می کردند پس از توافق هسته ای دیگر آمریکایی دست از سر ملت ایران بر می دارند، نه اصلا اینگونه نیست. برنامه هسته ای بهانه ای بیش نبود. اگر ایران در همه مواردی که ایالات متحده همین امروزه مطرح می کند هم عقب نشینی کند باز هم آمریکایی ها بهانه دیگری برای زیر فشار قرار دادن ایرانی ها پیدا خواهند کرد تا زمانی که مطمئن شوند ایران دیگر کاملا خلع سلاح شده و شرایط برای حمله به آن مهیا می باشد.
    برای اثبات این ادعای خود نیز دو کشور لیبی و عراق را مثال می زنم.
    صدام حسین که خود آدم آمریکا بود، آخر کار چه شد؟ آمریکایی ها آنقدر بهانه آوردند که سلاح های کشتار جمعی در عراق وجود دارد که کل جهان باور کرد و در نهایت حمله کردند و به سادگی گفتند اشتباه کردیم اصلا سلاح کشتار جمعی در عراق وجود نداشت، یک نفر هم نیامد سوال کند که شما جان یک ملیون انسان بی گناه را گرفتید وفقط همین؟ اینکه ایالات متحده مدعی بود هدف دیگر آن گسترش دمکراسی در عراق است چه شد؟ آیا امروزه دمکراسی در عراق گسترش یافته؟ این تروریست ها از کجا آمدند؟ مبنای دمکراسی رای اکثریت است، چه کسی رای مردم عراق را خواست؟ آیا مردم عراق خواهان آن بودند که آمریکایی ها بیایند و آنها را از دست صدام حسین خلاص کنند و به این شرایط فلاکت بار دچار کنند؟
    در مورد لیبی چه؟
    معمر القذافی که بیچاره همه برنامه هسته ای خود راجمع کرد و به حساب خود بار کشتی کرد و به ایالات متحده فرستاد، وی حتی در نهایت همه کارشناسان آمریکایی را دعوت کرد تا به عنوان مهمان دولت لیبی به این کشور سفر کنند و ضمن اقامت در هتل های پنج ستاره هر جا را که شک دارند بگردند تا مبادا چیزی از قلم افتاده باشد. کلی هم به شخصیت های سیاسی اوروپایی و آمریکایی کمک مالی کرد. همین که همه سلاح های خود را تحویل و یا نابود کرد دیدیم چه شرایطی برای لیبی رقم خورد.
    خوب همه این حرف ها بابت چه بود؟
    وقتی می بینیم که اینان تلاش دارند تحریم ها بر علیه ملت ایران را تشدید کنند ومردم را تحت فشار قرار دهند متوجه می شویم که آنان هم متوجه هستند بزرگترین سلاح ایران همانا مردم آن هستند و وقتی آمریکایی ها می بینند اینقدر مردم ایران با اقتدار از مملکت خود حمایت می کنند ناراحت می شوند واینگونه سر ملت ایران تلافی در میاورند، به بهانه های مختلف تلاش می کنند مردم ایران را در تنگنا قرار دهند تا دست از سر مملکت و نظام خود بردارند و فرصت مهیا شود بتوانند به ایران حمله کنند. و ایران را به لیبی یا عراق یا افغانستان و یا سوریه و یا یمن دیگری تبدیل کنند.
    یکی از دوستان اردنی مسئول یک مرکز مطالعات بین المللی و ایران شناس معروفی نیز می باشد برای پوشش اخبار انتخابات ایران به تهران آمده بود و تعریف می کرد که در یکی از کنفرانس های بین المللی شرکت کرده بود و در این کنفرانس بحث اختلاف نظر های فکری و سیاسی در میان ایرانیان مطرح شده بود.
    وی که چند سالی در ایران زندگی وتحصیل کرده بود و مردم ایران را بخوبی می شناخت تعریف می کرد و می گفت در این کنفرانس گفته با توجه به شناختی که از ایرانی ها دارد علیرغم همه اختلافات فکری و سیاسی که میانی ایرانی ها وجود دارد اگر دشمنی به آنها حمله کند با هم متحد می شوند.
    این مسایل نشان می دهد تا زمانی که ملت ایران در صحنه باشند هیچ وقت هیچ دشمنی جسارت حمله به ایران را نخواهند داشت.

    مرتبط:

    کاهش محبوبیت ترامپ در آمریکا
    پیش بینی مرگ سریع آمریکا توسط نیروی هسته ای کره شمالی
    تصویب تحریم های جدید آمریکا و ژاپن بر علیه کره شمالی
    مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
    کامنت از طریق فیسبوککامنت از طریق اسپوتنیک