08:03 19 اوت 2017
    ناو هواپیمابر « دریاسالار کوزنتسوف»

    ناو هواپیمابر کوزنتسوف

    © Sputnik/ Sergey Eshenko
    روسیه
    دریافت لینک کوتاه
    0 573162

    ماجرای ناو هواپیمابر « کوزنتسوف» چگونه آغاز شد.

    شناوری  ناو هواپیمابر « دریاسالار کوزنتسوف»   در دریای مدیترانه  یکی از مهمترین  موضوعات  هفته های اخیر است که  توجه زیاد نسبت به این موضوع مشروط به موقعیت این کشتی است. مطبوعات و  کاربران شبکه های  اجتماعی  در توضیح اینکه چرا  « کوزنتسوف»  دود میکند  از یکدیگر سبقت می گیرند.

    رادیو « اسپوتنیک» به تعریف ماجرای  ساخت کوزنتسوف ادامه می دهد.

    پس از برکناری  خروشف در اجلاس  ماه اکتبر   کمیته مرکزی  حزب کمونیست اتحاد شوروی در سال 1964 میلادی،  تجدید نظر در خصوص  بعضی از   بخش های دکترین  خروشف آغاز شد از جمله در رابطه با نیروی دریایی.  به این نتیجه رسیدند که وجود  ناوگان  موشکی — هسته ای برای کشور ضروری است.  با وجود این،  دکترین رشد و توسعه  نیروی دریایی  که تحت رهبری  سرگی  گورشکوف  رئیس کمیته  شکل گرفته بود  عملیات نیروی دریایی  را در خصوص  انجام وظایف اصلی  محدود می ساخت:

     حمایت از  نیروی زمینی در سواحل دریا

    عملیات  در بخش ارتباطات دشمن و حفاظت از بخش ارتباطات خود

    تأمین عملیات فرود به منظور حمایت از عملیات ارتش

     تأمین  فعالیت های اقتصادی  خود در دریا و شکست  فعالیت های دشمن.

     در خصوص پنجمین هدف مهم — بازدارندگی  هسته ای —  در قالب  استراتژی کلی  رشد و توسعه  نیروی  های استراتژیک هسته ای  تصمیمگیری شد که  نیروی دریایی در این استراتژی جای خاصی داشت. سیستم شکل گرفته  بطور سختگیرانه ای  گزینه های موازی  رشد نیروی دریایی را محدود می ساخت و تا آن زمان گروه مخالفان توسعه ناو های هواپیمابر نیروی دریایی  عمدتا به  لحاظ رشد دائمی  سهم طرفداران زیردریایی ها در فرماندهی نیروی دریایی و  محافل آکادمیک،  شکل گرفته بود.

    بعضی از افسران نیروی دریایی  اتحاد شوروی  به نقش  مناسبات شخصی توجه نمودند:  گورشکوف بطور منظم  رقبای  بالقوه را از سر راه برمی داشت و آنها را از سمت های فرماندهی  برکنار و به  انستیتو های  علمی- پژوهشی  و  آکادمی های  نظامی — دریایی منتقل می کرد و بعد با مخالفت آنها در باره مسائل مختلف از جمله رشد و توسعه ناوهای هواپیمابر روبرو می شد. ریاست کمیته شخصا  طرفدار  ناو هواپیمابر بود هر چند با احتیاط عمل می کرد- موضوع حمایت از  عملیات جنگنده های  ناوگان دریایی  و   کشتی های  موشک انداز  و  هواپیماهای ضد زیر دریایی  فوق العاده حاد بود.

    نقش آخر  را فقدان بلندپروازی  « تهاجمی» دریایی  بازی کرد و مهمترین هدف  نیروهای مسلح اتحاد شوروی در  جنگ احتمالی که می بایست  در وهله اول و دوم  توسط نیروهای  زمینی و هوایی  در  جهت اروپای غربی  و گروه بزرگ  کشتی های سنگین  از جمله ناو هواپیمابر  در چارچوب این  هدف  انجام شود، بدرد نمی خورد.

    بالاخره کلیشه های ایدئولوژیکی  مانع جدی تر از آنچه می توان  در واقعیات سیاسی کنونی تصور کرد  در کار  طراحی این نوع  کشتی ها شد. موضع رهبری سیاسی  نیروهای مسلح در مورد کنونی —  ژنرال یِپیشِف  رئیس  اداره کل سیاسی  وزارت  دفاع  و دریاسالار گریشانوف  رهبر اداره سیاسی  نیروی دریایی  بطور دقیق « ضد  ناوهواپیمابر» بود. آنها که  از ارتباط نزدیک تری با  لئونید برژنف  رهبر حزب و کشور  داشتند و میانه خوبی با ریاست نیروی دریایی نداشتند، بدون شک  بر  تصممیات مخصوص ساخت  ناوگان  ناو هواپیمابر  تأثیر گذاشتند.

    مخالفان و طرفداران

     فقط  نظریه پردازان  در صفوف  مخالفان ناو هواپیمابر قرار نداشتند، بلکه  اشخاص محترمی  مانند   دریاسالار نیکلای آمِلکو  فرمانده  ناوگان اقیانوس آرام  و  بعد  فرمانده  نیروی ضد دریایی  نیروی دریایی  کشور  و  معاون  رئیس ستاد کل  نیروی دریایی  و دمیتری  فدورویچ  اوستینوف  دبیر کمیته مرکزی  حزب کمونیست اتحاد شوروی  در امور دفاع  و بعد ها  وزیر دفاع  شوروی نیز از جمله مخالفان  ساخت ناو هواپیمابر بودند.

     طرفداران نیز  وزین بودند. مناسب ترین  زمان برای  سرآغاز احتمالی  برنامه ناو هواپیمابر  شوروی  دوره ای از اواسط  دهه 1960 تا  1970  بود  وقتی  دو نفر بطور همزمان در سمت های بالایی  انجام وظیفه می کردند:  مارشال اتحاد شوروی  آندری  آنتونوویچ  گرچکو  وزیر دفاع  شوروی  و  بوریس  یوستتافیویچ  بوتوم  وزیر صنایع  کشتی  سازی  اتحاد شوروی.

    برخورد گرچکو نسبت به ناو هواپیمابر  از جمله ای  که در یکی از اجلاس  ویژه  تعیین سیمای  ناوهای هواپیمابر آینده  برای نیروی دریایی شوروی  گفته شد  مشخص بود: « بهانه ها را کنار بگذارید و  ناو هواپیمابری مانند « نیمیتس» بسازید».  وزیر دفاع  شوروی به عنوان  نمونه  ناو آینده  می خواست ناوی مانند جدیدترین  ناو هواپیمابر نیروی دریایی آمریکا  را ببیند که قادر به حمل تا 100  هواپیما بود.

    وزیر  صنایع کشتی سازی از گریچکو حمایت کرد. ساخت  کشتی های بزرگ برای  این رشته سودآور  تر و باعث افزایش اعتبار این رشته  می شد و از  سرمایه گذاری  کلی ، توجه و تکامل  قدرت بالقوه صنعتی  و افتخار  و پاداش ها و جوایز نیز برخوردار می شد.

     با وجود این، نتیجه به  راه حل سازشی ختم شد.  آغاز خط تولید  ناو بالگردبر ضد کشتی  که در زمان  خروشف آغاز شده بود  و پروژه 1123 نامیده می شد ادامه یافت و برای نیروی دریایی  اتحاد شوروی  پروژه  « ناوهواپیمابر ضدکشتی »  انتخاب شد و طراحی کشتی  پروژه 1143 — « کی یف» آغاز گشت.  همانا از این  کشتی  ماجرایی شروع شد  که ادامه آن  در این روزها در صفحات  مجله تخصصی  ناو هواپیمابر  سنگین « کوزنتسوف ،  دریاسالار  نیروی  دریایی اتحاد شوروی» به رشته تحریر در می آید.

    برچسب:
    تکنولوژی نظامی
    مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
    کامنت از طریق فیسبوککامنت از طریق اسپوتنیک