00:22 28 اکتبر 2021
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
0 822

هفته اخیر مقامات آمریکایی و اسرائیلی ایران را تهدید کرده اند که اگر به برجام برنگردد و آن را اجرا نکند به سمت نقشه های دیگر بر علیه ایران روی خواهند آورد.

به قول آمریکایی ها PLAN B.

البته اینها مشخص نکرده اند که منظورشان از نقشه دوم چیست اما نکته بسیار جالب در این است که اسرائیلی ها تا همین چند صباح پیش مخالف توافق هسته ای بودند حالا شده اند حامی پرو پا قرص اجرای آن.

هر تحلیلگر خبره ای هم می داند برجام بهترین گزینه برای تامین امنیت اسرائیل، از لحاظ دور کردن ایران از سلاح هسته ای می باشد، چرا که با وجود نظارت های الزام شده در برجام شبه محال است که ایران بتواند قبل از مطلع شدن دشمنان ایران به تسلیحات هسته ای دست یابد.

نکته قابل تامل در این است که آیا واقعا خواست آمریکا و غرب این است که ایران به تسلیحات هسته ای دست پیدا نکند؟

یا چیز های دیگری را می خواهند؟

همه شواهد نشان می دهد که حد اقل خواسته آمریکایی ها این نیست.

شاید بتوان گفت مجامع امنیتی اسرائیل و آمریکا بیش از حتی خود ایرانی ها می دانند که ایران در صدد تولید تسلیحات هسته ای نمی باشد یا برنامه هسته ای ایران در چه مرحله ای می باشد.

هدف اصلی آنها از برجام این بود که ایران را وادار به انجام خواسته هایشان نمایند و در نهایت همان بلایی را که سر دیگر کشورهای منطقه مانند افغانستان و عراق و سوریه و لیبی و ... آوردند سر ایران بیاورند.

دلیل این صحبت هم کاملا روشن است، ایران برجام را امضا و اجرا کرد.

ایران حتی بسیاری از تعهدات خود را سریعتر از زمانبندی آن در برجام اجرا کرد و 15 گزارش سازمان بین المللی هسته ای گواه این مساله هستند.

در مقابل آمریکایی ها و اروپایی ها هیچ یک از تعهدات خود در قبال ایران را اجرا نکردند.

وقتی که می گوییم هیچ یک، دقیقا هیچ یک، یعنی حتی یک بند از تعهدات خود را اجرا نکردند.

از همان ابتدا هم مشاهده کردیم که آمریکایی ها و اروپایی ها شروع کردند بهانه آوردن.

امری که نشان می داد از همان ابتدا هم آنها قصد اجرای برجام را نداشتند.

توجه داشته باشید که برجام محصول یکی دو ماه مذاکره نبود بلکه محصول چندین سال مذاکره بود مذاکراتی که عملا از سال 2000 میلادی شروع شد و در سال 2003 به توافق و صدور بیانیه موسوم به سعد آباد ختم شد، در آن زمان هم اروپایی ها هیچ تعهدی را اجرا نکردند و پس از اینکه ایرانی ها همه تعهدات خود را انجام دادند بهانه آوردند که آمریکایی ها توافق را قبول نکردند و به قول معروف زیر توافق زدند.

این گفتگو ها به صورت پشت پرده نیز ادامه پیدا کرد و عملا در سال 2015 میلادی به برجام ختم شد.

یعنی گفتگو ها فقط در دوره دمکرات ها انجام نشد بلکه در دوران جمهوریخواه ها هم انجام شد واین بهانه های واهی که امروزه دولت آمریکا مطرح می کند همه بهانه های کاذب هستند، امروزه برای ایرانی ها مسجل شده که یک سیاست کلی در دولت آمریکا وجود دارد و مبنای آن بد عهدی نسبت به ایران می باشد، چه دولت در دست دمکرات ها باشد چه در دست جمهوری خواه ها این سیاست ادامه دارد.

کما اینکه مشاهده کردیم حتی زمانی که آمریکایی ها برجام را امضا کردند همان دولت اوباما که برجام را امضا کرد، آن را اجرا نکرد.

بعد هم دیدیم ترامپ آمد و کلا از برجام خارج شد.

امروزه هم مشاهده می کنیم دولت بایدن ادامه دهنده راه ترامپ هست یعنی همان رفتارهای دولت ترامپ را اما به زبان دیپلماتیک ادامه می دهد.

بدیهی است در این شرایط ایران هیچ اطمینانی به طرف مقابل خود نداشته باشند و فقط در صورتی که تعهدات پیشاپیش از طرف مقابل اجرا شود حاضر خواهد بود تعهدات خود را اجرا کند.

شاید اشتباه بزرگی که ترامپ مرتکب شد این بود که تلاش کرد هر چه فشار در توان دارد بر علیه ایران اجرا کند و همین مساله منجر شده که عملا همه برگه های سیاسی آمریکا بر علیه ایران بسوزد.

امروزه دیگر آمریکایی ها نمی توانند چیزی به نام نقشه دوم که مبنای آن اضافه کردن فشار سیاسی و اقتصادی بر ایران هست را اجرا کنند چون هر چه می توانستند قبلا اجرا کرده اند.

گو اینکه امروزه رسما تحریم های شورای امنیت بر علیه ایران وجود ندارد ولی عملا آمریکایی ها با تحریم های ثانویه خود کاری کرده اند که تحریم های به مراتب سخت تر از تحریمهای شورای امنیت بر علیه ایران وضع شود و حتی تحدید بازگرداندن تحریم های شورای امنیت بیشتر برای ایرانی ها خنده دار است تا ترسناک.

مصطلحی که غیر عامیانه باشد را برای تعبیر این وضعیت پیدا نمی کنم ولذا مجبور می باشم که از همان مصطلح عامیانه استفاده کنم و آن این است که ایرانی ها در مقابل تحریم ها پوستشان خیلی کلفت شده و آمریکایی ها باید بروند دنبال یک لولوی دیگر بگردند تا با آن ایرانی ها را بترسانند.

همچنین بحث اینکه آمریکایی ها بخواهند جنگی بر علیه ایران بر پا کنند و یا حتی عملیاتی انجام دهند یا اینکه حتی اسرائیلی ها جسارت کنند چنین کاری را انجام دهند، با توجه به شرایط موجود جهانی و منطقه ای بیشتر شبیه جوک است.

با توجه به شرایطی که به وجود آمده و آمریکایی ها و اسرائیلی ها خودشان با اشتباهات خودشان ایجاد کرده اند به نظر می رسد امروزه این ایران است که دست بالا را دارد و نه آمریکا و این ایران است که می تواند مشخص کند بر چه اساسی حاضر می باشد به گفتگو های وین برگردد و با چه شرایطی حاضر می باشد برجام را اجرا کنند.

پس می توان گفت اینکه ایرانی ها پیش پرداخت برای حضور خود در گفتگو های وین مطالبه می کنند مساله عجیبی نیست و آمریکایی ها به خوبی می دانند در نهایت مجبور هستند به خواسته ایران تمکین کنند.

به هر صورت هم آنها و هم دیگر اعضای برجام و سازمان بین المللی انرژی هسته ای کاملا متوجه هستند ایران به سرعت در حال پیشبرد برنامه هسته ای خود می باشد و اگر دیر بجنبند ایران همه اجزایی که برای تولید تسلیحات هسته ای نیاز دارد را تامین خواهد کرد بدون اینکه سلاح هسته ای تولید کند.

آنوقت ایران پای میز گفتگو ها می آید و به همه می گوید بفرمایید فاصله بنده تا تولید بمب اتم چند ماه و چند هفته و چند روز نیست بلکه چند دقیقه و آن فقط از زمان فاصله تصمیم سیاسی مورد نیاز تا تولید آن است، حالا بفرمایید می خواهید چه کار کنید؟ آیا همین رویه را ادامه می دهید یا مساله راتمام کنیم؟

اگر ایران با تهدید نظامی که موجودیت آن را به خطر می اندازد مواجه قطعا آنوقت بلافاصله بمب هسته ای خود را تولید می کند و همه معادلات را به هم می ریزد.

بله آمریکایی ها هم به خوبی این را درک می کنند و همه سر و صداهای فعلی آنها زدن روی طبل توخالی بیش نیست، به نفعشان است بی سر و صدا پیش پرداخت مورد نظر ایران را پرداخت کنند و متوجه شوند دیگر از این بعد ایران نقد معامله می کند نه نسیه.

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک