00:51 19 سپتامبر 2021
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
1418

تا زمان انتشار این مقاله احتمالا مراسم تحلیف جناب آقای رئیسی در مجلس شورای اسلامی انجام شده باشد و رسما از امروز کار دولت جدید ایران شروع خواهد شد.

بسیاری شروع کار دولت جدید آقای رئیسی را مرحله یا گام جدیدی در مسیر انقلاب می دانند.

با توجه به اینکه همه ارکان قدرت از این پس در اختیار یک جناح هماهنگ با رئیس جمهوری منتخب می باشند بسیاری از مردم ایران توقع دارند که دیگر آن اختلافات سیاسی داخلی سابق کنار گذاشته شود و همه توانمندی های کشور بر تقویت اقتدار ملی ایران متمرکز گردد.

بسیاری از رای دهندگان به جناب آقای رئیسی فقط به دلیل اینکه وی وعده داده که فساد را ریشه کن کند و نیاز دارد فساد را از سر منشأ ریشه کن کند به ایشان رای داده اند و قطعا توقع دارند ایشان یک پاکسازی اصولی و اساسی در سیستم دولتی انجام دهد که به نوعی هر کس متهم به فساد می باشد مورد بازخواست قرار گیرد که "از کجا آورده ای".

حتی طی همین یکی دو ماه اخیر وقتی صحبت از اینکه برخی افراد متهم به دخیل بودن در مسایل اقتصادی یا باندی و یا ... ممکن است مجددا در دولت جدید آقای رئیسی هم به کار خود ادامه دهند بسیاری مردم انتقاد داشتند که ما به رئیسی رای دادیم که اینها را برکنار کند و اگر بنا بود اینها سر کار می ماندند که چه فرقی می کند.

یعنی می توان گفت یک فضای بسیار مطالبه گر این روزها در جامعه ایجاد شده که متقاضی پاکسازی دولت است.

طبیعتا این پاکسازی نمی تواند فقط با برکناری برخی و یا بازنشسته نمودن برخی دیگر رضایت مردم را کسب کند بلکه مردم خواهان آن هستند که افرادی که سالها بسیاری از امورات مملکتی در اختیارشان بود مورد تحقیق و تفحص قرار گیرند که چه ها دارند.

نه فقط خودشان بلکه خانواده و نزدیکانشان، به دلیل اینکه بسیاری از افرادی که صاحب منصب هستند برای اینکه شبهه ها را از خود دور کنند از رانت های به دست آمده در مناصب شغلی خود به نفع خانواده و نزدیکانشان استفاده می کنند تا بعد ها که کارشان تمام شد منافع خود را تحصیل نمایند.

شاید همین که یکی از متهمین فسار اظهار می داشتند که دوستانی دارند حاضر هستند کل لواسان را به نامشان بزنند کافی است تا متوجه شد برخی به صورت باندی عمل می کنند و حتی ممکن است که اموال به دست آمده را به نام خانواده نکنند بلکه به نام دوستان و آشنایان کنند چون آنقدر به هم اطمینان دارند که می دانند اموالشان محفوظ است.

بدیهی است تا زمانی که ریشه فساد در کشور خشکانده نشود به هیچ وجه نمی توان توقع داشت که مشکلات مملکت و مردم حل شود و تا جایی که از آقای رئیسی مطلع می باشم وی هدف اول خود از رسیدن به ریاست جمهوری را همان مبارزه با فساد و ریشه کن کردن آن قرار داده.

اگر بحث مبارزه با فساد از سر منشأ نبود شاید ایشان حتی خود را درگیر انتخابات ریاست جمهوری نمی کردند، به هر حال ایشان رئیس قوه قضائیه مملکت بودند و منصبی کمتر از منصب ریاست جمهوری نداشتند.

بد نیست اینجا به این نکته اشاره کنم که تولید نا خالص ملی چین زمانی از ایران کمتر بود و علیرغم همه توانمندی های بالقوه چین ولی هیچ طرح و برنامه ای در این کشور به نتیجه نمی رسید چون فساد در ساختار دولتی این کشور ریشه دوانده بود.

در نهایت رهبران چین به این نتیجه رسیدند که قبل از هر کاری اول باید فساد را در کشور ریشه کن کنند و بعد هر طرحی بخواهند را می توانند پیاده کنند، و همین شد، پس از ریشه کن کردن فساد چین توانست گامهای بسیار بلندی بردارد و امروزه تولید ناخالص چین بیش از بیست برابر تولید نا خالص ملی ایران است.

بدیهی است در صورتی که ایشان موفق شوند با فساد در مملکت مبارزه کند و آن را ریشه کن کند، که البته شاید سخت ترین مرحله کاری وی باشد، آنوقت می توان توقع داشت که همه توانمندی های کشور برای تقویت توانمندی داخلی متمرکز گردد و ایران بتواند جایگاه واقعی خود در اقتصاد جهانی را پیدا کند.

بر کسی پوشیده نیست علیرغم همه توانمندی های بالقوه ای که ایران در اختیار دارد و علیرغم همه استعداد های نخبگان ایرانی که در سطح بین المللی زبان زد عام و خاص است، دلیل اینکه ایران نمی تواند به جایگاه واقعی خود برسد همانا بحث فساد در ساختار دولتی است، فسادی که تلاش می کند همه استعداد ها را فراری دهد و نا مستعد ها را جذب می کند چون فقط نا مستعد ها حاضر به همکاری با فاسدین هستند وافراد مستعد هر جای که بخواهند می توانند برای خود جایی شایسته شآن خود پیدا کنند.

بدیهی است اگر آقای رئیسی در این امر، که طبق دانسته ها و شنیده های اینجانب اولویت اول ایشان است، موفق گردد نه فقط فی تواند محبوبیتی مضاعف کسب کند و نام خود را در تاریخ ایران به عنوان فردی که فساد را در کشور ریشه کن کرد ثبت کند بلکه می تواند آنوقت با اقتدار در مقابل دیگر کشورهای منطقه و جهان بایستد و از موضع قدرت با آنها به گفتگو و مذاکره بپردازد.

آنهایی که با بحث روابط بین الملل و مذاکرات بین المللی آشنایی دارند به خوبی می دانند که معیار همه کشورها در مذاکره و گفتگو امکانات و توانمندی های اقتصادی و سیاسی و نظامی کشورها است.

وقتی که مذاکره کننده ای می رود پای میز مذاکره می نشیند و بعد آنهایی که باید از او پشتیبانی کنند کاسه گدایی دست می گیرند که اوضاع مملکت نابود است و اگر مذاکرات به نتیجه نرسد کشور نابود می شود و مردم دچار فلاکت می شوند و حتی غذا هم برای خوردن نداریم و...

بدیهی است طرف های مذاکره کننده هم تلاش می کنند تا می توانند از مذاکره کننده امتیاز بگیرند.

اما وقتی طرفهای مذاکره کننده متوجه می شوند که طرف مقابلشان با دست پر پای میز مذاکره آمده و در صورتی که آنچه می خواهد به او ندهند آنها ضرر خواهند کرد، بدیهی است که مجبور می شوند کوتاه بیایند و امتیاز بدهند تا طرف را راضی نگه دارند.

همیشه دوست دارم که ماجرا را به چانه زدن در بازار تشبیه کنم تا برای خوانندگان قابل درک تر شد.

شما قطعا وقتی که به بازار برای خرید کالایی می روید می بینید که فروشنده سعی می کند که کالای خود را جواهری بی نظیر نشان دهد که اگر شما نخرید ضرر خواهید کرد و جدیدا هم که مد شده همه می گویند این کالا به قیمت قدیم است و اگر نخرید بعدها به قیمت جدید باید بخرید ، یا اینکه دیگر در بازار نیست و اگر نخرید دیگر گیرتان نمی آید و...

اگر فروشنده موفق شود روی روان شما تاثیر بگذارد آنوقت می تواند کالایی را که دارد با هر قیمتی که دوست داشته باشد به شما بفروشد.

اگر شما هم تحت تاثیر قرار بگیرید دست به جیب می شود و بدون چانه زدن کالا را می خرید چون تصور می کنید برد کرده اید.

بعد ها شاید به خودتان بیایید که ای بابا این جنس که در بازار پر است و من حتی خیلی هم به آن نیاز نداشتم و چرا چانه نزدم با قیمت بهتری بخرم یا جای دیگر آنرا مناسب تر می فروشند یا ...

اما اگر همان وقت که در حال خرید هستید تحت تاثیر القاءات فروشنده قرار نگیرید و نشان دهید که خیلی هم به آن کالا با آن قیمت نیاز ندارید می بینید که فروشنده کوتاه می آید و کالا را با قیمت بسیار مناسب به شما عرضه می کند.

در مذاکرات بین المللی هم همینطور است.

اگر مذاکره کنندگان احساس کنند شما از روی ناچاری پای میز مذاکره نشسته اید قطعا آنچه خودشان می خواهند به شما تحمیل می کنند اما اگر احساس کنند که شما از سر قدرت پای میز مذاکره آمده اید آنوقت است که کوتاه می آیند.

برای اینکه مذاکره کنندگان ما هم از سر قدرت پای میز بنشینند اول باید پشتوانه شان یعنی امکانات کشور قوی شود.

بدیهی است راه بسیار دشواری در پیش است اما چیزی نیست که محقق نشود.

چون ما ایرانی هستیم و تاریخ مان ثابت کرده ما می توانیم.

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک