02:33 29 سپتامبر 2021
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
1204

افغانستان همیشه برای ایران یک همسایه بسیار مهم بود.

اسپوتنیک - ولادیمیر ساژین خاورشناس مطرح روس در این خصوص چنین توضیح می دهد: ایران همیشه افغانستان را نه تنها کشوری شایان توجه، بلکه همچنین یک کشور تأثیرگذار تلقی کرده است و این امر قابل درک است.

در قرن ششم قبل از میلاد، قلمرو افغانستان معاصر بخشی از امپراتوری هخامنشی شد، بعد از آن اسکندر مقدونی، سلوکیان، دولتها پدید آمدند و فرو می پاشیدند، اما اشتراک زبانها و فرهنگهای مردمان ساکن ایران و افغانستان کنونی باقی ماند. در سال 1747، دولت افغانستان توسط احمدشاه درانی تأسیس شد، که تاریخ آن آمیخته ای از نزاع های داخلی و تجاوزهای خارجی است.

در دوران معاصر، افغانستان را "قبرستان امپراتوری ها" می نامند. امپراتوری بریتانیا، اتحاد  شوروی و ایالات متحده در این منطقه دچار شکست شدند. چرا؟

امروزه دولت افغانستان بیش از 20 ملیت را متحد کرده است. بزرگترین گروه قومی پشتون ها هستند (حدود 40 درصد از جمعیت، حدود 37.5 میلیون نفر). دومین گروه بزرگ تاجیک ها (حدود 25٪)، گروه سوم هزاره ها (حدود 20٪) و چهارمین گروه ازبک ها (حدود 5٪) هستند.

عامل مهم در زندگی افغانستان روابط قبیله ای است که هنوز موضع خود را از دست نداده اند. ملیتها به طوایف و قبایل، اقوام و خانواده ها تقسیم می شوند. گاهی اوقات انتخاب حرفه، نوع فعالیت و محل زندگی با تعلق شخصی به یک قبیله، یک گروه قومی خاص مرتبط است.

در بعضی از طوایف بزرگ مثلا طایفه پشتون، اصلی ترین قانون، شرعی نیست، بلکه مجموعه ای از قوانین بسیار سختگیرانه و باستانی تر است، در میان پشتون ها به آن پشتونوالای (شیوه زندگی پشتون ها) گفته می شود.

بسیاری از قبایل دسته های شبه نظامیان خود را دارند که به ندرت تابع کابل هستند. این افراد رزمندگانی هستند که در درجه اول از خانه، خانواده، قبیله خود محافظت و دفاع می کنند. افغان ها، حتی کسانی که طبق مقررات نظامی جنگیدن را یاد نگرفته اند، با استفاده از روش های جنگ چریکی بسیار موثر می جنگند. آنها از ویژگیهای ساختار اجتماعی افغانستان و عامل مذهبی و اصالت شرایط جغرافیایی به طور کامل استفاده می کنند. در کشور شرایطی برای تشکیل گروه های شبه نظامی مقاومت در برابر افراد  بی دین و مرتد وجود دارد.

بر این اساس، جنبش طالبان بوجود آمد (در روسیه ممنوع است). یادآوری می کنیم که جنبش طالبان در سپتامبر 1994 توسط ملا محمد عمر همراه با 50 دانشجو تاسیس شد. وی از حمایت سران قبایل پشتون در جنوب افغانستان و کمک های مالی امارات و عربستان سعودی و تامین سلاح از پاکستان استفاده کرد.  

در سال 1996، طالبان با استفاده از درگیری های نظامی بین جناح های قومی ائتلاف شمال، کابل را بدون عملیات جنگی تصرف کردند و رژیم رئیس جمهور برهان الدین ربانی و وزیر دفاع وی احمدشاه مسعود را سرنگون کردند. تا سال 1998، طالبان بیشتر مناطق افغانستان را تحت کنترل داشتند، به استثنای 15 درصد در شمال، که تاجیک ها و ازبک ها در آن زندگی می کنند.

طالبان اعلام کردند که بر اساس قوانین شرعی، یک دولت اسلامی صلح آمیز و با ثبات ایجاد می کنند، بدون فساد و بی قانونی، که رهبران ائتلاف شمال نمی توانند آن را ایجاد کنند. طالبان با پیروی بسیار دقیق از تعبیر سخت قوانین شرعی، مجازات اعدام در برابر عموم را وضع کردند، حقوق زنان در زمینه تحصیل و فعالیت های حرفه ای را لغو کردند، تلویزیون، موسیقی ، هنرهای تجسمی، سینما، رایانه و اینترنت را ممنوع کردند، مردان را به داشتن ریش و زنان را به پوشش اسلامی در اماکن عمومی موظف کردند.

جامعه جهانی، به استثنای چند کشور (پاکستان، عربستان سعودی و امارات)، قانونی بودن حکومت  طالبان و سیاست های وحشیانه اجتماعی آنها را به رسمیت نشناختند. پس از حملات تروریستی اسلام گرایان در ایالات متحده در سال 2001 و امتناع طالبان از استرداد رهبر القاعده (ممنوع در روسیه) اسامه بن لادن به آمریکایی ها، نیروهای مسلح ایالات متحده و ناتو به افغتنستان وارد شدند و بر اساس آنها ، مطابق با قطعنامه شماره 1386 شورای امنیت سازمان ملل متحد مورخه 2001/12/20 ، نیروی بین المللی کمک امنیتی-ISAF تشکیل شد. آنها با حمایت ائتلاف شمال رژیم طالبان را سرنگون کردند.

جنبش طالبان به فعالیت چریکی غیر علنی دست زد  و رهبر آن ، ملا محمد عمر، شبه نظامیان را از یک پناهگاه ناشناخته در پاکستان هدایت کرد. در اواسط دهه 10، در میان طالبان روند شکاف آغاز شد. "طالبان واقعی" از طالبان ملاعمر جدا شد و کمی بعد ملا عبدالقیوم ذاکر جناح خود را تشکیل داد. مقر طالبان در کویته (پاکستان) و دوحه (قطر) واقع شده است.

کارین گورگیان، دانشمند روس کارشناس در علوم سیاسی می گوید که از سه گروه طالبان، فقط یکی از آنها که مقر آن در دوحه است آماده گفتگو است. علاوه بر این، به گفته خانم گورگیان، این جناح گرایش طرفداری از ترکیه دارد. با وجود درگیری های داخلی، تا سال 2017 طالبان 20٪ از افغانستان را در اختیار داشتند.

فعالیت های جنگی طالبان باعث تشدید برنامه های آمریکایی ها برای عقب نشینی نیروهای خود و ناتو از کشور شده است. در 21 ژوئیه 2021، رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا، مارک میلی، اعلام کرد که نیمی از تمام ولایات افغانستان تحت کنترل طالبان است. درگیری های فزاینده باعث بحران انسانی شد. تعداد کل آوارگان داخلی از 3.5 میلیون نفر فراتر رفته است. کشورهای همسایه افغانستان از جمله ایران در حال آماده سازی برای هجوم پناهندگان و مهاجران هستند.

افغان هایی که در مناطق جنگی زندگی می کنند و کسانی که با نیروهای ایالات متحده و ناتو و همچنین نیروهای امنیتی دولت همکاری داشتند از افغانستان فرار می کنند. طبق گزارش سازمان ملل ، ایران که در حال حاضر محل زندگی حدود یک میلیون افغان است، محبوب ترین مقصد است. جمهوری های آسیای میانه نیز نگران هجوم احتمالی پناهندگان هستند.

روشن است که برای حل مسئله افغانستان رویکردهای جدیدی لازم است. و گروهی که به منظور تسهیل گفتگوهای صلح در افغانستان که شامل روسیه، چین، پاکستان و ایالات متحده است، به شدت به دنبال آنها است. مسکو پیشنهاد می کند هند و ایران را نیز در این گروه قرار دهند.

البته هر یک از این کشورها اهداف خود را در افغانستان دارند. اما نکته اصلی که آنها را متحد می کند تمایل به برقراری صلح و ایجاد یک دولت ائتلاف کارآمد در کابل است. ایران نیز به این سمت گرایش یافته است.

ایران خروج نیروهای آمریکا از افغانستان را "یک پیروزی بزرگ" برای کشورهای مسلمان خواند. با این حال، وضعیت در حال پیدایش به وضوح تهران را نگران می کند. رهبری ایران نیروهای اضافی از جمله تجهیزات نظامی سنگین سپاه را در مرز 945 کیلومتری ایران و افغانستان مستقر کرده است. از نظر سیاسی، ایران در حال بازی ظریف با دولت کابل و طالبان است و آنها را متقاعد می کند که آنها نیاز به راه حل مسالمت آمیز مساله  قدرت در کشور دارند، اما از طرف دیگر برای مهار آنها به ویژه در استانهای هرات ، فراه و نیمروز هم مرز با ایران.

محمدعلی حسینی، دیپلمات سابق ایرانی، در مقاله خود با عنوان "ایران برخلاف دیگر همسایگان، امنیت افغانستان را امنیت خود می داند" می نویسد که دولت ایران اشغال آمریکایی افغانستان را  غیرقانونی می دانست. همچنین اغلب از اقدامات رهبری جدید افغانستان ناراضی بود، که به خاطر واشنگتن، اغلب به پیشنهادات تهران برای کمک و توسعه پروژه های مشترک پاسخ نمی داد. با این وجود، ایرانیان، پس از روی کار آمدن در نتیجه انتخابات دولت اشرف غنی ان را قانونی می دانند. به عقیده حسینی، سرنگونی وی افغانستان را به هرج و مرج و می کشاند و آن را به پایگاهی برای تروریست ها تبدیل می کند. موضع دیپلماسی ایران این است که درگیری افغانستان راه حل نظامی ندارد. راه صلح در این کشور از طریق مذاکرات و ایجاد یک دولت ائتلافی است. ایرانیان چند جلسه با نمایندگان دولت افغانستان و طالبان برگزار کردند. در تاریخ 27 ژانویه ، علی شمخانی ، رئیس شورای عالی امنیت ملی ایران، با ملا عبدالغنی برادر، رئیس دیپلماسی طالبان، که از دفتر خود در دوحه وارد تهران شد، دیدار کرد. در این نشست ، آقای شمخانی خاطرنشان کرد که تهران حتی یک گروه افغان را که سعی کند با زور قدرت را به دست بگیرد، به رسمیت نمی شناسد. و وزیر امور خارجه ایران، محمد جواد ظریف، در مورد حمایت از "دولت اسلامی" گسترده در کابل صحبت کرد، که همه گروه های قومی و مذهبی را پوشش می داد. ایرانیان نگرانی خود را از سرنوشت جوامع شیعه در افغانستان ابراز کرده اند.

در 7 ژوئیه، وزارت خارجه ایران از سفر چهار هیئات افغانستان (نمایندگان طالبان ، دولت ، پارلمان و مخالفان کابلی با رئیس جمهور غنی) به تهران خبر داد. این گفتگوها با بیانیه مشترکی به پایان رسید که در آن آمده است: طرفین توافق کردند که جنگ راه حلی برای مسئله افغانستان نیست و باید تلاش شود تا یک راه حل سیاسی پیدا گردد. در ادامه اشاره شد که طرفین تصمیم گرفتند در دیدار بعدی در مورد موضوعاتی که نیاز به مشورت بیشتر دارد ، بحث کنند.

اما تهران سناریوهای دیگری را نیز در نظر دارد.

گزینه اول - پشتیبانی پنهانی یا آشکار از تصرف قدرت توسط طالبان به منظور تبدیل طالبان به متحد جمهوری اسلامی ایران است. بسیاری در ایران این گزینه را کاملاً قابل قبول می دانند. تهران به پایداری و دیدگاههای رادیکال و خصومت طالبان در برابر ایالات متحده احترام می گذارد. به شرطی که طالبان برای محافظت از منافع شیعیان افغانستان تضمین های قابل اطمینان ارائه دهند، همکاری استراتژیک با آنها امکان پذیر است. به این ترتیب ایران متحد دیگری در اتحاد محور مقاومت کسب می کرد. اما طالبان سنی مذهب هستند و بعید است موافقت کنند که در راستای منافع ایران شیعه تحت فرماندهی سپاه و قدس عمل کنند.

گزینه دوم راه اندازی جنگ نیابتی علیه طالبان است. ایران با شرکت در چنین جنگی در سوریه و عراق تجربه خوبی دارد. همچنین یک سلاح موثر وجود دارد - تیپ فاطمیون، متشکل از جنگجویان افغان، عمدتا هزاره ها، برای جنگ در سوریه به کار گرفته، آموزش دیده و مجهز توسط "قدس" شدند. همچنین می توان با سازماندهی و آموزش هزاران نفر از ساکنان محلی، چه افراد مخالف طالبان و چه صرفاً بیکار، یک لشکر شبه نظامی را تشکیل داد. علاوه بر این، ما نباید فرماندهان ائتلاف شمال را فراموش كنیم، كه در زمان خود همراه با ایران با طالبان جنگیدند.

گزینه سوم - مداخله مستقیم نظامی است. تهران می تواند عملیاتی را با هدف تصرف هرات، سنگر سنتی ایران آغاز کند. اما ممکن است این گزینه در نهایت بیش از حد گران باشد و به حضور نظامی قابل توجهی نیاز دارد. به احتمال زیاد ایران سعی خواهد کرد که در حاشیه افغانستان یک منطقه حائل ایجاد کند و پل های زمینی در مناطق شیعه نشین ایجاد کند، احتمالاً با استفاده از واحدهای فاطمیون، با پشتیبانی توپخانه سنگین سپاه، هواپیماهای بدون سرنشین رزمی و شلیک موشک با دقت بالا. اما همانطور که ناظران معتقدند، مداخله نظامی منجر به فاجعه می شود و تهران با این امر موافقت نمی کند.

گزینه چهارم باقی مانده است - همراه با سایر کشورهای علاقه مند برای ایجاد شرایط برای ادغام طالبان در روند سیاسی.

این چهارمین گزینه است که در سیاست ایران در مورد افغانستان مسلط شده است. تصادفی نیست که وزیر خارجه ایران در آوریل 2021 گفت که طالبان باید بلافاصله مذاکرات را با دولت افغانستان آغاز کنند. وزیر همچنین خاطرنشان کرد که ایران می داند جنبش طالبان قصد دارد امارت اسلامی افغانستان را بازگرداند، اما این طرح عملی نیست. طالبان باید درک کنند که افغانستان را نمی توان به وضعیت دهه 1990 بازگرداند، ایران و منطقه اجازه نمی دهند افغانستان به جنگ برگردد. وی همچنین "نیروهای دموکراتیک" در کابل را به "موضع متحد در مذاکرات" فراخواند.

بنابراین، افغانستان بار دیگر در مرکز توجه جهانیان قرار گرفته است. اوضاع در این کشور هر روز آشفته تر و غیر قابل پیش بینی می شود. هم طالبان و هم رهبری کابل نیروهایی دارند که مخالف حصول  توافق بین طالبان و کابل هستند. شرایطی برای تقویت مواضع سازمان دولت اسلامی (داعش -   ممنوع در روسیه) ایجاد می شود. و این روند منجر به یک دور جدید و فاجعه بار حوادث خواهد شد.

تنها راه نجات تشکیل دولت ائتلافی با مشارکت طالبان است. این راه از طریق مذاکرات بین افغانستان است. تروئیکای گسترش یافته در مورد حل و فصل در افغانستان (روسیه، ایالات متحده آمریکا، چین و پاکستان) در حال تشکیل پایگاه برای راه اندازی سریع مذاکرات است. منطقی بود که این گروه با هند و ایران که به طور جدی با طالبان و کابل در راستای وظیفه مشترک عادی سازی اوضاع در افغانستان کار می کنند، گسترش یابد.

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک