08:24 18 سپتامبر 2021
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
0 507

در حالی که دولت مردان هر کشوری بنا به منافع کلی ملی به مسایل می نگرند، مردم عموما بنا به احساسات درونی و عواطف خود به جریان ها توجه می کنند.

طی چند هفته اخیر و پس از بازگشت هماهنگ شده طالبان با آمریکا به قدرت در افغانستان، کاملا مشخص بود و هست که ایران تلاش دارد در دام اختلافات داخلی افغانستان خود را درگیر نکند و در جریان رابطه خود با افغانستان بسیار دست به عصا قدم بردارد.

برخی مدعی می باشند که طالبان امروزی با طالبان بیست سال پیش فرق دارد و برخی دیگر قبول ندارند.

به هر حال نمی توان انکار کرد که فضای عمومی در ایران کاملا مخالف طالبان و جریان طالبانیسم است و مردم کلا حتی نسبت به نام طالبان حساسیت منفی دارند.

نباید فراموش کرد که طالبان به کنسولگری ایران در مزارشریف حمله کردند و دیپلماتهای ایرانی و خبرنگار ایرنا را شهید کردند و از همان روز اول شروع کارشان بر طبل دشمنی و خصومت با ملت ایران و شیعیان کوبیدند.

جالب اینکه در همان زمان (بیست سال پیش) هم طالبان، علیرغم همه شعارهایی که به ظاهر مطرح می کردند، با حمایت آمریکا در افغانستان به قدرت رسیدند.

بله، تصور نکنید که سازمان اطلاعات ارتش پاکستان ISI و سازمان های اطلاعاتی عربستان سعودی بدون هماهنگی با آمریکا طالبان را ایجاد و حمایت کردند.

قبل از آن هم شاید برخی کهنه کاران رسانه ای به یاد داشته باشند که رئیس جمهوری آمریکا، رونالد ریگان، چه قدر از مجاهدین افغان و حتی طالبانیسم تعریف و تمجید می کرد.

کافی است سخنرانی های رونالد ریگان را را در اینترنت جستجو کنید.

حتی جورج بوش پدر و بیل کلینتون از قدرت گرفتن طالبان و طالبانیسم و حتی به قدرت رسیدن طالبان حمایت کردند و در شکل گرفتن القاعده دخیل بودند.

دلیل اصلی سیا برای انتخاب اسامه بن لادن به عنوان رهبر القاعده همانا شناخت و رابطه ای بود که خانواده بوش نسبت به وی داشتند.

در آن زمان احمد شاه مسعود که به عنوان شیر دره پنجشیر معروف بود نیز با حمایت آمریکایی ها بر علیه نیروهای شوروی سابق در افغانستان می جنگید و عملا آمریکایی ها بودند که از او حمایت کردند تا به قول خودشان به "چگوارای مسلمان" (اما اینبار مخالف کمونیسم) تبدیل شود.

پس از فروپاشی شوروی سابق و تصرف کابل توسط مجاهدین یکی از اتفاقاتی که رخ داد این بود که احمد شاه مسعود حاضر نبود دیگر خواسته ها و سیاست های آمریکایی ها در افغانستان را پیاده کند و به دنبال ایجاد وحدت و یکپارچگی وصلح و ثبات در افغانستان بود، و به همین دلیل هم آمریکایی ها از طالبان حمایت کردند تا دولتی که مد نظر احمد شاه مسعود و همپیمانانش بود را سرنگون کنند.

فروپاشی شوروی سابق موجب آن شد که آمریکایی ها به سمت و سوی تغییر بسیاری از سیاست های بین المللی خود بروند و یکی از سیاست هایی که مد نظر آنها بود این بود که زمینه حضور مستقیم آنها در کشورهای اسلامی فراهم شود.

برای این هدف باید آنچه از آن به عنوان تروریسم اسلامی یاد می کنند در جهان گسترش پیدا می کرد و سلفی گری وهابی و تکفیری تقویت می شد تا میان مسلمانان اختلاف بیافتد و مسلمانان به جان هم بیافتند و زمینه حضور مستقیم آمریکا فراهم شود.

عملا آمریکایی ها باور داشتند که رقیب آنها دیگر از میان برداشته شده و آنها باید هر چه سریعتر غنایم خود را جمع کنند، و این غنایم همانا کشورهای اسلامی و بالاخص خاورمیانه بود، خاورمیانه ای که همه ابرقدرت های جهان در تاریخ بشریت خواهان تصرف آن بودند و جالب اینکه در نهایت موجب فروپاشی همه آنها شد.

به هر صورت احمد شاه مسعود حاضر نبود افغانستان را قربانی این هدف آمریکایی ها کند و وی رویاهای دیگری برای افغانستان داشت و به همین دلیل باید از میان برداشته می شد.

اینکه عملیات ترور احمد شاه مسعود دو روز قبل از حمله های 11 سپتامبر انجام شود هم قطعا تصادفی نبوده، چون اگر احمد شاه مسعود زنده مانده بود بعد از حملات 11 سپتامر مجامع بین المللی و مردم آمریکا ترجیح می دادند که از احمد شاه مسعود برای سرنگونی طالبان و القاعده حمایت کند نه اینکه آمریکا ارتش خود را مستقیما به افغانستان بفرستد.

حال امروزه هم مشاهده می کنیم که طالبان با حمایت و کمک مخفی آمریکا دوباره در افغانستان به قدرت رسیده، امری که این شک و شبهه را برای همه ایجاد می کند که هدف چیست؟

خوب اینجا است که میان مردم و سیاستمداران اختلاف به وجود می آید.

دقیقا شرایط ترور دیپلمات های ایرانی در مزار شریف را به یاد دارم، شهید صارمی که همکار و دوست من در خبرگزاری بود شب قبل از ترور با من تماس گرفت، در آن زمان من در شیفت شب خبرگزاری کار می کردم، و شرایط را توضیح داد ومن با وزارت خارجه تماس گرفتم وسوال کردم که چه کمکی می توانند به او بکنند  و در آن زمان به من گفتند که خیالش راحت جای او در کنسولگری امن است و آنها به دنبال راه و چاره ای برای خارج کردن وی و دیپلمات های ایرانی از مزار شریف هستند، ومن هم همین را به او منتقل کردم، صبح که بیدار شدیم خبر ترور او و همه دیپلمات های موجود  را شنیدیم، مردم که تازه از فضای جنگ با عراق بیرون آمده بودند همه خواهان انتقام بودند و بیش از یکصد هزار نیرو در مرزها برای شروع عملیات آماده شدند.

اما سیاستمداران ارشد متوجه بودند که عملا این همان کاری است که آمریکایی ها می خواهند ایران انجام دهد، یعنی وارد تله افغانستان شود و همان بلایی که سر شوروی سابق آمد سر ایران بیاید، یعنی نقشه آمریکایی ها برای جنگ شیعه و سنی محقق گردد و در نهایت ایران هم مانند شوروی سابق تجزیه شود.

با توجه به اینکه در آن زمان من به دلیل شغل خود در خبرگزاری با اکثر سیاستمداران ایرانی از همه جناح های سیاسی در ارتباط بودم می دیدم که خشم آنها کمتر از خشم مردم ایران نبود و آنها شاید بیشتر از مردم خواهان انتقام بودند.

امروزه هم می بینم مساله خیلی فرق نکرده.

به قدرت رسیدن مجدد طالبان در افغانستان می تواند هم یک فرصت برای ایران باشد هم یک تهدید.

اینکه اخیرا در مناطق اکثریت اهل تسنن ایران برخی به حمایت از طالبان برخواسته اند و حتی برخی شخصیت های آنها (که توسط کشورهای عرب حوزه خلیج فارس حمایت می شوند) برای آنها تبریک فرستانده اند خود نیز نکته مهمی است که چرا اینها به یکباره به صورت علنی حمایت خود از طالبان را بیان می کنند.

بدیهی است قبل از هر اقدامی باید درباره اهداف اصلی بازگرداندن طالبان به قدرت توسط آمریکا فکر کرد.

اگر زمانی احمد شاه مسعود قدرت مقابله با شوروی سابق و یا طالبان را داشت به این دلیل بود که دره پنجشیر مملوء از تسلیحاتی کیفی بود که آمریکایی ها در اختیار او قرار داده بودند.

گو اینکه احمد مسعود جایگاه خود را به نوعی مدیون پدر خود می باشد اما خوب ما آقازاده های زیادی را دیده ایم که از فضل پدر چیزی عایدشان نشده، همین اقدام شجاعانه وی برای مخالفت با نقشه ای که طالبان و آمریکا و متحدین آمریکا برای افغانستان کشیده اند بسیار قابل تحسین می باشد وخود همین شجاعت وی کافی است تا نشان دهد این لایق نام شیر پنج شیر است، در شرایطی که بزدلان در افغانستان جولان می دهند احمد مسعود محبوبیت زیادی هم در داخل و هم در خارج افغانستان به دست آورده و ملت مظلوم افغانستان به او به عنوان یک سوی امید نگاه کنند.

ولی خوب با توجه به اینکه وی فعلا امکانات لازم برای محقق کردن خواسته خود را ندارد و طی چند سال اخیر آمریکایی ها از طریق دولت دست نشانده خود در افغانستان کلیه تسلیحات موجود در دره پنج شیر را جمع کرده اند، می توان گفت وی مقداری وقت نیاز دارد تا بتواند خودش و نیروهایش را جمع و جور کند و مشاهده می کنیم که مواضع نیروهای مقاومت در روز روشن بمباران می شود و سنتکام هم نظاره گر این بمباران است و هیچ کشوری، تکرار می کنم، هیچ کشوری در جهان واکنش نشان نمی دهد.

بعد جالب تر اینکه می بینیم شبکه های رسانه ای که علنا حقوق بگیر عربستان سعودی هستند شروع می کنند از احمد مسعود حمایت کردن و مردم ایران را تحریک کردن.

مگر همین ها حامیان اصلی طالبان نیستند؟

جریان چیست؟

این مساله نشان می دهد که به قول معروف طالبان کاملا با آمریکایی ها بسته و پشت پرده توطئه ای بسیار بزرگ، بزرگ تر از آنچه بسیاری شاید تصورش را می کنند، در کار است و بی گدار به آب دادن در این شرایط به نفع هیچ کشور منطقه ای نیست، چون قطعا خواسته آمریکا این است که احساسات ایرانی ها را تحریک کند و آنها را درگیر چنین مساله ای کند و فعلا شاید هم ایران و هم دیگر کشورهای منطقه حاضر نباشند علنا از احمد مسعود حمایت کنند، اما بحث حمله های ناشناس به مواضع گروه های وابسته به داعش خراسان و القاعده که تحت پرچم طالبان به نیروهای مقاومت پنجشیر حمله کرده بودند نشان می دهد که دیگران همچین هم دست روی دست نگذاشته اند تا مقاومت مردم افغانستان نابود شود و یا نوه های کاکای شهید سلیمانی بی پدر شوند.

مخصوصا که حمله توسط جت های جنگنده ای انجام شده که نه تاجیکستان و نه ازبکستان و نه ترکمنستان و نه ارتش فروپاشیده افغانستان در اختیار دارند و هندی ها هم مجبور می باشند برای انجام چنین عملیاتی از حریم هوایی پاکستان و چین عبور کنند، که آن هم امکان پذیر نیست، دیگر به قول جوک معروف پیدا کنید پرتقال فروش را.

 

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک