21:52 22 سپتامبر 2021
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
0 151

اینکه برویم گفتگو و مذاکره کنیم کار بسیار پسندیده ای است اما اینکه خود را بند آمال و آرزو های واهی برای نتیجه گفتگو ها و مذاکرات کنیم بسیار اشتباه است.

برخی تصور می کنند اینکه برویم و با آمریکا گفتگو کنیم و به ظاهر برخی دیپلمات های آمریکایی بیایند و به ما وعده وعید بدهند و بگویند که طرف ما هستند و با ما دوست هستند و می خواهند اختلافات را حل کنند، دیگر تمام است.

این یعنی ما مساله را ریشه ای درک نکرده ایم.

علیرغم اینکه بسیاری تصور می کنند که استعمار پایان یافته ولی باید بگوییم اشتباه است، این بحث پایان نیافته فقط چهره اش تغییر کرده.

آنچه را که هنوز بسیاری محققین هنوز روی آن کار می کنند این است که جنگ های جهانی اول و دوم برای چه رخ داد و چه شرایطی می تواند موجب راه افتادن جنگ جهانی سوم شود تا بتوان جلوی آن را گرفت.

تقریبا همه محققین متفق القول هستند که دلیل بروز جنگ های جهانی اول و دوم استعمار و نفوذ اقتصادی بود.

اگر به پیشینه هر دو جنگ نگاه کنید می بینید کشورهای نوظهور اقتصادی مانند آلمان و ژاپن و ... با کشورهایی مانند انگلیس و فرانسه و ... مواجه بودند که بخش های زیادی از کره زمین را استعمار کرده بودند و زمینه نفوذ اقتصادی دیگران در این مستعمره ها را بسته بودند.

کشورهای استعمار گر منابع خدادادی مستعمره ها را به رایگان تصرف می کردند و مردم این کشورها را وادار می کردند تا فقط کالای آنها را بخرند.

البته سفته بازی های بازار های اقتصادی که عموما توسط بانک های بین المللی که در اختیار برخی افراد معدود بود هم یکی از دلایل بسیار اساسی در بروز برخی رکود های اقتصادی و نیاز برخی کشورها مانند ایالات متحده به راه افتادن جنگ های تمام عیار برای چرخیدن چرخه اقتصاد خود از طریق تولید و فروش تسلیحات بود.

ویژگی جغرافیایی آمریکا این امکان را به آن می داد تا هم در جنگ حضور داشته باشد هم سرزمین اش از گزند ضربه های جنگ در امان باشد.

عموما مشاهده می کنیم در جنگ جهانی اول و دوم هیچ آسیب جدی ای به سرزمین آمریکا نرسید و فقط تعدادی جوانان بی کار که از نظر سیاستمداران آمریکایی بار اضافه به حساب می آمدند به جبهه های جنگ فرستاده شدند تا کشته شوند.

آمریکایی ها همچنین موفق شدند کشورهای اروپایی که تا زمان جنگ جهانی دوم ثروت های زیادی را از مستعمره های خود به سرقت برده بودند را وادار کنند تا ثروت های خود را بار کشتی کنند و به آمریکا بفرستند، و به همین دلیل هم حدود 60% طلای جهان در آن زمان به آمریکا فرستاده شد و بعد آمریکا با حیله گره زدن دلار آمریکا به طلا به جای طلا به آنها دلار داد و همه می دانند بعد ها چه شد.

به هر صورت یکی دیگر از کارهایی که آمریکایی ها انجام دادند این بود که با طرح هایی مانند طرح موسوم به طرح مارشال به بهانه بازسازی اقتصاد کشورهای اروپای غربی آنها را بدهکار خود کند و وادار کند مستعمره های خود را ترک کنند تا فضا برای تصرف این مستعمره ها توسط آمریکا فراهم شود.

یعنی همان کاری را که آلمان ها و ژاپنی ها می خواستند با جنگ انجام دهند آمریکایی ها با دیپلماسی انجام دادند.

سیاست آمریکایی ها مبنی بر این نبود که مانند اروپایی ها با تصرف نظامی کشورها را استعمار کنند بلکه سیاست آنها مبنی بر آن بود که بر اساس سیاست معروف به سیاست ماکیاولی گماشته های خود را برای حکومت در کشورهای دیگر قرار دهند و به این ترتیب کشورهای دیگر را استعمار کنند.

اگر هم این گماشته ها اشتباه می کردند آمریکایی ها آنها را می توانستند برکنار کنند و عنوان بد را به این گماشته ها بدهند و بعد خود به عنوان ناجی و کشور خوب در میان مردم این کشورها ظاهر شوند.

شاید بسیاری در عصر نوین و منطقه ما حسنی مبارک در مصر و بن علی در تونس و صدام حسین در عراق و علی عبد الله صالح در یمن و طالبان و القاعده در افغانستان و... را در ذهن داشته باشند اما آمریکایی ها همین کارها را در شرق آسیا و آمریکای لاتین و آفریقا و ... هم انجام داده اند.

طبق این تفکر آمریکایی ها بسیاری از مناطق جهان را حوزه نفوذ خود می دانند و حاضر نیستند به راحتی دست از سر آنها بردارند.

ایران هم جزو همین مناطق است.

طبق نقشه های استراتژیک آمریکا کل منطقه خاورمیانه باید در تصرف آمریکا باشد و این مساله یک مساله حیاتی و موجودیتی برای آمریکا به حساب می آید.

آمریکایی ها به خوبی می دانند که رقبای اقتصادی شان از چین گرفته تا اروپا (علیرغم اینکه اروپایی ها متحد آنها به حساب می آیند) همه وابسته به انرژی منطقه خاورمیانه هستند و اگر این انرژی را کنترل نکنند همه چیز ممکن است از دست آنها خارج شود.

شاید بتوان گفت حتی دلیل اصلی دشمنی آمریکا با روسیه هم منابع انرژی عظیم روسیه است که می تواند جایگزین منابع انرژی خاورمیانه برای شرق آسیا و اروپای غربی شود و آنها به هر ترتیبی شده تلاش می کنند این ارتباط انرژی را قطع کنند.

توجه داشته باشید که آمریکایی ها برای جلوگیری از ایجاد خط لوله نورد استریم چه کارهایی می کنند.

حال این وسط کشوری آمده به نام ایران که مردمان اش به دنبال استقلال سیاسی از آمریکا هستند.

بدیهی است که آمریکایی ها با ملت ایران دشمنی داشته باشند.

دشمنی آمریکایی ها بر علیه ایرانی ها از زمانی شروع شد که ایرانی ها به دنبال ملی کردن منابع خدادادی خود از جمله نفت رفتند.

این دشمنی هم تا زمانی که آمریکایی ها نتوانند سلطه استعماری خود بر علیه ایران را پس بگیرند ادامه خواهد یافت.

ایران در حال حاضر در شرایطی قرار دارد که برخی برای ورود به باشگاه های خاص با آن مواجه می باشند و در حین عبور از راهروی رسیدن به این باشگاه باید ضربه های زیادی را متحمل شوند.

یا می توانند این ضربه ها را متحمل شوند و در نهایت وارد باشگاه شوند و یا در نهایت مجبور می شوند خارج باشگاه و تحت سلطه یکی از پدرخوانده ها قرار گیرند.

تنها راه هم برای ایرانی ها این است که آنقدر در داخل کشور خود فعالیت کنند و خود را از نظر اقتصادی تقویت کنند تا ضربه های دشمن روی آنها تاثیر گذار نباشد.

در بازی های رزمی اولین چیزی را که مربی ها به ورزشکاران یا می دهند این است که به قول معروف باید کتک خورشان خوب باشد.

یعنی اینکه اگر توان تحمل ضربه های دشمن را در مسابقه نداشته باشند هر چه قدر که بازی شان خوب باشد شکست خواهند خورد.

این ماجرا امروزه در باره ایران هم صدق می کند.

اگر ایرانی ها بتوانند خود را آنقدر قوی کنند که ضربه های دشمن روی انها تاثیر نگذارد قطعا آنوقت است که دشمن مجبور می شود در مقابل آنها کوتاه بیاید.

آنوقت قطعا هرگونه مذاکره و گفتگویی جواب خواهد داد و دشمن مجبور می باشد به تعهدات خود عمل کند.

همه به خوبی می دانند که ایران و ایرانی ها همه پتانسیل های لازم برای رسیدن به این مقصد را دارند و تنها مشکل موجود در کشور امروزه فسادی است که به فساد سازمان یافته تبدیل شده و احتمالا توسط دشمنان ایران تقویت شده تا ایران را از داخل نابود کنند.

چین هم برای اینکه بتواند از شرایط سابق خود خارج شود اول به دنبال ریشه کن کردن فساد رفت.

قطعا اگر ایرانی ها موفق شوند این فساد را ریشه کن کنند آنوقت می توان امید داشت که دیگر مشکلات خود به خود حل شود.

امروزه هم به نظر می رسد بیشترین چیزی که ایرانی ها به آن نیاز دارند رئیس جمهوری ای است که هم خود پاکدست باشد هم اینکه سابقه و توانمندی مبارزه عملی با فساد را داشته باشد.

مطمئن باشید پس از ریشه کن شدن فساد بقیه اش خود به خود درست می شود.

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک