00:06 19 سپتامبر 2021
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
147513

نمی دانم ملاک عمل آمریکایی ها در افغانستان و جهان چه هست اما بعضی وقت ها وقتی به رفتار آمریکایی ها در افغانستان و دیگر کشورها نگاه می کنم نمی توانم باور کنم یک انسان عاقل دارای منطق چنین تصمیماتی را گرفته باشد.

چند روز پیش آقای بایدن مدعی بود آمریکا چیزی حدود دو هزار و پانصد ملیارد دلار خرج جنگ افغانستان کرده.

نکته ای ذهن من را مشغول کرد و این بود که کل افغاستان حد اکثر، و آن هم در حال حاضر، چیزی حدود 30 ملیون نفر جمعیت دارد.

یعنی اگر ما این دو هزار و پانصد ملیارد دلار را میان این سی ملیون نفر سرشکن کنیم می شود نفری چیزی حدود 83 هزار دلار.

اگر آمریکایی ها این مبلغ را میان مردم افغانستان تقسیم می کردند قطعا الان همه مردم افغانستان مرید آنها شده بودند.

یعنی یک عاقل میان آنها نبود بگوید که چرا باید چنین هزینه ای را انجام بی جا انجام دهند؟

فقط برای انتقام از اسامه بن لادن؟

آن که شریک و دوست صمیمی رئیس جمهوری اسبق آمریکا آقای جورج بوش بود !

باور کنید اگر همین پول ها را میان مردم افغانستان تقسیم می کردند که مردم افغانستان اسامه بن لادن که هیچ جد و آباد او را هم برای آمریکایی ها کتف بسته می آوردند.

البته برخی باور دارند که آمریکایی ها طی بیست سال گذشته توانسته اند برخی معادن بسیار ارزشمند که فقط در افغانستان وجود دارد را استخراج و از این کشور خارج کنند و همچنین بحث ما به التفاوت افزایش تولید مواد مخدر در افغانستان و فروش و توزیع آن در جهان پوشش همه این هزینه ها را پوشش داده.

اگر اینگونه باشد شاید بتوان گفت آمریکایی ها خیلی هم نادان نیستند و با برنامه ریزی وارد افغانستان شدند و حالا که دیگر همه معادن مورد نظر را توانسته اند کشف و استخراج کنند سریع از این کشور خارج شدند.

البته به نظر شخصی بنده می توان گفت تنها نادان یا نادانان آنهایی هستند که خارج گود می نشینند و تصور می کنند که آمریکا حاضر می باشد برای روی ماه آنها دمکراسی آمریکایی را در کشورشان محقق کند و بعد آنها راحت بیایند و حکومت کنند.

بی خود نگویند: "کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من".

پیش از اینکه آمریکایی ها بخواهند از افغانستان خارج شوند بسیاری از مجامع امنیتی و اطلاعاتی تحقیقات مفصلی درباره شرایط افغانستان پس از خروج آمریکا انجام داده بودند.

در همین ایران، حدود یکی دو ماه پیش وقتی که بسیاری از پیشروی های طالبان در افغانستان واهمه داشتند، برخی مراجع مرتبط با مراجع امنیتی ایران با آرامش به موضوع نگاه می کردند، امری که نشان می داد اینها تحقیقات مفصلی انجام داده اند و می دانستند که طالبان چه برنامه هایی دارد و اینکه نسل جدید طالبان با نسل قدیم طالبان چه تفاوت هایی از نظر فکری دارد.

طی بیست سال گذشته بسیاری از اعضای طالبان به بهانه های مختلف در کشورهای دیگر مانند ایران و قطر و پاکستان و ترکیه و ... زندگی کردند و با دنیایی خارج از جهان قدیمی خود آشنا شدند.

طالبانی که سی سال پیش سر کار آمد طالبانی بود که اکثر اعضای آن خارج از مناطق صعب العبور کوهستانی پاکستان و افغانستان جای دیگر را در عمل خود ندیده بودند.

همین نحوه صحبت کردن ذبیح الله مجاهد در کنفرانس مطبوعاتی خود و یا لباس پوشیدن و تیپ ظاهری برخی اعضای طالبان و یا برخورد آنها با مردم نشان می دهد که چه قدر طی بیست سال گذشته طالبان روی تغییر ظاهر خود در جامعه کار کرده اند.

رهبران ارشد طالبان هم طی سالهای گذشته به ایران و قطر و ترکیه و پاکستان و چین و روسیه و ... تردد داشتند وبرخی باور دارند که آنها موفق شده اند به نوعی یک رابطه با برخی افراد در این کشورها برقرار کنند و بر اساس پیش بینی ها احتمال زیادی دارد افغانستان آینده ارتباط خوبی با محور ایران – چین و روسیه داشته باشد، که قطعا در تناقض با خواسته آمریکایی ها مبنی بر به آشوب کشیدن منطقه واقع میان این سه کشور است.

البته باید پذیرفت هنوز سازمان اطلاعات ارتش پاکستان بیشترین نفوذ و تاثیر را روی طالبان دارد و با توجه به اینکه رابطه طالبان با پاکستان بسیار صمیمی است و پاکستان هم به نوعی یک رابطه استراتژیک با چین دارد می توان توقع داشت چینی ها همچون ایرانی ها در آینده افغانستان جایگاه بسیار قوی ای داشته باشند و حتی به احتمال زیاد جاده سریع السیر و راه آهن جاده ابریشم از طریق افغانستان به ایران کشیده شود و لوله نفت و گاز ایران که تا به پاکستان هم رسیده از طریق افغانستان به چین برسد.

این در شرایطی است که همپیمانان ایران از آن طرف موفق شده اند جاده ایران به عراق و سوریه و دریای مدیترانه را دست بگیرند.
یعنی در صورتی که یک دولت مقتدر در افغانستان سر کار بیاید احتمال اینکه مسیر چین تا دریای مدیترانه با همکاری ایران و چین باز شود فراهم است.
نمی توان باور کرد که آمریکایی ها به این راحتی ها این لقمه را در دهان ایران و چین قرار دادند اما می توان باور داشت که اشتباهات استراتژیکی ای در مطالعات امنیتی آنها وجود داشته که آنها را به سمت چنین اشتباهی کشانده و ویا اینکه مجامع امنیتی ایران و چین و روسیه آنها را در چنین تله ای گیر انداخته اند.

 

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مرتبط:

قزاقستان، طالبان را به رسمیت نمی شناسد
طالبان از نقش بزرگ چین در بازسازی افغانستان سخن گفت
دعوای طالبان و فیسبوک بر سر چیست؟
مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک