08:25 20 ژوئن 2021
روسیه
دریافت لینک کوتاه
برنامه دیدگاه شما (21)
262

موضوع این هفته: آخر اختلافات ایران و عربستان به کجا می کشد؟

اختلافات میان ایرانی ها و سعودی ها تازه نیست وبه چند قرن بر می گرد اما در یک سال گذشته حجم تنش‌های ایران و عربستان به میزانی افزایش پیدا کرده که در چهار دهه اخیر بی سابقه بوده است. این حجم از تنش نهایتا خود را در شکل حمله به سفارت عربستان در تهران و کنسولگری این کشور در مشهد نشان داد و عربستان را به سمت قطع روابط با ایران هدایت کرد. در چنین شرایطی کارشناسان بر این اعتقادند که قطع روابط دو کشور تاثیر منفی بر حل بحران های موجود بر جای خواهد گذاشت. سوالات این هفته به ترتیب زیر:

— به عقیده شما آینده اختلافات ایران و عربستان به کدام سو کشیده می شود؟
— راه حل اختلافات میان کشور را چگونه و طبق چه الگویی باید حل نمود؟
— به نظر شما آیا میانجیگری دیگر کشورهای جهان برای آشتی دادن ایران و عربستان لازم است؟

ابراهیم شیری

مدتها پیش از آنکه جان کری وزیر خارجه آمریکا در پائیز سال گذشت تصریح نماید، که «شاهان آل سعود تاج و تحت خود را مدیون آمریکا هستند»، بر کمتر کسی روشن بود که رژیمهای عهد باستانی عربستان سعودی و سایر شیخ نشینهای خلیج فارس یک مطیع بی ارادهدر برابر آمریکا و تابع مطلق سیاستهای آن هستند. به سخن دیگر، رابطه آمریکا و عربستان سعودی طی دهه های متوالی، بویژه از آغاز شکل گیری نظام نفت- دلار در دهه هفتاد قرن گذشته نگرانی بود که همواره بر اصل راهبردی فرمانروا و فرمانبردار استوار بوده است. با این وصف، هر تصوری مبنی بر این که مثلا تجاوز نظامی عربستان سعودی به یمن و یا هر اقدام دیگر این کشور در صحنه بین المللی یا داخلی با سیاست های کلان آمریکا تفاوت دارد، یک تصور باطل است.

پس از آنکه رونالد ریگان، رئیس امپراطوری آمریکا در دهه هشتاد قرن گذشته میلادی تروریسم را به سطح سیاست رسمی دولت امپراطوری ارتقا داد، عربستان سعودی بمثابه عمده ترین منبع تأمین نیروی انسانی و مالی تروریسم دولتی امپراطوری در روی صحنه ظاهر گردید. اساسا نهادهای دولتی آمریکا و در درجه بعدی، انگلیس با اتکاء بر منابع مالی و انسانی مستعمرات، و در رأس آنها، عربستان سعودی به تشکیل، سازماندهی، آموزش و تسلیح گروههای تروریستی در آسیا و آفریقا از «القاعده» گرفته تا آخرین آنها، «دولت اسلامی» (داعش) پرداختند.

امروز آمریکا بدلیل رکود و ورشکستگی کامل مالی- اقتصادی در صدد شروع یک جنگ است. یک جنگ تمام جهانی دائمی، اما بدون «شماره»، تا دلارهای بی پشتوانه اش را بحساب تاراج دیگر کشورهای جهان به دارائی واقعی تبدیل نماید و انباشت تولید ابزار آلات جنگی خود را بفروشد و بمصرف رساند. برای اجرای این برنامه جنگی و در عین حال، بمنظور فریب اذهان عمومی ، آمریکا پیش از هر کاری قصد دارد دامنه جنگهای استعماری غرب علیه کشورهای پیرامونی سرمایه داری را هر چه بیشتر گسترش دهد. به همین سبب هم، تمامی قدرت ماشین تبلیغاتی خود و وابستگانش را در این راستا بکار گرفته است تا جنگهای استعماری زمان حاضر را با عناوین غیر واقعی تعریف نموده و به آنها، بنا به ترکیب ملی یا تعلقات دینی جمعیت کشورها و مناطق جنگی، رنگ قومی- قبیله ای یا دینی- مذهبی بزند.

آغاز پر هیاهوی زنجیره «انقلابهای رنگی» در کشورهای اروپای شرقی و برخی جمهوریهای سابقا متحد شوروی و در ادامه آنها، ایجاد «بهار عربی» کذایی در یکسری از کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا در سال ٢٠١١ که برخی نخبگان جهان اسلام نیز بعمد یا بسهو، آن را «بیداری اسلامی» قلمداد نمودند، یکی از گستاخانه ترین ریاکاری های طراحان جنگ های آمریکا، محصول و دستآورد دکترین نظامی آن بود که با اعلام برنامه راهبردی جدید در ماه ژوئن سال گذشته در قالبهای نوین، عمدتا بشکل ایجاد هرج و مرج و تنشهای مداوم در داخل کشورهای هدف و جنگ بین کشورهای همسایه عمدتا بدست «دیگران» پی گرفته شد. آخرین دکترین نظامی آمریکا هیچ تفاوت ماهوی و کیفی با اسناد راهبردی پیشین آن ندارد و در مجموع تلاش و تقلایی برای حفظ موقعیت غالب آمریکا بعنوان تنها «ابرقدرت جهانی» است.

همه طرحهای راهبردی بعد از سالهای نود آمریکا ناظر بر ادامه و استمرار جنگهای بی پایان، دامن زدن به جنگ «همه بر علیه همه» و بطور کلی، ایجاد آشوب و ناامنی در داخل کشورها، نابودی زیرساختها و صنایع تولیدی آنها و ضمن آن، افروختن آتش جنگ در میان مجموعه کشورها می باشد. امپراطوری آمریکا با حرکت از این مبداء، برای جنگ با دشمنان قوی تر، تمامی امکانات جنگی و تحریکاتی عوامل منطقه ای خود را بسیج نموده و سعی بر آن دارد تا زمینه مساعد اجرای برنامه جنگی خود را تحت پوششهای هر چه فریبکارانه تر فراهم آورد. بر این اساس است که امروزه در آمریکا و تقریبا در سراسر اروپا عملا حکومت نظامی برقرار شده، نژادپرستی شدت یافته و تحریکات بر علیه پناهندگان، بطور کلی، بر علیه «غیر سفیدها» در جهان امپریالیستی روز بروز ابعاد گسترده تری بخود گرفته، کتاب «نبرد من» هیتلر مجددا انتشار یافته، جنجال هیستریک و هیاهوی ساختگی پیرامون «تعرض» پناهندگان به زنان در شب سال نو میلادی بدون ارائه هیچ سند و مدرکی، بدون نشان دادن هیچ متهمی اوج وقاحت طراحان جنگهای استعماری را نشان می دهد.

همه اینها درست در زمانی روی می دهد که تا کنون روسیه، ایران، عراق، سوریه دسیسه گسترش مناطق جنگهای امپریالیستی بدست «دیگران یا نیابتی ها» را، از جمله، بواسطه رژیمهای دست نشانده ترکیه، عربستان سعودی و سایر خلیفه گری های حوزه خلیج فارس را نقش بر آب کرده اند. هدف ترکیه از ساقط کردن جنگنده سوخو- ٢۴ روسیه در آسمان سوریه، تهاجم نظامی عربستان سعودی به یمن، کشتار عمدی زائران در منا و مفقود الاثر یا ربوده شدن شماری از آنها، از جمله، دکتر غضنفر رکن آبادی، سفیر سابق ایران در لبنان و کشتن او، تجاوز به دو نوجوان ایرانی، تشکیل ائتلاف ضد تروریستی تلفنی به سردمداری عربستان سعودی، حمله موشکی به سفارت ایران در صنعا، قتل شیخ نمر باقر النمر و غیره، بطور کلی، همه اقدامات این کشورها تحریکاتی هستند در خدمت تحقق اهداف منطقه ای آمریکا مبنی بر گسترش جنگ و هرج و مرج به داخل حریم ایران و روسیه تحت عناوین جعلی جنگ بین ملتها یا بین ادیان و مذاهب، بویژه «شیعه و سنی». بسخن دیگر، رژیم های وابسته ترکیه و عربستان سعودی در رأس مستعمرات منطقه ای امپریالیسم و بنمایندگی از آن، بعنوان عوامل اجرایی سیاستهای امپراطوری آمریکا در منطقه عمل می کنند.

با این اوصاف می توان نتیجه قطعی گرفت که تحریکات و تحرکات اخیر عربستان سعودی بر علیه ایران جزء جدائی ناپذیر سیاستهای سلطه جویانه آمریکاست و اساسا با شکست فاحش سیاست خاورمیانه ای امپراطوری آمریکا، بویژه در جنگ علیه سوریه در اثر مبارزه و مقاومت جدی ائتلاف چهار جانبه ایران، سوریه، عراق و روسیه و جانبداری حزب الله لبنان از آنها با تروریسم باصطلاح بین المللی در منطقه پیوند ناگسستنی دارد. اگر این نکته قابل تأمل نیز مورد توجه قرار داده شود که رژیمهای عهد باستانی عربستان سعودی و سایر شیخ نشینهای حوزه خلیج فارس بویژه، بعد از شروع «بهار عربی» دروغین علنا همراه با امپراطوری آمریکا و متحدان ناتویی آن به جبهه صادر کنندگان «دمکراسی» و مدافعان «حقوق بشر» پیوستتند، هدف واقعی رفتارهای ضدایرانی عربستان سعودی، بعبارت دقیق تر، آمریکا، باز هم آشکارتر خواهد شد. باضافه همه اینها، فهرست اقدامات عربستان سعودی حداقل در طول یک سال اخیر، از حمله نظامی به یمن گرفته تا قتل عمد روحانی مبارز شیعه، شیخ نمر باقر النمر و حمله موشکی به سفارت ایران در صنعا نیز صحت ارزیابی فوق را تأئید می کند.

 برغم اینها، گاهی اوقات اظهارات برخی مقامات رسمی آمریکا در مخالفت با بعضی اقدامات عربستان سعودی، از جمله در خصوص قتل شیخ النمر در رسانه ها انتشار یافته است که اغلب لیبرالها و غربگرایان سعی می کنند آن را بمعنی استقلال سیاستهای عربستان از آمریکا قلمداد نمایند. اما استدلال آنها به دو دلیل روشن سست بنیان است: اول- وجود اختلاف نظر هنگام اتخاذ تصمیمات و اجرای سیاستها در داخل هیئت حاکمه همه کشورها، از جمله آنها، در داخل حکام عربستان سعودی و آمریکا، و بین حاکمان این دو کشور تابع و متغیر یک امر طبیعی است. کما اینکه در میان هیئت حاکمه آمریکا در برخورد با ایران نیز همیشه اختلاف نظر وجود داشته و دارد: نئوکانها طرفدار حمله نظامی به ایران، اما «دمکراتها» از سیاست نفوذ و استحاله آن از درون پیروی می کنند؛ دوم- مهم آن نیست که در بین حاکمان در این مورد موضوع مشخص اختلاف نظر وجود دارد، بلکه، مهم این است که سیاست کدام جناح هیئت حاکمه در نهایت پیش می رود و اجرایی می گردد. بنا بر اینها، وجود برخی اختلاف نظرات پیرامون «سنگ پراکنی»های عربستان سعودی (در واقع آمریکا) به ایران نیز از این قاعده مستثنی نیست.

لازم به یادآوریست که پس از اعلام هفت کشور، منجمله ایران بمثابه «منبع شرّ جهانی» از سوی دولت بوش در سال ٢٠٠١، جهان همواره شاهد گزافه گویی های مقامات آمریکایی بر علیه کشور ما، بخصوص این گفته آنها که «گزینه نظامی روی میز است»، بوده تا جائیکه باراک اوباما در سفر هشت روزه آسیایی خود در سال ٢٠٠٩ در سنگاپور، حتی کاربرد تسلیحات اتمی آمریکا علیه ایران و کره شمالی را منتفی ندانست. اما همه گزافه گویی های آنها فقط در حد گنده گویی شریرانه باقی ماند و راه به جائی نبرد. امروز با توجه به تحولات عمیق سیاسی- نظامی و پیدایش تغییرات در توازن قوا در مقیاس منطقه خاورمیانه و حتی بین المللی، و به تبع آن، شکست سنگین جهان «تک قطبی» و بخصوص، بعد از شکست و رسوائی سیاستهای جنگی- تروریستی آمریکا در سوریه، عراق و سایر کشورهای جنگ زده، بقول «قدیمی ها»، این بار دست آمریکا از آستین عربستان «وهابی» بیرون آمده، بزعم خود سعی می کند با کشاندن ایران «شیعه» به عرصه درگیری نظامی، جنگهای استعماری عصر حاضر امپریالیسم را جنگ بین پیروان مذاهب شیعه و سنی وانمود سازد. کشتار جمعی شیعیان نیجریه و سکوت رضایت آمیز غرب و غربگرایان در مقابل این جنایت هولناک و همه جنایات عربستان سعودی بی تردید دلیل بارز دیگر بر صحت این مدعا است.

 همه این در حالی اتفاق می افتد که نه تنها در خاورمیانه، بلکه در سراسر جهان همه اقوام و ملل، پیروان همه ادیان و مذاهب طی قرون و اعصار متمادی، برادرانه، دوشادوش همدیگر کار و زندگی کرده؛ اغلب ارزشها و فرهنگ مشترک خلق نموده اند؛ در شکل گیری ارزشها و سنتهای پسندیده همدیگر تأثیر گذارده، از یکدیگر تأثیر پذیرفته¬اند. اگر چه اغلب این ارزشها و دستاوردهای مشترک بشری در اثر مداخلات و هجمه های خیره سرانه ارتجاع امپریالیستی در بخشهایی از جهان (عمدتا در میان خلق های اتحاد شوروی و فدراسیون سابق یوگسلاوی و برخی کشورهای دیگر) بشدت آسیب دیدند، اما بازگشت به ارزشهای انسانی و تنفر از ضد ارزشهای امپریالیستی در سالهای اخیر سرعت و ابعاد کم سابقه ایی بخود گرفته و کمتر کسی حاضر است جنگهای تروریستی- استعماری غرب علیه خلق های جهان را جنگ بین اقوام و ملل، بین طوایف و قبایل یا جنگ بین ادیان و مذاهب تعریف کند. از قضا، خود همین واقعیتها باعث تشدید حرص خونخواری جنگ سالاران امپریالیستی گردیده است.

کودنی و نادانی سیاستگذاران استعمار و طراحان جنگهای امپریالیستی در این است که عوامل و مدیران اجرائی برنامه ها و طرحهای ضد انسانی خود را از میان نادانترین ها انتخاب می کنند. تحریکات عربستان عهد باستانی علیه ایران مصداق روشن این گزینش است و ایران با احتراز از رویاروئی نظامی با آن، نشان داد که عقلانیت و درایت ایرانی بر حماقت و بلاهت امپریالیستی غلبه نمود و تیر رها شده از کمان امپراطوری آمریکا بسرعت کمانه کرد و بر قلب عربستان فرود آمد.

محسن مقصودی- مهندس اقتصاد و خبرنگار
روابط مابین ایران و عربستان هر روز پر تنش تر و بحرانی تر می شود. اگرچه خوشبختانه برخورد نظامی مابین دو کشور بعید بنظر می رسد، اما وخیم شدن روابط تهران و ریاض خسارت های بسیار هنگفتی به دو کشور و نه تنها دو کشور که به دیگر کشورهای منطقه و صادر کننده نفت وارد می آورد و مسابقه تسلیحاتی در منطقه را دامن می زند و برای کشورهای ضعیف و کوچک منطقه که مجبور هستند در این میان روابط شان را به سختی با هر دو سوی معادله تنظیم کنند، فاجعه می باشد. دو دولت بزرگ و صاحب نفت در منطقه باید با احساس مسئولیت عمیق نسبت به مردم و کشور خود و نیز ملت های منطقه و دولت های ذی نفع روابط مابین خود را تنظیم کنند.
صحبت بر سر پند و اندرز نیست، حرف بر سر زندگی و سرنوشت ده ها و صدها میلیون انسان است که مستقیم و غیر مستقیم تحت تاثیر این روابط قرار می گیرند. دو کشور در منطقه ای بسیار حساس و راهبردی در سیاست و اقتصاد جهان قرار دارند که همچون انبار عظیمی مملو از اسباب و افزار نظامی و انفجاری است. قدرت های بزرگ نظامی دنیا هم اینک نیز بطور فزاینده ای در این ناحیه حضور دارند و با افزایش تشنج ها بر قدرت خود خواهند افزود و استقلال کشورهای منطقه را که هم اینک نیز متزلزل است با سقوط کامل روبرو خواهند کرد. از این رو آینده اختلافات دو کشور می تواند مراحل بسیار خطرناکی را طی کند.
اختلافات میان ایران و عربستان بطور مداوم ابعاد بیشتری می باید. از اختلاف بر سر قبله مسلمانان جهان و ترتیب و سازماندهی مراسم حج تا کمک به دو جبهه مختلف در جنگ ویرانگر در سوریه، از رقابت های فوتبال تا تقابل بر سر میزان استخراج نفت و تعیین سهمیه ها در اوپک و تعیین قیمت نفت، از تفاسیر مختلف مذهبی تا تبلیغات سیاسی در میان اهالی شیعه و سنی در کشورها، از انتخاب متحدان در عرصه بین المللی تا حمایت مستقیم مالی و نظامی از جناح های متخاصم در میان دیگر ملت های منطقه و مسئولان حاکمیت در ایران می بایست توجه کنند که تقویت موضع ایران با اجرای موافقت نامه "برجام" و گسترش رابطه راهبردی با روسیه و سازمان شانگهای، دشمنی با ایران را کمتر نمی کند، بلکه در شرایط عدم توازن در منطقه، بیشتر می سازد! بدین ترتیب نباید به رجزخوانی های مضر دست زد که باید به جلب اعتماد مسئولان کشورها پرداخت.
بنظر می رسد که زمینه برای شروع حل اختلافات از موضوع امنیت دسته جمعی، بیشتر فراهم است. چرا که هم ایران به امنیت خود علاقمند است و هم عربستان شرط برقراری روابط دیپلماتیک با ایران را عدم دخالت در امور دیگر کشورها قرار داده است. از این رو می توان به الگویی همچون پیمان امنیت دستجمعی اروپا، در مورد خاورمیانه فکر کرد.
میانجی گری قدرت های بزرگ جهانی اگر در راستای تشنج زدائی باشد امر تعیین کننده ای است. بخصوص که می دانیم دیپلماسی قدرت هایی که پایگاه های بزرگ نظامی در منطقه خلیج فارس دارند، بیشتر عامل تفرقه و تقابل کشورها این نقطه از جهان بوده اند تا منشاء روابط دوستانه و همکاری منطقه ای. اگر عقل سلیم بر روابط سیاسی دولت های این منطقه حاکم شود به رغم تلا ش های مخرب دیگران، امکان موفقیت در برقرای نظام جدید امنیت جمعی وجود دارد.

عبدالکریم فیروزکلایی- مدرس دانشگاه

 تفرقه میان ایران و عربستان سعودی،ریشه در عوامل ایدئولوژیک و ژئوپلیتیک داشته و زمینه های تاریخی هم در شکل گیری این اختلافات تاثیرگذارند.
زمینه های تاریخی و رویکردهای ایدئولوژیک: در پی فروپاشی امپراطوری عثمانی و به دنبال آن، قرارداد استعماری سایکس- پیکو و تقسیم کشورهای عربی، میان بریتانیا و فرانسه، خاندان آل سعود با حمایت بریتانیا در شبه جزیره عربستان به قدرت رسید. همزمان هم بریتانیا در جهت ایجاد تفرقه میان مسلمانان و تحکیم پایه های حکومت آل سعود اقدام به حمایت از محمد بن عبدالوهاب و گسترش تفکر وهابیت داشته است. از آن زمان تا به امروز، عربستان تحت خاندان سلطه آل سعود با تفکرات وهابی قرار دارد و روابط ایران و عربستان به غیر از دوران پهلوی که ایران و عربستان بر اساس استراتژی دو ستونی نیکسون، حافظ منافع ایالات متحده در منطقه نفت خیز و حیاتی خاورمیانه تلقی می شدند، همواره در مقاطع زمانی مختلف پرتنش بوده است.
با این اوصاف، در ورای پیروزی انقلاب اسلامی ایران ،آمریکا از تأسیس شورای همکاری خلیج فارس با محوریت عربستان به منظور مقابله با ایران انقلابی و مردم سالار،حمایت کرد. لذا ،اختلاف میان عربستان از منظر ایدئولوژیک، از طرفی مرتبط با سلطه استعمارگران همچون بریتانیا و آمریکا بر عربستان است که بر تصمیم سازی های سیاسی این کشور ایفای نقش دارند و عربستان را به سمت سیاست های تقابل گرایانه با سیاست های ضد استعماری و ضد امپریالیزمی ایران سوق می دهند و از طرفی هم، تفکر وهابیت که با حمایت بریتانیا و آل سعود گسترش یافت در ضدیت با مذهب شیعه قرار دارد.
رقابت های منطقه ای و ژئوپلیتیک: 5 قدرت منطقه ای در خاورمیانه به طور سنتی و بنیادین و بر اساس جایگاه منطقه ای خود همواره در رقابت با یکدیگر به سر می برند. حال، این رقابت ها در برخی موارد تشدید می شود و منجر به تنش و حتی درگیری نظامی می شود همانند تهاجم عراق به ایران در زمان رژیم صدام، که البته کشور عراق در حال حاضر به دلیل مشکلات داخلی این کشور و شکل گیری حکومت دموکراتیک،علاوه بر عدم تمایل و توانایی کنش گری بر علیه ایران، به دنبال اتحاد با ایران می باشد. مصر هم بسیار تضعیف شده و با مشکلات داخلی مواجه است.(جالب است مصر در مقاطع تاریخی مختلف گرایش به اتحاد با ایران داشته، مثال: حکومت مصر در زمان محمد علی پاشا که مخالف آل سعود و وهابیت بوده).ترکیه هم با توجه به منافع اقتصادی خود وارد درگیری مستقیم با ایران نمی شود.اما در مورد عربستان، موضوع متفاوت است و شکل گیری تنش و حمایت عربستان سعودی از گروه¬های تروریستی همچون داعش و جبهه النصره در جنگ های نیابتی بر علیه ایران در سوریه،عراق و دیگر کشورهای منطقه و درگیری های لفظی و دیپلماتیک که در قطع روابط میان 2 کشور نمود پیدا کرد نشانه¬ای از اختلاف عمیق میان دو کشور داشته که این اختلافات و تنش ها در حال افزایش است. بنابر این با توجه به مباحثی که مطرح کردیم ،آینده ای پرتنش در روابط دو کشور قابل پیش بینی است،اما احتمال اینکه این تنش ها منجر به درگیری نظامی مستقیم شود بسیار ضعیف است، به این دلیل که عربستان در برابر ایران بسیار ضعیف و آسیب پذیر است.

مهم ترین راه حل بهبود روابط میان دو کشور و حتی اتحاد دو کشور ،پیروزی قیام مردمی عربستان و سقوط حکومت خاندان آل سعود و شکل گیری یک حکومت مردم سالار و دموکراتیک در این کشور می باشد.
میانجی گری دیگر کشورها به منظور آشتی ایران و عربستان و برقراری مجدد روابط دیپلماتیک و کنسولی می تواند اثر بخش باشد اما در کاهش تنش ها و اختلافاتی که ذکر کردیم ،تاثیر قابل توجهی نخواهد داشت.

ارسلان- فارغ التحصیل رشته مهندسی کشاورزی
به نظر من درست است که اختلافات ایران و عربستان وارد فاز تهاجمی شده، اما تا درگیری مستقیم نظامی هنوز فاصله است و حتی به نظر من جنگ اقتصادی بین دو کشور بسیارمحتمل تر از رویارویی نظامی میباشد اما گزینه نظامی اگر گزینه اقتصادی جواب ندهد قطعا از سوی عربستان به اجرا گذاشته می شود.
عربستان بعد از دخالتهای ایران در یمن که دیگر نقطه صبر عربستان را در منطقه تمام کرد و پس از درگذشت رهبر قبلی عربستان در بهمن ماه سال گذشته و روی کار آمدن ملک سلمان و تیم سیاسی جدید آن سیاست تهاجمی در پیش گرفته است و به هر حرکت علیه امنیت کشورش واکنش تندی نشان می دهد و متاسفانه تیم سیاسی ایران این مسئله را هنوز درک نکرده است و فکر می کند می تواند مانند گذشته رفتار کند.
در هر صورت عربستان متحدان بسیاری در منطقه دارد، اما نکته اینجا است که بسیاری از این متحدان مانند مصر با پول طرف عربستان رفته اند. مثلا همین مصر در اوایل جنگ یمن به دولت عربستان گفته بود اگر 200 میلیارد دلار به من بدهید من تمام جنگ با یمن را برمی دارم که عربستان قبول نکرد، اما ایران متحدانی مانند حزب الله لبنان دارد که با یک اشاره ایران وارد جنگ می شود و نیازی به پرداخت پول جهت طرفداری از ایران ندارد چون متحدان ایدولوژیک هستند.
عربستان با جنگ اقتصای و پایین آوردن عمدی قیمت نفت قصد نابودی اقتصاد ایران را دارد و از حمله به سفارت خود درتهران هم میخواهد طرفداران جبهه سیاسی برای خود درست کند. ایران هم نمی تواند با جیب خالی به جنگ با عربستان برود و باید منتظر تعلیق تحریم ها بماند تا بلکه پولهای بلوکه شده اش به دستش برسد، بنابراین تا زمانی که ایران وضع مالی خوبی نداشته باشد وعربستان از جنگ اقتصادی و سیاسی خود بهره مند شود جنگی رخ نخواهد داد
احتلافات دو کشور ایدئولوژیک و ژئوپلتیک است و به راحتی قابل حل نیست باید با مذاکرات بسیار و قول عدم دخالت در امور داخلی یکدیگر و عدم دخالت در مرزهای یکدیگر به مناقشه پایان دهند که البته به زودی این اتقاق نخواهد افتاد چون هر دو قدرت سعی در تسلط بر جهان اسلام و جهان عرب را دارند ایران منتظر برداشته شدن تحریم ها و رسیدن به پول های بلوکه شده است و عربستان هم با ذخایر ارزی فراوان سعی در کاهش نفوذ ایران دارد اگر پول از هر دو کشور گرفته شود آن وقت مشکلات تمام میشود.
فکر میکنم اختلافات دو کشور با کاهش درآمدهای ارزیشان به خاطر کاهش قیمت نفت رو به کاهش رود.
کشورهای دیگر از اختلافات دو کشور سود سرشاری میبرند چرا باید میانجیگری کنند آتش یک جنگ تمام عیار منطقه ایی سودهای سرشاری را نصیب کمپانی های اسلحه سازی ایالت متحده و اروپا و روسیه و حتی چین می کند و مشکلات اقتصادی آنها را تا حدودی برطرف می کند.

ایالات متحده بدهی زیادی دارد و اقتصاد روسیه هم با تحریم و کاهش قیمت نفت روبه ور است و اروپا هم در رکود و کاهش سرمایه دست و پا میزند چین هم رشد اقتصادیش کند شده است و البته نیاز به نفت بسیار ارزان دارد.
آتش یک جنگ تمام عیار می تواند قیمت نفت را تا 200 دلار در هر بشکه افزایش دهد و مشکلات اقتصادی روسیه را حل کند و سیر صادرات اسلحه را به ایران و طرفداران ایران باز کند که سود بسیار سرشاری است و چون دیگر نفتی از تنگه هرمز رد نمی شود و عربستان و کویت و امارات و عمان دیگر نمی توانند نفت صادرکنند و ائتلاف عربی هم تاسیسات نفتی ایران را نابود می کنند پس قیمت نفت بسیار بالا میرود و تنها روسیه به عنوان کشور امن صادر کننده نفت با تولید بسیا ر بالا خواهد بود و نیازهای نفتی چین و اروپا را برطرف میکند و حتی ایالات متحده برایش صرفه اقتصادی پیدا میکند که نفت بفروشد.
روسیه و هم ایالات متحده از افزایش قیمت نفت پشتیبانی میکنند در ضمن هم چین و هم هند را از گردونه اقتصادی خارج میکنند.
در ضمن ائتلاف تحت رهبری عربستان با سفارش تسلیحات سود سرشاری را نصیب کمپانی های غربی میکند.
به نظر من میانجیگری کشورهای دیگر به غیر از کشورهای خود منطقه جنوب غربی آسیا فقط در جهت افزایش درگیری و ایجاد جنگ برای افزایش درآمدهای کشورهای خود است.

مجید بخشی
مشکلات ایران و عربستان در هر سطحی که باشد به نظر من به هیچ وجه به درگیری نظامی و جنگ ختم نمی شود. چراکه در منطقه خاورمیانه به اندازه کافی گرفتاری برای هر دو کشور وجود دارد و طرفین خوب می دانند که هرگونه اقدام نظامی به منجر به تضعیف کشورهان خواهد شد.

به نظر می رسد که اختلافات بعد از مدتی حل شده و به مرور زمان نیز عربستان دوباره روابط با ایران را از سرخواهد گرفت، منتها تا آن روز حداقل یکسال زمان می برد. البته به عقیده من ایران برای تنبیه هم که شده، پس از برقراری ارتباط مجدد با عربستان، دیگر نباید با کشورهایی که از عربستان دنباله روی کرده و با ایران قطع رابطه نمودند، روابط را از سر گیرد. این کشورها هیچ نفعی برای ایران ندارند.
بی شک حضور میانحیگران خارجی مانند روسیه می تواند روند از سرگیری روابط میان رو کشور را تسریع نماید.

مریم زمانی
خوشبختانه ایران سیاستهای فعلی خود در قبال اعراب را با درایت و اندیشه انتخاب می کند، بر عکس عربستان که بر اساس باورهای غیر حقیقی و بر اساس محاسبات غلط اقدامات احساسی انجام می دهند. به هر حال مدتها بود که روابط ایران و عربستان رو به خرابی بود. با تمام این احوال آینده روابط دو کشور به سوی درگیریهای نظامی نخواهد رفت. نقش کشورهای ثالث نیز در حل این مسئله قابل اهمیت است و بازیگران بین المللی باید سیاستهای افراطی عربستان را کنترل نمایند.

 

موضوع:
برنامه دیدگاه شما (21)

مرتبط:

برنامه دیدگاه شما
برنامه «دیدگاه شما» قسمت هشتم: مروری بر مهمترین تحولات سال 2015 در دو کشور ایران و روسیه
برنامه دیدگاه شما
برنامه «دیدگاه شما»- قسمت هفتم- موضوع این هفته: لغو روادید میان ایران و روسیه
برنامه دیدگاه شما
برنامه «دیدگاه شما»- قسمت ششم- موضوع این هفته: تحریم ترکیه از سوی روسیه و امکان سنجی توسعه روابط اقتصادی ایران و روسیه
برچسب:
عربستان سعودی, ایران
مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک