07:05 27 اکتبر 2021
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
0 17325

یکی از مسایلی که امروزه کلا در سطح جهانی مطرح است حق بازپس گیری اراضی اخذ شده از ملت و یا کشوری می باشد.

اسپوتنیک - البته چنین قانونی و یا حق و حقوقی فعلا بلا تکلیف است و چیزی که با قاطعیت بتوان بر اساس آن صحبت کرد وجود ندارد، ولی به هر حال اگر برخی کشورها به یهودی ها این حق را می دهند که بروند و سرزمینی که معلوم نیست واقعا مربوط به این افراد بوده یا نه را پس بگیرند و بعد دولت آنها را به رسمیت بشناسند پس ملت های دیگر هم حق پیدا می کنند سرزمین های تاریخی خود را مطالبه کنند.

جالب تر اینکه یهودیانی که سرزمین فلسطین را سرزمین خود می دانند و آن را وطن موعود خود تلقی می کنند معلوم نیست از نظر تاریخی واقعا فرزندان همان یهودیانی باشند که دو سه هزار سال پیش در این منطقه ساکن بودند یا فرزندان یهودیان قبیله سیزدهم.

بر اساس روایت های اسرائیلی، قوم اسرائیل از ۱۲ قبیله تشکیل شده که پس از تصرف سرزمین آنها توسط بابلی ها همه به عنوان برده از آنجا خارج شدند و به جاهای مختلف جهان منتقل شدند.

در دین یهود مرجع یهودیت به مادر بر می گردد و نه به پدر اما به دلیل اینکه بسیاری از زنان یهودی مورد تجاوز اربابان خود قرار گرفته بودند معلوم نیست فرزندان آنها واقعا فرزندان پدران یهودی بودند یا پدران غیر یهودی.

آرتور کسلر نویسنده بسیار معروف یهودی، کتابی دارد با عنوان قبیله سیزدهم که درباره قوم خزران است و در آن به این نکته اشاره می کند که در منطقه ای که امروزه به عنوان آذربایجان معروف است قبیله ای به یهودیت اعتقاد پیدا کردند و یهودی ها موفق شدند در آن منطقه (شمال و شمال غرب خزر) یک کشور یهودی تشکیل دهند و برای حدود پانصد سال این کشور در آنجا پا برجا بود. بعدها این کشور توسط مغول ها نابود شد و ساکنین آن به اروپا مهاجرت کردند.

امروزه هم بیشتر آنهایی که از اروپا مهاجرت کردند وساکن فلسطین شدند و بعد اسرائیل را تشکیل دادند همان ها هستند و نه فرزندان آن ۱۲ قبیله اصلی. به هر صورت مساله ای است بسیار پیچیده که شاید بحث آن به چندین کتاب نیاز داشته باشد و نه یک مقاله، اما نکته اصلی در این است که بسیاری از فرزندان همین قوم بعدها به عثمانی پناه بردند و برخی به ظاهر مسلمان شدند و برخی دیگر یهودی ماندند که امروزه به نام یهودیان دونما در ترکیه معروف هستند و افراد بسیار با نفوذی هم در ترکیه می باشند.

در مناطق آذربایجان و قفقاز و گرجستان و ارمنستان هم بسیاری از این افراد برای اینکه مشکلی با دیگران پیدا نکنند به ظاهر مسلمان و یا مسیحی شدند ولی در باطن خود آن ریشه یهودی را حفظ کردند و حتی به پست های بسیار عالی رتبه رسیدند یا اینکه دخترانشان فرزندان شخصیت های بسیار معروف شدند و در خدمت به اهداف صهیونیسم ظاهر را حفظ کردند.

برخی هم به مناطق دیگر تحت کنترل دولت عثمانی رفتند و به ظاهر مسلمان شدند تا بتوانند جایگاهی برای خودشان در ساختار دولتی پیدا کنند.

به همین دلیل هم هست که شاید نشود تشخیص داد کدام رهبر در بسیاری از کشورهای منطقه واقعا به اسلام و یا حتی مسیحیت علاقه دارد و کدام به ظاهر به اسلام و یا مسیحیت.

در برخی کشورهای همجوار هم مشاهده می کنیم برخی رهبران هرگونه تحرک و یا ظاهر اسلامی را سرکوب می کنند و فقط از ظاهر مسلمان بودن بهره می برند، امری که نشان می دهد بسیاری از اینها خودشان هم به ظاهر مسلمان هستند اما در باطن احتمالا جزو فرزندان همان یهودی ها هستند.

مساله وقتی بیشتر نمود پیدا می کند که اینها به یکباره همسویی خود با اسرائیل را علنی می کنند یا اینکه اقداماتی بر می دارند که در خدمت اهداف اسرائیل می باشد.

حال نکته ای که اینجا مطرح می باشد این است که اگر یهودی ها حق دارند سرزمین آبا و اجدادی خود را مطالبه کنند چرا دیگران حق چنین چیزی را ندارند؟

یعنی ایرانی ها هم حق دارند سرزمین های آبا و اجدادی خود را مطالبه کنند. مثلا همه می دانند که منطقه شمال غرب ایران به زور از ایران اخذ شده، همانگونه که یهودی ها مدعی می باشند اسرائیل از آنه اخذ شده است.

پس حالا ایران باید حق داشته باشد که مثلا سرزمین های خود در مناطق شمال غرب و قفقاز را مطالبه کند و بخواهد که این سرزمین ها به ایران برگردند؟

خوب بر اساس قوانین بین المللی باید گفت خیر، دیگر کار تمام شده و اینها به ظاهر کشورهای مستقل شده اند اما بر اساس شرایط بین المللی می توان گفت بله هر که زور بیشتری داشته باشد می تواند هر کاری دلش بخواهد انجام دهد.

اگر آمریکا حق دارد برای حفظ منافع ملی خود پانزده هزار کیلومتر دورتر ورود نظامی کند ایران هم حق دارد بیخ گوش خود ورود کند. مثل کاری که مثلا ترکیه در شمال سوریه و شمال عراق انجام داده است.

البته ایران مانند بسیاری دیگر کشورها می تواند ابتدا متقاضی بازگشت سرزمین های سلب شده از آن گردد و به سازمان ملل و شورای امنیت مراجعه کند و آنجا تقاضای بررسی را ثبت کند، البته احتمالا هم به دلیل دشمنی برخی اعضای دائم شورای امنیت با ایران چنین چیزی به نتیجه نخواهد رسید، آنوقت ایران شاید وقتی ببیند که حق وحقوق خود ضایع شده و امنیت و منافع ملی آن در خطر است بر اساس مقررات بین المللی و جهت تامین امنیت خود به شکل نظامی ورود کند و بخش یا کل سرزمین های مورد مطالبه خود را پس بگیرد. مثلا اگر به وقایع تاریخی برگردیم کل آذربایجان و ارمنستان و گرجستان و ... جزو خاک ایران بودند.

یعنی مثلا اگر باکو ادعایی درباره مالکیت منطقه قره باغ داشته باشد طبق همه مقررات بین المللی ایران در این جریان مقدم است چون قبل از به وجود آمدن کشوری به نام آذربایجان این منطقه مربوط به ایران بوده، پس ایران هم این حق را پیدا می کند که مدعی حقانیت در بازگرداندن قره باغ به سرزمین مادری باشد.

البته شاید اگر ایران این کار را زمانی که مردم این سرزمین دم مرزها ایستاده بودند و تقاضا می کردند به سرزمین مادری برگردند انجام می داد، در نظر وجهه بین المللی قابل قبول تر می بود، و شاید هم آنهایی که در آن زمان کاهلی کردند و سرزمین آبا و اجدادی را مطالبه نکردند باید امروز پاسخ بدهند.

به هر حال همین یک سال پیش هم بسیاری در ایران فریب شعارهای نفوذی های آذربایجان و ترکیه و اسرائیل در ایران را خوردند وبه دلایل قومی یا مذهبی از حمله آذربایجان به ارمنستان حمایت کردند، آذربایجان هم بعد اش حق ایرانی ها را کف دستشان گذاشت.

اما به هر حال هنوز این حق برای ایران باقی است و حال که در این منطقه شرایطی ایجاد شده که امنیت ملی و استراتژیک ایران را به خطر می اندازد شاید وقت آن باشد که ایران هم به دنبال ستاندن حقوق ارضی خود باشد و اگر این حقوق ارضی توسط مجامع بین المللی قابل باز پس گیری نباشد از اقتدار خود استفاده کند و تا دیر نشده سرزمینهای ایرانی را به ایران برگرداند.

نکته ای که امروزه در میان ایرانی ها بسیار رواج یافته و بسیاری از ایرانی ها مخصوصا ایرانی های آذری خواستار بازگرداندن سرزمین های آبا و اجدادی خود هستند.

هنوز هم بسیاری اسنادی در اختیار دارند که نشان می دهند زمانی مالک زمین و ملک در مناطقی که امروزه به نام آذربایجان شناخته می شود هستند.

بدیهی است مزاحمت هایی که اخیرا بر علیه ایرانی ها در این منطقه رخ داده این جو را قویتر کند و نباید تصور کرد که مانورهای نظامی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و ارتش جمهوری اسلامی در آن منطقه فقط برای نرمش است، بلکه هیچ بعید نیست به یکباره هم سپاه هم ارتش وارد عمل شوند و با متجاوزین به خاک آبا و اجدادی ایرانیان برخورد کنند.

بدیهی است که حضور اسرائیل در آذربایجان و همچنین شعرهایی که ترک ها می سرایند ایرانی ها را تحریک کند تا به یکباره کار را تمام کنند.

البته هیچ بعید هم نیست که مثلا ارمنستان که امروزه در شرایط بسیار دشوار قرار گرفته همانند سوریه از ایران تقاضای کمک کند و ایران هم به تقاضای کمک ارمنستان پاسخ مثبت نشان دهد و با تقاضای رسمی دولت ارمنستان نیروهای ایرانی وارد مناطق مورد مناقشه شوند و راه میان ایران و ارمنستان را باز و امنیت آن را تامین کنند و فعلا مناقشه خاتمه پیدا کند.

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک