09:20 23 سپتامبر 2021
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
0 245

این روزها طرح برخی نمایندگان مجلس برای محدود سازی اینترنت در ایران خیلی پر سر و صدا به پا کرده.

اسپوتنیک - بستگی به شرایط سیاسی – فرهنگی – اجتماعی – اقتصادی و... کشورها هر کدام درباره فعالیت شهروندانشان در اینترنت تصمیماتی می گیرند و شاید بتوان گفت امروزه نمی توان کشوری را در جهان پیدا کرد که نوعی نظارت بر فعالیت مردم در اینترنت در آن وجود نداشته باشد.

من معدود افرادی را در ایران می شناسم که در چند تخصص مرتبط با این جریان از نظر فنی و از نظر سیاسی مطلع باشند، تا جایی که ذهن بنده یاری می دهد جناب آقای ظریف هستند که مانند بنده هم در رشته مهندسی کامپیوتر تحصیل کرده اند و هم در رشته علوم سیاسی.

البته بنده چون سالها ریاست انجمن های تخصصی (غیر دولتی) مربوطه را عهده دار بوده ام شاید از زاویه دیگری نسبت به برخی عزیزان که در جاهای تصمیمی گیری حکومتی نشسته اند به جریان نگاه می کنم، چه از نظر فنی چه از نظر اجتماعی چه از نظر سیاسی.

به صورت تاریخی در همه برهه ها و همه کشورهای جهان محدود سازی موجبات جذابیت بیشتر برای انسان ها می گردد.

معروف است زمانی رضا شاه در ایران رادیو را منع کرده بود و بهانه اش این بود که بی بی سی می خواهد کاری کند که وی سرنگون شود.

بسیاری از مردم هم از سر کنجکاوی که شده می رفتند قاچاقی رادیو می خریدند و بی بی سی را گوش می دادند که ببینند این چیست که رضا شاه نمیخواهد آنها گوش دهند.

بعدها رضا شاه اجازه داد که رادیو ایران راه بیافتد، البته با محدودیت های خاص خودش، و مردم مجاز باشند رادیو ایران را در چایخانه ها و اماکن عمومی گوش دهند.

می گویند که تنها خواننده ای که مجاز بود صدایش از رادیو پخش شود هم قمر الملوک بود چون رضا شاه به آهنگ های او علاقه زیادی داشت.

به هر حال چون در ابتدا آن محدودیت ایجاد شده بود مردم خیلی تمایل نداشتند به رادیو ایران گوش دهند و می رفتند در خانه هایشان قاچاقی بی بی سی را گوش می دادند.

در نهایت هم همان بی بی سی زمینه سرنگونی رضا شاه را فراهم کرد و کاری کرد که مردم ایران برای دفاع از رضا شاه قدم بر ندارند و در خیابان ها به صف بایستند ورود انگلیسی ها را تماشا کنند چون بی بی سی آنها را قانع کرده بود با ورود انگلیسی ها به ایران این کشور گلستان می شود و انگلیسی ها قرار است همراه خود برنج و گندم و غذا و ... بیاورند و مجانی بین مردم پخش کنند.

البته انگلیسی ها نه فقط ایران را گلستان نکردند بلکه هر آنچه مردم داشتند را به یغما بردند و کاری کردند درصد بالایی از مردم ایران از گشنگی هلاک شوند.

بی بی سی هم آنقدر مردم را شستشوی مغزی داده بود که وقتی انگلیسی ها می خواستند رضا شاه را برکنار کنند حتی محافظان وی حاضر نشدند مقاومت کنند و انگلیسی ها با یک استوار و پنج سرباز شاه مملکت را کتف بسته از کاخ خود برداشتند و تا تبعید گاه اش وی را همراهی کردند.

به هر صورت باید توجه داشت که امروزه دشمنان ایران در حال بهره برداری از اینترنت برای تاثیر گذاری روی مردم هستند و در بسیاری از موارد حتی مردم را به شورش و نا فرمانی مدنی تشویق می کنند.

برخی رسانه های اجتماعی هم امروزه تبدیل به جولانگاه رسانه های دشمن با ایران و جای انتشار اخبار کاذب شده اند.

آنهایی که کار رسانه ای کرده اند به خوبی می دانند اگر یک خبر دروغ در ذهن مردم جا بیافتد صدها خبر که آن را تصحیح می کند نمی تواند تاثیر آن را پاک کند.

در برخی موارد هم رسانه های اجتماعی و اینترنت به فضایی برای جذب جاسوس و تروریست تبدیل می شود که احتمالا بسیاری تبلیغات اسرائیلی ها و آمریکایی ها برای جذب نیروی اطلاعاتی را به صورت جسته گریخته در حین کار کردن با سایت های مختلف مشاهده کرده باشند.

همچنین در مواردی اینترنت برای گسیختن فرهنگ جامعه نیز استفاده می شود و با ترویج فساد و فحشا موجبات از هم گسستگی های اجتماعی زیادی را ایجاد می کند.

مضاف بر همه اینها باید توجه داشت که امروزه برخی کشورهای دشمن ایران میلیاردها دلار روی آموزش و استخدام نیروهایی که در فضای رسانه های اجتماعی فضا سازی های مختلف را راه بیاندازند سرمایه گذاری کرده اند، که بسیاری حتما در باره استخدام بیش از پنج هزار نیروی عضو سازمان مجاهدین خلق توسط علبستان سعودی و اسرائیل و آمریکا و استقرار آنها در کشور آلبانی فقط جهت کارکردن روی رسانه های اجتماعی بر علیه ایران را شنیده اند.

این یک قلم ماجرا است.

کار این افراد هم فقط این است که هر کدام ده ها حساب کاربری در رسانه های اجتماعی برای خود به عناوین مختلف ایجاد کنند و اخبار فیک را منتشر کنند و ترند های مختلف راه بیاندازند و یا اینکه مطالبی را که بر ضد حکومت است را تایید کنند و مطالبی که به نفع شان نیست را نفی کنند.

البته چندین کار دیگر هم بر عهده این افراد می باشند که این ساده اش بود.

اگر بخواهم مباحث منفی موجود در اینترنت را بشمارم شاید چند جلد کتاب نیاز باشد، مخصوصا که ما فقط در باره تارنمای جهانی اینترنت که همان اینترنت عمومی میان مردم متداول هست صحبت می کنیم و بحث دارک وب و یا تارنمای سیاه کلا بحث مفصل تر هم در خود دارد.

البته دزدی ها و کلاه برداری ها و ... را نیز نباید نادیده گرفت.

این مطالب را ابتدا مطرح کردم تا به ندانستن خطرات اینترنت و دلایل دلواپسی برخی نسبت به آن متهم نشوم.

اما اینترنت وجهه های دیگری هم دارد و شاید در دوران پاندمی کرونا این وجهه ها بیشتر خودنمایی کرده اند.

یکی از مهم ترین آنها که می توان گفت در ایران جوانان ایرانی توانسته اند نهایت بهره بری را از آن داشته باشند بحث تجارت روی اینترنت با استفاده از شبکه های اجتماعی است.

امروزه بخش بزرگی از جوانان ما از همین بستر استفاده می کنند تا از بیکاری رهایی یابند.

اگر یک تحقیق مفصل انجام شود می توان دریافت که ایرانی ها در همین پاندمی کرونا موفق شدند فضای تجارت اینترنتی را در حدی گسترش دهند که نه ایالات متحده و نه اروپا و نه دیگر کشورهای پیشرفته دیگر توانستند گسترش دهند.

همین تجارت اینترنتی نه فقط موجبات اشتغال این جوانان شده بلکه بسیاری از افراد امروزه با خرید یک موتور سیکلت به صورت قسطی می توانند در کنار این شبکه ها درآمد کسب کنند مضاف بر اینکه در بهبوهه پاندمی کرونا می بینیم گردش کار کارخانه ها ادامه می یابد و کارگران بی کار نمی مانند و...

بدیهی است وقتی بستری در میان مردم جا افتاده باشد جایگزینی آن بسیار سخت و دشوار می باشد.

این در صورتی است که همزمان شبکه های اجتماعی موازی وجود داشته باشد.

همچنین بستر شبکه های اجتماعی موجبات صله رحم میان بسیاری از مردم ایران را فراهم کرده و امروزه همه اعضای خانواده ها که شاید سال به سال به دلیل مشغله و یا دوری از لحاظ محل زندگی از یک دیگر فاصله دارند در همین بستر های اجتماعی با هم در ارتباط می باشند.

بدیهی است که وقتی بحث امنیت سیاسی و اجتماعی و فرهنگی مردم مطرح می شود همه قبول می کنند که نظارت هایی مانند دیگر کشورها بر اینترنت باشد اما وقتی که بحث محدود سازی باشد آنوقت جریان با مقاومت جامعه مواجه می شود.

باید توجه داشت که ساختار اجتماعی ایران با ساختار اجتماعی کشورهایی مانند کره شمالی و چین و ... بسیار متفاوت است و مردم ایران نسبت به خیلی از موارد که شاید در دیگر کشورها وجود داشته باشند یاغی (ببخشید عبارت مناسب تری پیدا نکردم) به شمار می آیند.

آیا به یاد دارید زمانی چه قدر برای منع دستگاههای ویدئو تلاش شد؟

جریان منع استفاده از ماهواره چی؟

اگر به چین سفر کرده باشید، من خود چندین بار سفر کرده ام، کلا بسیاری از شبکه های اجتماعی مانند واتس اپ و اینستاگرام و ... کار نمی کند و حتی فیلتر شکن هم کار نمی کند اما دولت چین نرم افزاری به نام وی چت ساخته که همه نیاز های مردم و حتی بیشتر از آنچه دیگر شبکه های اجتماعی ارائه می دهند را در اختیار مردم قرار داده، یک نرم افزار که شامل همه چیز می شود.

با توجه به اینکه عموما در چین مردم به زبان های خارجی مسلط نمی باشند و همه نیازهایشان در وی چت فراهم است اصلا نیاز پیدا نمی کنند که از نرم افزارهای دیگر استفاده کنند و حتی اگر هم درباره نرم افزارهای دیگر مانند واتس اپ و یا اینستاگرام با آنها صحبت کند عموما اصلا با آنها آشنایی ندارند.

ولی آیا در ایران هم اینگونه است؟

هر کاری بشود به حال مردم راهی برای دور زدن قوانین پیدا می کنند، دیروز فیلتر شکن بود فردا ممکن است اینترنت ماهواره ای ایلان ماسک و یا ... باشد.

همچنین باید توجه داشت با توجه به اینکه دشمن ما آمریکا است هیچ بعید نیست آمریکایی ها به یکباره همه تحریم هایی که اینترنت را برای مردم ایران محدود می کند بردارند و حتی اینترنت رایگان در اختیار مردم قرار دهند.

مگر همین کار را با ماهواره ها نکرده اند؟

در بسیاری از کشورهای جهان مانند آمریکا و اروپا شما برای اینکه ماهواره داشته باشید یا باید عوارض به دولت بپردازید یا اینکه مشترک کانال های مختلف باشید و اینگونه نیست که همه کانالها به صورت رایگان در اختیار شما قرار گیرد اما در ایران عموم کانالها رایگان در اختیار مردم است.

اگر الان برخی را می شود از طریق زیرساخت شبکه درون کشور کنترل کرد آنوقت که دیگر همه چیز از کنترل خارج می شود.

در حالی که در بسیاری از کشورها اصلا مردم نمی دانند وی پی ان چیست در ایران همه مردم با وی پی ان آشنا هستند و فروش وی پی ان به ناندانی برای برخی افراد تبدیل شده.

وقتی که مردم از وی پی ان استفاده می کنند هم باز کنترل آنها بسیار مشکل می شود.

جریان موش و گربه است که هر کدام دنبال آن یکی می رود و هیچکدام به دومی نمی رسد.

به نظر بهترین راه این است که به جای درگیر شدن در مباحث پیچیده بهتر است به فکر تغییر ساختار فرهنگی اجتماع باشیم و به جای بگیر و ببند بازی اینترنتی به دنبال آن باشیم که خودمان فضایی فرای مردم فراهم کنیم که مردم ترجیح دهند از آن فضا به جای فضای رسانه های اجتماعی خارجی استفاده کنند.

قطعا به زور نمی توان در این راستا موفق بود و مردم هر قانونی را که در این رابطه تصویب شود را با عدم تمکین به آن رد خواهند کرد.

اگر روش اقناع مردم که شاید هم سخت تر باشد را در پیش بگیریم و فضاهایی قابل اطمینان تر در اختیار مردم قرار دهیم آنوقت شاید بتوان دغدغه های موجود را رفع کرد.

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک