04:56 17 سپتامبر 2021
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
16713

بسیاری آمریکا را مورد شماتت قرار می دهند که چرا با چنان سراسیمگی ای افغانستان را ترک کرد که شرایط اینگونه شد که می بینیم.

آقای بایدن حرف جالبی زد.

قرار نیست ارتش آمریکا به جای ارتش افغانستان بجنگد.

وقتی که آن آمریکایی مشاهده می کند که سرباز افغانی حاضر نیست برای کشور خود بجنگد چرا باید جان خود را به خطر بیاندازد تا زندگی مردم افغانستان را نجات دهد.

دلایل زیادی برای تسلیم شدن افغانستان به دست طالبان وجود دارد که قطعا بعدها برای بسیاری مشخص خواهد شد و معلوم خواهد شد که آمریکایی ها چرا و چطور توطئه ای برای ملت افغانستان طراحی کردند اما باید توجه داشت که آمریکایی ها بنا ندارند برای رضای خدا کاری را انجام دهند.

اگر در جایی منافعی داشته باشند ورود می کنند و وقتی که می بینند دیگر منافعی برای آنها وجود ندارد به قول معروف می گویند "دیگی که واسه من نجوشه، سر سگ توش بجوشه".

این روزها تصاویر زیادی از تلاش بسیاری از جوانان شهر کابل برای فرار از دست طالبان منتشر می شود.

تعداد این جوانان را اگر بشماریم از تعداد کل اعضای طالبان شاید حتی بیشتر باشند.

یعنی اگر هر کدام از اینها یک چاقو دست می گرفتند، مسلسل که هیچ، امکان نداشت طالبان بتواند وارد شهر کابل شوند.

بماند که مترسکی بی وجود و بی صفت مانند اشرف غنی چند سال همه ملت افغانستان را اسیر خود کرد و نوکری آمریکا را کرد و امروزه با پست ترین شکل ممکن ملت افغانستان را به امان خود ترک کرد و هر چه توانست پول ملت را دزدید و فرار کرد.

بسیاری از مسایل دست در دست هم دادند که چنین شود و شاید مهمترین آنها این بود که مردم افغانستان واقعا رهبریتی که کاریزمای لازم برای هدایت آنها را داشته باشد نداشتند و از همان ابتدا برخی مترسک های آمریکایی سر کار آمدند تا هر چه می توانند نوکری آمریکا را بکنند و هر چه می توانند بدزدند و فرار کنند، امری که منجر به آن شد تا نفرت آمریکا از سیاستمداران همسو با آمریکا به اوج خود برسد.

مضاف بر همه اینها توجه داشته باشید که ساختار سیستماتیک و قبیله ای افغانستان به گونه ای است که هنوز که هنوز است بحث انتقام و خونخواهی اولویت اول را در میان مردم دارد و وقتی که آمریکایی ها و مترسک های آنها می آیند و ده ها هزار شهروند بی گناه افغانی را قتل عام می کنند بدیهی است که چندین برابر این افراد به دنبال خونخواهی برای آنها باشند.

به هر حال آنها خواهر و برادر و پدر و مادر و فرزند و... دارند و یکی از آنها به دنبال خونخواهی خواهد بود.

بماند که اصل جریان تشکیل طالبان هم بر اساس همین ماجرا بود، یعنی زمانی که مجاهدین افغان در مقابل ارتش شوروی سابق مبارزه می کردند فرزندان یتیم آن مجاهدین که بی سرپرست شده بودند جذب مدارس مذهبی افغانستان که با سرمایه گذاری عربستان سعودی و مدیریت سازمان های اطلاعاتی پاکستان و ایالات متحده اداره می شدند، شدند.

در همین مدارس هم از همان بچه گی آنها را تشویق با آموزش دیدن برای آماده شدن برای گرفتن انتقام پدرانشان نمودند و در نهایت طالبان تشکیل شد.

به هر صورت وقتی که آمریکایی ها شهر به شهر و روستا به روستا هزاران شهروند را کشتند و برخی در افغانستان با آنها همکاری کردند بدیهی است شرایطی پیش آید که وقتی طالبان به شهر های افغانستان ورود می کند مردم از طالبان استقبال کنند.

مضاف بر همه اینها وقتی که مقامات سیاسی چند ماه حقوق و مزایای سربازان بدبخت ارتش را پرداخت نمی کنند و پولها را به جیب می زنند، بدیهی است سر به زنگاه این سرباز ها حاضر نباشند جان خود را برای بقای آن فاسدین سیاسی فدا کنند.

بماند که کلا بسیاری از مردم افغانستان هنوز که هنوز است تمایلاتی بسیار نزدیک به طالبان از نظر عقیدتی دارند و هنوز که هنوز است طالبان در میان آنها زمینه پذیرش اجتماعی زیادی دارد.

همه اینها که دست به دست هم می دهند می بینیم که هیچ دلیلی وجود ندارد که طالبان نتواند قدرت را در افغانستان دست بگیرد، و اگر اینگونه نشود باید تعجب کرد.

حال بسیاری این روزها امیدوارهستند ببینند طالبان امروزی با طالبان سی سال پیش تفاوت دارد یا نه.

ظاهرا طالبان هم این مساله را درک کرده اند و تلاش دارند چهره جدید و تغییر کرده ای از خود نشان دهند و بدیهی است در صورت همراهی دیگر گروه های سیاسی با طالبان جهت تشکیل یک دولت وحدت ملی آنوقت باید توقع داشت که بسیاری از کشورها حاضر باشند دولت جدید افغانستان را بپذیرند.

اما به هر صورت این مساله می تواند عبرتی باشند برای همه آنهایی که در سرتاسر جهان منتظر آمریکا و یا متحدین آن هستند تا بیایند و به جای آنها بجنگد.

و بدیهی است موج این جریان به زودی بسیاری از کشورهای دیگر را در بر خواهد گرفت و مقاومت بر علیه آمریکا و متحدین آمریکا در سرتاسر جهان تقویت خواهد شد.

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک