22:13 25 سپتامبر 2021
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
0 4115

مناظره آخر کاندیداهای انتخاباتی ایران هم تفاوت زیادی با مناظرات سابق نداشت.

اسپوتنیک - مناظره ای سرد که اگر حضور آقای دکتر زاکانی و حمله هایش به دولت و آقای همتی و آقای مهرعلی زاده نبود شاید حتی برای بسیاری از مخاطبین عام خسته کننده هم بود.

اما آنهایی که پیگیر مسائل سیاسی و اجتماعی هستند شاید برخی نکات از نامزد های انتخاباتی را شنیدند که بسیار خوب به نظر می آمد.

طرح آقای محسن رضایی برای خانه دار کردن جوانان و اعطای وام چهل تا پنجاه ساله برای خرید مسکن توسط کلیه بانک ها، روشی که در بسیاری از کشورهای جهان متعارف است اما در ایران متاسفانه وجود ندارد.

طرح آقای رضایی برای تمرکز زدایی از تهران و تقسیم درآمد های مالیاتی در شهرستان ها که شاید بتوان گفت یکی از مهم ترین کارهایی است که باید انجام شود اما تا به حال انجام نشده است.

طرح آقای دکتر قاضی زاده هاشمی برای حل مشکلات جوانان از جمله خدمت سربازی که در اکثر کشورهای جهان امروزه منسوخ شده و یا بحث لغو فرانشیز درمانی و یا تامین بیمه تکمیلی و یا ... و البته بسیاری از طرح ها که توسط همه کاندیداها مطرح شد که از حوصله این مقاله خارج است اما به نظر می آید اگر این طرح ها را جمع بندی کنیم و رئیس جمهوری بعدی از مجموع این طرح ها استفاده کند شاید بسیار خوب باشد.

شاید بتوان گفت نکته قابل تامل و مشترک میان همه کاندیداها تاکید آنها بر ضرورت پایبندی ایران به تعهدات خود در برجام در صورت پایبندی طرف مقابل به برجام بود.

مساله ای که در سطح بین المللی این روزها مورد توجه همه می باشد.

بر عکس آمریکایی ها که مشخص نیست با تغییر دولت قرار است چه بر سر تعهدات دولت قبلی شان بیاید، همه کاندیداهای ریاست جمهوری ایران تاکید داشتند که پایبند تعهدات نظام جمهوری اسلامی ایران هستند و این اطمینان را به طرف های مقابل ایران دادند که حتی اگر رئیس جمهوری تغییر کند در صورتی که طرف مقابل به تعهدات خود پایبند باشد ایران هم به تعهدات خود پایبند خواهد بود.

اصرار همه کاندیداهای اصولگرا برای تاکید بر این نکته شاید به این دلیل بود که آنها می خواستند این برگه را از دست اصلاح طلب ها و جناح همسو با دولت جناب آقای روحانی خارج کنند و این ذهنیت ایجاد نشود که در صورت رسیدن اصولگراها به قدرت دیگر جریان برجام و یا حتی مذاکرات و گفتگو ها تمام است.

جناب آقای رئیسی به نکته ای اشاره کردند که شاید مهم ترین نکته در این باره به حساب می آید و آن این است که مذاکرات نیاز به یک دولت مقتدر دارد که بتواند طرف مقابل را وادار کند تا به تعهدات خود عمل کند.

البته همه کاندیداهای اصولگرا مخصوصا آقای جلیلی به این نکته اشاره هایی داشتند اما نه به وضوحی که آقای رئیسی درباره آن صحبت کرد.

به نظر نمی آید منظور آقای رئیسی ضعیف بودن شخص آقای روحانی باشد بلکه قطعا منظور این است که وقتی طرف های مقابل با دولتی مواجه شوند که میدانند مورد حمایت همه جناح های حاکمیتی در کشور است قطعا برخوردشان با نمایندگان آن دولت متفاوت است.

وقتی که کشورها وارد مذاکره و گفتگو می شوند طرف های خود را برآورد می کنند که به قول معروف چه وزنی دارند.

وقتی که مثلا مشاهده می کنند که مذاکره کننده ای حضور دارد که ممکن است پشتوانه ای در کشور خود نداشته باشد قطعا خیلی برای آن مذاکره کننده اعتبار قائل نمی شوند.

اگر به سخنان جناب آقای دکتر ظریف وزیر خارجه جمهوری اسلامی ایران در نوار صوتی لو رفته اخیر توجه داشته باشید می بینید که یکی از اصلی ترین چالش هایی که تیم مذاکره کننده ایرانی با آن مواجه بود این بود که طرف های مقابل نمی دانستند تصمیم های این تیم چه قدر مورد حمایت جناح های مختلف سیاسی داخل کشور است.

همچنین برای اینکه دولت آقای روحانی بحث مذاکرات با غرب را در میان مردم توجیه کند بیش از حد به تاثیر تحریم ها بر زندگی و اوضاع اقتصادی کشور پرداخت و برخی شاید به یاد داشته باشند قبل از امضای برجام آنچنان تبلیغی برای برجام راه افتاده بود که بسیاری تصور می کردند با امضا شدن برجام درب های بهشت برای ایرانی ها باز خواهد شد، و خوب طرف مقابل هم تلاش کرد نهایت سوء استفاده را از این شرایط داشته باشد.

بد ترین چیز هم این بود که همه مسایل زندگی مردم به برجام و FATF ربط داده شد.

آقای همتی هم از هر سه جمله ای که بیان می کردند یکی درباره FATF  و دیگری درباره برجام بود و سومی هم درباره اینکه چرا برخی افراد داخل کشور چوب لای چرخ برجام و FATF  گذاشتند.

البته تا جایی که بنده به عنوان کارشناس رسانه ای مطلع می باشم FATF به دلایل مختلف که آقای جلیلی و زاکانی هم مطرح کردند مخالفینی در ایران داشت ولی ۳۹ بند از ۴۱ بند آن فعلا اجرایی شده که نمونه اش بحث جابجا کردن مبلغ بیش از ۲۰۰ میلیون تومان از یک بانک به بانک دیگر است که قطعا بسیاری از مردم با آن مواجه بودند.

بسیاری از کشورهای جهان مانند خود آمریکا و کشورهای غربی علیرغم اینکه عضو FATF هستند اما بیش از ده بیست بند آن را اجرا نکرده اند و کسی به آنها گیر نمی دهد و اینکه اینها به ایران گیر می دهند خود جای سوال است.

بسیاری باور دارند جریان ماجرای همان بچه ای است که سر کلاس رفت و حاضر نشد بگوید "الف" تا مبادا مجبور شود تا "ی" برود.

امروزه مجامع بین المللی ایران را به بهانه برنامه هسته ای اش تحت فشار قرار می دهند و از ایران طلبکار می باشند چون NPT را امضا کرده.

حتی با اینکه پروتوکل الحاقی را به صورت داوطلبانه اجرا کرده فعلا از ایران طلبکار می باشند که چرا می خواهد اجرای داوطلبانه آن را متوقف کند.

این در حالی است که ده ها گزارش مبنی بر اینکه اسرائیل بمب های هسته ای در اختیار دارند وجود دارد ولی هر وقت بحث اسرائیل باز می شود سازمان بین المللی انرژی هسته ای اظهار می دارد چون اسرائیل عضو NPT نیست نمی تواند کاری کند و تاسیسات هسته ای آن را بازدید کند.

اما اگر به برجام نگاه کنیم که هر چه نگاه می کنیم می بینیم کسی چوب لای چرخ برجام نگذاشت، و از همان ابتدا هم آمریکایی ها تصمیم نداشتند برجام را اجرا کنند.

به عنوان نمونه قطعا همه به یاد دارند قرار بر این بود که بلا فاصله بعد از اجرای برجام توسط ایران تحریم های بانکی رفع گردد. آیا رفع شد؟

بعد اگر به یاد داشته باشید همان زمان وقتی که نمایندگان شرکت های اروپایی شروع کردند به ایران بیایند تا قرارداد امضا کنند آقای اوباما (نه ترامپ) قانون منع سفر ۸۹ روزه بدون ویزای شهروندان اروپایی که به ایران سفر می کنند را امضا کرد.

همان زمان هم دولت آقای اوباما بود که به جای لغو تحریم ها شروع کرد تحریم ها را به صورت سه ماهه و شش ماهه تعلیق کردن تا هیچ کس نتواند درباره آتیه همکاری با ایران تصمیم بگیرد.

در همان زمان هم همان دولت آقای اوباما بود که برخی بانک های بین المللی که با ایران همکاری می کردند را جریمه کرد تا کسی جرات نکند با ایران تعامل مالی کند.

شاید بتوان گفت اصرار بر اینکه تعاملات بین المللی ایران از کانال اروپای غربی و آمریکا باشد خود اصلی ترین مشکل برای ایران به حساب می آید.

به نظر می آید مبنای کار تیم جدیدی که قرار است دولت را در ایران دست بگیرد تصمیم دارد این رویکرد را تغییر دهد و به جای وابستگی به تعاملات با آمریکا و کشورهای غربی به داخل کشور وابسته شود و به سمت و سوی ایجاد بازارهای تجاری با پولهای محلی کشورها و کشورهای دیگر برود.

البته باید گفت کار سختی است و قطعا دولت آقای روحانی هم تلاش کرده چنین کاری را انجام دهد، اما نمی توان گفت محال است، مخصوصا اگر دولت تمرکز خود را روی تعامل با کشورهای غیر غربی و آمریکا بگذارد.

به هر صورت نکته بسیار مهمی که آقای رئیسی به آن اشاره کرد همان بحث دولت یکپارچه و مقتدر بود و قطعا اگر طرف مقابل متوجه شود که دولتی سر کار است که مورد احترام بقیه جناح های کشور می باشد رویکردشان هم با تیم مذاکره کننده و هم با برجام و هم با ایران متفاوت خواهد بود.

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک