21:57 22 سپتامبر 2021
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
0 275

قرن ها است که کشورهای استعمارگر متوجه تاثیر جنگ رسانه ای شده و سرمایه گذاری عظیمی روی نفوذ رسانه ای خود انجام داده اند.

اسپوتنیک - قرن ها است که کشورهای استعمارگر متوجه تاثیر جنگ رسانه ای شده و سرمایه گذاری عظیمی روی نفوذ رسانه ای خود انجام داده اند.

در مقابل مشاهده می کنیم که برخی از کشورها امروزه چندین قرن در این زمینه نسبت به استعمارگران نوین عقب هستند.

وقتی که بحث استعمار نوین را مطرح می کنیم باید توجه داشت که یکی از ابزارهای اصلی استعمار نوین همان رسانه است.

ابزار سبک استعمار نوین رسانه، فرهنگ، اقتصاد و... است.

علاوه بر اینها رسانه هم معمولا خط مقدم جنگ های نوین به حساب می آید.

برای اینکه استعمارگران بتوانند اعمال ددمنشانه خود را توجیه کنند ابتدا باید فضاسازی رسانه ای لازم را ایجاد کنند.

به عنوان مثال اگر امروزه در یک جای دنیا کسی یک سگ یا گربه یا حتی حیوان موذی را بکشد قیامت به پا می شود که وای بیایید ببینید چه شده (البته خود بنده هم به صراحت می گویم که طرفدار حقوق حیوانات هستم و شدیدا مخالف رفتارهای غیر انسانی و حتی غیر شرعی برخی با حیوانات می باشم) اما شما می بینید که آمریکایی ها در افغانستان یا پاکستان یا یمن یا عراق یا سوریه یا ... عروسی و عزا را بمباران می کنند و صدها انسان بی گناه را ترور می کنند و هیچ جای جهان آب از آب تکان نمی‌خورد.

آمریکایی ها که هیچ حتی آنهایی که در فلک آمریکا می چرخند مثل اسرائیل که بسیاری از فلسطینی ها را ترور می کند و یا در جای جای جهان آدم های بی گناه را ترور می کند و یا می رباید و یا بمب گزاری می کند و یا ... هیچ وقت مورد مواخذه هیچ مرجعی در جهان قرار نمی گیرد.

در حالی که بسیاری از گزارش ها مبنی بر اینکه اسرائیل حد اقل 200 کلاهک هسته ای در اختیار دارد و همه گزارش های مجامع بین المللی تایید می کنند که برنامه هسته ای ایران صلح آمیز است، ولی می بینیم انواع و اقسام تحریم ها بر علیه ایران اعمال می گردد وهیچ مرجع بین المللی حتی یک بار هم که شده در باره اسرائیل یک سوال هم نمی کند.

آمریکا تحریم هایی را بر علیه کشورهای دیگر وضع می کند که با مبانی انسانیت و قوانین بین المللی و حقوق بشر تناقض دارد و حتی خرید دارو و تجهیزات پزشکی و غذا را برای ایران سد می کند اما هیچ مرجعی در جهان آمریکا را مواخذه نمی کند که چرا چنین کاری می کند.

چرا؟

پاسخ بسیار ساده است، چون آمریکا قدرت رسانه ای در اختیار دارد و با استفاده از این اقتدار رسانه ای می تواند کل جامعه جهانی را شستشوی مغزی بدهد.

آمریکایی ها نه فقط با استفاده از ابزار اقتدار رسانه ای خود جامعه جهانی را تحت تاثیر قرار می دهند حتی داخل ایران را نیز تحت تاثیر قرار می دهند و کاری می کنند که برخی حتی محورهای اقتدار کشور خودشان را بدون فکر کردن زیر سوال ببرند.

مثل بحث تولید تسلیحات دفاعی و یا برنامه هسته ای و یا نفوذ ایران در منطقه و یا ...

اگر فردی اندازه یک ارزن فکر کند متوجه می شود که همه اینها مسایلی هستند که موجبات اقتدار کشور را فراهم می کند و حتی اگر مخالف نظام هم باشد، همین که وطن پرست باشد، باید از اقتدار کشور خود و مواردی که موجبات این اقتدار را فراهم می کند حمایت کند اما می بینیم که برخی بدون فکر کردن و طوطی وار شعارهایی را که دشمنان با بهره بردن از ابزار رسانه ای خود در مغز آنها فرو کرده اند عنوان می کنند.

البته همانگونه که گفتم این جریان رسانه ای تازه نیست و قرن ها است که به شکل های مختلف وجود دارد.

شاید معروف ترین این فضاسازی های رسانه ای در تاریخ ایران زمانی باشد که امیر کبیر تلاش کرد ایران را از یک کشور عقب افتاده به یک کشور پیشرفته تبدیل کند و تقویت اقتدار نظامی ایران کارخانه های اسلحه سازی و توپ و... ایجاد کند.

آنقدر جریان رسانه ای دشمن تاثیر گذار بود که کاری کردند مردم ایران با امیر کبیر همکاری نکنند و حتی شاه هم که دوست صمیمی او بود دستور قتل اش را صادر کند.

چون موضوع خارج از حوصله مقاله است و می دانم اکثر خوانندگان در جریان هستند خیلی آن را بسط نمی دهم.

بعد از دهه ها تازه مردم ایران متوجه شده اند که آن زمان چه شده و اگر مسیر امیر کبیر ادامه می یافت ایران کجای کار بود.

شاید همه این جریان را شنیده باشند که همزمان امپراتور ژاپن و شاه وقت ایران به اروپا سفر کردند، امپراتور ژاپن جوانان با استعداد ژاپنی را برد تا علوم و فناوری اروپایی را بیاموزند در مقابل شاه ایران به دنبال عیاشی و تفریح خود بود، چون شاه ایران تحت تاثیر القائات رسانه های دشمن قرار داشت و آنها موفق شده بودند وی را کاملا شستشوی مغزی بدهند.

البته این جریان در تاریخ ایران بسیار تکرار شده و می توان صدها مورد از آن را در همین چند دهه اخیر پیدا کرد.

مقدمه ای بسیار طولانی بود اما ناچار بودم با آن شروع کنم.

 

گویند دشمن دانا بلندت میکند بر زمینت میزند نادان دوست
یا

دشمن دانا، به از نادان دوست

 

امروزه که ما در ایران با شدید ترین حملات رسانه ای دشمن مواجه می باشیم نیاز داریم که افراد متخصص در جنگ رسانه ای داشته باشیم (به قول معروف افسران رسانه ای) و نه افراد آماتور و باید تمرکز و سرمایه گذاری خود را روی دفاع رسانه ای بیشتر کنیم چون هر چه امروزه ضربه می خوریم از همین مسیر است.

چون عموما سرمایه گذاری روی رسانه های ما بسیار ضعیف است و مدیران ارشد رسانه های ما به جای اینکه حرفه ای باشند فقط به دلیل وابستگی های سیاسی و جناحی سر کار هستند، بسیاری از رسانه ها مخصوصا رسانه های حکومتی مجبور می شوند از افراد تازه کار و یا آماتور برای کار خود استفاده کنند که در نهایت همه هزینه ها و تلاش ها سوخت می شود.

مثل این می ماند که شما سربازی آموزش ندیده به جبهه جنگ بفرستید و توقع داشته باشید با یگان های ویژه دشمن بجنگد.

ما در دو محور ضعف داریم هم محور رسانه های داخلی خود که امروزه در اختیار دشمنان قرار گرفته و رسانه های فارسی زبان دشمن از خارج کشور روی ذهن مردم داخل تاثیر می گذارند، هم محور رسانه های بین المللی که اصلا ما نتوانسته ایم جایگاهی برای خودمان ایجاد کنیم.

در هر دو مورد هم ملاحظه می کنیم بیشتر سرمایه گذاری های رسانه ای ما روی تجهیزات بوده و پیشرفته ترین تجهیزات را در اختیار داریم اما هیچ سرمایه گذاری ای روی نیروهای خبره نکرده ایم.

در حالی که اگر تجهیزات و امکانات رسانه های وابسته به دشمنان را با تجهیزات و امکانات برخی رسانه های حکومتی داخل ایران مقایسه کنیم می توانیم به جرأت بگوییم یک درصد آن تجهیزات و امکانات در اختیار آنها نیست.

تفاوت در این است که رسانه های داخلی ما روی نیروی انسانی و خبره که اصل کار رسانه است هیچ سرمایه گذاری ای انجام نمی دهند و تصور می کنند، همین که خبری منتشر شده یعنی رسانه سرپا است.

در برخی شرایط هم وقتی می بینند که توان رقابت ندارند به سمت بگیر و ببند و استفاده از انحصار رسانه ای می روند.

کی می خواهید متوجه شوید که دوران انحصار رسانه تمام شده؟

دیگر رسانه را نمی توان محدود کرد.

در حالی که شاید شصت هفتاد سال پیش مردم امکانات دسترسی به رسانه های متنوع را نداشتند امروزه مردم صدها راه دارند تا به رسانه مورد علاقه خود دسترسی داشته باشند و تنها راه این است که هنر جذب مخاطب را داشته باشیم.

یکی از عیب های بزرگ در ایران این است که اگر شخصیت رسانه ای و یا یک مجری مقداری محبوبیت پیدا کند وی را برکنار می کنند و تصور می کنند که آن رسانه است که این فرد را به آن جایگاه رسانده در حالی که ماجرا بر عکس است.

شما نمی توانید بروید در خیابان بگردید و هر فردی که احساس می کنید می تواند چند کلامی حرف بزند را بیاورید وفکر کنید تمام است می تواند یک کارشناس و یا مجری و یا... بشود.

در کشورهایی که رسانه های مقتدر دارند سعی می کنند روی آن شخصیت رسانه ای و یا مجری سرمایه گذاری بیشتری انجام دهند.

در جنگ رسانه ای هم کشور نیاز به افرادی دارد که خاک کار رسانه ای را خورده باشند و به قول معروف در جبهه جنگ جزو تکاوران جنگ رسانه باشند نه سرباز صفر یا سیاهی لشکر.

در بحث رسانه های خارجی زبان هم باید گفت که ما چندین برابر ضعیف تر از رسانه های فارسی زبانمان عمل می کنیم و رسانه های خارجی خود را یا به افرادی واگذار می کنیم که فقط زبان بلد هستند و چیزی از رسانه نمی‌دانند یا اینکه افرادی هستند که هیچ وابستگی فکری به رسانه های ما ندارند (عموما آماتور های غیر ایرانی) و فقط به دنبال آن هستند که از رسانه های خارجی ما به عنوان سکوی پرتاب برای کار کردن در رسانه های دیگر بهره ببرند.

البته حق هم دارند، چون رسانه های خارجی زبان ما می خواهند کار را ارزان تمام کنند و چنین کاری ارزان تمام نمی شود.

بی دلیل نیست رسانه های دشمن با ما می گردند ببینند افسران رسانه ای ما که ها هستند و با ده ها برابر حقوق و مزایا تلاش می کنند آنها را از ما بگیرند تا ما فقط با همان آماتور ها کار کنیم.

کافی است شما به تیم کاری رسانه ای مانند ایران اینترنتشیونال یا بی بی سی یا ... نگاهی بیاندازید، آنها می روند وزیر سابق ارشاد و معاون وی و بسیاری از بهترین روزنامه نگاران و مجریان فارسی زبان را با حقوق های کلان جذب می کنند، در مقابل رسانه های خارجی زبان ما می روند چند تا دانشجوی خارجی که چیزی از کار رسانه ای نمی دانند را با حقوق های بسیار نازل جذب می کنند و تصور می کنند که هنر کرده اند.

این آماتور ها هم ضربه هایی را به ما میزنند که حتی ممکن است موجبات ضربه هایی سهمگین به ما شود.

در پایان برای اینکه به ضربه هایی که این آماتور ها می توانند به ما بزنند اشاره کنم بد نیست به اتفاقی که چند روز پیش رخ داد و یک کشتی مدیریت شده توسط اسرائیلی ها هدف حمله قرار گرفت، برخی رسانه های ما به صورت ناشیانه تلاش کردند حمله را به ایران و جبهه مقاومت نسبت دهند، امری که حتی اگر هم صحت داشته باشد نمی‌بایست توسط رسانه خودی مطرح می شد، چون این کشتی در آب های بین المللی هدف قرار گرفته شده بود.

البته مشخص است که برخی کارشناسان رسانه ای آماتور تلاش داشتند ادای کانال ها و رسانه های اسرائیلی را در بیاورند که در پی هر حمله ای که بر علیه ایران می شود به صورت غیر رسمی مسئولیت آن را به عهده می گیرند.

حال همین جریان می تواند ابزاری باشد دست دشمنان ایران تا با ایجاد فضاسازی رسانه ای در سطح بین المللی حد اقل زمینه تحریم های وسیعی را بر علیه ایران فراهم کنند که می تواند ملیاردها دلار به ایران و تجارت بین المللی آن ضرر بزند.

بحث حمله به منافع ایران و یا کشتی های ایرانی و یا ... به کنار.

حالا متوجه می شوید سرمایه گذاری روی یک کارشناس رسانه ای خبره و یا آماتور چه فرقی دارد و هزینه اش کجا جبران می شود؟

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک