01:11 27 ژوئیه 2021
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
0 542

بدیهی است که یک رئیس جمهوری، هر چه قدر هم با تجربه و با سواد باشد، نمی تواند ازهمه چیز مطلع باشد و مجبور است به نظر مدیران زیر دست و کارشناسان اعتماد کند.

اسپوتنیک - حدود هشت سال پیش بود که آقای روحانی انتخاب شده بود و طرفداران او مراسمی در نمایشگاه بین المللی برگزار کرده بودند.

من و چند نفر از دوستان هم به این مراسم دعوت شده بودیم.

به آنجا که رسیدیم سخنران یکی از فعالین سیاسی ای بود که از اوایل انقلاب در بسیاری از موارد به عنوان تئوریسین یکی از جناح های سیاسی مملکت شناخته شده بوده و هست.

البته نام نمی برم ولی آنهایی که در آن مراسم بودند قطعا به یاد دارد که درباره چه کسی صحبت می کنم و چه وعده وعید هایی به مردم می دادند و بسیاری از حاضرین تصور می کردند که بر اساس صحبت های آن دوست عزیزمان قرار است دیگر همه مشکلات ایران و آمریکا حل شود و همه چیز نرمال شود و ایرانی ها بدون ویزا به اکثر کشورهای جهان سفر کنند و سرمایه گذاران خارجی آنقدر پول به ایران بیاورند که دیگر ایرانی ها ندانند با این همه پول چه کار کنند و آنقدر اشتغال در مملکت ایجاد شود که ما مجبور شویم نیروهای کارگر از خارج وارد کنیم و ...

ایشان که این روزها جزو معروف ترین شخصیت های مخالف پا گذاشتن روی پرچم اسرائیل و آمریکا هستند و علیرغم اینکه خودشان جزو افرادی بودند که ابتدای انقلاب این مساله را مرسوم کردند و شعارهای مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل را می دادند و از قطع روابط با آمریکا حمایت می کردند و در کمیته های پاکسازی اساتید دانشگاه ها (کمیته انقلاب فرهنگی) عضویت داشتند و اساتیدی که با این دیدگاه ها مخالف بودند را پاکسازی می کردند.

حال جالب اینکه امروزه جزو مدافعان سر سخت ضرورت برقراری رابطه با آمریکا هستند و معمولا در برنامه های رسانه هایی که آنطرف آب هستند مشارکت بسیار زیاد دارند.

به هر حال از همه این مسایل بگذریم، چند روز پیش مصاحبه ای از همین شخص را در رسانه ها دیدم که شدیدا از آقای روحانی و عملکرد دولت او انتقاد می کرد.

البته ایشان چون شخصیتی شاخص هستند خوب گفته هایشان در رسانه ها انعکاس زیادی پیدا می کند ولی بسیاری از افراد دیگر هم هستند که همین که دیگر دوره آقای روحانی تمام شده انواع واقسام انتقادات را نثار ایشان و دولت ایشان می کنند.

بسیاری از اینها حتی طی هشت سال گذشته پست و سمتهای دولتی و حق ماموریت های خارج کشور و حقوق های نجومی و... از دولت دریافت کردند و دولت از مشورت آنها برای بسیاری از تصمیمات خود استفاده کرده  ولی سر به زنگاه همه دیگر منتقد دولت آقای روحانی شدند.

جالب تر اینکه حتی خدمات خود را به دولت جدید هم پیشنهاد داده اند و از کانال های مختلف تلاش دارند به آقای رئیسی فشار بیاورند که در دولت جدید به آنها پست و مقام دهد.

خوب توجه داشته باشید بحث بنده این نیست که عملکرد دولت جناب آقای روحانی را برآورد کنم و یا عملکرد دولت ها را بررسی کنم، بحث روی برخی اشخاص است که هر روز بنا به مقتضیات روزگار رنگ عوض می کنند و تکلیفشان روشن نیست کدام طرفی هستند.

افرادی که از اوایل انقلاب خود را در جاهای مختلف جا زده اند و هر آنچه امروزه از مشکلات مدیریتی در کشور وجود دارد زیر سر آنها است.

به عنوان مثال بگویم.

این روزها چون بحث سد گتوند بسیار داغ است شاید بتوان از آن به عنوان یک مثال یا شاخص ازعملکرد این افراد صحبت کرد.

طرحی که موجب خشک شدن پر آب ترین استان کشور گشته و مردم را به خیابان ها کشانده.

اگر یک جستجوی ساده در اینترنت انجام دهید می بینید طرح این سد مربوط به زمان قبل از انقلاب است و سال 1367 تصمیم بر احداث آن گرفته شد.

در دوران ریاست جمهوری مرحوم هاشمی رفسنجانی مطالعات تکمیل و ساخت سد سال 1376 شروع شد و سال 1390 برای اولین بار افتتاح گردید، یعنی سه دولت درگیر ساخت این سد بودند.

روسای جمهوری تغییر کردند اما کارشناسان اصلی تصمیم گیرنده زیر دست تغییر نکردند.

بدیهی است که یک رئیس جمهوری، هر چه قدر هم با تجربه و با سواد باشد، نمی تواند ازهمه چیز مطلع باشد و مجبور است به نظر مدیران زیر دست و کارشناسان اعتماد کند.

پس می توان گفت گره اصلی در همین مدیران و کارشناسان است که به هر نحوی شده می آیند و نظرات گمراه کننده به مقامات عالی ارائه می دهند و در نهایت آنچه امروزه اتفاق می افتد رخ می دهد.

همه اش هم به این دلیل است که این مدیران و کارشناسان چون جایگاهی خارج از محیط دولتی ندارند به هر نحوی شده تلاش می کنند با تملق گویی و نه با توانمندی جایگاه خود را حفظ کنند.

به یاد دارم زمانی که آقای خاتمی انتخاب شده بود به عنوان رئیس کانون صنفی آموزشگاه های آزاد در جلسه ای مشترک فیما بین آموزش و پرورش و سازمان آموزش فنی و حرفه ای شرکت کردم.

موضوع جلسه هم بحث آموزش های کارودانش بود.

به یکباره دیدم تعداد زیادی از نمایندگان بخش های دولتی که در جلسه حضور داشتند فقط به انتقاد از عملکرد دولت آقای رفسنجانی می پرداختند و به تجلیل و تمجید از رئیس جدید فنی و حرفه ای و وزیر آموزش و پرورش می پرداختند.

بدیهی بود که هم رئیس وقت فنی و حرفه ای و هم معاون وزیر که به جای ایشان حضور داشتند بسیار خوشحال باشند و از صحبت های این افراد حمایت کنند.

برخی از همکاران من از بخش خصوصی هم جوگیر شده بودند و با مدیران دولتی همراهی می کردند.

من بلند شدم و گفتم کاردارم باید بروم.

همه نارحت شدند که شما چرا می خواهید بروید در حالی که نماینده اصلی صنف هستید.

گفتم چون من آمده ام درباره مسایل صنفی صحبت کنم نه سیاسی، انتخابات تمام شده.

یکی از آنها با شوخی گفت حالا که ما از عملکرد دولت قبلی انتقاد می کنیم شما ناراحت شدید، نکند طرفدار آن دولت هستید.

گفتم نه من نماینده صنف هستم نه نماینده حزب سیاسی اما می دانم بسیاری از اینهایی که امروزه از دولت قبل انتقاد می کنند نان آن دولت را خورده اند و همین ها هم دولت عوض شود به همین دولت فحش خواهند داد و ...

همین هم شد.

در انتخابات ریاست جمهوری 1384 همان هایی که تا چند سال قبل تر به آقای رفسنجانی فحش می دادند جزو نیروهای فعال ستاد آقای رفسنجانی شدند.

کار دولت آقای خاتمی که تمام شد و دولت آقای احمدی نژاد سر کار آمد باز هم جلسه مشابهی برگزار شد و دیدم برخی از همان مدیران سابق دوباره پست و مقام گرفته اند و حالا به آقای خاتمی و رفسنجانی فحش می دهند.

ما که به دلیل مسایل صنفی همیشه جلسات مشابهی را داشته ایم پس از انتخاب آقای روحانی هم جلسه مشابهی داشتیم.

باز دیدم همان ها آمده اند و به آقای احمدی نژاد فحش می دهند و از آقای رفسنجانی و آقای روحانی تعریف و تمجید می کنند و باز هم در دولت آقای روحانی پست و مقام گرفتند.

در همین انتخابات اخیر هم دیدم که برخی از همین افراد شدیدا در ستاد های آقای رئیسی فعال شده اند و به آقای روحانی فحش می دهند.

برخی که همین چند سال پیش در انتخابات قبلی حتی به آقای رئیسی توهین می کردند امروزه شده اند حامی آقای رئیسی.

تا زمانی که این افراد تملق گو و نان به نرخ روز خور در دولت باشند نمی توان امیدوار بود که هیچ مشکلی از مشکلات مملکت حل شود و به نظر می رسد اولین و اصلی ترین کاری که نیاز است رئیس جمهوری آتی انجام دهد پاکسازی دولت از این نوع افراد است.

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک