05:08 25 اکتبر 2021
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
0 559

سخنان آقای روحانی درباره اینکه دیگر فرصت برای اعاده برجام در دوران دولت دوازدهم به پایان رسیده و کار به عهده دولت سیزدهم است، این روزها قیل و قال های زیادی به راه انداخته.

البته تحلیلگران خبره در امور ایران پیش بینی می کردند با توجه به رویکرد ایالات متحده در گفتگوهای وین در نهایت جریان به اینجا ختم شود.

چند روز قبل تر هم آقای ظریف وزیر امور خارجه ایران در گزارشی به مجلس شورای اسلامی مطالب مشابهی را بیان کرده بود.

اینکه قانون مجلس برای مقابله با تحریم ها موجب ضعیف کردن شانس بازگشت برجام شده بود، مقدار زیادی سوال بر انگیز است.

چرا که اگر بنا بود دولت آمریکا به تعهدات خود عمل کند چرا طی هشت سال گذشته و یا پنج سال بعد از امضای برجام عمل نکرده؟

همچنین وقتی که آقای بایدن به قدرت رسید همانگونه که با یک امضا ایالات متحده را به توافقات دیگر که ترامپ خارج شده بود برگرداند می توانست با یک امضا تمام دستورات اجرایی ترامپ را لغو کند و حسن نیت خود را نشان دهد.

اما این کار را انجام نداد.

امری که دیگر برای همه این مساله را قطعی کرد که آمریکایی ها هیچ تمایلی به انجام تعهدات خود ندارند و گفتگو و مذاکره با آنها بی فایده است، تنها راه تعامل با آمریکایی ها همانا وادار کردن آنها به انجام تعهدات خود است.

اگر هم بحث تهدید به تحریم و یا حتی اعمال بند ماشه در توافق هسته ای باشد، باید توجه داشت که فعلا نیز ایران ذیل شدید ترین تحریم های بین المللی قرار دارد و تحریم های شورای امنیت چیزی کمتر از هشتصد و پنجاه تحریم کمتر از تحریمهایی که ایالات متحده فعلا بر علیه ایران اعمال کرده و اکثر کشورهای جهان به آن عمل می کنند است.

یعنی ابزار ماشه که برخی تصور می کنند تهدیدی از طرف دیگر متحدین آمریکا در برجام بر علیه ایران می تواند باشد، عملا دیگر نمی تواند ایرانی ها را بترساند.

قبل از انتخابات ریاست جمهوری، البته این مطلب را بنده در چند مقاله در اسپوتنیک نوشتم، دولت آقای روحانی تمایل داشت هر چه سریعتر به توافقی دست یابد که تحریم ها را و لو به شکل اسمی از بالاسر ملت ایران بردارد تا بتواند از آن در انتخابات بهره ببرد.

حال که انتخابات تمام شده و آقای رئیسی به عنوان رئیس جمهوری انتخاب شده دیگر دولت آقای روحانی در شرایط قبلی قرار ندارد، چون دیگر تکلیف روشن است و آمریکایی ها باز هم به تعهدات خود عمل نکردند.

منظور از تعهدات در پاراگراف قبلی این است که بر اساس گزارش های که در اینترنت هم موجود است، طی چند سال اخیر نمایندگان حزب دمکرات جلسات مکرری با برخی شخصیت های سیاسی نزدیک به دولت آقای روحانی داشتند و آنها را مجاب کردند که در مقابل فشارهای ترامپ مقاومت کنند و به آنها کمک کنند ترامپ سرنگون گردد و وعده داده بودند به مجرد اینکه دمکرات ها به قدرت برسند همه سختی هایی که دولت ایران در دوران ترامپ کشیده را جبران کنند وبلا فاصله تحریم ها را بردارند و به برجام برگردند.

اما همین که دمکرات ها به قدرت رسیدند دست ترامپ را از پشت بستند و نشان دادند که فرقی نمی کند چه کسی در آمریکا در قدرت باشد، سگ زرد برادر شغال است، بد عهدی در وجود ذات همه آمریکایی ها است.

بعد از پایان انتخابات ریاست جمهوری در ایران دیگر دولت آقای روحانی در شرایطی قرار نداشت و ندارد که هر توافقی را جلویش بگذارند امضا کند.

به هر حال فعلا هم جناب آقای روحانی وهم تیم دولت وی به فکر آتیه سیاسی خود در کشور می باشند و فقط در شرایطی حاضر می باشند که پای توافقی را امضا کنند که بتوانند در آینده از آن برای حفظ آبروی خود بهره ببرند و به مردم بگویند ببینیم ما حتی لحظه آخر حضور خودمان چنین توافقی را امضا کردیم که همه تحریمها را به صورت عملی از بالاسر ملت ایران بردارد.

به نظر هم نمی رسد پیشنهاد بی شرمانه آمریکا پس از اجلاس ششم وین آنقدر اغوا کننده باشد که دولت آقای روحانی حاضر باشد به آن تن بدهد.

به همین دلیل هم هست که دولت آقای روحانی ترجیح می دهد در این شرایط عطای آمریکایی را به لقای آنها با تیم مذاکره کننده جدید ایران ببخشد تا این بار درسی را به آمریکایی ها و اروپایی ها بدهد.

البته هنوز رسما مشخص نیست که تیم آتی آقای رئیسی را چه کسانی تشکیل خواهند داد ولی عموما ازخود آقای رئیسی گرفته تا اکثر شخصیت هایی که شانس تحویل گرفتن سکان سیاست خارجی دولت او را دارند جزو افرادی به شمار می آیند که هیچ اعتقادی به برجام و نتیجه گفتگو و مذاکرات و توافق با آمریکا را ندارند و باور ندارند که اصلا توافقی با آمریکا می تواند به نتیجه برسد.

منظور این نیست که آنها مانند ترامپ از برجام خارج خواهند شد اما منظور این است که تیم جدید قانون مجلس را لام تا کام اجرا خواهد کرد و تمام تعهدات ایران در برجام را به استناد مواد 26 و 36 آن متوقف خواهد کرد.

فقط در صورتی که آمریکایی ها قطعا تصمیم داشته باشند همه تحریم ها را از بالاسر ملت ایران به صورت عملی بردارند آنوقت تیم مذاکره کننده ایران به وین یا هر جای دیگر خواهد رفت و در غیر این صورت بنا نیست تیم جدید وقت خود را تلف پیشنهاد های صد من یک غاز آمریکایی کند.

در ضمن بد نیست در پایان به این نکته اشاره کرد که تصور واهی ای که برخی رسانه های غربی در حال جا انداختن هستند، مبنی بر اینکه دولت کاره ای نیست و گفتگو ها زیر نظر رهبری است پس تغییر دولت در ایران تاثیری در مذاکرات نخواهد داشت، تصور بسیار ساده لوحانه و اشتباهی است.

بله اگر توافقی در این دولت امضا شود چون دولت موافقت رهبری را قبل از امضای توافق دریافت خواهد کرد قطعا دولت بعد به آن متعهد خواهد بود، اما باید توجه داشت که دیدگاه رهبری هم نسبت به گفتگو ها و مذاکرات با آمریکا هیچ وقت مثبت نبوده و نمی باشد و وی نیز چندین بار در زمانی که مقامات دولتی اصرار بر گفتگو و مذاکره با آمریکا داشتند تاکید می کرد که به آمریکایی ها نمی شود اطمینان کرد، ولی خوب به دلیل اصرار برخی مقامات دولتی به آنها اجازه داد که این مذاکرات را انجام دهند تا درسی باشد هم برای آنها و هم برای دیگران که تصور می کنند مشکل با آمریکا از طریق مذاکرات و توافق حل و فصل می شود.

حال امروزه دولتی قرار است سر کار بیاید که کاملا تفکر آیت الله خامنه ای همسو است، یعنی هم رهبری و هم دولت به هیچ وجه نه به آمریکا و نه به برجام و نه به هیچ مذاکراتی با آمریکایی ها اعتماد دارند.

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک