23:16 28 سپتامبر 2021
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
0 17

طرف های بالقوه آن کدام کشورها هستند؟ تهدیدات و خطرات آن چه خواهد بود؟

اسپوتنیک به نقل از هیل - وبسایت خبری متنفذ آمریکا می نویسد: با فروپاشی دیوار برلین در سال 1989 و پس از آن فروپاشی اتحاد شوروی، جنگ سرد پایان یافت. این اتفاق بیش از سه دهه پیش رخ داد. در حال حاضر دشمنان احتمالی ما چین و روسیه هستند و نمی توان شبح یک جنگ سرد جدید را نیز نادیده گرفت. اما این جنگ سرد جدید چگونه می تواند باشد؟

نخست، این جنگ در جبهه وسیع تری گسترده می شود. در جنگ سرد جدید، وسایل به اصطلاح غیر جنبشی (سیستم های سرکوب سیگنال یا پرتوافکن های میکروموجی) در مقایسه با تجارت، رقابت اقتصادی، شبکه های اجتماعی ، اینترنت و سایر انواع جاسوسی، تبلیغات و پخش اطلاعات کذب نقش مهمی را ایفا خواهند کرد.

دوم، بر خلاف اتحاد شوروی، چین یک ابرقدرت اقتصادی است. دیر یا زود، چین می تواند از نظر تولید ناخالص داخلی از ایالات متحده پیشی بگیرد.

سوم، هم چین و هم روسیه دارای نیروهای مسلح فوق العاده و بسیار حرفه ای هستند که فناوری آنها در مواردی با ایالات متحده قابل مقایسه است.

"بخاطر مهار کردن، ترساندن و در صورت آغاز جنگ، پیروز شدن." شعار استراتژی امنیت ملی فعلی ایالات متحده - مهار، بازدارندگی و اتحاد - در قرن بیستم توسعه یافت. بازدارندگی در نهایت به معنای اتکا به سلاح های هسته ای و گرماهسته ای بود. این امر در مخفف MAD (تخریب مطمئن دو طرفه) تجسم یافت، در حالی که کلمه MAD به انگلیسی به معنی"دیوانه" است. مفهوم آن این بود که در جنگ هسته ای هیچ برنده ای وجود ندارد - فقط بازنده ای وجود خواهد داشت.

برای مهار اتحاد شوروی، پیمان هایی در امتداد قلمروی این کشور عظیم ایجاد شد: در آتلانتیک - ناتو(سازمان پیمان آتلانتیک شمالی)، در خاورمیانه- سنتو CENTO (سازمان پیمان مرکزی یا پیمان بغداد) و در آسیا سیستو SEATO (سازمان پیمان آسیای جنوب شرقی یا پیمان مانیل). وحشتناک ترین آنها ناتو بود، بقیه قرار بود سقوط کنند.

مفهوم تخریب متقابل در ارتباط با حملات بی ثبات کننده گسترده همه گیری ها و شرایط آب و هوایی شدید (به دلیل تغییرات آب و هوایی) معنای جدیدی پیدا می کند و ممکن است مخرب تر از اقدامات چین یا روسیه باشد.

با این وجود، در شرایط قرن 21، هیچ کس در مورد اهمیت بازدارندگی و ارعاب بحث نمی کند. آنها کجا کار می کنند و کجا کار نمی کنند؟

در مورد چین، موفق نشدند از نظامی شدن جزایر در دریاهای مختلف و یا تقویت ارتش آن جلوگیری کنند. همین تلاش ها در راستای دیپلماسی "گرگ جنگجو"، ابتکار"یک کمربند و یک جاده"، یا سرقت مالکیت فکری و جاسوسی اینترنتی - هیچ کدام محال بود. خوشبختانه از لحاظ تاریخی، چین کشور متجاوز نیست و حتی بسیار متواضع تر از ایالات متحده از نیروی مسلح استفاده کرده است.

وزارت امورخارجه روسیه
© Sputnik / Natalia Seliverstova

جلوگیری از فعالیت روسیه یا دخالت آن در سیاست داخلی تعدادی از کشورهای غربی ، در درجه اول ایالات متحده ، یا مداخله ان در گرجستان در سال 2008 ، یا در اوکراین شش سال بعد امکان پذیر نبود. روسیه بدون هیچ محدودیتی به صلاحدید خود عمل می کند.

ناتو عنصر اصلی امنیت غرب است. اما ایالات متحده تعدادی پیمان دفاعی متقابل در آسیا دارد - بیشتر با ژاپن ، کره جنوبی و فیلیپین - و همچنین قانون مشکوک روابط با تایوان منعقده در 1979. با توجه به واقعیت های قرن 21 ، ایالات متحده باید در مورد آنها تجدید نظر کند. به عنوان مثال ، برخی خواستار تبدیل قانون روابط با تایوان به قرارداد دفاع متقابل هستند که ایالات متحده را ملزم می کند که در صورت حمله از تایوان دفاع نماید. اما این یک تحریک است و به سختی از حمایت محافل اجتماعی یا کنگره برخوردار می شود.

بازدارندگی ، ارعاب و اتحادها سنگ بنای امنیت ما در قرن بیستم بودند. وقت آن فرا رسیده که استراتژی امنیت ملی ایالات متحده برای قرن 21 را تطبیق دهیم. حملات بی ثبات کننده جمعی (چه ناشی از بشر و چه طبیعی) که روز به روز خطرناک تر می شوند نیز باید مورد توجه قرار گیرند. عدم نتیجه گیری صحیح مانع تضمین امنیت و رفاه ایالات متحده می شود.

هارلان اولمن، دکترای فلسفه  و تحلیلگربرجسته United Press International است.

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مرتبط:

پیش بینی آغاز "جنگ سرد" جدید در سال نو 2020 میلادی
بایدن خطر جنگ سرد را دامن می‌زند؟
بازگشت به دوران جنگ سرد؟
مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک