00:05 19 سپتامبر 2021
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
0 377

علیرغم اینکه بسیاری درباره آشفتگی خروج آمریکا از افغانستان بحث های زیادی را مطرح می کنند، اما باید توجه داشت که خروج آمریکایی ها به شکلی انجام شده که حتی یک سرباز و یک همکاری آنها خراش هم بر نداشته و طالبان هم بدون جنگ و خونریزی ظرف 11 روز کل افغانستان را تصرف کردند.

شما اگر یک ماشین بردارید و بخواهید کل افغانستان را با آن بگردید و کسی هم جلوی شما را نگیرد، قطعا بیش از 11 روز نیاز دارید تا بتوانین همه افغانستان را بگردید.

روز گذشته هم یک مقاله در این باره نوشتم و هنوز هم نمی توانم باور کرد که آمریکایی ها آنقدر ساده لوح و یا حتی احمق باشند که همینجوری افغانستان را ترک کنند.

برخی باور دارند که آنها در دوحه توافق هایی پشت پرده با طالبان انجام داده اند و بی دلیل نبوده که طی چند سال اخیر زمینه حضور رسمی طالبان در قطر را فراهم کرده بودند.

برخی هم باور دارند سیاستمداران آمریکایی تاکید کرده بودند که ادامه جنگیدن آمریکایی ها به جای افغان ها هیچ منافعی را برای آمریکا محقق نمی کند.

به هر حال وجود آمریکا در افغانستان بی دلیل نبوده و اینکه افغانستان بخواهد آرام باشد و منطقه پیرامون احساس امنیت کند طبیعتا چیزی نیست که آمریکایی ها می خواهند.

آنچه منافع آمریکا را تامین می کند افغانستان نا امن است که کل منطقه را نیز نا امن کند.

چین – روسیه و ایران نباید شرایط با ثباتی داشته باشند.

دستگاه های امنیتی آمریکا هم قطعا با توجه به حضور میدانی خود در افغانستان بهتر از هر کس دیگر تشخیص داده بودند که شرایط داخلی افغانستان به چه صورت است.

بر اساس همه برآورد های اقتصادی اگر روند رشد چین به شکل فعلی ادامه پیدا کند تا سال 2030 اقتصاد چین اقتصاد آمریکا را کنار می زند و آمریکا دیگر ابر قدرت اقتصادی جهان به شمار نخواهد آمد.

آیا می دانید این یعنی چه؟

اقتدار آمریکا به قدرت نظامی اش نیست بلکه به قدرت اقتصادی اش است.

به عنوان مثال بگویم، امروزه آمریکا در حال جنگ با ایران است اما در این جنگ حتی از یک فشنگ بر علیه ایران استفاده نکرده، همین که ابر قدرت اقتصادی است، علیرغم اینکه طبق مصوبه 2231 شورای امنیت ایران دیگر ذیل تحریم های بین المللی قرار ندارد، اما چون آمریکا ایران را تحریم کرده و تحریم های ثانویه بر علیه هر کشور یا شرکتی و یا موسسه مالی ای که با ایران تعامل کند وضع می کند، کسی جرئت نمی کند با ایران تعامل کند.

همین سیاست را آمریکا بر علیه بسیاری از کشورهای جهان اعمال کرده و می کند.

شوروی سابق را به یاد دارید؟

آمریکا حتی یک فشنگ هم مستقیما بر علیه شوروی شلیک نکرد، اما با جنگ اقتصادی کاری کرد تا شوروی فرو بپاشد.

این اقتدار را قدرت اقتصادی به آمریکا می دهد و اگر این قدرت اقتصادی از بین ببرد نه فقط جایگاه آمریکا در جهان از بین می رود، بلکه حتی احتمال فروپاشی خود آمریکا نیز وجود دارد.

امروزه بسیاری از ایالت های پردرآمد آمریکا از اینکه هزینه دیگر ایالت ها بر عهده مالیات دهندگان این ایالت ها هست ناراضی هستند و خواهان خروج از اتحاد با دیگر ایالت ها می باشند.

در صورتی که قدرت اقتصادی آمریکا تضعیف شود آنوقت قدرت جدایی طلب ها افزایش می یابد و بسیاری از ایالت های حاضر نخواهند بود هزینه بدهی های چند هزار ملیارد دلاری دولت فدرال را بر دوش بکشند.

حالا این چه ربطی به افغانستان دارد؟

امروزه بسیاری از جمله خود بنده امیدوار هستند که افغانستان پس از بیش از 40 سال جنگ و خونریزی روی آرامش به خود ببیند و کشوری آرام و با ثبات شود.

بدیهی است چنین شرایطی بسیار به نفع همسایگان افغانستان مخصوصا ایران و چین خواهد بود.

افغانستان یکی از بازارهای مهم تجاری ایران به حساب می آید و در صورتی که این کشور از ثبات و امنیت برخوردار شود قطعا ایران و چین تلاش خواهند کرد از طریق افغانستان با هم ارتباط زمینی برقرار کنند.

اما این مساله نیاز به آن دارد که همه تشکل های سیاسی و مجموعه های مختلف در افغانستان با هم به صلح برسند و نوعی آشتی کنان عمومی برقرار شود.

تا لحظه نگارش این مقاله طالبان اعلام کرده اند که دنبال چنین آشتی کنانی هستند ولی چندین اما گذاشته اند، طبیعی است، چون فعلا آنها قدرت را در اختیار دارند.

اما هر کس با افغانستان آشنایی دارد می داند که این قدرت ابدی و مطلق نیست، مخصوصا که طی بیست سال گذشته جوانان افغانی با نوع دیگری از زندگی آشنا شده اند که با خواسته طالبان منافات دارد، و بعید به نظر می آید بسیاری از مردم افغانستان حاضر باشند به آن نوع زندگی که مد نظر طالبان است تن بدهند.

خوب در این شرایط احتمال اینکه نارضایتی و شورش کم کم شکل بگیرد افزایش می یابد و به نظر می رسد آمریکایی ها هم امیدوار هستند چنین شود.

یعنی پس از مدتی افغانستان به هم بریزند و جنگ داخلی راه بیافتد و آنها از جناح های مختلف حمایت کنند تا آتش جنگ در افغانستان شعله ور شود.

در این شرایط گروه های زیادی می توانند به جنگ ورود کنند و طبیعی است وقتی که افغانستان نا امن باشد جوار آن هم نا امن می شود، چون گروه های تروریستی به راحتی می توانند آنجا فعالیت کنند.

آمریکا این شانس را پیدا می کند که گروه های مخالف دولت چین مخصوصا ایگور ها راتقویت کند تا آنها از طریق مرز باریکی که میان افغانستان و چین است اقدام به انجام عملیات تروریستی در خاک چین کنند.

نیاز نیست که جنگ راه بیاندازند.

همین که شرایط نا امن شود و دولت چین مجبور شود واکنش نشان دهد کافی است تا آنها بهانه پیدا کنند اقتصاد چین را از طریق مجامع بین المللی تحریم کنند و اجازه ندهند این اقتصاد بیش از این رشد کند.

البته در کنار مساله ایگور ها قطعا مساله تایوان و هونگ کنگ و ... را نیز فعال می کنند.

همچنین در صورتی که افغانستان بی ثبات باشد آنها می توانند زمینه حضور گروه های تروریستی مخالف دولت روسیه را نیز فراهم کنند.

درست است که فعلا یک خط حائل متشکل از کشورهای تاجیکستان و ازبکستان و ترکمنستان و قزاقستان  وجود دارد اما به هر حال این تروریست ها بلد هستند راه خود را پیدا کنند و فقط پایگاهی جهت آموزش و پشتیبانی نیروهای خود نیاز دارند.

در ضمن آمریکا نیاز ندارد که اقدام به اشغال روسیه و یا چین کند همین که امنیت آنها به خطر بیافتد کافی است.

همین مساله درباره ایران صدق می کند.

با فعال شدن گروه های مخالف ایران در خاک افغانستان زمینه نفوذ آنها به ایران فراهم می شود و آنها می توانند با نفوذ به ایران دست به اعمال تروریستی مانند ترور شخصیت های برجسته و یا بمب گذاری در مراکز مهم زیر بنایی نمایند و همین برای آمریکا کافی است.

بدیهی است در صورتی که حضور نیروهای آمریکایی می خواست در افغانستان ادامه یابد امکان فراهم کردن چنین شرایطی وجود نداشت و نیاز بود تا آمریکایی ها از افغانستان خارج شوند و افغانستان به هم بریزند تا سناریوهای آمریکا محقق گردد.

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مرتبط:

آمریکا از حملات احتمالی داعش در افغانستان هراس دارد
رئیس جمهور آمریکا: خطر ناشی از سوریه بسیار بیشتر از افغانستان است
تحریم‌های جدید آمریکا علیه روسیه
مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک