12:58 23 سپتامبر 2021
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
0 1977

5 اوت رئیسی سوگند یاد کرد و هشتمین رئیس جمهور ایران شد. چه چیزی در انتظار اوست؟

اسپوتنیک - ولادیمیر ساژین خاورشناس مطرح روس در این رابطه چنین می نویسد: شاید یکی از وظایف اصلی پیش روی ابراهیم رئیسی، اثبات حقانیت خود، در داخل و خارج از کشور باشد. بسیاری از ایرانیان این انتخابات را تقلبی خواندند. میزان مشارکت مردم در تاریخ 42 ساله جمهوری اسلامی ایران یک رکورد بود. از 59.31 میلیون ایرانی واجد شرایط رای دادن، 28.93 میلیون نفر رای خود را در صندوق های رأی گذاشتند یعنی 48.4 درصد. (برای مقایسه، در سه انتخابات قبلی ریاست جمهوری ، میزان مشارکت بین 70 تا 85 درصد بود). تعداد رای های خراب شده (4 میلیون) بسیار بیشتر از حد معمول بود، زیرا بسیاری از ایرانیان به نظام و محدودیت انتخاب نامزدها اعتراض کردند. در نتیجه ، تعداد کسانی که در واقع رای داده اند به 24-25 میلیون نفر یا حدود 42.5 درصد کاهش می یابد. از این تعداد، 62 درصد به رئیسی رای دادند ، یعنی تقریباً 15.5 میلیون (به طور رسمی - 18 میلیون) رای دهنده.

مقامات ایرانی همواره اعلام کرده اند که نتایج انتخابات سراسری دلیل محکمی برای مشروعیت آنها است. معلوم می شود که اکنون این مشروعیت در معرض تهدید است. روزنامه سوئیسی Basler Zeitung این موضوع را با این واقعیت توضیح می دهد که 40 سال پس از انقلاب اسلامی، نسل جدیدی در ایران ظاهر شده است که "نیازی به شعارهای خالی مانند" مرگ بر آمریکا" ندارد. آنها زندگی شایسته و آزادی معینی می خواهند." و اما نظام "میلیاردها دلار برای جنگ های نیابتی ، موشک ها و برنامه هسته ای هزینه می کند ، در حالی که زندگی سخت تر می شود - و این نه تنها به دلیل تحریم ها ، بلکه به دلیل فساد و بی لیاقتی است."

در خارج، مشروعیت رئیس جمهور جدید ایران نیز زیر سوال است. در نوامبر 2019، ابراهیم رئیسی به اتهام نقض حقوق بشر مربوط به کار خود در کمیسیون مرگ که هزاران مخالف سیاسی را در سال 1988 به اعدام فرستاد، در فهرست تحریم های وزارت خارجه آمریکا قرار گرفت. بعداً، تحریم های مشابهی از سوی اتحادیه اروپا علیه وی اعمال شد. البته گذشته رئیس جمهور منتخب ایران برای سیاست های بزرگ چندان مهم نیست، اما نادیده گرفتن رهبری کشوری تأثیرگذار و بزرگی مانند ایران غیر واقعی است. بنابراین، برخورد به رئیسی در غرب متناسب خواهد بود.

مسائل مربوط به مشروعیت در مقایسه با مشکلات جدی تری - رکود اقتصادی، همه گیری کووید-19 ، کاهش سطح زندگی ایرانیان و ناامیدی سیاسی آنها در درجه دوم قرار می گیرد. سرنوشت برجام به تار مویی بند است. مواضع سیاست خارجی ایران با رویارویی با اسرائیل و آمریکا پیچیده می شود.

بیایید از اقتصاد شروع کنیم. تورم سالانه ژوئن 2021 47.6 درصد و تورم مواد غذایی در همان دوره - 62.7 درصد بود. میزان بیکاری در سه ماهه سوم سال 2020 9.5 درصد و در بین جوانان 23.1 درصد بوده است.

اگر تأثیر چند عامل منفی نبود، همه چیز بسیار بهتر می شد:

*ملی کردن تسهیلات و سیاست های اقتصادی با هدف محدود کردن بخش خصوصی. - ایران از نظر سهولت انجام کسب و کار در بین 190 کشور 127 و از نظر رقابت پذیری در بین 141 کشور رتبه 99 را دارد.

*مدیریت ناکارآمد اقتصاد در نتیجه خروج متخصصان مجرب از جمهوری اسلامی ایران. - ایران از نظر فرار مغزها در بین 91 کشور در حال توسعه رتبه اول را دارد. سالانه از 150 هزار تا 180 هزار نفر افراد واجد شرایط و تحصیلکرده از ایران مهاجرت می کنند. معلوم است که هزینه تحصیل دانش آموز از مدرسه تا دکترا تقریباً 600 هزار دلار است. بنابراین ، ایران هر سال تا 108 میلیارد دلار به دلیل مهاجرت دانش آموزان و فرار مغزها ضرر می بیند. و این بسیار بالاتر از درآمد سالانه ایران از فروش نفت است. اما مطلب سر دلار نیست ، بلکه سر کمبود مدیران واجد شرایط است که بخش قابل توجهی از مهاجران را تشکیل می دهند. پست   مدیران ارشد در شرکتها اغلب توسط افسران سابق و فعلی سپاه اشغال می شود.

*بحران سیستم بانکی جدا شده از جهان خارج و از سوئیفت. - این کشور با ارزهای نقدی و تورم بالا مشکلات مزمن دارد. بنابراین ، اگر در سال 2017 ، هنگامی که حسن روحانی دوره دوم ریاست جمهوری خود را آغاز کرد ، 1 دلار 40 هزار ریال هزینه داشت ، اکنون به 250 هزار نزدیک می شود.

*فساد گسترده. در رتبه بندی کشورها از نظر فساد، - ایران در بین 180 کشور رتبه 149 را دارد.

* پاندمی ویروس کرونا. - اکنون موج پنجم کرونا  در ایران بیداد می کند. در 11 اوت، تنها در یک روز ، 40،808 مورد جدید عفونت تشخیص داده شد و طی 28 روز گذشته ، 841 هزار بیمار مبتلا به کووید-19 شناسایی شده اند، بیش از 9 هزار نفر جان خود را از دست داده اند. تا 11 اوت ، مجموع مرگ و میر ناشی از این همه گیری در کشور به 96 هزار نفر و موارد ابتلا به  4.3 میلیون نفر رسید. رسانه های مستقل ایران ادعا می کنند که تعداد مبتلایان و مرگ ناشی از کووید-19 دو تا سه برابر بیشتر از آمار رسمی است.

*کمبود آب و برق. - ایران یکی از خشک ترین فصل ها را در 50 سال گذشته تجربه می کند. بارندگی امسال در استان خراسان جنوبی نسبت به میانگین بلند مدت تقریباً 50 درصد کاهش یافته است، در حالی که در استان های جنوب شرقی سیستان و بلوچستان تا 80 درصد است. ساکنان اهواز تابستان امسال چند ساعت بدون آب ماندند ، در حالی که دمای هوا به بالای 50 درجه سانتیگراد رسید.

به گفته وزارت نیرو ، کمبود آب ناشی از خشکسالی منجر به قطع برق در بسیاری از مناطق شده است. اما کمبود برق نه تنها به دلیل کمبود آب شکل گرفت. امروزه ایران 4 و نیم  درصد از کل استخراج بیت کوین را در اختیار دارد که به ایران اجازه دریافت صدها میلیون دلار را داد. ارز رمزنگاری شده به ایران  اجازه می دهد تا تحریم ها را دور زده و کالاهای وارداتی بخرد. با این حال ، استخراج ارز به مقادیر زیادی برق نیاز دارد. شبکه های قدیمی برق ایران آماده این کار نبودند. قطع برق در جنوب ، تهران و تعدادی از نقاط دیگر آغاز شد. مقامات ایرانی که نگران وضعیت بودند ، مجبور شدند ممنوعیت 4 ماهه استخراج ارزهای رمزنگاری شده را در پایان ماه مه اعلام کنند. بدون برق ، تهویه مطبوع وجود ندارد. و در گرمای 50 درجه، این مسئله بقا است. مشکل دیگر سوء مدیریت منابع آب است. این امر در مورد هدایت آبهای زیرزمینی از مناطق دور افتاده به مراکز صنعتی و شهرکها ، تشویق کشت محصولات دوستدار آب مانند نیشکر است. مقامات ایرانی که نگران تحریم ها هستند ، پروژه های ماجراجویانه "خودکفایی" را انجام می دهند و کشاورزی فشرده را بدون در نظر گرفتن شرایط محلی و عوامل طبیعی توسعه می دهند. *تحریم های مالی و اقتصادی ایالات متحده. - بدون شک ، این مهمترین عامل تضعیف کننده اقتصاد ایران است ، زیرا بر همه حوزه های زندگی تأثیر می گذارد. ما فقط به یک رقم - 100 میلیارد دلار – اشاره می کنیم. این پولی است که ایران از سال 2018 به دلیل ممنوعیت آمریکایی ها بر خرید نفت از ایران از دست داده است. این را بیژن زنگنه، وزیر نفت ایران اعلام کرده است.

در مجموع،  تنها در سال 2018، ایران 6 درصد از تولید ناخالص داخلی خود را از دست داد ، در سال 2019 - 6.79 درصد دیگر. تهران مبالغ قابل توجهی را صرف دور زدن تحریم ها می کند. برای یک سال ، این مبلغ حدود 20-25 میلیارد دلار و طی بیش از 16 سال - حدود 400 میلیارد دلار.

افت اقتصادی باعث سقوط شدید استانداردهای زندگی کشور شده است. بر اساس برآوردهای تقریبی ، امروزه حدود 60 میلیون شهروند ایرانی از 83 میلیون نفر کل جمعیت در رده فقرا یا حتی زیر خط فقر قرار دارند. بر اساس آخرین تحقیقات انجام شده توسط وزارت راه و شهرسازی ، 42 درصد از خانوارهای ایران زیر خط فقر مسکن زندگی می کنند ، یعنی عملاً در محله های فقیرنشین زندگی می کنند و نمی توانند از عهده اجاره یک خانه 60 متر مربعی با وسایل مورد نیاز خود برآیند.

این وضعیت باعث نارضایتی مردم می شود. در طول سالهای 2020 تا 2021 ، تجمعات و اعتصابات اعتراضی در سراسر کشور برگزار شد. رانندگان کامیون در مشهد ، کارگران و کارکنان متروی تهران، رفتگران قزوین، کارگران ایران ایر، پزشکان، معلمان و دانشجویان از زابل، رفسنجان، شیراز و دیگر شهرها، فولادگران از اصفهان ، کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی اهواز و تبریز و غیره اعتراض کردند. کارگران رشته نفت ممتاز نیز در این اعتراضات شرکت کردند. به دلیل نبودن ارز و درآمد کم، مقامات شروع به انتقال کارگران صنایع نفت و پتروشیمی به قراردادهای موقت کردند. در برخی موارد، دستمزد آنها از سطح معیشت کاهش یافت.

کارگران ایرانی کمیته های محلی را انتخاب کردند که اعتصاب سراسری را از طریق شبکه محبوب تلگرام ایران هماهنگ می کردند. علاوه بر این ، نه تنها شعارهای صرفاً اقتصادی مطرح شد. مردم شعارهای سیاسی اعتراضات 2009 و 2019 را به خاطر آوردند. "مرگ بر جمهوری اسلامی" ، "مرگ بر خامنه ای!" ، "مرگ بر دیکتاتور!" در تعدادی از مناطق ملی ، شعارهای ناسیونالیستی نیز مطرح شد.

رئیسی در سخنرانی خود در مراسم تحلیف متعهد شد که در طول چهار سال چهار میلیون شغل ایجاد کند، چهار میلیون آپارتمان بسازد و وام های کم بهره به فقرا بدهد. وی همچنین اعلام کرد که یارانه های بخش بهداشت را افزایش داده و اجاره ها را کاهش می دهد. با این حال ، او توضیحی در مورد نحوه اجرای برنامه های خود نداد.

شرط اصلی موفقیت در اقتصاد لغو تحریم ها است  و این کار تنها از طریق احیای برجام امکان پذیر است. ابراهیم رئیسی در گذشته منتقد شدید توافق هسته ای بوده است. اکنون او، مانند رهبر معظم انقلاب آیت الله خامنه ای ، با ادامه مذاکرات در وین اعتراضی ندارد.

از آوریل 2021 تا کنون ، شش دور از این مذاکرات انجام شده است. در 20 ژوئن ، آنها به دلیل تغییر در قوه مجریه ایران قطع شد. بسیاری از اقدامات توسط طرف ها انجام شده است ، اما کارهای بیشتری باید انجام شود.

رئیس جمهور رئیسی هم اینک تغییرات معینی وارد کرده است. بنابراین، اکنون مسائل برجام نه توسط وزارت امور خارجه ، بلکه توسط شورای عالی امنیت ملی  مورد رسیدگی قرار خواهد گرفت. تمام اسناد وزارت امور خارجه به این نهاد منتقل شده است. دبیر شورای امنیت ملی علی شمخانی بر مذاکرات نظارت خواهد کرد.

ابراهیم رئیسی تیم مذاکره کنندگان را تغییر داد. یک نهاد ویژه ایجاد شده است - کمیته اجرای برجام . اعضای آن شامل چند بنیادگرای مخالف توافق هسته ای هستند: مجتبی زنور، رئیس کمیته امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، وحید جلال زاده ، رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس؛ عبدالرضا مصری، نایب رئیس دوم مجلس.

این کمیته همچنین شامل دو نماینده ریاست جمهوری است: علی حسینی تاش، معاون رئیس شورای امنیت ملی و علی باقری کنی ، فرمانده سابق سپاه ، معاون سابق دبیر شورای امنیت ملی و یکی از افراد متنفذ در ایران.

تقاضای تهران از ایالات متحده: نه تعلیق ، بلکه لغو همه تحریم های هسته ای و غیر هسته ای. آمریکا باید تضمین کند که ایالات متحده دیگر از برجام خارج نخواهد شد؛ همچنین تأیید لغو تحریم ها لازم است.

در عین حال ، ایران به طور فعال به توسعه زیرساخت های هسته ای خود ادامه می دهد: ده ها برابر بیشتر از مقدار مجاز اورانیوم غنی شده انباشته شده است ، تولید اورانیوم غنی شده تا 60 درصد راه اندازی شده است ، تولید اورانیوم فلزی آغاز شده است و بسیار چیزهای دیگر. همه اینها باعث شد که بتوان ادعا کرد که ایران در 10 هفته مانده تا بمب اتم قرار گرفته است.

بلینکن، وزیر امور خارجه ایالات متحده گفت: "در برخی موارد ، این دستاوردها به حدی خواهد بود که بازگشت به پایبندی به توافق هسته ای مشکل را حل نمی کند. ... این وضعیت نمی تواند تا ابد ادامه یابد."

این واقعیت که برجام در حیطه مسئولیت وزارت خارجه قرار نگرفته است، بلکه وارد اختیارات شورای امنیت ملی با تیمی از رادیکال ها شده، موجب خوش بینی بیشتری نمی شود."

از سوی دیگر، باید انتظار داشت که زندگی رئیسی را مجبور به سازش های معینی کند.

رادیکال حسین امیر عبدالهیان وزیر خارجه جدید اعلام شده است (در زمان نگارش این تفسیر و هنوز  مورد تأیید مجلس قرار نگرفت). اعتقاد بر این است که وی روابط نزدیکی با نخبگان سپاه ، حزب الله لبنان و دیگر "دست نشانده" های ایرانی در خاورمیانه دارد. شکی نیست که در خاورمیانه است که می توان انتظار داشت سیاست تهران با عواقب غیرقابل پیش بینی تشدید شود.

توجه به این نکته ضروری است که توسعه روابط ایران با اروپا ، جهان عرب و متحدان آمریکا در همه قاره ها به نحوی به راه حل مسئله برجام بستگی دارد.

انتظار می رود روابط با چین ، روسیه و هند قابل پیش بینی تر باشد. اما در اینجا نیز همه چیز روشن نیست.

البته هند به نفت ایران نیاز دارد ، اما اخیراً به ایالات متحده نزدیک شده است. تهران یک قرارداد 25 ساله بی نظیر با چین امضا کرده است که شامل 400 میلیارد دلار سرمایه گذاری قابل توجه چینی در بخش های مختلف اقتصاد از جمله ارتش ایران است. بر اساس گزارش ها ، ایران به دنبال انعقاد یک توافق مشابه با روسیه است. پیش نویس سند در حال تصویب رهبران ایران است، اما هنوز به روسیه نرسیده است.

جالب اینجا است که علیرغم میل رسمی اعلام شده ایران برای نزدیک شدن به روسیه ، مقاله جالبی در "جمهوری اسلامی" منتشر شده که می گوید روسیه و چین هرگز فرصتی را برای استفاده از وضعیت اسفناک ایران در رابطه با تحریم ها و رفتارهای دیکتاتوری آمریکا از دست نداده اند. درست مانند غرب ، آنها در روابط با سایر کشورها ، از جمله ایران ، منافع خود را در اولویت قرار خواهند داد. و نتیجه گیری به شرح زیر است: در روابط بین الملل، ایران باید قاطعانه به اصل امام خمینی "نه غربی و نه شرقی-انقلاب اسلامی " پایبند باشد. نباید انتظار داشت که شرق قابل اعتمادتر باشد."

این واقعیت که چنین احساساتی تصادفی نیستند ، واکنش ایران در مورد عکس های سفیران روسیه لوان جاگریان و انگلیس سایمون شرکلیف را نشان می دهد. این عکس هت در راه پله های تاریخی سفارت روسیه در ایران ، جایی که کنفرانس 1943 تهران در آن برگزار شد، گرفته شد. سفارت روسیه در ایران از سوء تفاهم ابراز تاسف کرد ، اما جا دارد به رهبری ایران یادآوری شود که به لطف اتحاد  شوروی ، بریتانیا و ایالات متحده بود که ایران به عضویت ائتلاف ضد هیتلر در آمد و یکی از بنیانگذاران سازمان ملل متحد شد.

تنش افزایی در روابط با شرکای شایسته به وضوح تهران را تزئین نمی کند. و این علیرغم این واقعیت است که "جنگ نیابتی" و بازیهای موجود در آن یعنی "نبرد دریایی" با اسرائیل می تواند عواقب غم انگیزی را به دنبال داشته باشد.

بنی گانتز و یائیر لاپید، وزیران دفاع و خارجه اسرائیل در ارتباط با حمله به نفتکش مرسر استریت و برنامه هسته ای ایران اظهارات شدید الحنی کردند. اعلام شد که اسرائیل این آزادی را برای خود محفوظ می دارد که در برابر هرگونه حمله و تهدید علیه امنیت شهروندان خود اقدام کند.

شکی نیست که "جنگ نیابتی" ایران و اسرائیل در زمان رئیس جمهور رئیسی ادامه خواهد داشت. نمی توان پیش بینی کرد که این امر به چه چیزی منجر شود.

شکی نیست که "جنگ نیابتی" ایران و اسرائیل در زمان رئیس جمهور رئیسی ادامه خواهد داشت. می توان گفت که سیاست تهران کاملاً رادیکال - محافظه کارانه خواهد بود، اما در ارتباط با بحران سیستمی در کشور ، بروز عناصری از عمل گرایی با هدف نرم شدن موقعیت  کاملاً امکان پذیر است  و سیاست واقعی جمهوری اسلامی ایران در مورد حل مشکل برجام نشانه تاکتیک ها و استراتژی ابراهیم رئیسی رئیس جمهور جدید ایران خواهد بود.

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مرتبط:

گفتگوی تلفنی رئیسی و اردوغان با محوریت همکاری دو کشور برای ثبات منطقه
رئیسی: واردات ۳۰ میلیون دوز واکسن قطعی است
رئیسی: ایران به مناسبات همسایگی با افغانستان پایبند است
مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک