08:58 03 اوت 2021
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
0 573

از همه حرف و حدیث ها که در باره فلسطین و اسراییل هست بگذریم، امروز دیگر همه اذعان دارند که اگر انقلاب اسلامی در ایران رخ نمی داد قطعا تا الآن کار فلسطینی ها تمام شده بود.

راز موفقیت صهیونیست ها همیشه در این بود که همه کارهایشان را پشت پرده و به صورت محرمانه انجام می دادند و هیچ وقت برگه های خود را رو نمی کردند.

برای رسیدن به سرزمین فلسطین هم ده ها نقشه کشیدند و از چندین کانال محرمانه کار کردند تا در نهایت به نتیجه رسیدند و توانستند سرزمین فلسطین را از مردم آن بگیرند.

در واقع در این زمینه یعنی به دست آوردن سرزمین فلسطین هزاران صهیونیست زحمت کشیدند و از مال و جان خود گذشتند تا همه به آرمان خود برسند.

بسیاری از آنها بی نام و نشان مردند تا در نهایت هدف ایدئولوژیک محقق گردد.

بر عکس خیلی از شخصیت های سیاسی از قدیم تا به حال که فقط نام و نشان برایشان مهم است و حاضر هستند همه را برای اینکه خودشان باقی بمانند فدا کنند.

در واقع صهیونیست ها هم از همین نقطه ضعف رجال سیاسی بهره بردند، رجال سیاسی ای که حاضر بودند یک کشور یا حتی دین و ایمان خود را فدای نامدار شدن کنند.

نمی خواهم خیلی به گذشته برگردم اما اگر نفوذ صهیونیست ها در دربار های عربی و عثمانی و انگلیسی زمان نبود چه بسا که امکان نداشت جریان فلسطین رخ دهد و نتیجه ای حاصل شود.

حتی پس از تصرف سرزمین فلسطین توسط صهیونیستها مشاهده می کنیم که خیانت های پشت پرده دلیل اصلی شکست اعراب در مقابله با اسرائیل بود.

برخی از جنگ شش روزه که در آن اسرائیلی ها موفق شدند بیست برابر آنچه زمین داشتند را از اعراب به دست آورند صحبت می کنند و آن را به دلیل ضعف ایمان سربازان عرب و یا قدرت نظامی اعراب و یا حتی اقتدار اسرائیلی ها می دانند، اما اصل جریان نفوذ امنیتی و اطلاعاتی صهیونیست ها در دستگاه های حاکم بر کشورهای عربی بود.

این نفوذ امنیتی و اطلاعاتی موجب آن شد که اسرائیلی ها قبل از قبل اطلاعات ارزشمندی درباره تحرکات ارتش های عربی داشته باشند و قبل از اینکه این ارتش ها بخواهند کاری انجام دهند آنها را غافلگیر کنند.

شاید برخی نام فردی به نام "الی کوهین" (که در سوریه با نام مستعار "کامل امین" معروف بود) را شنیده باشند، فردی که مشاور وزیر دفاع سوریه شد و حتی قرار بود وزیر دفاع هم شود.

از وی به عنوان فردی شدیدا ضد یهودی نام می بردند اما در نهایت معلوم شد که وی جاسوس اسرائیلی ها بوده وقبل از جنگ همه اطلاعات لایه های دفاعی و نقشه های ارتش سوریه را در اختیار اسرائیلی ها قرار داده.

کوهن، در مجلس ملی سوریه با فریادهایش اسرائیل را به بدترین اقدامات متهم می‌کرد. دستور موساد به او این بود که تا می‌توانی علیه اسرائیل بگو و بنویس تا وانمود کنی دشمن شماره یک اسرائیل هستی.

بعد ها معلوم شد حتی علیرغم اینکه برخی کشورهای عربی نیرو به جبهه های جنگ برای جنگیدن با اسرائیلی ها فرستاده بودند ولی مقامات عالیرتبه آنها همه اطلاعات مورد نیاز اسرائیلی ها را در اختیار اسرائیل قرار داده بودند.

یعنی حتی خودشان هم به آنچه می گفتند ایمان نداشتند و پشت پرده در حال حمایت از صهیونیست ها بودند تا جای پای خود را با حمایت آنها محکم کنند.

بسیار معروف است که سادات قبل از اینکه به اسرائیل سفر کند تا با اسرائیلی ها مصالحه کند با مرحوم حافظ الاسد تماس داشت و وی را در جریان کار خود قرار داد، می گویند اسد خیلی ناراحت شده بود و از سادات گلگی می کرد اما سادات به وی گفت با وجود این همه جاسوس در سطح رهبران کشورهای عربی امکان ندارد بشود اسرائیل را شکست داد و وی ترجیح می دهد کشورش را از میان این جاسوسان خارج کند.

سادات در آن زمان اطلاعاتی را در اختیار حافظ الاسد قرار داد که ثابت می کرد واو به واو جلسه محرمانه ای که رهبران کشورهای عربی در آن تصمیم گرفتند با هم همکاری کنند تا اسرائیل را نابود کنند در اختیار اسرائیلی ها بوده و قطعا یکی از رهبران کشورهای عربی موجود در جلسه مذاکرات را ضبط کرده و در اختیار اسرائیلی ها قرار داده، چون هیچ کس دیگری در این اجلاس محرمانه حاضر نبود.

حتی سال 1982 زمانی که اسرائیلی ها به لبنان حمله کردند به یا دارم در بیروت یکی از فرماندهان ارتش آزادیبخش فلسطین که همه وی را می شناختند را دیدم که از یک جیپ اسرائیلی پیاده می شود و لباس افسر اسرائیلی پوشیده و درجه های بالایی دارد.

من بچه بودم و اکثرا من را به نام "ایرانی" می شناختند.

این افسر اسرائیلی از ماشین پیاده شد و در خرابه ای که نزدیک خانه ما بود و همیشه ما آنجا بازی می کردیم جایی را نشان داد که زیر آن تونلی بود و چندین نیروی فلسطینی که قبلا همه نیروهای زیر دست اش بودند در آنجا پنهان شده بودند.

سربازان همه را بازداشت کردند.

برخی هم سعی کردند فرار کنند ولی آنها را با تیر زدند و زخمی بازداشت کردند.

من ایستاده بودم تماشا می کردم، وقتی که بر می گشتند به من نگاه کرد و گفت "ایرانی" چه طوری، هنوز طرفدار (امام) خمینی (ره) هستی؟، فعلا نوبت شما نیست، گفتم باشد ولی نوبت شما می رسد، می بینی که ما فرار نمی کنیم روبرویتان می ایستیم.

نگاه عجیبی کرد و گفت کی به تو این حرف ها را یاد داده؟

گفتم "امام".

گفت شماها خیلی خطرناک هستید، اگر همه تان اینطوری باشید در جنگ با عراق شکست نمی خورید، بعدا سراغ تو یکی هم می آییم، سوار ماشین شد ورفت.

حزب الله لبنان شکل گرفت و نوعی جدید از مبارزه با اسرائیل شروع شد.

فلسطینی ها هم با بهره برداری از ایدئولوژی فکری جدید شکل گرفتند.

ارتش پر آوازه اسرائیل هر روز ضربه های مهلک تری از جبهه جدید دریافت می کرد.

یکبار رادیو بی بی سی با همین افسر که دیگر به اسرائیل برگشته بود و جزو افسران عالیرتبه اسرائیلی شده بود مصاحبه می کرد و از او سوال کردند که چطور نمی توانید با شبه نظامیانی (حزب الله) که تسلیحات بسیار ساده ای دارند مقابله کنید.

وی در پاسخ جواب داد، چون آنها فرار نمی کنند.

مجری با تعجب سوال کرد منظور شما چیست؟

وی گفت چون در جبهه های جنگ ما منطقه را با گلوله باران شخم می زنیم تا نیروهای دشمن یا کشته شوند و یا فرار کنند، عموما هم بیشتر دشمنان ما فرار می کنند اما اینها به دنبال شهادت هستند و فرار نمی کنند امری که منجر می شود بر عکس سربازان ما بترسند و فرار کنند.

در آن زمان من به عنوان یک خبرنگار تازه کار مشغول کار شده بودم و خوب وقتی که اتفاقی پیش می آمد برای پوشش خبری به آنجا می رفتیم، در بسیاری از موارد مردم برایمان تعریف می کردند که وقتی نیروهای حزب الله به اسرائیلی ها حمله کردند به یکباره تیر اندازی از پست های اسرائیلی ها که معمولا بالای تپه ها بود متوقف می شد، وقتی وارد این پایگاه ها می شدند می دیدند سربازها از ترس فرار کرده اند یا در یکی دو مورد سربازهایی را پیدا کرده بودند که از ترس سکته کرده بودند.

بله همین شد که ایدئولوژی همه چیز را تغییر داد و به یکباره اسرائیلی ها مجبور شدند برای اولین بار بدون هیچ قرارداد و یا توافقی از لبنان خارج شوند.

آیا می دانید مساحت کل باریکه غزه چه قدر است، 360 کیلومتر مربع، یعنی چیزی کمتر از نصف مساحت شهر تهران (مساحت تهران 751 کیلومتر مربع است)، اما سالها است که اسرائیلی ها نمی توانند حریف فلسطینی ها در این منطقه شوند، چون فلسطینی های آنجا با ایمان به ایدئولوژی و عقیده خود ایستاده اند و فرار نمی کنند.

کار بزرگی که نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی انجام داد در این بود که این ایمان و عقیده را در کل منطقه گسترش داد و امروزه جبهه ای به نام جبهه مقاومت تشکیل شده که تنها چیزی که در فرهنگ اش وجود ندارد فرار است.

به یاد دارم وقتی که بحث تشکیل حزب الله در لبنان مطرح شده بود بسیاری جوانانی را که به دنبال تشکیل حزب الله بودند را مسخره می کردند و باور نداشتند که ممکن است بشود اسرائیل را شکست داد.

در مخیله آنها، که برخی امروزه در لبنان حتی مناصب خیلی بالای سیاسی دارند، حتی نمی گنجید که ممکن است روزی جبهه ای به نام جبهه مقاومت تشکیل شود.

حال جبهه مقاومت تبدیل شده به بزرگترین خطر برای موجودیت اسرائیل و روز به روز گسترش می باید و قدرتمند تر می شود و اگر چاره ای منطقی برای حل مشکل فلسطینی ها و اسرائیلی ها پیدا نشود قطعا روزی خواهد رسید که شاید جبهه مقاومت حتی بدون خون وخونریزی قدس را فتح کند.

فعلا هم تنها راهکار منطقی همانی هست که آیت الله خامنه ای ارائه داده اند، یعنی جمع کردن همه ساکنین اصلی سرزمین فلسطین و انجام یک رفراندوم تحت نظر مجامع بین المللی.

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک