11:58 23 اکتبر 2021
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
0 4511

شرایط بین المللی آنقدر هر روز در حال تغییر است که پیگیری آن شاید برای بسیاری به قدری پیچیده و یا به قول معروف گیج کننده باشد که امکان درک آن وجود نداشته باشد.

شرایط  جدید بین الملل را تحرکات جدید آمریکا در جهان ایجاد کرده است.

هنوز بسیاری مانده بودند که چرا آمریکا به این شکل از افغانستان خارج شد، که به یکباره بحث تشکیل ائتلاف نظامی جزیره ای آمریکا – انگلیس و استرالیا و کنار گذاشتن دیگر همپیمانان تاریخی آمریکا همه را شوکه کرد.

نخست وزیر اسرائیل که بزرگترین مخالف توافق هسته ای بود به یکباره اعلام کرده که با توافق هسته ای مخالفتی ندارد بلکه اگر ایران توافق هسته ای را اجرا نکند مخالف هستند.

عربستان سعودی و کشورهای عرب که با ایران دشمنی داشتند حالا دست دوستی ایران را می فشارند.

ترکیه خیز برداشته تا به سمت افغانستان برود و باکو برای ایران شاخ و شانه می کشد.

ماجرا چیست؟

سیاستمداران ارشد آمریکایی باور دارند بقای آمریکا این روزها در خطر است.

اگر روند فعلی شرایط بین المللی ادامه پیدا کند به زودی چین جایگاه اول اقتدار اقتصادی را از آمریکا می رباید و روسیه هم جایگاه اول اقتدار نظامی را.

آمریکا هم اگر جایگاه برتری اقتصادی و نظامی خود را در جهان از دست دهد همه چیز را از دست می دهد.

بیش از 25 هزار ملیارد دلار بدهی های دولت آمریکا که امروزه روی دلارهایی که چاپ شده و در جهان پخش شده سرشکن گشته به آمریکا بر می گردد و اگر جهانیان دیگر دلار را به عنوان ارز مرجع خود استفاده نکنند آنوقت احتمال فروپاشی ایالات متحده وجود خواهد داشت.

دقیقا همان اتفاقی که برای اتحاد جماهیر شوروی سابق رخ داد.

بدون جنگ و خونریزی فقط به دلایل اقتصادی از هم پاشید.

در صورتی که ایالات متحده آمریکا از هم بپاشد برخی ایالت ها ممکن است بتوانند روی پای خود بایستند اما بیشتر ایالت ها توان تامین مخارج خود را نخواهند داشت و شرایط این ایالت ها مشابه آمریکای لاتین خواهد شد.

انتخاب سه جزیره یعنی آمریکا و انگلیس و استرالیا هم به همین دلیل است.

چون بر اساس شرایط ژئوپولیتیکی این سه جزیره به نوعی قاره های اصلی جهان و شریان های تجاری را محاصره کرده اند و امکان آسیب رسیدن به آنها سخت می باشد.

حاکمان اصلی یا به قول معروف سیاست مداران حکومت عمیق آمریکا همپیمانان آمریکا را به همپیمانان سودمند و همپیمانانی که باری بر گردن آمریکا به حساب می آیند تقسیم کرده اند و به این نتیجه رسیده اند که تنها متحدینی که می توان به صورت رسمی روی آنها حساب باز کرد و باری بر گردن آمریکا نیستند همان انگلیس واسترالیا هستند.

البته این صحبت ها را زمانی آقای ترامپ نیز مطرح کرد اما بسیاری او را به سخره گرفتند ولی امروزه معلوم شده که این مباحث مباحث ریشه ای بوده که ترامپ چون سیاست مدار نبود به زبان می آورد.

در این معادله آمریکایی ها به اسرائیل و ترکیه و عربستان و... به عنوان پایگاه عملیاتی نگاه می کنند و نه متحد.

تقریبا هم دیگر همه می دانند که هدف آمریکایی ها مقابله با گسترش نفوذ و اقتدار چین و روسیه است.

وجود نیروهای آمریکایی در افغانستان و یا حتی عراق و سوریه و دیگر کشورهای عربی و کشورهای اروپایی هم جان آنها را به خطر می انداخت هم برای آمریکا هزینه بر بود و برای کاستن هزینه ها آمریکا ترجیح می دهد نیروهایش را خارج کند.

حال سیاست و یا خواست آمریکا بر این مبنا است که پس از خروج از جاهایی مثل افغانستان این کشور دچار نابسامانی شود و این نابسامانی موجبات درگیر شدن کشورهای پیرامون مخصوصا چین و روسیه و ایران گردد.

اگر به یکباره ایران بتواند از شرایط به وجود آمده بهره ببرد و همانند جریان عراق به جای اینکه این ماجرا برای ایران شر شود به یکباره موجب گسترش نفوذ ایران گردد آمریکایی ها به قول معروف به نقشه دوم نیاز دارند و آن این است که ایران را درگیر مسایل دیگر کنند، چون اگر چنین نکنند ایران ابرقدرت قطعی منطقه خواهد بود و اتحاد ایران با روسیه وچین همه معادلات را بر هم خواهد زد.

آمریکایی ها به خوبی می دانند پایگاه آنها در منطقه، یعنی ترکیه سست است و خیلی نمی توانند روی آن حساب کنند، همین که آمریکایی ها حمایت خود را از پشت ترکیه بردارند، ترکیه حتی مشکل تامین هزینه های خود را خواهد داشت و با حضور ده ها گروه مستقر در ترکیه حتی احتمال بروز جنگ داخلی در ترکیه میان این گروه ها وجود دارد.

همچنین باتوجه به اینکه ترکیه تقریبا به طریقی با همه همسایه هایش درگیر است در صورتی که ناتو از هم بپاشد و ترکیه حمایت ناتو را نداشته باشد حتی ممکن است همسایه های ترکیه به فکر تلافی بیافتند.

به هر صورت بدیهی است در این شرایط بهترین گزینه درگیر کردن ایرانی ها با جریان آذربایجان و ارمنستان از یک سو و همزمان با گروه های تروریستی موجود در عراق و افغانستان از سوی دیگر است.

این شرایط باید تا زمانی ادامه یابد که آمریکا نقشه های خود بر علیه چین و روسیه را پیاده کرده باشد.
در صورتی که آمریکا موفق نشود ایران را درگیر کند و برعکس ایرانی ها نفوذ خود در افغانستان را تقویت کنند و مسیر چین به دریای مدیترانه از طریق مسیر افغانستان – ایران – عراق و سوریه باز شود آنوقت ممکن است حتی برخی کشورهای عربی و اروپایی که از سیاست های آمریکا ناراحت هستند به این ائتلاف بپیوندند و آمریکا فقط در صورت راه اندازی جنگ جهانی سوم ممکن است بتواند همه چیز را به هم بزند.

عربها هم متوجه شده اند که در این معادله هیچ جایگاهی برای آنها در نظر گرفته نشده و ادامه دشمنی آنها با ایران یعنی بازی کردن با دم شیر و در نهایت به ضررشان تمام خواهد شد و به همین دلیل رویکرد خود در قبال ایران را تغییر داده اند و مشاهده می کنیم ملک سلمان در نطق خود در مجمع عمومی سازمان ملل آغوش خود را برای ایرانی ها باز کرد.

البته تصور بر این است که ایرانی ها هم از آغوش باز ملک سلمان استقبال کنند و حتی به زودی روابط دو کشور مجددا برقرار گردد.

سیاستمداران ارشد آمریکایی باور دارند که باید به عنوان ابرقدرت بماند تا بتواند از متحدین خود حمایت کند و اگر آمریکایی نباشد دیگر این متحدین حامی نخواهند داشت و به این دلیل امروزه دیگر اولویت ابقای آمریکا به عنوان ابر قدرت است و دیگران باید مدتی خودشان به فکر خودشان باشند.

شاید بتوان گفت که شرایط جدید جهانی بسیار حساس است و ممکن است طی چند سال آینده شاهد ظهور برخی به اصطلاح کشورهای های جدید و یا حتی از محو شدن برخی به اصطلاح کشورهای نوظهور که با دم شیر بازی می کنند باشیم.

شرایطی بسیار حساس ایجاد شده که همه باید حواسشان جمع باشد ودر تله نیافتند.

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مرتبط:

حملات جدید به کاروان های لجستیک ارتش آمریکا در عراق
طالبان به ارتش آمریکا پیشنهاد تامین امنیت کابل را داد ولی نه شنید
حمله هوایی ارتش آمریکا به افغانستان پس از حمله تروریستی در کابل
مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک