17:37 14 ژوئن 2021
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
انتخابات ریاست‌جمهوری ایران (116)
0 10723

هنوز مشخص نیست که کدام کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری در نهایت پیروز میدان خواهد بود چرا که هر کس طی چند دهه اخیر پیگیر انتخابات در ایران بوده به خوبی می داند نتیجه انتخابات فقط روز آخر مشخص می شود.

در بسیاری از انتخابات که در ایران برگزار شده همه تحلیلگران متفق القول بودند که فردی پیروز میدان خواهد شد اما به یکباره نام فرد دیگری از صندوق ها بیرون آمد.

شاید معروف ترین این شرایط زمان انتخاب آقای سید محمد خاتمی بود که همه متفق القول بودند آقای ناطق نوری پیروز میدان خواهد بود ولی به یکباره آقای خاتمی رئیس جمهوری شد.

یا زمانی که سال 1384 هیچ کس تصور نمی کرد در مقابل ابر سیاستمداران با نفوذی مانند مرحوم هاشمی رفسنجانی و یا آقای محمد باقر قالیباف و آقای علی لاریجانی و آقای محسن رضایی کسی بتواند ظاهر شود اما در نهایت آقای دکتر محمود احمدی نژاد موفق شد در انتخابات پیروز شود.

شاید برخی هنوز فراموش نکرده باشند که تا همین یکی دو ماه پیش هم در بسیاری از رسانه ها بحث این مطرح بود که کاندیداهای نظامی و عضو سپاه پاسداران در انتخابات پیروز خواهند شد و دولت ایران دست نظامی ها خواهد افتاد و و و ...  اما امروزه می بینیم که هیچ کدام این پیش بینی ها محقق نشد.

با توجه به شرایط سیاسی و اقتصادی موجود در کشور همه کارشناسان متفق القول بودند که در این انتخابات اصولگراها پیروز خواهند شد چرا که طرفداران اصلاح طلب ها به دلیل حمایت جریان آنها از دولت جناب آقای روحانی و شکست نسبی برجام و ناکامی اصلاح طلب ها در تحقق وعده هایشان چه در مجلس شورای اسلامی سابق چه در شورای شهر دلسرد شده اند و احتمالا پای صندوق های رای نخواهند رفت.

همین جریان منجر به آن شد که تعداد زیادی از شخصیت های اصولگرا خیز بردارند تا کاندیدای ریاست جمهوری شوند و در مقابل در میان اصلاح طلب ها عموما تمایلی به کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری شدن توسط شخصیت های به نام وجود نداشته باشد.

همین ماجرا موجب آن شد که هم در جبهه اصلاحات هم در جبهه اصولگراها چالش های بزرگی رخ دهد.

اصولگراها به خوبی می دانستند در صورت تعدد کاندیداهای انتخابات سبد آرای آنها شکسته خواهد شد و در نهایت ممکن است شکست بخورند و اصلاح طلبها هم حاضر نبودند وارد انتخاباتی شوند که از پیش به احتمال زیاد در آن شکست خواهند خورد.

بسیاری به "جناب" آقای رئیسی خورده گرفتند که چرا در حالی که خود رئیس یکی از قوه های کشور است کاندیدای انتخابات شد.

قبل از ادامه خواستم متذکر شودم که چرا از صفت "جناب" برای آقای رئیسی باید استفاده شود و ظاهرا دوست عزیزمان در صدا و سیما وقتی به او اعتراض شد برای اینکه تشنج نشود از این مساله عبور کرد.

صفت یا عبارت "جناب" یک صفت پروتوکلی است که برای روسای قوا و همچنین سفرا و وزرا در همه جای جهان استفاده می شود و تا زمانی که شخص آن سمت را دارد استفاده از این صفت الزامی است، اگر فرد دیگر در آن سمت نباشد آنوقت دیگر نیاز به استفاده از آن صفت نیست.

خوب برگردیم به موضوع خودمان.

تا جایی که من به یاد دارم این مساله (همزمانی کاندیدا شدن رئیس یکی از قوا برای ریاست جمهوری) اولین بار نیست که رخ می دهد.

یعنی سال 1369 مرحوم هاشمی رفسنجانی در شرایطی کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری شد که همزمان رئیس مجلس هم بود.

در سال 1376 هم آقای ناطق نوری رئیس مجلس بود و کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری شد.

البته با توجه به صحبت های خود آقای رئیسی که گفته بود خانواده اش وقتی فهمیدند او می خواهد کاندیدای ریاست جمهوری شود اشک ریختند می توان تصور کرد که آقای رئیسی در چه شرایطی کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری شده.

احتمالا هم ایشان و هم خانواده ایشان ترجیح می دانند که وی در قوه قضائیه بماند و درگیر کارهای اجرایی کشور نشود.

چرا که تاریخ ایران نشان داده هر کس درگیر کارهای اجرایی کشور شد در نهایت عاقبت به خیر نشد.

اما مشخص بود که اصولگراها نتوانسته بودند به اجماع برسند و مجبور بودند آقای رئیسی را مجاب کنند برای ایجاد وحدت در میان اصولگراها کاندیدای انتخابات شود.

حتی برخی هم حرف و حدیث هایی از اینکه حتی ممکن است آقای رئیسی اگر اطمینان پیدا کند کاندیدای دیگری از بین اصولگراها ممکن است در انتخابات بتواند رای بیاورد به نفع او کنار برود هم خیلی متداول می باشد.

البته تا به این لحظه که بنده این مقاله را می نویسم جناب آقای رئیسی در میان کاندیداهای دیگر پیشتاز است وسخنرانی شب گذشته ایشان در اهواز نشان داد که چه قدر ایشان در میان عموم مردم محبوبیت دارد.

شاید بد نباشد یکبار دیگر اشاره کنم که در انتخابات ایران همه چیز تا روز آخر معلوم نمی باشد و بقیه کاندیداها هم روز به روز در حال کم کردن فاصله خود با یکدیگر و از جمله آقای رئیسی می باشند.

مخصوصا که بحث مقاله ما هم چرایی هجمه ای است که رسانه های همسو با آمریکا و اسرائیل بر علیه آقای رئیسی راه انداخته اند.

اگر بحث انتخاب رئیس جمهوری گروی انتخاب یک فرد اقتصاد دان باشد تا مدیریت اقتصادی مملکت را عهده دار گردد شاید فردی مثلا مثل آقای همتی به دلیل تجربه اش نسبت به دیگر کاندیداها پیش باشد.

اگر هم بحث فرماندهی دولت مطرح بود قطعا احتمالا آقای محسن رضایی نسبت به دیگران پیش خواهد بود.

اگر هم بحث دیپلماسی مطرح بود احتمالا آقای جلیلی نسبت به دیگران پیش خواهد بود.

اگر هم بحث جوان بودن وایده های نوین و توجه به نیاز جوانان مطرح بود احتمالا آقای قاضی زاده هاشمی پیش خواهد بود.

اگر هم بحث بی باکی برای مبارزه با رانت خواران مطرح بود احتمالا آقای زاکانی پیش خواهد بود.

اگر هم بحث بازگشت به دولت خاتمی مطرح باشد حتما آقای مهرعلیزاده پیش خواهد بود.

قطعا هم اگر بحث نزدیکی به حوزه های مذهبی و قانون دانی مطرح باشد احتمالا آقای رئیسی نسبت به بقیه پیش باشد.

اما بحث در این است که رئیس جمهوری باید جامع همه این موارد باشد و پیدا کردن شخصی که همه این موارد را دارد اگر نخواهیم بگوییم ناممکن باید بگوییم بسیار سخت است.

یعنی نمی توان تصور کرد فردی مثلا صرفا با دانش اقتصادی یا دیپلماسی یا ... بتواند همه مشکلات را حل کند و به مشکلات دیگر کشور که سیاسی و امنیتی و اجتماعی و ... است نپردازد.

هر کس در ایران کار کرده باشد به خوبی می داند اولین و مهم ترین مساله در ایران این است که رئیس جمهوری باید با همه جریان های سیاسی و نظامی و امنیتی و ... کشور ارتباط خوب داشته باشد و همه وی را قبول داشته باشند وگر نه امکان ندارد کار وی و یا دولت اش پیش برود.

آقای رئیسی در مقایسه با تعداد زیادی از شخصیت های سیاسی ایران کم حاشیه تر به شمار می آید و حد اقل تهمت های رانت و فساد به او نمی چسبد، و عموما مورد تقدیر و احترام همه جناح های کشور است.

از سوی دیگر با تجربه طولانی ای که وی در قوه قضائیه دارد و پرونده های مختلف از زیر دست ایشان عبور کرده قطعا وی با مشکلات فساد موجود در مملکت بیش از دیگران آشنا است و اگر رئیس جمهوری شود می داند چه کار باید انجام دهد تا جلوی فساد را از منشأ آن بگیرد.

و چه کسی است که نداند امروزه بزرگترین مشکل ایران همانا بحث سرطان فسادی است که در کشور پخش شده وبه قول آقای قاضی زاده هاشمی دیگر کار از درمان گذشته و نیاز به جراحی داریم.

حال این جریان چه ربطی به صحبت ما دارد.

ایران را نمی توان با دیگر کشورهای جهان مقایسه کرد.

یعنی تصور اینکه تحریم های آمریکا همانگونه که روی دیگر کشورها جواب داده روی ایران هم جواب می دهد کاملا اشتباه است.

بنده این گفته را بارها و بارها تکرار می کنم چون می خواهم آویزه گوش همه خواننده های مقاله هایم شود، ایران جزو معدود کشورهای جهان (فقط 4 کشور) می باشد که اگر حتی دورتادور آن دیوار بکشید ایرانی ها به هیچ چیزی از خارج کشور نیاز ندارند، یعنی خداوند متعال شرایطی برای مردم ایران ایجاد کرده که هر آنچه بخواهند در کشورشان هست.

منظور ماشین های لوکس اروپایی و یا هواپیماهای آمریکایی و یا ... نیست.

منظور این است که ایرانی ها از گشنگی نمی میرند.

برخی کشورها مانند مثلا کره شمالی و یا ونزولا و یا حتی کشورهای همجوار ایران مانند ترکیه و یا عربستان سعودی و یا عراق و یا ... با کوچکترین تحریم ها کمرشان خم شد، در حالی که آمریکایی ها بیش از چهل سال است همه نوع تحریم ها را بر علیه ملت ایران اعمال می کنند و ایرانی ها به قول معروف خم به ابرو نمی آورند (البته منظور این نیست که متحمل فشار نیستند).

تنها راهی که آمریکایی ها و اسرائیلی ها می توانند از طریق آن کمر ملت ایران را بشکنند این است که ضربه را از درون و پشت جبهه بزنند و از طریق گسترش فساد و عادی سازی رانت خواری و شکستن حرمت فساد و ... کاری کنند که ایران از داخل فرو بپاشد.

من حدود دو سال پیش در یکی از رسانه های اروپایی درباره تحریم های آمریکا بر علیه ایران مناظره داشتم، مجری از من سوال کرد "مایک پمپئو وزیر امور خارجه وقت آمریکا اظهار داشته که با تحریمهای جدیدی که در آن زمان بر علیه ایران اعمال شده بود حدود 12 میلیارد دلار از درآمد های ایران قطع خواهد شد، حال قرار است چه بلایی سر ایران بیاید؟".

من در پاسخ گفتم: "نمی دانم چون برآوردی از این ماجرا ندارم؛ اما امروز در رسانه ها آمده بود یک خانم حدود 7 میلیارد یورو اختلاس کرد و فرار کرد ولی آب از آب در ایران تکان نخورد".

همه آنهایی که درگیر مناظره بودند شروع کردند در گوشی های خود جستجو کردن که 7 میلیارد یورو بود یا هفت میلیون یورو و بعد مجری به یکباره بلند گفت راست می گوید 7 میلیارد است، چطور چنین اتفاقی افتاده و ...
موضوع برنامه کاملا عوض شد.

گویند مشت نمونه خروار، چه مبالغی که اختلاس نمی شود و چه رانت هایی که دریافت نمی شود و هنوز ایران سر جایش است.

اگر در هر کشور دیگری چنین اتفاقاتی رخ می داد بدون تحریم آن کشور ورشکسته شده بود.

بدیهی است در این شرایط فردی که پاکدست باشد هم اینکه مورد احترام و تایید هم مردم و هم ارکان مختلف حکومت باشد می تواند جلوی این فساد بایستد و طبیعتا به نفع آنها نیست که چنین فردی به قدرت برسد.

و آمریکایی ها و اسرائیلی ها و عوامل آنها داخل و خارج کشور از این ماجرا دلواپس هستند.

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

موضوع:
انتخابات ریاست‌جمهوری ایران (116)

مرتبط:

مهرعلیزاده به اعطای فرصت دفاع به رئیسی در صداوسیما واکنش نشان داد
واکنش همتی به زمان 5 دقیقه‌ای تلویزیون به رئیسی
رئیسی چه تعداد فالوور دارد؟
مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک