12:15 21 اکتبر 2021
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
0 515

پس از انتخابات ریاست جمهوری در ایران گمانه های زیادی درباره اینکه آیا آقای دکتر عباس عراقچی به عنوان مذاکره کننده ارشد ایران بر راس هیات ایرانی در وین باقی خواهد ماند یا نه مطرح بود.

برخی گمانه زنی ها حتی به حدی پیش رفت که آقای عباس عراقچی را به عنوان گزینه وزیر وزارت امور خارجه مطرح می کرد.

البته آقای علی باقری کنی هم به عنوان یکی از گزینه های وزیر امور خارجه مطرح بود.

علیرغم اینکه آقای عراقچی یکی از شخصیت های کلیدی در برجام به حساب می آید و طبیعتا مخالفین برجام وی را همچون آقای دکتر ظریف به عنوان نماد برجام می شناسند اما باید توجه داشت که ایران کشوری حزبی ای نیست و برخی از وزارت ها و سازمان ها و ارگان ها، مانند بسیاری از کشورهای دیگر، به نوعی حاکمیتی به حساب می آیند که با تغییر رئیس جمهوری و دولت ساختار درونی این وزارت خانه ها یا ارگان ها تحت تاثیر قرار نمی گیرد مثل مثلا وزارت امور خارجه یا وزارت اطلاعات یا وزارت دفاع یا وزارت کشور یا شورای عالی امنیت ملی یا مجمع تشخیص مصلحت نظام یا شورای نگهبان یا سپاه پاسداران انقلاب اسلامی یا ارتش یا صدا و سیما یا...

بماند بحث اینکه اصولا بر اساس قوانین و مقررات موجود در ایران حتی وزیر هم نمی تواند به راحتی کارمندان رسمی را برکنار کند.

حتی معروف است یکی از دلایلی که آقای احمدی نژاد با مقاومت شدید بدنه حکومت در ایران مواجه شد این بود که وی تلاش کرد ساختار درونی برخی وزارتخانه های حاکمیتی را به هم بریزد.

به هر صورت وقتی که بحث درباره شخصی مانند آقای عراقچی می شود با توجه به اینکه نام او با برجام گره خورده ممکن است در مجامع بین المللی تاثیر گذار باشد.

آقای عراقچی قبل از اینکه آقای روحانی رئیس جمهوری ایران شود و آقای ظریف وزیر خارجه در دولت قبل مذاکرات پشت پرده میان ایران و آمریکا حضور داشت و در آن زمان همراه آقای حسین امیر عبد اللهیان هر دو معاونان وزیر خارجه وقت یعنی آقای صالحی بودند و بعد هم چند سالی هر دو معاونان آقای ظریف بودند.

توجه داشته باشید آقای عراقچی از سال 1396 یعنی چهارده سال پیش معاون سیاسی وزیر خارجه بوده، امری که خود نشان می دهد تغییرات دولت تاثیری بر تغییرات سیاسی وزارت امور خارجه ندارد، چرا که خوب عباس عراقچی در هر دو دولت سابق در راس سیستم سیاسی وزارت خارجه بوده.

همچنین باید توجه داشت (مانند بسیاری از کشورهای دیگر) سیاست های کلی نظام جمهوری اسلامی توسط مراجع بالادستی تعیین می شود و توسط دولت و وزارت خارجه اجرا می شود و اینگونه نیست که تغیر وزیر خارجه و یا حتی معاونین وزیر خارجه تاثیری در سیاست های کلی نظام داشته باشد مگر اینکه کلا این سیاست ها تغییر کرده باشد.

یعنی اگر سیاست های بین المللی نظام جمهوری اسلامی تغییر کند آنوقت چه آقای عباس عراقچی معاون سیاسی وزارت خارجه باشد چه آقای علی باقری کنی فرقی ندارد هر دو باید همان سیاستها را پیاده کنند.

اما وقتی که بر می گردیم به دیدگاه های شخصی افراد باید گفت بله آقای عراقچی برجام را یکی از دست آوردهای تلاشهای چندین ساله خود می داند و به همین دلیل بسیار علاقه مند است برجام احیا و اجرا گردد در حالی که آقای علی باقری کنی از همان روز اول امضای برجام جزو تیمی بود که مخالف برجام بود و باور داشت که آمریکایی ها به تعهدات خود در برجام عمل نخواهند کرد و بخش های بازدارنده برجام در قبال آمریکا بسیار کم است.

البته بعدها هم مشاهده کردیم که همان هم شد.

یعنی آمریکا از برجام نه فقط خارج شد بلکه لای چرخ اجرای آن چوب گذاشت و در مقابل ماشین برجام سنگ اندازی که هیچ ابر سنگ ها گذاشت و هیچ بندی در برجام وجود نداشت که جریمه چنین اقدامی وجود نداشت و بقیه کشورها هم به عملا به خواست آمریکا تمکین کردند و ایران بود که مجبور شد، علیرغم اجرای همه تعهدات خود در برجام، متحمل تحریم های کذایی گردد.

به هر صورت همانگونه که در مقاله ای قبل از انتخابات ریاست جمهوری ایران به آن اشاره کردم به نفع آمریکا و غرب بود که همان زمان با دولت آقای روحانی در وین به توافقی می رسیدند اما آنها باور داشتند که ممکن است شانس گرفتن امتیازات بیشتر را از آقای عراقچی و دولت آقای روحانی داشته باشند و تا آخرین روز دنبال بازی در آوردن بودند.

در حالی که در ساختار حاکمیتی ایران زمان آقای روحانی عموما انتقادات زیادی نسبت به برجام وجود داشت ولی دولت آقای روحانی به دلیل اینکه تلاش داشت برجام را احیا کند خیلی از این دیدگاه های مخالف را نادیده می گرفت و حتی قوانین مجلس را نیز دور می زد.

حال در دولت جدید تیمی سر کار آمده اند که هیچ باوری نه به برجام و نه به اینکه ممکن است آمریکا به تعهدات خود عمل کند و یا تحریم ها را بردارد، ندارند.

اما با توجه به اینکه ایران برجام را امضا کرده و خود را ملزم به انجام تعهدات خود می داند، فقط در صورتی که مطمئن شوند طرف مقابل به تعهدات خود عمل خواهد کرد برجام را اجرا خواهند نمود.

با توجه به اینکه آقای عراقچی به نوعی یک احساس و یا علاقه شخصی به برجام داشت و آن را مانند بچه خود دوست داشت به نظر می آید تصمیم بر آن گرفته شد تا فردی مسئولیت ادامه روند گفتگو ها و مذاکرات را در دست بگیرد که آن علقه شخصی را به برجام نداشته باشد.

البته آقای عراقچی به عنوان مشاور وزیر امور خارجه ابقا شده اند و بر اساس ساختار اداری وی هنوز پستی هم سطح معاون دارد و پیش بینی می شود در صورتی که گفتگو های جدیدی قرار باشد برگزار گردد آقای عراقچی هم به عنوان عضو تیم مذاکره کننده ایرانی باشد تا بتوان از تجربیات ارزشمند وی استفاده کرد.

همچنین با توجه به اینکه مسئولیت های وی را می توان به عنوان مشاور روی یک موضوع متمرکز کرد در حالی که مسئولیت های معاونت سیاسی وزارت خارجه پراکنده تر است، احتمال این می رود وی روی مساله مذاکرات و گفتگو ها تمرکز بیشتری داشته باشد.

از سوی دیگر و با توجه به رابطه شخصی و صمیمی آقای باقری کنی با آقای رئیسی می توان پیش بینی کرد که موقعیت تیم مذاکره کننده ایران نه فقط تضعیف نشده باشد بلکه حتی تقویت هم شده باشد.

البته بدیهی است طرف های مقابل از چنین شرایطی ناراحت باشند چون آنها ترجیح می دادند تیم مذاکره کننده ایران ضعیف باشد.

 

 

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک