12:58 21 سپتامبر 2021
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
01251

چرا استالین در حال دفاع از هیتلر نیروی خود را به ایران دوردست فرستاد؟

اسپوتنیک - ولادیمیر ساژین خاورشناس مطرح روس در این خصوص چنین می نویسد: 25 اوت هشتادمین سالگرد اقدام نظامی- سیاسی منحصر به فرد اتحاد  شوروی و بریتانیا در ایران است. این دوره غم انگیز برای اتحاد شوروی بود. هر شخصی که قادر بود تفنگ در دست داشته باشد، مورد نظر بود. و در آن  زمان، استالین تصمیم گرفت نیروهای خود را به ایران بفرستد.

اوت 1941. اشغال لتونی، لیتوانی، بلاروس، اوکراین غربی، مولداوی، بخش قابل توجهی از روسیه اروپایی. هر فرد، هر یگان نظامی مهم است. ارزش یک لشکر آماده برای جنگ به میزان  طلا است. و اتحاد شوروی در حال اعزام نیرو به ایران است که از میدان های جنگ فاصله زیادی دارد. دلایل آن چیست؟

در 23 اوت استالین دو دستور شماره 001196 و شماره 001197 را صادر کرد. در این اسناد آمده است: "به منظور حفظ مرزهای خود از خرابکاری آلمانی ها که تحت حمایت دولت ایران کار می کنند و همچنین برای جلوگیری از انواع حملات نیروهای ایرانی علیه مرزهای ما، دولت شوروی بر اساس ماده 6 قرارداد  شوروی و ایران منعقده در سال 1921 که به موجب آن دولت شوروی حق دارد در صورت تهدید برای مسکو نیروی خود را به ایران اعزام کند، دولت شوروی تصمیم گرفت نیروهای خود را وارد خاک ایران کند."

 در 25 اوت، سفیران شوروی و بریتانیا در ایران یادداشتی را به علی منصور نخست وزیر وقت ایران تحویل دادند که در آن اعلام شد که اتحاد شوروی در شمال ایران و بریتانیای کبیر در جنوب   نیروهای خود را به صورت قانونی وارد ایران کردند.  

در همان روز عملیات countenance آغاز شد. از طرف شوروی، پنج ارتش  جبهه ماوراء قفقاز، ارتش جداگانه آسیای میانه و ناوگان دریایی خزر در آن شرکت کردند. مقاومت سربازان ایرانی در 29 اوت پایان یافت.

در نتیجه مذاکرات بین نمایندگان اتحاد  شوروی، بریتانیا  و ایران در 8 سپتامبر 1941، موافقت نامه ای امضا شد که استقرار نیروهای متفقین در ایران را تعیین کرد. نیروهای شوروی در شمال ایران در امتداد خط زنجان - قزوین - خرم آباد و در امتداد ساحل دریای خزر مستقر بودند. انگلیسی - در امتداد خط خانقین - کرمانشاه- خرم آباد  قرار گرفتند.  

با این حال، رضاشاه به درخواست مسکو و لندن مبنی بر اخراج نمایندگان آلمان و متحدانش از ایران عمل نکرد. در نتیجه، نیروهای شوروی و انگلیس در 15 سپتامبر وارد تهران شدند. این امر به نوبه خود، استعفای رضاشاه را در 16 سپتامبر 1941 به نفع پسرش محمدرضا پهلوی که تمایل به همکاری با اتحاد  شوروی و بریتانیا را اعلام کرد، در پی داشت. به زودی، نمایندگان دیپلماتیک کشورهای متخاصم با متفقین از ایران اخراج شدند و نمایندگان ایرانی از آلمان، ایتالیا و رومانی فراخوانده شدند.

در 29 ژانویه 1942، سفیران اتحاد  شوروی، بریتانیا و وزیر امور خارجه ایران پیمان اتحاد سه قدرت - اتحاد جماهیر شوروی ، بریتانیای کبیر و ایران را امضا کردند. بر اساس این قرارداد، کشورهای متفق این حق را داشتند که نیروهای خود را در خاک ایران مستقر کرده و کلیه دریافتی های انگلستان، ایالات متحده و دیگر کشورها (هواپیما، اتومبیل، کائوچو، غذا و سایر کالاها) به اتحاد شوروی  با استفاده از تمام وسایل ارتباطی ایران به اتحاد شوروی عبور دهند. جالب توجه اینکه این معاهده از    ماده 1 در باره  رعایت احترام کشورهای متحد "به   تمامیت ارضی، حاکمیت و استقلال سیاسی ایران" توسط متفقین  آغاز می شود.

رضاشاه در سال 1925 به قدرت رسید. وی در تلاش برای خنثی سازی نفوذ انگلستان و جلوگیری از صدور انقلاب بلشویکی از اتحاد شوروی، در دهه 1920  بر برلین تکیه کرد. و آلمانی ها، پس از روی کار آمدن نازی ها در آلمان در سال 1933، نفوذ خود را به ایران افزایش دادند. برای رایش سوم، این کشور منبع ذخایر و همچنین یک سرپل احتمالی برای لشکرکشی به هند بریتانیایی به عنوان بخشی از برنامه های سلطه بر جهان بود. ایران با اتحاد شوروی هم‌ مرز بود و این امر آن را  به پایگاه احتمالی برای اقدامات خرابکارانه نازی ها علیه آسیای مرکزی شوروی و قفقاز تبدیل می کرد.

آلمانی ها گسترش خود را در ایران به چند طریق انجام دادند: اقتصادی، نظامی- سیاسی، اطلاعاتی و ایدئولوژیکی. تأثیر ایدئولوژیک آلمان در ایران در دهه 1930 قابل توجه بود. ناظران خاطرنشان کردند که 70 درصد از طبقه متوسط ​​و بالای ایران طرفدار آلمان بودند. جمعیت پرشمار آلمان در ایران شامل تعداد قابل توجهی از افسران اطلاعاتی بود. مأموران آلمانی در سازمان های دولتی، ارتش و تجارت مقام های برجسته ای داشتند. در آغاز جنگ جهانی دوم، نازی ها در خاورمیانه به موفقیت های چشمگیری دست یافته بودند و آماده بودند تا از ایران در برنامه های بعدی برای برقراری سلطه جهانی استفاده کنند.

اول سپتامبر 1939، جنگ جهانی دوم آغاز شد. دوم سپتامبر، ایران بی طرفی خود را اعلام کرد. 3 سپتامبر، بریتانیا و چند کشور دیگر علیه آلمان اعلام جنگ کردند. با این حال، همانطور که توسط محقق ایرانی علیرضا ازغندی اشاره شد، رضا شاه "از لزوم تقویت قدرت نظامی کشور صحبت کرد و به دریافت تجهیزات نظامی از آلمان ادامه داد، که ممکن بود نقض بی طرفی تلقی شود". محقق ایرانی این اقدامات شاه را "سیاست غیرعاقلانه" دانست. 

 22 ژوئن 1941 ، آلمان نازی عهدشکنانه به اتحاد شوروی حمله کرد. در 25 ژوئن ، برلین طی یادداشتی از دولت ایران خواستار ورود به جنگ در طرف آلمان شد. در 26 ژوئن، ایران بی طرفی خود را تکرار کرد. با این حال، همانطور که آقای ازغندی گفته بود، "پس از 22 ژوئن، رضاشاه سیاست طرفداری از آلمان را ادامه داد.

اندره اسمیرنوف سفیر شوروی در ایران در 10 اوت به ویاچسلاو مولوتوف وزیر خارجه گزارش داد: "اعلام بی طرفی کامل و تضمین دوستی فقط برنامه های مخفی ارتش ایران برای نزدیک شدن به قفقاز شوروی را می پوشاند. دولت ایران با تأکید بر دوستی با اتحاد شوروی، فوراً اقدامات نظامی را در مرزهای ما انجام داد، ایده های تصرف باکو و آذربایجان شوروی در بین افسران طرفدار فاشیست تبلیغ و ترویج می شود.

و بیشتر: "دولت ایران از نزاع با آلمان می ترسد، به ویژه اگر ارتش آلمان در جبهه شوروی پیروز شود. علاوه بر این، ایران در حال تلاش برای مانور بین سه کشور - اتحاد شوروی، بریتانیا و آلمان است. از سال 1938، دولت ایران مانع فعالیت آلمان در ایران نشده است. " گفتنی است که در ژوئیه - اوت 1941 آلمان، به دست نازی های ایرانی، در حال آماده سازی کودتا در ایران و سرنگونی رضاشاه بود.

ورود تانکها، زره پوشها و کامیونهای حامل سربازان متفقین در شهریور ۱۳۲۰
© Photo / Institute for Iranian Contemporary Historical Studies

تا تابستان 1941 ، بریتانیای کبیر بیشترین علاقه را به خنثی سازی ایران "بی طرف" داشت. در ماه مه 1939 ، لندن با تهران قراردادی منعقد کرد که ایران را از نظر کنترل نفت به انگلستان وصل می کرد. با این حال، موفقیت نیروهای آلمانی در اروپا باعث شد تا رضاشاه در ژوئیه 1940 پیمان جدیدی را با انگلیس امضا کند که برای لندن بی ثمر بود. لندن تحت هیچ شرایطی اجازه نمی دهد زیرساخت های نفتی و حمل و نقل ایران که با پول انگلیس ساخته شده است توسط آلمان نازی مورد استفاده قرار گیرد. به هر حال، سوخت هواپیما از کل منطقه خاورمیانه فقط در ایران تولید می شد. پالایشگاه آبادان تنها در سال 1940  هشت  میلیون تن نفت فرآوری کرد.

علاوه بر این ، تصرف ایران به بریتانیا این فرصت را داد تا نیروهای نظامی خود در برمه و هند تا شمال آفریقا را در یک زنجیره واحد متحد کند. بدون شک انگلیس به ایران نیاز داشت.

اما لندن با توجه به ماده 5 و 6  قرارداد  شوروی و ایران  1921 و پیمان مولوتوف-ریبنتروپ 23 اوت 1939 جرات ارسال نیرو به ایران را نداشت.

و علاقه اتحاد شوروی به ایران چه بود؟ در 17 سپتامبر 1939 ، اتحاد شوروی، در اجرای توافق با آلمان، نیروهای خود را به لهستان و دیگر کشورها فرستاد. این امر در لندن و پاریس به عنوان کمک مسکو تلقی شد. در 11 فوریه 1940 ، "تفاهم نامه تجارت آلمان و اتحاد شوروی" تصویب شد ، بر اساس آن   شوروی متعهد شد که مقدار زیادی نفت به آلمان تحویل دهد، که در لندن و پاریس به عنوان همکاری نظامی تلقی شد. فرانسه و بریتانیا، با در نظر گرفتن اتحاد  شوروی به عنوان متحد آلمان، آماده حمله به میادین نفتی آذربایجان شوروی - عملیات Pike پایک (سر نیزه) شدند.

پس از اشغال پاریس توسط آلمان در ژوئن 1940 ، مسئله حمله فرانسه و انگلیس به اتحاد شوروی رفع شد. اسناد محرمانه عملیات پایک توسط آلمانی ها کشف شد و به استالین تسلیم گردید و به طور گسترده توسط آنها برای اهداف تبلیغاتی مورد استفاده قرار گرفت.

بدون تردید، استالین نه تنها از برلین، بلکه از طریق کانالهای دیگر از عملیات پایک با خبر شد. مساله مقابله با حملات احتمالی فرانسه و انگلیس مطرح شد. در سال 1940 ، منطقه نظامی قفقاز با 10 لشگر تقویت شد. تعداد هواپیماها از چند ده فروند به نیم هزار افزایش داده شد. در منطقه آسیای میانه ، 50 تانک مدرن BT-7M به طور غیر منتظره ظاهر شد که 9 تا از آنها دارای دستگاه ارتباط رادیویی بود، که در آن زمان یک نوآوری بود. در ارتش سرخ، تدابیری برای آماده سازی برای اجرای جنگ در تئاتر خاورمیانه در حال انجام بود.

از سوی دیگر ، آلمان شایعاتی مبنی بر حمله اتحاد شوروی به ایران در آینده نزدیک پخش کرد. نازی ها احساسات ضد شوروی را در میان نخبگان حاکم ایران برانگیختند.

اوضاع در 22 ژوئن 1941 به طرز چشمگیری تغییر کرد. وینستون چرچیل ، نخست وزیر بریتانیا ، که از آغاز جنگ جهانی دوم از حامیان فعال ائتلاف ضد هیتلر بود، شامگاه 22 ژوئن در رادیو سخنرانی برنامه ای کرد. وی اظهار داشت: "در 25 سال گذشته ، هیچ کس به اندازه من مخالف پایدار کمونیسم نبوده است. اما اکنون تهدیدی که روسیه با آن روبرو شده است ، تهدیدی برای ما و   برای ایالات متحده است. هر روسی برای خانه و خانواده خود می جنگد ، اما اکنون این کار همه افراد و مردم آزاد در همه نقاط جهان است." نخست وزیر انگلیس به دولت شوروی "هرگونه کمک فنی یا اقتصادی که انگلیس قادر به ارائه آن است پیشنهاد کرد.

از آن روز به بعد ، انگلیسی ها در مسکو به طور فعال به تحقیق درباره احتمال جلب ایران به طرف متفقین و ورود نیروها به آن کشور پرداختند. برای جلب توجه مسکو، انگلیسی ها دو استدلال را مطرح کردند - تهدید مأموران آلمانی از قلمرو آن کشور و راحتی استفاده از آن برای تأمین حمل و نقل در چارچوب قانون وام و اجاره.

ماموران آلمانی در ایران در دوره وقایع فاجعه بار در جبهه کرملین را زیاد نگران نمی کردند. اما امکان استفاده از خاک ایران برای تحقق قانون وام و اجاره برای مسکو جالب بود. سفیر اتحاد  شوروی در ایران سعی کرد از ایرانیان امکان ترانزیت بدون دخالت نظامی را دریابد. به رضا شاه امضای توافق پیشنهاد شد. با این حال ، شاه معتقد بود که آلمانی ها به پیروزی نزدیک هستند و دفع الوقت می کرد.

مسئله ورود نیروهای شوروی و انگلیس به مرحله عملی رسید. علاوه بر این ، با توجه به اقدامات فوق الذکر، هم نیروهای ارتش سرخ و هم نیروهای مسلح بریتانیا آماده عملیات مشترک countenance شوروی و انگیس بودند.

21 اوت1941 کرملین پیشنهاد انجام عملیات در 23 اوت را پذیرفت  و سپس به 25 اوت موکول کرد.

بنابراین ، این سوال که چرا استالین در سال 1941 به ایران احتیاج داشت، توسط مجموعه ای از عوامل پاسخ داده می شود: از بین بردن منطقه نفوذ نازی ها در مرزهای جنوبی اتحاد شوروی، ایجاد یک مسیر دیگر برای حمل و نقل و تحویلات در چارچوب قانون وام و اجاره (علاوه برآتلانتیک شمالی و خاور دور) ، و جلوگیری از تسخیر ایران توسط انگلیسی ها ( که می توانست پس از 22 ژوئن اتفاق بیفتد، و موقعیت استراتژیک بریتانیا را در منطقه تقویت می کرد و مشکلاتی را برای مسکو ایجاد می نمود).

اما ، شاید، اصلی ترین چیزی که استالین آنرا می خواست،  دستیابی به بریتانیا به عنوان یک متحد جدید در اسرع وقت و ورود به ائتلاف برای مبارزه با آلمان نازی بود.

ایران بهترین گزینه برای این اهداف بود. در ایران بود که تعاملات و توافقاتی صورت گرفت که با کمک آنها اتحاد  شوروی و انگلیس از رویارویی منصرف شده و به همکاری دست زدند.

ورود نیروهای متفقین به ایران در اوت  1941 و همچنین سیاست دولتهای متفق در قبال این کشور در طول جنگ جهانی دوم، چه در ایران شاه و چه در جمهوری اسلامی بیشتر مورد ارزیابی منفی قرار گرفته و می گیرد.

به گفته خانم اِلنا دونایِوا ، مورخ شرق شناس روسی، محققان ایران معاصر از یک سو ، اقدامات شاه و دولتش را در آستانه جنگ مورد انتقاد قرار می دهند و از سوی دیگر، سیاست آلمان، بریتانیا، شوروی و آمریکا را به عنوان سیاست استعمارگرانه بررسی می کنند.

وجود برخی مغایرت ها در تجزیه و تحلیل رویدادها نشان دهنده جهت گیری   آلمانی یا انگلیسی محققان است. با این حال، هیچ دیدگاه طرفدار شوروی ثبت نشده است.

نکته قابل توجه این است که نه تنها دانشمندان، بلکه سیاستمداران ایرانی نیز ادعاهای بی اساس دارند. برای مثال، محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور پیشین ایران در سال 2010 خواستار تشکیل  کمیسیونی برای ارزیابی خسارات وارده به نیروهای نظامی ائتلاف ضد هیتلر در جنگ جهانی دوم به ایران شد و همچنین از موسسات بین المللی خواستار جبران خسارت شد. "برای احیای حقوق مردم ایران"...

از گفته احمدی نژاد، اینطور برمی آید که دولتها و مردمی که مورد حمله آلمان نازی قرار گرفته اند با آن برای برقراری نظام تبعیض آمیز ضد ایران جنگیده اند.

مانند داستان احمدی نژاد، واکنش رهبری ایران به عکس اخیر لوان جاگاریان و سیمون شرکلیف، سفیران روسیه و بریتانیا در راه پله تاریخی سفارت روسیه در تهران بود، جایی که از استالین، روزولت و چرچیل در جریان کنفرانس 1943 تهران عکس گرفته شد، این واکنش نشانه عدم پذیرش حوادث حول ایران در جنگ جهانی دوم توسط رهبری جمهوری اسلامی ایران است.

مورخان و خاورشناسان روسی بدون احساس خستگی ضمن متقاعد کردن همکاران و سیاستمداران ایرانی خود تکرار می کنند که اتحاد شوروی نیروهای خود را بر اساس مواد 5 و 6 قراردادرمنعقده بین روسیه شوروی و ایران مورخه 26 فوریه 1921، وارد کرد.

بدون شک، ورود ناگزیر نیروهای شوروی و انگلیس در اوت 1941 ، ایران را از تبدیل شدن به دولت اقماری  آلمان نازی و شکست توسط متفقین نجات داد که از بروز تلفات و ویرانی های بیشمار در خاک ایران جلوگیری کرد.   

متحدان در مدت اقامت خود در ایران، شبکه حمل و نقل را بازسازی کردند، بزرگراه سراسری ایران را ساختند، راه آهن را مدرنیزه نمودند، فرودگاه ها و دو بندر را در کرانه خلیج فارس احداث کردند و شبکه ای از شرکت های تعمیر و مونتاژ ایجاد نمودند. حضور متفقین برای صدها هزار ایرانی شغل ایجاد کرده است، از کارگران معمولی گرفته تا متخصصان در مشاغل مختلف.

و در مورد غرامت باید گفت که  در 2 دسامبر 1954، قرارداد اتحاد شوروی و ایران "در مورد حل و فصل مسائل مرزی و مالی" در تهران امضا شد که بر اساس آن ، از جمله دعاوی های مالی متقابل مربوط به دوران جنگ جهانی دوم، ارضا شد.

چه دعاوی های دیگری می توان علیه کشوری که جهان را از خطر فاشیستی نجات داد و تمام تعهدات خود را در قبال ایران انجام داد، مطرح کرد؟

ورود نیروهای متفقین و متعاقب آن قطع روابط دیپلماتیک با آلمان، ایران را در ردیف ائتلاف ضد فاشیست قرار داد. پیروزی درخشان ارتش شوروی در نبرد استالینگراد و آزادسازی قفقاز سرانجام برنامه های نازی ها برای استفاده از ایران در جنگ با اتحاد شوروی و انگلیس را خاکسپاری کرد.

شرکت ایران در ائتلاف ضد هیتلر نه تنها حاکمیت و استقلال ایران را تامین کرد، بلکه برایش جایگاهی شایسته در جهان پس از جنگ نیز تضمین نمود. در سال 1945 ایران در تاسیس  سازمان ملل متحد شرکت کرد.

همه دروغپردازی ها پیرامون سیاست متفقین در ایران در طول جنگ جهانی دوم - جعل تاریخ، تلاش کوچک شمردن اهمیت کنفرانس تهران و کوچک شمردن اهمیت پیروزی متفقین در خونین ترین جنگ در تاریخ بشریت است.

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک