07:42 24 اکتبر 2021
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
0 491

زمانی که آمریکایی ها برای استقلال خود از انگلیس مبارزه می کردند، این فرانسوی ها بودند که به آنها کمک کردند.

در جنگ های جهانی اول و دوم فرانسه و آمریکا متحد هم بودند.

پس از پایان جنگ جهانی دوم و با تشکیل ناتو فرانسوی ها همچون دیگر کشورهای عضو ناتو تصور داشتند که دیگر با آمریکایی ها در همه چیز هم سفره شده اند.

علیرغم اینکه بسیاری به اروپایی ها گوشزد می کردند که آمریکایی ها متحدی ندارند چون شعار اصلی شان آمریکا اول است می باشد، ولی باز هم برخی اروپایی ها تصور می کردند که آنها تافته ای جدا بافته برای آمریکا است و اگر آمریکایی ها نسبت به دیگر متحدان خود نامردی می کنند، درباره اروپایی ها مساله متفاوت است.

مساله هم هیچ ربطی به این دولت آمریکا یا آن دولت آمریکا ندارد.

برای همه دولت های آمریکا، هدف فقط منافع آمریکا است.

ماجرا سیاسی است اما شاید آنهایی که در جنگ ها شرکت کرده اند بیشتر بتوانند این مساله را درک کنند.

در جنگ ها معمولا نیروهای نظامی و ارتش ها به دنبال رسیدن به یک هدف می باشند، خوب در برخی کشورها بحث روابط دوستی و احساسی در میان سربازها وجود دارد در برخی کشورهای دیگر چنین نیست.

مثلا اگر به جنگ های مناطقی مثل مناطق خاورمیانه نگاهی بیاندازیم می بینیم سربازها و نیروها همیشه تلاش می کنند دوستان خود را نجات دهند و زخمی ها را حتی اگر جان خودشان در خطر است از میدان خارج کنند، در حالی که اگر به سیستم نظامی آمریکایی ها نگاه کنید می بینید که تئوری آنها بر مبنای "من" است، یعنی اگر نیاز باشد سرباز ها باید پا روی زخمی ها بگذارند و بالا بروند تا "من" موفق شوم.

امروزه همین مساله را در سیاست آمریکا مشاهده می کنیم.

چند سال پیش اگر به یاد داشته باشید ترکیه یک کشیش آمریکایی که درحال جاسوسی در ترکیه بود را بازداشت کرد.

علیرغم اینکه ترکیه بزرگترین متحد آمریکا در ناتو به حساب می آید اما آمریکا تحریم های کذایی بر علیه ترکیه وضع کرد.

امروزه هم که به دلیل خرید تسلیحات دفاعی مورد نیاز خود از روسیه، ترکیه تحت فشار و تحریم های آمریکا می باشد.

تقریبا همزمان ترامپ بحثی را مطرح کرد که به نوعی باجگیری از اعضای اروپایی ناتو به حساب می آمد و بعد از آن آقای ایمانیوئل مکرون اظهار داشت اروپایی ها به یک ارتش واحد برای دفاع از آنها نیاز دارند و این ماجرا نشان داد که اروپایی ها دیگر به آمریکایی ها اطمینان ندارند که برای تامین امنیت به آنها کمک خواهند کرد.

بحث رابطه انگلیس با آمریکا بسیار متفاوت است.

علیرغم اینکه انگلیس زمانی سرزمین آمریکا را اشغال کرده بود اما پس از استقلال آمریکا همان لابی های قدرت که ریشه انگلیسی داشتند آمریکا را اداره کردند و می کنند و امروزه هم همان لابی های قدرت که برخی در این راستا مثلا به فراماسونری ها و یا صهیونیست ها و یا راکفلر ها و یا ... اشاره می کنند، همان هایی هستند که آمریکا را می چرخانند.

عملا دیدگاه انگلیسی ها نسبت به آمریکا همان مستعمره سابق خود اما به نوعی دیگر است.

استرالیا و کانادا هم که رسما تحت سلطه ملکه انگلیس قرار دارند و نخست وزیران این دو کشور هنوز به صورت تشریفاتی حکم خود را از ملکه انگلیس دریافت می کنند.

زمانی که شاه ایران سقوط کرد و آمریکایی ها حتی برای درمان حاضر نبودند به او ویزا بدهند باید اروپایی ها و دیگر متحدین آمریکا متوجه می شدند با چه کشوری طرف هستند.

به هر حال بعدها هم همین شرایط برای دیگران رخ داد و هنوز هم رخ می دهد، دیگر جریان افغانستان که هنوز بسیار داغ است.

امروزه هم که می بینیم آمریکایی ها و انگلیسی ها پشت پرده استرالیا را متقاعد کردند تا قرارداد 80 ملیارد دلاری خود با فرانسه را لغو کند و با آمریکا و انگلیس قرار داد خرید زیر دریایی اتمی ببندد.

همچنین آمریکایی ها با دور زدن فرانسوی ها و اروپایی ها و دیگر متحدین خود در ناتو در صدد تشکیل یک ائتلاف جدید هستند که دیگر متحدین آمریکا اصلا در جریان آن نیستند.

خروج عجیب غریب آمریکا از افغانستان و دور کردن نیروهای خود از منطقه خاورمیانه و کنارگذاشتن متحدین اروپایی خود، این ذهنیت را ایجاد می کند که سیاستمداران آمریکایی در حال ایجاد تغییراتی بنیادین در سیاست خارجی آمریکا، چه سیاسی چه نظامی چه اقتصادی هستند و به زودی بسیاری از آنهایی که روی آمریکایی ها حساب بازکرده بودند با شوک های جدید مواجه شوند.

شوک هایی که شاید حتی منجر به سکته برخی متحدین آمریکا در منطقه خاورمیانه گردد.

این تصمیم گیری آمریکایی ها هم هیچ ربطی به بایدن یا ترامپ یا اوباما یا ... ندارد بلکه آنچه به آن حکومت در عمق Deep State می گویند است که روی آن کار کرده و امروزه نتایج آن تصمیم گیری ها را می بینیم.

ترامپ وبایدن و... تیم آنها فقط مجری هستند.

به نظر می رسد برخی متحدین عرب آمریکا در منطقه خاورمیانه باید بیشتر به چاله هایی که آمریکا آنها را درگیر آن کرده توجه کنند و متوجه باشند که آنها برای آمریکایی ها عزیز تر از فرانسوی ها نیستند، نیش آمریکایی نه از ره کین است بلکه اقتضای طبیعتش این است.

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک