21:48 22 سپتامبر 2021
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
0 80

ویروس کرونا با وجود تلاشهای سازمانهای بین المللی و رقابت کمپانی‌ها برای دادن محصول موثرتر، همچنان همراه ما هست.

اسپوتنیک – در ابتدا همانند سایر بلایای طبیعی یا غیر طبیعی تصور می‌کردیم که می‌آید، ویران می‌کند، جان‌ها به تاراج می‌ستاند، تغییراتی ایجاد می‌کند، اما بالاخره خواهد رفت. اما هنوز هم این موجود ریز و مشمئز کننده با وجود تلاشهای سازمانهای بین المللی و رقابت کمپانی‌ها برای دادن محصول موثرتر، همراه ما هست. در ایران ما با اتمام هر موجی، منتظر موجی ویرانگرتر هستیم  و در کشورهای دیگر با وجود درصد بالای واکسیناسیون، شاهد ظهور سویه‌های مقاوم‌تر به درمانهای فعلی و حتی ابتلا افراد واکسن زده هستیم؛ دلتا، لامبدا، مو و فردا معلوم نیست با کدام حرف لاتین دیگر سویه‌ای از هند، اروپا، آفریقا یا وسط کالیفرنیا مواجه شویم. اسپوتنیک بنا به رسالت خبررسانی شفاف و سازنده از همان روزهای اول پاندمی کرونا سعی کرده که  لحظه به لحظه تحولات حضور ویروسی که دیگر مرز و نژاد و زبان نمی‌شناسد و حواشی آن را با رعایت اصول خبرنگاری مورد بررسی قرار دهد. حواشی که به نظر می آید گاهی بر متن غلبه می‌کنند. مدتی است برای این امر مصاحبه‌های نوشتاری و تصویری با تعدادی از متخصصین مربوطه را شروع کردیم و مصاحبه امروز هم در این راستا است و تا زمان حذف یا کنترل قابل قبول این پاندمی همراه خوانندگان خواهیم بود.

یکی از حواشی مورد اشاره حضور عفونتهای قارچی موسوم به قارچهای سیاه در افراد مبتلا در طی دوره بستری یا حتی در طی زمان بهبودی است که مدتی است توسط محافل متعدد پزشکی و خبری مورد توجه قرار گرفته است. برای بررسی بیشتر این مطلب سراغ دکتر آریو شاهین جعفری، دانشجوی دکتری تخصصی بالینی ایمنی شناسی و آلرژی دانشگاه اول علوم پزشکی مسکو می‌رویم. به علت طولانی بودن بحث و مطرح شدن حواشی دیگر که البته آنها هم ضروری به نظر می‌رسند، مصاحبه در چند قسمت تقدیم خوانندگان می‌شود. 

- سلام جناب دکتر بدون هیج مقدمه‌ای می رویم سر اصل مطلب. به نظر می‌رسد بحران کرونا به این زودی ها تمام نمی‌شود و پس لرزه‌هایی نیز با خود به همراه دارد.

- سلام عرض می‌کنم خدمت شما و خوانندگان خوب اسپوتنیک و عرض خسته نباشید به همکاران خوبم در ایران و سرتاسر کره خاکی که این دو ساله آنچه از دستشان بر آمده برای مقابله با این پاندمی انجام دادند. اگر اجازه دهید برای پاسخ عرض کنم که بنده این پاندمی یا فراگیری را جدا از بقیه نمی‌دانم‌، در طول تاریخ بشر تا جایی که حافظه تاریخی به ما اجازه می‌دهد کشتارها و خسارتهای خیلی سهمگین تری را از آبله و طاعون متحمل شده‌ایم. خیلی از تمدنهای اصیل و پیشرو نابود شدند و گاهی هم  تمدنهای دیگر در سایه این فراگیری عفونتها پدید آمدند، جابجایی مرزهای جغرافیای، سیاسی و کشف سرزمینهای جدید مرهون همین بیماریهای منتشره است. به نظر من آنچه که سبب شده کویید-19 در صدر اخبار قرار گیرد نه تغییر نوع پاندمی که تغییر شرایط است.

- چه تغییراتی مثلا ؟

- ببینید همانطور که عرض کردم این اولین بار نیست که بیماری در منطقه‌ای کوچک آغاز می‌شود و به واسطه ارتباط جوامع انسانی فراگیر می‌شود، یکی از شاخص ترین پاندمی‌ها که در حافظه بشری ثبت شده، آنفلوانزای اسپانیایی است که مطالعات امروزه ثابت کرده است که یکی از خاستگاههای متحمل برای آن چین است. بعضی ملاحظات سیاسی در زمان جنگ جهانی اول سبب شد که این بیماری نخست در امپراتوری اسپانیا (که در جنگ بی‌طرف بود) گزارش شود،  لذا اینطور به‌نظر آمد که این بیماری در آنجا همه‌گیرتر است؛ بنابراین به اسپانیایی مشهور شد.

ولی امروز با وجود گستردگی رسانه های صوتی، تصویری و نوشتاری و شبکه‌های اجتماعی امکان این ملاحظات تقریبا از بین رفته است. من مطالبی را در مورد اثرات ناگوار کرونا بر اقتصادهای نوظهور هند و برزیل خواندم اما باز هم اگر در تاریخ جستجو کنیم پیش از افول بسیاری از امپراتوریهای باستانی از جمله در کشورمان یا روم و یونان یک تغییری یا شیفت از همه‌گیری محدود(Outbreak) به سمت اندمیک(Endemic) و به همین ترتیب به اپیدمی(Epidemic) رخ داده‌اند، منتها باز این رسانه‌های به خصوص اجتماعی هستند که با پوشش اخبار سبب توجه افکار عمومی می‌شوند، البته بایستی به این مطلب اذعان داشت که خیلی بیشتر از گذشته بازارهای مالی کشورها  و در نتیجه ثبات اقتصادی در هم تنیده شدند و بحران مالی هم عین بیماری می‌تواند فرا منطقه‌ای باشد و این امر می‌تواند برای حوزه سلامت که اینجانب عضو کوچکی از این جامعه هستم مانند شمشیر دولبه عمل کند.

سیر تحولات انسانی که علم پزشکی هم از آن جدا نیست تاریخ پر فراز و نشیبی را طی کرده که دستاورد آنرا ما امروز می توانیم ببینیم؛ به عقیده من یکی از بزرگترین سرمایه های انسانی وجود تشکلهایی مانند سازمان بهداشت جهانی WHO و نهادهای مشابه در کشورهای دیگر است که پیش از کرونا این همکاریها فشرده و متداوم سبب شد که آبله  ریشه کن شود، در بسیاری از مناطق  میزان مبتلایان مالاریا از جمله ایران تقریبا به صفر برسد، سل تحت کنترل قرار گرفت و از آهنگ  تهاجم ویروس HIV کاسته شد. اما با وجود کویید19 آیا این همکاریها به شکل سابق وجود دارد؟ برای نمونه کافی است واژه ساده سردرد را اینترنت جستجو کنید، سردردی که به هزار دلیل می‌تواند رخ دهد که یکی از آنها سندروم حاد تنفسی ناشی از کرونا است! با این حجم از تشویش فکری، معطوف شدن تمام توجه‌ها حتی در موقع حضور در کلینیکهای پزشکی که سبب شده حتی در بعضی موارد پلاسمودیوم فالسیپاروم عامل مالاریای وخیم مغزی را با کرونا اشتباه بگیرند، چه رویکردی می‌توان اتخاذ کرد. گویی این همه بیماری واگیر عفونی، غیرواگیر عفونی و غیر عفونی وجود ندارند و تمام اولویتها مختص به کرونا شده است.

ادامه این وضع می تواند مجموعه عظیمی از بحرانهای روانی و اجتماعی ایجاد کند  که می تواند موضوع بسیاری از تحقیقات حوزه اجتماعی و سلامت باشد یا اثر دراز مدت این استرسهای روانی بر تضعیف سیستم ایمنی  به جایی در نهایت منجر شود که خیلی دهشتناک تر از آنفلوانزای اسپانیایی باشد.

ضمن آنکه در فضای بی اعتمادی علنی و بیشتر غیر علنی - یا شاید بهتر باشد عرض کنم خجالتی- که بعد از ورود ناخوشایند اما قابل درک سیاست به علم پزشکی ایجاد شد و حمله به  WHO روح همکاری جمعی به شدت آسیب دیده است که کوچکترین نمونه‌اش همین مساله رقابتهای غیر سازنده سر واکسنها است. همانظور که در مصاحبه‌های گذشته نیز خدمتتان عرض کرده بودم، اصلا نباید در مورد واکسیناسیون به نام کشور، سابقه روابط و ملاحظات نگاه کرد، اما این کار متاسفانه انجام می‌شود.

- شما این حد تنوع واکسن را نمی‌پسندید؟

خیر، بعلکس عقیده دارم هر چقدر تعداد واکسنها افزایش یابند امکان رویارویی موثرتر با سویه‌های متعددی که فعلا شاهد آن هستیم، افزایش می‌یابد. توجه داشته باشیم که عامل بیماری، ویروسی است که مرتبا در حال جهش است و این موضوع هم به خاطر ساختمان منحصرفرد آن و هم مقاومت عده‌ای برابر واکسیناسیون یا ضعف در پوشش واکسیناسیون سراسر جهان می‌باشد.

البته این نکته باید اضافه کنم که صرف زدن واکسن ضامنی برای مصونیت کامل نیست بلکه همه چیز نسبی است و امکان بیماری نه فقط به خاطر قدرت ایمنی بخشی واکسن که تحت تاثیر ایمنی کلی فرد یا حتی فاکتورهای تغذیه‌ای، نوع زندگی و یا مواردی مانند استرس است که می‌توانند از قدرت ایمنی بکاهند یا تحت تاثیر قرار دهد  و صد البته سویه جدیدتر و احتمالا مقاوم تر! اما با واکسیناسیون می‌توانیم امیدوار باشیم که در صورت بیماری به فرم خفیف تر مبتلا می‌شویم و کمتر عامل ویروسی در محیط منتشر می‌کنیم.

- در مورد بیماری قارچی سیاه در هند می‌توانید بیشتر برای ما توضیح دهید.

عرض کنم مقوله عفونتهای همزمان یا Co-infection  نه فقط در عفونتهای ویروسی که در تمام عفونتهای مزمن اصلا جدید نیست و باز هم مطرح شدن بیشتر این مطلب مرهون رسانه های عموما فضای مجازی است وگرنه همکاران من به خوبی سالهاست که با  بیمارانی که همزمان به  آنفلوانزا با عامل دیگری مبتلا شدند یا در دوران نقاهت به عفونت دیگری آلوده شدند آشنایی دارند. موکورمایکوزیس که به عفونت قارچی سیاه هم موسوم است و دیگر عفونتهای قارچی هم خارج از این موضوع نیستند.

پایان قسمت نخست

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک