12:52 21 سپتامبر 2021
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
0 563

قبل از انتخابات ریاست جمهوری در ایران چند یادداشت در اسپوتنیک داشتم که در همه آنها تاکید کردم به نفع شرکت کنندگان در گفتگو های وین است تا با دولت آقای روحانی توافق کنند.

در همان زمان هم یادآوری کردم که وقتی وارد بحث انتخابات ریاست جمهوری شویم و پس از انتخاب شدن رئیس جمهوری جدید در ایران طبیعتا با یک فاصله منطقی مواجه خواهیم شد، چون دولت جدید باید مستقر شود و تیم جدید مشخص شود و تصمیم گیری شود که آیا کلا ایران می خواهد در مذاکرات وین به همین شکلی که است مشارکت کند یا اینکه دولت جدید نظراتی دارد که باید قبل از گفتگوهای جدید در وین اعمال گردد و...

آمریکایی ها در مذاکرات قبلی به دنبال آن بودند تا برخی مباحث را وارد مذاکرات کنند و تیم مذاکره کننده قبلی ایران به بهانه اینکه مراجع بالاتر اجازه مطرح کردن چنین بحث هایی را نمی دهند، از ورود به این مسایل پرهیز می کرد.

مسایلی مثل بحث موشکی ایران و یا نفوذ ایران در منطقه و...

ظاهرا ذهنیتی برای آمریکایی ها و کلا اروپاییها ایجاد شده مبنی بر اینکه خوب صبر کنیم که حکومت در ایران یکدست شود و بعد با طرفی مذاکره کنیم که دیگر نیاید به ما بگوید برخی جناح ها داخل کشور هستند که اجازه ورود به این مباحث را نمی دهند.

اشتباه بزرگی که آنها مرتکب شدند این بود که حاضر نبودند متوجه شوند حالا دیگر همان جناحی که اجازه چنین مذاکراتی را نمی داد دیگر سرکار آمده و اگر قبلا برخی مذاکره کنندگان ایرانی ممکن بود بهانه کنند که جناح هایی در ایران به آنها اجازه ورود به بحث این مطالب را نمی دهند امروزه دیگر مذاکره کنندگانی (البته اگر مذاکراتی باشد) پای میز مذاکره خواهند آمد که با مشت روی میز بکوبند و بگویند اگر یکبار دیگر از موضوع گفتگو ها که همانا باید فقط بازگشت به توافق هسته ای و اجرای تعهدات طرفهای مقابل در مقابل ایران است خارج شوید، میز را بر نمی گردانیم، بلکه همین جا می شکنیم تا دیگر میزی برای مذاکره نباشد.

شاید اگر از خانم کاترین اشتون سوال کنند بهتر برای آنها توضح خواهد داد که وقتی با اقای جلیلی مذاکره می کرد، برخورد مذاکره کنندگان ایرانی چگونه بود.

اگر آمریکایی ها و اروپایی ها تصور می کنند چون ایران تحت شدید ترین فشارهای اقتصادی در تاریخ بشریت است، به سر می برد، پس حاضر خواهد بود کوتاه بیاید سخت در اشتباه می باشند.

اگر از این زاویه به ماجرا نگاه کنید، باید بگوییم بله، ایرانی ها سخت در فشار هستند اما بحثی که مطرح است این می باشد که آنها هیچ دلیلی برای امضای توافقی که آمریکایی ها و اروپایی ها به دنبال آن هستند نمی بینند.

بگذارید به ماجرا از این زاویه نگاه کنیم.

آیا دیدید که برخی هستند فقط برای اینکه مضنه قیمت و ارزش خانه شان را داشته باشند و از روی بیکاری مدام در این املاکی و آن املاکی پرسه میزنند و خانه هایشان را عرضه می کنند.

املاکی ها هم برای آنها با مشتری ها قرار می گذارند ولی تا به توافقی روی قیمت می رسند فردایش دبه در میاورند و به دنبال آن هستند که خانه را به قیمت بالاتر بفروشند.

آیا برایتان پیش آمده که به املاکی هایی مراجعه کرده اید و خواسته اید ملکی را بخرید ولی املاکی به شما می گوید فلانی فروشنده نیست؟

حالا فرض کنیم که شما شدیدا به یک توافق نیاز دارید تا مشکلی را برایتان حل کند، مثلا می خواهید یک خانه بخرید و زن و بچه شما اصلا در خیابان هستند وسرپناه ندارند.

آیا حاضر خواهید بود با فردی که اصلا فروشنده نیست پای گفتگو بنشینید و وقت تان را تلف کنید، آن هم وقتی زن و بچه تان در خیابان بی سرپناه هستند و سریعا به یک سقف نیاز دارید؟

امروزه ماجرای ایران و آمریکا به همین شکل است.

ایرانی ها دیگر به این نتیجه رسیده اند که آمریکایی ها فروشنده نیستند و هر توافقی با آنها به امضا برسد آنها اجرا نخواهند کرد.

حتی اگر نمایندگان ایران به قول معروف بروند و در وین و یا هر جای دیگری چشم بسته پای توافقی را امضا کنند که حتی آن را نخوانده اند، باز هم آمریکایی ها دبه در خواهند آورد و فردای همان روز خواهند گفت که ما باز هم بیشتر می خواهیم.

بله، بر کسی پوشیده نیست که دولت ایران شدیدا نیاز دارد که کاری کند تحریم ها رفع شود، اما وقتی که می بینند که طرف مقابل هیچ نیتی برای رفع تحریم ها ندارد هیچ دلیلی برای تلف کردن وقت خود و امیدوار کردن مردم به آمریکایی ها نمی بینند.

علیرغم همه مشکلات و سختی ها، دولت ترجیح می دهد دنبال راه و چاره دیگری باشد.

البته آنگونه که الزام دیپلماسی است ایرانی ها نخ باریک ارتباط را قطع نکرده و نمی کنند ولی اینگونه نیست که تصور کنیم دیگر دولت جدید ایران همه تخم مرغ های خود را در سبد برجام و توافق با غرب و آمریکا خواهد گذاشت.

بحث افزایش سطح غنی سازی اورانیوم و همچنین برنامه هسته ای ایران هم همه اش به این دلیل می باشد که ایران تلاش دارد موضع مذاکراتی خود را تقویت کند تا در صورتی که بنا باشد مذاکرات جدیدی برقرار گردد برگه های قویتری را روی میز قرار دهد.

با توجه به اینکه هیچ امیدی به رفع تحریم ها در حال حاضر وجود ندارد مشخص است ایران تلاش می کند هزینه عدم تمکین آمریکا و اروپا به تعهداتشان را بالا ببرد و به همین دلیل هم هست که مشاهده می کنیم امروزه وزرای امور خارجه کشورهای اروپایی تلاش می کنند با تماس های مکرر خود ایران را تشویق کنند هر چه سریعتر به میز گفتگو در وین برگردد و حتی مقامات اسرائیلی و سعودی هم دیگر بحث مخالفت با برجام را کنار گذاشته اند و رئیس جمهوری آمریکا پس از ملاقات با نخست وزیر اسرائیل اظهار می دارد : "اگر مذاکرات بازگشت به برجام جواب نداد فکر دیگری می کنیم".

یعنی عملا دیگر حتی اسرائیلی ها هم بحث این را ندارند که برجام نباید باشد بلکه بحث این را دارند که برجام هر چه سریعتر اجرا گردد چون آنها به خوبی می دانند ایران با سرعت هر چه تمام تر در بحث برنامه هسته ای و موشکی خود در حال پیشروی است و آمریکایی ها با خروج خود از برجام و عدم انجام تعهدات خود بهانه دست ایران داده اند که به صورت قانونی از انجام تعهدات خود در برجام طفره برود.

هم اسرائیلی ها و هم آمریکایی ها به خوبی می دانند که امکان نابودی برنامه هسته ای و موشکی ایران برای آنها میسر نیست و به همین دلیل هم امروزه مشاهده می کنیم که کار به التماس کشیده تا ایران را به میز مذاکره برگردانند و امیدوار می باشند مجددا از طریق برجام برنامه هسته ای ایران را بتوانند تحت کنترل در آورند.

بدیهی است اگر ایرانی ها مطمئن نشوند که همه تحریم ها به صورت عملی رفع خواهد شد دیگر زیر بار نخواهند رفت تا حتی در مذاکرات شرکت کنند و علیرغم اینکه شاید این مرحله برای ایرانی ها مخصوصا مردم ایران بسیار سخت باشد اما می توان امید داشت که حد اقل شاید این رویکرد برای مردم ایران نتیجه بخش باشد.

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک