07:23 24 اکتبر 2021
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
0 9618

شرکت در اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل یک تحرک پروتکلی است که معمولا برخی رهبران کشورهای جهان به آن علاقه دارند.

اسپوتنیک - شرکت در اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل یک تحرک پروتکلی است که معمولا برخی رهبران کشورهای جهان به آن علاقه دارند.

البته با توجه به حضور رهبران دیگر کشورهای جهان به نوعی مشارکت در این اجلاس می تواند زمینه لابی گری فیما بین رهبران کشورها را نیز تامین کند.

بدیهی است اگر رهبر کشوری تشخیص دهد که نیاز دارد در فضایی خارج از چهارچوب سفرهای رسمی رهبران با دیگر رهبران جهان لابی گری کند تا منافعی را برای کشور خود بستاند آنوقت به مجمع عمومی سفر می کند و آنجا می تواند این ملاقات ها را انجام دهد.

در برخی شرایط برخی رهبران جهان حضور در مجمع عمومی را فرصتی می دانند تا ایده ای را مطرح کنند یا اینکه با برخی رهبران دیگر که شاید کشورهایشان موضع نسبت به هم دارند ملاقاتی در محدوده ای که از نظر منازعات بین المللی منطقه حائل یا وسط به حساب می آید داشته باشند.

مثلا فرض کنیم که رهبران دو کشور با هم خصومت دارند ولی تصمیم دارند ملاقاتی انجام دهند و هیچ کدام حاضر نیستند به کشور طرف دوم سفر کنند، آنوقت یا باید در کشور ثالثی که روابط خوبی با دو طرف دارد حضور یابند یا اینکه مثلا در اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل با هم ملاقات کنند.

در باره جناب آقای رئیسی به نظر می آید ایشان فعلا تشخیص نداده که منافع ملی ایران نیاز به شو تبلیغاتی در سازمان ملل دارد، بلکه نیاز به رئیس جمهوری پای کار دارد و ترجیح می دهد که به جای اینکه وقت خود را صرف سفر به آمریکا کند، وقت خود را صرف رتق و فتق کردن امور در داخل کشور صرف کند.

همچنین باید توجه داشت که هنوز شاکله اصلی ساختار سیاسی جدید دولت در ایران تکمیل نشده و نیاز است تا رئیس جمهوری فعلا به انجام تغیرات در ترکیب دولت بپردازد.

همچنین یکی از ویژگی های مدیریتی آقای رئیسی این است که ایشان تقسیم کار انجام می دهد و همه چیز را به خودش گره نمی زند.

یعنی وقتی که وزیر خارجه دارد همه امور مربوط به سیاست خارجی گردن وزیر خارجه است، نه اینکه خودش بیاید و در امور وزارت خارجه دخالت کند و مانند وزیر خارجه در مجامع بین المللی رفتار کند.

یا اینکه مثلا وقتی که مسایلی به اقتصاد داخلی یا خارجی مرتبط است افرادی را که کارشان این است را پیدا می کند و مسئولیت را به آنها می سپارد و تا حد ممکن از دخالت در این امور پرهیز می کند.

یا مثلا اگر مساله ای به مسایل درمان و پزشکی مربوط است باز هم آنکه در این کار وارد باشد مسئولیت را به عهده بگیرد.

و...

به قول معروف کار را به کاردان می دهد تا آن کاردان کار را انجام دهد.

البته کار هم باید اینگونه باشد، نمی توان توقع داشت که یک شخص که رئیس جمهوری می شود در همه امور تبهر داشته باشد و همه کارها منوط به تصمیم گیری شخص او شود.

دلیل پیشرفت بسیاری از کشورها هم همین نکته بوده که رهبران این کشورها متوجه شده اند شرایط مدیریت سلطنتی موروثی که حاکم مطلق در آن تصمیم گیر نهایی بوده را باید کنار بگذارند و درعصر نوین مدیریتی کار را تقسیم کنند.

البته مساله از رهبری کشورها شروع می شود و حتی به کارخانه ها و شرکت های اقتصادی هم کشیده می شود.

اگر شما می بینید برخی شرکت ها به یکباره رشد سرسام آوری پیدا می کنند، به این دلیل نیست که یک فرد همه کارها را انجام داده بلکه به این دلیل است که فردی که در راس هرم قدرت این شرکت است افراد مناسبی برای هر قسمتی از شرکت خود پیدا کرده و مدیریت آن بخش را به آنها سپرده.

هنوز در کشور ما بسیاری از مشاغل و موسسات به همان سبک قدیمی می چرخد و یک نفر همه کاره یک شرکت بازرگانی و یا موسسه و یا کارخانه است و چون توانمندی این فرد محدود است امکان رشد آن شرکت یا موسسه و یا کارخانه هم محدود می باشد.

می توان گفت تا بحال هم ساختار دولت در ایران هم به همین شکل سنتی بوده، و همان سبک قدیمی مدیریتی بر تفکر همه مدیران حاکم بوده.

آقای رئیسی تلاش دارد سبک نوینی از مدیریت را در کشور جا بیاندازد.

به هر صورت مشخص است آقای رئیسی تشخیص داده فعلا ایشان کارهای بسیار مهم تری برای کشور در داخل ایران دارد و رفت و برگشت وی به نیویورک مانند رفت و برگشت وی به دوشنبه نخواهد بود، یعنی عایدی چندانی برای کشور در آن وجود ندارد و به همین دلیل بهتر است که برای خالی نبودن جایگاه ایران وزیر خارجه در آنجا حضور یابد.

البته این تصمیم فقط مربوط به آقای رئیسی نیست بلکه بسیاری از رهبران کشورها جهان حضور در مجمع عمومی سازمان ملل را در اولویت کاری خود قرار نمی دهند و ممکن است در یک یا دو دوره ریاست خود فقط یکبار در مجمع عمومی حضور یابد یا اصلا حضور نیابند.

البته قطعا آقای رئیسی می خواهد نشان دهد خیلی هم برای رفتن به آمریکا دل دل نمی کند و به دنبال آن نیست که نخست وزیر انگلیس و یا رئیس جمهوری فرانسه را ملاقات کنند تا وی را تشویق کنند دل به دریا بزند و با رئیس جمهوری آمریکا سلام علیک ای کند.

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک