02:31 04 اوت 2021
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
0 353

همانگونه که رهبر انقلاب در سخنان اخیر خود فرمودند جمع همه مسایل اقتصادی – اجتماعی – امنیتی – نظامی – فرهنگی – روابط کشور و ... سیاست کلی یک کشور را تعیین می کنند و طبیعتا این سیاست باید تحت نظر مراجع عالی کشور هدایت شود.

اما وقتی فردی شرایط اقتصادی ایران را مشاهده می کند به شک می افتد که آیا اقتصاد هم تحت نظر مراجع عالی کشور است یا نه.

اگر با ساختار سیاسی ایران آشنایی داشته باشید می دانید بسیاری از امور خارج از حیطه سیاست گذاری است و اگر احیانا متولیان مربوطه قدرت داشته باشند می توانند مسایل مربوطه را پیاده کنند وگرنه همه چیز بستگی دارد که رجال سیاسی چه تصمیمی می خواهند بگیرند.

به عنوان مثال بگویم، جریانی که جناب آقای ظریف از تاثیر میدان بر سیاست خارجی مطرح کرده بود، در واقع اگر بنا بود که همینطور به برنامه ریزی های سیاسی برخی رجال سپرده شود شاید امروزه دیگر ایرانی وجود نداشت که برخی بخواهند برای ریاست بر آن با هم دعوا کنند.

شما اگر به تاریخ بنگرید تنها جنگی که ایرانی ها طی چند قرن اخیر حتی یک وجب از خاک خود را از دست ندادند همان جنگ عراق علیه ایران بود.

دلیل اش تصمیم گیری رجال سیاسی نبود، بلکه جانبازی و فداکاری جوانان ایرانزمین در میدان بود.

همان جوانانی که بعدها بزرگ شدند و به مراتب عالی تر رسیدند اما دست از فداکاری بر نداشتند و اگر فداکاری آنها در میدان نبود قطعا آمریکایی ها پس از اشغال افغانستان و عراق ومحاصره ایران و به سمت ایران می آمدند.

چه کسی است که نداند نقشه اصلی آمریکا اشغال ایران بود و اشغال افغانستان و عراق و جنگ سال 2006 در لبنان و سپس راه انداختن جنگ سوریه همه برای این بود که اول همپیمانان ایران نابود شوند تا ایران نتواند روی آنها حساب باز کنند و بعد با خیال راحت به ایران حمله کنند.

خوب برخی جوانان ایرانزمین افق دید وسیعتری نسبت به برخی دیگر داشتند ورفتند قبل از اینکه نقشه آمریکایی ها محقق گردد آنطرف مرز جلویشان را گرفتند.

اما در زمینه اقتصادی متاسفانه چنین نشد.

وقتی که اصل کاری ها در جبهه های نبرد در حال مبارزه بودند برخی سودجویان پشت جبهه ها به بهانه های مختلف در حال سوء استفاده بودند، چون میدان را خالی دیدند.

این میدان دست آنها افتاده بود وهنوز هم افتاده و متاسفانه امروزه هر چه ایران ضربه می خورد از این میدان است که دست برخی سیاست مداران افتاده.

اگر امروزه مشاهده می کنید که قیمت ارز و سکه سقوط می کند خیلی نباید خوشحال باشید (البته اگر چنین اتفاقی در شرایط عادی رخ دهد خیلی عالی است)، ولی واقعیت امر این است که بازارهای مملکت بیش از دو ماه است تعطیل می باشد (فروردین به دلیل اعیاد و بعد از آن چند صباحی باز شده و بعدا تا به امروزه به دلیل انتشار ویروس کرونا تعطیل است)، یعنی عملا داد و ستد ارزی ای انجام نمی شود تا قیمت واقعی ارز مشخص گردد وهر آنچه امروزه در بازار می بینیم هم کاذب است و هم به نوعی سفته بازی برخی دلالان است.

با اینکه برخی سیاست مداران تلاش دارند مساله را به مذاکرات وین ربط دهند اما فقط یک فرد نا آگاه چنین چیزی را می پذیرد، چون هنوز اتفاقی در وین رخ نداده که بخواهد بازار واکنش نشان دهد.

اگر به یاد داشته باشید زمانی که بازار بورس هم با حباب ناشی از فضاسازی های سیاسی رشد غیر معمول کرده بود، بنده در همین سایت یک مقاله نوشتم و در آن زمان هم همین اخطار را دادم، اما متاسفانه برخی از هموطنان متوجه نشدند و رفتند و هرچه سرمایه داشتند در بازار بورس ریختند و بعد دیدیم چه شد.

چند روز دیگر بازار مجبور است باز شود و تاجران مجبور هستند کالای خود را بفروشند و قطعا تاجری که کالای خود را با قیمت بالاتر به صورت ریالی خریده حاضر نخواهد بود آن را پایین تر بفروشد، این یعنی مصرف کننده از دو طرف آسیب می بیند، یعنی کالایی که مثلا در خارج یک دلار ارزش دارد را عملا مصرف کننده ایرانی باید یک دلار و بیست سنت مثلا بخرد.

حال جالب اینکه به صورت سنتی اگر قیمت ارز دوباره بالا برود تاجرها در ایران قیمت کالای خود را باز هم به همان تناسب بالا می بروند، چون کسی نیست از آنها حساب پس بگیرد.

یعنی برخی تاجران در بازار ها هستند که از بالا و پایین شدن ارز دو طرف سود می کنند.

شاید اگر بخواهم مثالی در این زمینه بزنم بهترین مثال آن بحث قیمت خودرو است که اخیرا شنیده ایم کارخانه ها تصمیم افزایش قیمت آن را دارند.

هیچ کس نیست به آنها بگوید آخر چرا وقتی که قیمت ارز بالا می رود شما قیمت ماشین ها را بالا بردید و حالا که پایین می آید به جای پایین آوردن می خواهید دوباره قیمت را بالا ببرید.

سرتان را درد نیاورم خودتان هم می دانید که هزاران بهانه می آورند که چرا باید قیمت را بالا ببرند، در حالی که در همه جای دنیا قیمت ماشین به مراتب پایین تر از ایران است و کیفیت به مراتب بالاتر.

می دانید چرا؟

چون وقتی که برخی در حال جنگ در میدان ها برای حفظ ایرانزمین بودند برخی دیگر در پستوهای سیاسی در حال احتکار اقتصاد به نفع خود بودند و امروزه بخش های بزرگی از اقتصاد ما مثل جریان ماشین سازی در احتکار برخی افراد ذی نفوذ سیاسی است.

همین را بگیرید و دنبال بقیه امور اقتصادی در مملکت بروید.

طبق همه اصول اقتصادی که در همه دانشگاه های جهان تدریس می گردد مهم نیست قیمت ارز در مملکت چند است بلکه مهم این است که این قیمت ثبات داشته باشد و تکلیف همه روشن باشد.

از همه مهم تر این است که بازار در فعالیت های خود آزاد باشد اما نظارت بر سر آن باشد، یعنی حتی در آمریکا که خود را مرکز آزادی های اقتصادی معرفی می کند شما اگر فعالیت های احتکاری داشته باشید قطعا با شما برخورد می شود و چه بسا که شاید شنیده باشید شرکت های بزرگی مانند مایکروسافت و اپل و ... فقط به دلیل تلاش برای احتکار بازار ملیاردها دلار جریمه شده اند.

امروزه هم شاید اصلی ترین چیزی که ما در ایران به آن نیاز داریم یک سیاست گذاری صحیح اقتصادی است چون مشخص است دشمن نقطه ضعف ما را پیدا کرده وهمه ضربه ها را از این نقطه وارد می کند.

وقتی که درباره چین صحبت می کنیم، شاید برخی ندانند، که حدود سی سال قبل درآمد نا خالص ملی چین از ایران هم کمتر بود اما چون چینی ها متوجه ضعف خود شدند وارد میدان جنگ اقتصادی شدند و سیاست های قبلی خود را سریع تغییر دادند و امروز به یک قطب اقتصاد جهانی تبدیل شدند.

البته به این نکته هم اشاره کنم که رهبریت چین برای مبارزه با فساد در این کشور تصمیماتی اتخاذ کرد که شاید بسیار سخت به حساب می آمد ولی بدون این تصمیمات امکان نداشت که چین بتواند به جایی برسد و از مهم ترین آنها پیاده سازی قانون نظامی "تشویق برای یک نفر و تنبیه برای همه" در موارد سوء استفاده و اختلاس و فساد بود و هست.

در چین شما اگر مرتکب فساد شوید بستگی به موقعیت شغلی تان با شما برخورد می شود، یعنی اگر یک کارمند جزء رشوه بگیرد یا اختلاس کند شاید زندان برود ولی یک وکیل یا وزیر حتما اعدام می شود، این در حالی است که در ایران شما در هر جایگاهی باشید قوانین تفاوتی قایل نمی شود و حکم برایتان یکی خواهد بود، که بد نیست قانونگذاران در این زمینه فکری کنند.

توجه داشته باشید، در حالی که بیشترین اعدام ها در ایران به دلیل جنایت قتل است بیشترین اعدام ها در چین به دلیل جرم فساد اقتصادی می باشد.

همچنین در چین اگر فردی فساد اقتصادی انجام دهد و صاحب منصب باشد، فقط خودش محاکمه نمی شود بلکه کل اعضای خانواده و نزدیکانش محاکمه می شوند چون آنها باور دارند که دیگر اعضای خانواده و دوستان اش قطعا می دیدند که وی زندگی خارج از نرم معمول یک کارمند دارد و باید به تشکیلات اطلاعاتی اطلاع می دادند و اگر اطلاع نداده اند پس شریک جرم هستند و باید مجازات شوند، همچنین اموال همه شان با هم مصادره می گردد تا ثابت کنند که اموالشان هیچ ارتباطی با اموال به اختلاس رفته ندارد، در حالی که در ایران بسیاری فساد اقتصادی انجام می دهند و همه اموال را به نام خانواده و یا رفقای خود می گذارند، وقتی برخی آنقدر ارتباطشان با رفقا صمیمی است که کل لواسان را نیز به نامشان می زنند آیا حاضر نمی باشند اموال فساد را در حساب رفقا بگذارند؟، و بعد پس از تحمل مجازات از زندان خارج می شوند و می توانند به راحتی به اموال اختلاس شده دسترسی داشته باشند، البته این در صورتی است که قبل از دستگیری از ایران فرار نکرده باشند.

پس بد نیست قانونگذاران در این مورد هم فکری کنند.

کلا به نظر می رسد قانونگذاران ما باید به فکر آن باشند تا قوانینی وضع کنند تا کل قوانین سابق را لغو کنند و ساختار جدیدی متناسب با جنگ اقتصادی و یا به قول جناب آقای روحانی تروریسم اقتصادی که ایران با آن مواجه است تدوین کنند.

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک