16:37 13 ژوئن 2021
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
0 355

بسیاری از افرادی که با ساختار حزب الله لبنان آشنایی دارند، سید علی اکبر محتشمی پور را پدرخوانده حزب الله لبنان به حساب می‌آورند.

اسپوتنیک - همه آنهایی که با ساختار حزب الله لبنان آشنایی کامل دارند متفق القول هستند که سید علی اکبر محتشمی پور پدرخوانده حزب الله لبنان به حساب می‌آید.

مرحوم آقای محتشمی پور یکی از شخصیت های بسیار معروف اصلاح طلب ایران به حساب می‌آمد سال 84 ریاست ستاد آقای مهدی کروبی را عهده دار بود و سال 88 رئیس ستاد صیانت آرای آقای میر حسین موسوی.

این در حالی است که برخی از طرفداران اصلاح طلبان سال 88 شعارهایی بر علیه حزب الله لبنان و حمایت ایران از فلسطین سر می دادند.

جوانانی که خود را اصلاح طلب معرفی می کردند اما شاید نمی‌دانستند همان‌هایی که از آنها حمایت می‌کنند خود بنیانگذار تشکیلات حزب الله لبنان و همچنین برقراری رابطه با جهاد اسلامی و حماس و حزب الدعوه عراق و ... می باشند.

به دلیل فعالیت های بسیار زیاد مرحوم محتشمی پور بر علیه اسرائیل، اسرائیلی‌ها طرح ترور وی را با نامه ای که در آن بمب کار گذاشته بودند ریختند.

من از حدود سی و شش یا هفت سال پیش افتخار آشنایی با مرحوم محتشمی پور را داشتم و جالب اینکه وی از شعارهایی که اخیرا توسط برخی بر علیه لبنان و فلسطین داده می شود بسیار ناراحت بودند.

زمانی که با آقای محتشمی پور آشنا شدم آقای محتشمی پور سفیر ایران در سوریه بود اما چون سفارت ایران در بیروت سفیر نداشت وی مدتی سرپرست سفارت ایران در بیروت هم بود.

من یک نوجوان بودم که آشنایی با سفیر کشورش برایش افتخار بسیار بزرگی به حساب می آمد،  برای آشنایی با آقای محتشمی پور اولین بار که او به بیروت آمد به سفارت رفتم، با برخی افراد صحبت می‌کرد، مقداری با من صحبت کرد بعد مرا کنار خود نشاند در آن زمان بحث ایده وی برای تشکیل حزب الله مطرح بود و وی علیرغم اینکه به زبان عربی هم مسلط بود از من خواست در برخی موارد برایش کار ترجمه انجام دهم.

به من گفت می‌خواستم توانمندی‌هایت را بسنجم، چند کتاب کودک که توسط کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان منتشر شده بود را به من داد و از من خواست آنها را ترجمه کنم، طی چند روز رفتم همه را ترجمه کردم، کتابهای کوچکی بود، و بعد که من ترجمه آنها را به او پس دادم شروع کرد خواندن کار و دستور داد هزینه ترجمه را به من پرداخت کنند و مرا تشویق کرد که وارد کار ترجمه شوم.

این اولین درآمدی بود که من از بابت ترجمه در زندگی خود دریافت کردم.

بعدها مرحوم محتشمی پور در موارد زیادی وقتی هیات های ایرانی به سوریه و یا لبنان سفر می‌کردند از من می‌خواست کار ترجمه برای آنها را انجام دهم.

و همین ماجرا بابی شد برای اینکه بنده به فضای کار ترجمه و بعد از آن خبرنگاری ورود کنم.

وی جزو معدود شخصیت‌هایی بود که نه فقط می توانست نیروهای خوب را پیدا کند بلکه می توانست هم آنها را جذب کند و هم از آنها استفاده بهینه کند.

من این ویژگی را بعد ها در مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی نیز مشاهده کردم، وی توانمندی بالایی در پیدا کردن مدیران خوب داشت.

خلاصه امر می توان گفت موفقیت اصلی حزب الله لبنان در این بود که از همان روز اول افرادی که تلاش کردند حزب الله لبنان را تشکیل دهند افرادی بودند که می توانستند به خوبی نیروهای خوب را شناسایی و جذب و مدیریت کنند.

اینکه بخواهید تشکیلاتی راه بیاندازید و برای آن هزینه کنید خیلی مهم نیست، چرا که بسیاری از کشورها صدها برابر ایران هزینه کرده‌اند تا نیروهای مختلف را با پول جذب کنند و تشکیلات راه بیاندازند، اما مهم این است که چطوری بتوانید بهترین نیروها را برای تاسیس این تشکیلات پیدا کنید.

هنر مرحوم محتشمی پور و مرحوم حسین شیخ الاسلام در این بود.

البته من شانس آشنایی با افراد دیگر که با مرحوم محتشمی پور و حسین شیخ الاسلام در تشکیل حزب الله لبنان همکاری داشتند را نیز داشتم و همه شان جزو افرادی بودند که می توانستند نخبگان را به خوبی پیدا و جذب کنند.

با توجه به اینکه دیگر نام آنها چیز مخفی ای نیست که بخواهم در باره‌اش صحبت کنم بد نیست به نام این عزیزان نیز اشاره کنم سردار احمد وحیدی که بعدها وزیر دفاع ایران هم شد، سردار حسین دهقان که وی نیز به سمت وزارت دفاع ایران هم رسید و امروزه مشاور رهبری هستند و سردار فریدون وردی‌نژاد که بعدها مدیرعامل خبرگزاری ایرنا هم شدند و امروزه مشاور سیاسی جناب آقای روحانی می باشند.

کافی است به خبرنگاران ایرنا مراجعه کنید و از آنها سوال کنید دوران طلایی ایرنا  (خبرگزاری دولتی ایران) چه زمانی بود، همه قطعا به شما خواهند گفت زمانی که آقای وردی‌نژاد مدیر عامل این خبرگزاری بود دوران طلایی آن بود.

همین بس کافی است تا متوجه شوید که چه افرادی در تاسیس حزب الله لبنان دست داشتند و چرا حزب الله لبنان در نهایت به تشکیلاتی بسیار موفق که توانست اسرائیل را شکست دهد و از لبنان خارج کند تبدیل شد.

به یاد دارم زمانی که آقای وردی نژاد مدیرعامل خبرگزاری شد بسیاری از کارکنان خبرگزاری انتقاد می کردند که وی یک نظامی است و از سپاه پاسداران آمده و سابقه کار خبرنگاری ندارد و خبرگزاری نابود خواهد شد و ...

وی ثابت کرد که سازمان یک مدیر نیاز دارد و نه کارمند.

خبرگزاری خبرنگارهای زیادی داشت اما این خبرنگاران نیاز به مدیری داشتند که بتواند آنها را از یکسو هدایت کند و از سوی دیگر حمایت کند.

این روزها همه بحثها به انتخابات ختم می شود، پس ما نیز مجبور هستیم گریزی به انتخابات بزنیم.

اینکه مثلا رئیس جمهوری باید سابقه کار اقتصادی، دیپلماسی خارجی، دیپلماسی داخلی، کشاورزی و صنعت، ورزشکاری، صادرات واردات، نظامی، حوزوی، فرهنگی، اجتماعی  و... داشته باشد بسیار خوب است اما محال است چنین فردی را بتوان پیدا کرد که در همه زمینه ها کار کرده باشد.

همچنین تصور اینکه فردی پیدا شود که از ابتدای عمر خود در همه رشته های مورد نیاز جامعه تحصیل کرده باشد هم بیشتر به جوک نزدیک است.

اگر هم چنین فردی پیدا شود می شود به قول معروف همه کاره هیچ کاره.

به نظر می آید برای اینکه مردم بخواهند زندگی خود را به یک شخص برای اداره کشور بسپارند بد نیست به زندگی او نیز نگاهی بیاندازند و ببنند وی در زندگی خود چه قدر موفق بوده، چون اگر فردی در زندگی خود موفق نبوده قطعا در اداره کشور نا موفق خواهد بود.

دلیل اینکه ما در بسیاری از ورزش های گروهی شکست می خوریم اما در ورزش های انفرادی می توانیم مدال طلا بگیری هم همین است، چون هر بازیکنی تصور می کند خود باید در همه پست ها بازی کند و بهترین باشد و متوجه نیست که در کار تیمی باید هر بازیکنی نقش خود را بازی کند و مربی همه را هدایت کند.

ما امروزه نیاز به مدیری داریم که بتواند دولت را جمع و جور کند و بتواند دولت را مدیریت کند، تصور اینکه رئیس جمهوری باید همه کارها را خود بلد باشد تصور بسیار اشتباهی است، هیچ کس را نمی‌توانید پیدا کنید که همه کارها را خود بلد باشد، ما نیاز داریم رئیس جمهوری ای داشته باشیم که کابینه را اداره کند و افرادی  را پیدا کند که کاربلد باشند و آنها را سر کار بگذارد و مشکل مردم را حل کنند و خودش هم کابینه را اداره کند و هم از کابینه حمایت کند.

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک