11:10 18 اوت 2017
    ایلیا گلازونوف  نقاش  مردمی اتحاد شوروی

    ایلیا گلازونوف

    © Sputnik/ Sergey Subbotin
    روسیه
    دریافت لینک کوتاه
    0 8111

    هر اثر هنری شاهکاری است که شجاعت مدنی را از نقاش طلب می کند».

    نقاش باید قبل از هر چیز  زمان  خود در رابطه با تعادل  نیرو،   درک  نیکی و شر  و درک  خود از هارمونی  جهان  و هدف و معنای هنر را درک کند. هر اثر  هنری حامل حقایقی  در باره انسان ،  تاریکی و نور  و تلاش معنوی خود —  شاهکاری است که شجاعت مدنی را از نقاش طلب می کند».

    در تلگرام  تبریک  ولادیمیر پوتین  که برای  نقاش هنرمند روس ارسال  شده آمده است:  نقاش  کبیر روس رئیس دائمی آکادمی نقاشی روسیه ، مجسمه سازی و معماری  در این روز ها  85 — مین سالگرد خود را جشن می گیرد.

    نمایشگاه  ایلیا گلازونوف  همیشه  با واکنش  شدید در داخل روسیه و خارج از کشور روبرو می شود.  او را عدالت جو و حقیقت جو  و آثار او را مورد تحسین قرار می دهند  و از آنها انتقاد  می کنند ، اما  گالری او در  خیابان « ولخونکا» هیچ وقت  خالی نیست. تاریخ روسیه — بیش از 20 سال  مهمترین موضوع  آثار نقاشی  گلازونوف  بوده است. «  ایکار روسی»، « آندری روبلوف» ، «زیبا روی روس» « روسیه جاویدان»  ، « راز قرن بیستم» (  دوران قرون وسطی بر اساس  سوژه انجیل).  تابلوهای  گلازونوف  تحسین کننده  سرنوشت  دشوار و دراماتیک  و  قهرمانانه روسیه است.  تابلوهای  یادبود  که  پرسوناژ های  تاریخی آشنا برای روس ها روی آنها نقش بسته است، از نظر ترکیب  و  معنای خود  بحث های زیادی  برانگیختند.  اما نقاش  با لجاجت تمام  به کار در این سبک   ادامه می دهد.

     نقاش گفت: «  لنینگراد، مرا نقاش کرد.  ساختمان های  عظیم الجثه،  میدان کاخ، رودخانه نوا و پل ها و بادهایش  — ارمیتاژ — بازتاب نور شمع ها بر  پارکت ها، تابلوهای تیره  رنگ در قابهای طلایی  — تا آنجا که به یاد دارم همیشه نقاشی می کردم.  اولین  برداشت  من در بزرگسالی،  تکه ای از آسمان آبی  با  ابر سفید کورکننده ، راهی که در میان دشت بابونه ها کشیده شده  و جنگل اسرار آمیز در آن دورها.  از این لحظه   بود که گویی  به من گفته شد: زندگی کن! نقاشی کن!».  محاصره لنینگراد تأثیر تکان دهنده ای بر نقاش گذاشت که در آن زمان  تقریبا تمام  خویشاوندان و نزدیکان خود را ازدست داد و بشکل معجزه آوری زنده ماند.  ایلیای 12 ساله را از  طریق « لادوگا» از شهر تحت محاصره  در جاده زندگی —  زیر بمباران های فاشیست ها خارج کردند…خاطره جنگ برای همیشه در ذهن نقاش حک شد…  به نظر می رسد که از  لنینگراد تحت محاصره است که این چشمان گیرا و نگاه های گویا  مملو از رنج و درد گذشته  روی تابلو های او نقش بسته اند…. اینکه گلازونوف یک پرتره نویس بی نظیر است  جای بحث  برای هیچ کس باقی نمی گذارد.

    شایان ذکر است که مدت طولانی از پذیرفتن او  در اتحادیه نقاشان خوداری ورزیدند.  یکبار  اوایل دهه 1960 میلادی  وقتی قرار بود یکی از نقاشان  شوروی را به  نیکاراگوآ بفرستند که در آنجا مبارزه با شورش گران جریان داشت  بشوخی گفتند:  بیائید  گلازونوف را به آنجا بفرستیم، بهر حال او  عضو اتحادیه  نیست، اگر او را بکشند،  جای تأسف نخواهد بود».  واقعا هم او را به نیکاراگوآ فرستادند.  گلازونوف به نیکاراگوآ و بعد به ویتنام رفت و در این سفرها سیکل پرتره ها  شکل گرفت. پس از گذشت  مدت زمان کوتاهی  از ایلیا گلازونوف درخواست  شد  پرتره  رهبران جهانی — پادشاهان،  روسای جمهور و نخست وزیران — را بکشد.

    ایلیا گلازونوف  فقط تابلو  نمی کشد،  بلکه به مصور سازی  کتاب و  دکور تئاتر ها می پردازد و مدافع  یادبودهای  معماری  قدیمی مسکوست.  به برکت زحمات او،  انجمن حفاظت از  یادبودهای تاریخی و فرهنگی  روسیه تأسیس شد.  « باید به  افتخارات  اجداد خود  افتخار کرد  و اگر به آنها  احترام گذاشته نشود  — بی تفاوتی شرم آور خواهد بود». این  کلمات الکساندر پوشکین،  شاعر کبیر روس  شعار  نقاش ایلیا  گلازونوف شدند.  آثار او  در واقع  دائره المعارف  زندگی روسی در  دوران گذشته  به شکل مصور است.  بشکل اعجاب آوری آنها به آینده  می نگرند  و   تأییدی بر این اندیشه است  که پیشروی به جلو  بدون  خاطرات و درک گذشته خود ممکن نخواهد بود…

    مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
    کامنت از طریق فیسبوککامنت از طریق اسپوتنیک