08:24 28 اکتبر 2021
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
0 7420

علیرغم اینکه در علم سیاست چیزی به عنوان پاقدم وجود ندارد و مثل مسایل دیگر (مثلا اقتصادی و یا نظامی) حکومتی و حاکمیتی چه در داخل و چه در خارج کشور به قول معروف همه چیز مرتبط با حساب و کتابهای دو دو تا چهارتایی است، ولی بعض وقت ها هست که زمان حضور فردی شرایط تغییر می کند.

حال بخواهیم عنوان آن را پاقدم بگذارید، شانس بگذارید، خواست الهی بگذارید، مرحمتی که خداوند برای اولاد پیغمبر و موفقیتشان قایل است  ویا ...

به عنوان مثال می گویم، زمانی که آقای احمدی نژاد رئیس جمهوری ایران شده بود به یکباره قیمت نفت، که کالای اساسی مورد اعتماد ایران برای درآمد بوده، به بالای 150 دلار برای هر بشکه رسید.

این روزها هم چند صباحی پس از به قدرت رسیدن جناب آقای رئیسی، در اولین سفر وی به خارج کشور، بحث عضویت ایران در سازمان شانگهای تایید شد.

البته بنده مانند همه کارشناسان دیگر متوجه هستیم که روند عضویت رسمی ایران در سازمان شانگهای مساله ای نیست که ظرف یکی دو ماه اخیر به نتیجه رسیده باشد و روندی است که چند سال طول کشیده تا به نتیجه رسیده و دیگر دولت های قبلی ایران هم زمینه را فراهم کرده اند تا امروز به این نتیجه برسد وقطعا چند سال دیگر هم کار دارد تا به نتیجه نهایی برسد، تا شاید هم ایران بتواند از این جریان استفاده کند، اما مساله این است که شاید حتی در همین دوران هم به نتیجه نمی رسید و کار چند سال دیگر هم تاخیر پیدا می کرد.

به قول عامیانه، یک وقت هایی می بینیم که همه شرایط با هم برای محقق شدن امری جفت و جور می شود و یک وقت هایی شما هرچه تلاش می کنید می بینید علیرغم اینکه همه کارهایی که باید انجام شود انجام داده اید اما باز هم کار گره می خورد، آیا برای شما در زندگی روزمره چنین اتفاقاتی رخ نداده؟

به عنوان مثال بگویم شاید اگر مثلا آمریکا از افغانستان به این شکلی که عقب نشینی کرده عقب نشینی نکرده بود و کشورهای آسیای میانه مانند تاجیکستان و قرقیزستان که مخالف ورود ایران به سازمان شانگهای بودند را عصبانی نکرده بود، و برای چین و روسیه که قدرت های اول سازمان شانگهای می باشند شمشیر را از رو نبسته بود و شرایط رقابت میان هند و پاکستان برای کسب رضایت ایران (به دلیل اتفاقات افغانستان) و امتیاز دادن به آن پیش نیامده بود و به قول معروف سعدی اگر در کار بودن ابر و باد و مه و خورشید و فلک، نبود، شاید به یکباره می دیدیم که کار یک جایی باز هم گره می خورد.

یا اصلا مسایل سیاسی را کنار بگذاریم.

ماجرای بازشدن جریان واکسن.

تا همین دو سه ماه پیش، در حالی که هزاران ایرانی روزانه جان خود را از دست می دادند،  دولت مدعی بود که دلیل عدم واردات واکسن تحریم های آمریکا و عدم عضویت ایران در پیمان FATF و به نتیجه نرسیدن گفتگو های وین است.

به یکباره ملیون ها دوز واکسن به ایران سرازیر شد در حالی که نه ایران عضو FATF شد و نه تحریم های آمریکا تغییر کرد و نه گفتگو های وین به نتیجه رسید.

در حالی که هنوز هیچ بارانی نباریده تا آب پشت سدها جمع شود، دیگر برق قطع نمی شود و آب استان هایی که تا همین چند صباح پیش صدای اهالی آن درآمده بود جاری شده.

اگر به بازار های مالی و اقتصادی نگاهی بیاندازیم می بینیم بورس از آن حالت آشفتگی خود خارج شده قیمت مصالح ساختمانی از سیمان و آهن و فولاد گرفته تا 50 درصد کاهش یافته و بازار خودرو که به صورت موشکی در حال صعود بود به یکباره روند نزولی پیدا کرده.

این در حالی است که ارزش قیمت ارز ثابت بوده و تغییری نکرده.

آمریکایی ها شرایط آشفته ای را در جهان را ایجاد کردند که کشورهای جهان از روی ناراحتی و لج بازی با آمریکا هم که شده حاضر شوند با ایران در شکستن تحریمها همکاری کنند و مبادلات خود را با ارزهای محلی انجام دهند.

و ...

بله می توان گفت برخی یا بسیاری از این موارد به زحمت های دولت های قبل هم مرتبط است، اما شاید هم برخی مسایل به پا قدم افراد مرتبط باشد.

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک