07:00 25 ژوئیه 2021
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
0 464

سیاستمداران کهنه کار به خوبی می دانند که تحریم ها علیه کشورها طول عمر دارد و امکان ندارد تا ابد بتوان به سیاست تحریم ادامه داد و از آن نتیجه گرفت.

روانشناسان سیاسی با تجربه به خوبی می دانند که تهدید به تحریم می تواند از خود تحریم حتی موثر تر باشد چرا که تاثیر روانی آن بسیار بیش از آن است تا تاثیر عملی آن.

طرف مقابل همیشه ممکن است فکر کند که اگر تحریم شود چه اتفاق یا بلایی قرار است سرش بیاید اما در صورتی که تحریم اعمال شود و مشکلی پیش نیاید، آنوقت جسارت اش برای برداشتن قدم های متقابل بیشتر می شود.

در موارد زیادی سیاست مداران آمریکایی هم ایران و هم دیگر کشورها را تهدید می کنند تا در صورتی که وفق نظر آنها کاری را انجام ندهند آنوقت با تحریم های آمریکا مواجه شوند.

اشتباه بزرگی که ترامپ انجام داد این بود که هر چه تحریم می توانست علیه ایران وضع کرد و کاری کرد که طرف مقابل دیگر ابزاری برای فشار بر ایران نداشته باشد.

حالا که هر چه تحریم در چنته آمریکا بود پیاده شده و ایرانی ها دیدند که آب از آب تکان نخورده (منظور این نیست که فشار اقتصادی به مردم نمی آید، اما منظور این است که آمریکا نتوانسته به اهداف خود از تحریم ها یعنی به زانو در آوردن ایران و یا فروپاشی نظام جمهوری اسلامی برسد) حالا دیگر جسارت پیدا می کنند که قدم های تند تری را در مقابل آمریکا و غرب بردارند.

دولت آمریکا هم کاملا متوجه است که زمان دیگر به نفع اش نیست، یعنی هر چه قدر زمان بگذرد ایران قدم های بیشتر و بزرگتری را بر می دارد که کار بازگرداندن آن بسیار دشوار خواهد بود، حال اگر نخواهیم بگوییم محال.

همین اشتباه را آمریکایی ها و ترویکای اروپایی سال 2005 میلادی انجام دادند، در آن زمان برخی سیاست مداران ایرانی برای اینکه ایران درگیر تحریم های شورای امنیت نشود حاضر شدند به قول معروف به هر سازی که ترویکای اروپایی و بالطبع پشت آنها آمریکا می زند برقصند اما در نهایت آمریکایی ها و غربی ها به تعهدات خود عمل نکردند.

در آن زمان ایران فقط 190 سانترفیوژ اعاره ای در اختیار داشت و به صورت آزمایشی تلاش می کرد غنی سازی 3.67 درصد را انجام دهد.

در آن زمان ایران برای نشان دادن حسن نیت خود همه تاسیسات هسته ای خود را بست اما اروپایی ها تصور کردند که شاید می توانستند امتیاز های بیشتری از ایران بگیرند.

برخی شاید به یاد نداشته باشند اما در آن زمان ایرانی ها فقط خواهش می کردند که حق ایران درغنی سازی اورانیوم و داشتن برنامه هسته ای به رسمیت شناخته شود و اروپایی ها از پذیرش این حق مسلم ایران خودداری می کردند.

وقتی که اروپایی ها به تعهدات خود عمل نکردند و پرونده ایران به شورای امنیت رفت ایران شروع کرد قدم های تند تر برداشتن و دفعه بعد که خواستند با ایران پای میز گفتگو بنشینند با ایرانی مواجه بودند که بیش از 20 هزار سانترفیوژ در اختیار داشت و چرخه کامل هسته ای را درون کشور تاسیس کرده بود و چند تن اورانیوم غنی شده اش به بالای 20% می رسید.

طرف های غربی وقتی این بار با ایران پای میز مذاکره نشستند دیگر نمی توانستند به ایرانیها بگویند شما حق غنی سازی ندارید و یا همه تاسیسات شما باید بسته شود.

دیگر ترس ایرانی ها از تحریم های شورای امنیت ریخته بود.

الآن هم شرایط در حال تبدیل شدن به شرایط سابق می باشد.

یعنی اگر کشورهای 1+4 و آمریکا نتوانند تا قبل از پایان دوره ریاست جمهوری آقای روحانی به نتیجه ای در وین برسند آنوقت در دوره بعد حالا حالاها باید تلاش کنند تا بلکه به نتیجه برسند و با توجه به اینکه دیگر ترس ایرانی ها از تحریم های کذایی آمریکا ریخته دیگر نمی توانند از این ابزار بر علیه ایران استفاده کنند.

برخی باور دارند آمریکایی ها که متوجه این جریان هستند تلاش دارند با وعده وعید و یا آزاد سازی بخشی از تحریم ها بر علیه ملت ایران مدتی ایرانیها را به عقب برگردانند و به قول معروف کاری کنند طعم زندگی بدون تحریم را دوباره بچشند و بعد دوباره تهدید کنند که اگر ایران وفق خواسته آنها عمل نکند دوباره ذیل تحریم قرار خواهد گرفت.

به هر صورت فعلا تاثیر تحریم های آمریکا علیه ملت ایران روز به روز ضعیف تر می شود چون ایرانی ها راهکار مقابله با تحریم ها را پیدا کرده اند و دیگر واهمه ای از تحریم های آمریکا و یا حتی شورای امنیت هم ندارند، چون حتی تحریم های شورای امنیت موجب ایجاد تغییر در شرایط تحریمی ایران نخواهد شود.

گویند آنکه سرش زیر آب است فرقی به حالش نمی کند چه یک وجب چه صد وجب.

ایرانی ها که تحریم هستند، حال تحریم های شورای امنیت هم اضافه شود، چه فرقی به حال ایرانی ها خواهد کرد.

خواسته ایرانی ها امروز خروج از زیر آب است و اگر به چنین شرایطی نرسند فرقی به حالشان نخواهد کرد.

آمریکایی ها و غربی ها هم به خوبی این مساله را می دانند.

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک