13:06 23 سپتامبر 2021
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
0 237

جناب آقای رئیسی در نطق خود در مجلس اظهار داشتند که مبارزه با کرونا اولویت اول ایشان است و بحث اقتصادی اولویت دوم تیم ایشان.

البته باید گفت بسیار دشوار است، اگر نخواهیم بگوییم غیر ممکن، تا بتوان تصمیم گرفت اولویت باید با کدام باشد.

به هر حال کرونا در حال قتل عام ایرانیان است و شاید به خود بیاییم و ببینیم که تلفات جانی ما در کرونا به مراتب بیش از حتی جنگ تحمیلی شود.

با توجه به اینکه برای چند ماه آمریکایی ها تلاش کردند مانع ارسال واکسن و داروها و تجهیزات مبارزه با کرونا به ایران شوند، می توان تصور کرد که این ویروس به نوعی به ابزاری برای جنگ بر علیه ایرانی ها تبدیل شده و قطعا باید همه توانمندی ها را برای مبارزه با آن بسیج کرد.

اما باید توجه داشت بسیج امکانات کافی نیست، مدیریت موضوع بسیار مهم است و با شاهکارهای مدیریتی که طی یکی دو سال اخیر دیده ایم نمی توان تصور کرد که امکان مبارزه با کرونا وجود دارد.

اگر به یاد داشته باشید در ابتدای انتشار ویروس کرونا مردم خیلی تلاش کردند با دولت همکاری کنند اما مردم از نابسامانی های مدیریتی خسته شدند و امروزه دیگر هیچ کس حرف گوش نمی کند.

شاید اگر همان ابتدا کل کشور برای مدتی مثلا بیست روز یا یکماه در قرنطینه قرار می گرفت (مانند آنچه در ووهان چین اتفاق افتاد) و دولت تدبیری برای حل مشکلات اقتصادی و معیشتی مردم طی این یک ماه می اندیشید آنوقت کار به اینجا نمی کشید که مردم دیگر حاضر نباشند وقتی که دولت تقاضا می کند سفر نکنند، تمکین کنند، یا وقتی که دولت تقاضا می کند که مغازه ها و مراکز کسب تعطیل شوند، کاسبان همکاری کنند.

به هر حال باید توجه داشت که آخر ماه کسی نمی آید اجاره مغازه یا خانه این کاسبان را پرداخت کند یا اینکه چک های آنها را به قول معروف پاس کند یا اینکه خورد و خوراک زن و بچه شان را تامین کند.

اینکه برخی مدیران دولتی مانند سابق تصور کنند که خوب حالا به دلیل تاسوعا و عاشورا که مملکت تعطیل است و جمعه هم که پشت آن است، یکی دو روز اینور و آنور را تعطیل کنیم و بگوییم به خاطر کرونا تعطیل کردیم و مردم خانه بنشینند، آیا فکر می کنید در مهار کرونا جواب می دهد؟

یک بار مردم حرف گوش می کنند، دو بار گوش می کنند اما وقتی می بینند هر بار همین هست دیگر حرف گوش نمی کنند و امروزه بسیاری باور دارند به خاطر همین چند روز تعطیلی باید منتظر موج جدید تر کرونا هم باشیم.

اینجا است که می توان گفت بحث مشکلات اقتصادی و مسایل اقتصادی مقدم بر مبارزه با کرونا نباشد در همان حد اهمیت دارد.

یعنی اگر دولت به فکر ایجاد یک ثبات اقتصادی نسبی نباشد و بازار را رها کند آنوقت دیگر حتی مبارزه با کرونا هم امکان پذیر نخواهد بود.

آن کاسب، کارگر، کارمند ، ... وقتی می بیند که اگر از کرونا نمیرد از گشنگی می میرد شروع می کند دو دوتا چهارتا کردن که کدام یک ریسک کمتری برایش دارد.

لحظه نگارش این مقاله دلار حدود 27500 تومان در بازارهای تهران خرید و فروش می شود.

آیا می دانید یعنی چه؟

زمانی که آقای رئیسی انتخاب شد دلار چیزی حدود 24 هزار تومان بود.

یعنی طی یکی دو ماه چیزی حدود ده الی پانزده درصد ارزش پول ملی مملکت سقوط کرده.

اگر مساله به ارز ختم می شد، شاید مشکلی نبود اما باید توجه داشته باشید که همین بالا رفتن قیمت ارز منجر به آن می شود که قیمت همه کالا و خدمات در مملکت هم افزایش پیدا کند، و روز به روز توان اقتصادی مردم کاهش یابد و روز به روز نارضایتی افزایش یابد.

قیمت برنج و نان و مرغ و گوشت و چای و قند و شکر و سبزی و میوه و در نهایت ماشین و... را می گویم نه کالای غیر ضروری.

اگر هم همین فردا دولت جدید تلاش کند قیمت ارز را پایین بیاورد و به نرخ قبلی برگرداند مدت ها طول خواهد کشید تا قیمت ها به قیمت های سابق برگردد، البته اگر برگشت.

البته برخی باور دارند که افرادی هستند که تلاش دارند قبل از انجام تحویل و تحول شرایطی را ایجاد کنند تا دولت بعدی هنوز رسما کار را تحویل نگرفته با بحران های عدیده اقتصادی و اجتماعی مواجه گردد.

اینکه تمرکز خود را روی یک مساله بگذاریم و مساله دیگر را رها کنیم، یعنی می آییم یک طرف را درست کنیم طرف دیگر خراب می شود.

شرایط مملکت به صورتی است که باید همه مسایل را با هم جلو برد.

یعنی همزمان با مبارزه با کرونا بحث حل مشکلات اقتصادی، و سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و صنعتی و آموزشی و امنیتی و رسانه ای و ... را نیز پیش برد.

امروزه به استناد سخنان مقام معظم رهبری در جلسه تنفیذ، بحث جنگ رسانه ای دشمن کم از بحث جنگ اقتصادی و یا جنگ ویروسی یا ... نیست.

به افغانستان نگاهی کوچک بایندازید.

دلیل اینکه ارتش افغانستان ظرف یازده روز کل کشور را تحویل طالبان داد چه بود.

سربازان ارتش از نظر روحی روانی شکست خورده بودند و روحیه خود را از دست داده بودند.

چگونه چنین شد؟

همان بحث جنگ رسانه ای است که تلاش دارد در داخل کشور از آن بهره ببرد و حتی روحیه نیروهای خودی را نابود کند.

وقتی که از نظر اقتصادی کشور نابود شود، فساد را نتوان مهار کرد، روحیه نیروهای همسو نابود شود، مریضی همه جا پخش شود، مدیران نا کارآمد سر کار باشند و تصمیم گیری های اشتباه انجام دهند و جنگ رسانه ای دشمن مدام در حال بمباران باشد و... آنوقت آیا فکر می کنید آمریکا یا اسرائیل یا هر دشمن دیگری نیاز دارند به ما حمله کنند؟

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک