گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
1784

نگاهی به دلایل اینکه چرا سپاه پاسداران انقلاب اسلامی هدف حملات دشمنان جمهوری اسلامی قرار دارد.

اسپوتنیک - آنگونه که از نام‌اش پیدا است سپاه پاسداران انقلاب اسلامی وظیفه حفاظت از نظام جمهوری اسلامی و انقلاب آن را عهده دار است و همین یک وظیفه کافی است تا متوجه شد دروازه نابودی نظام جمهوری اسلامی در ایران از دیوارهای سپاه پاسداران می گذرد.

طبق قوانین و تقسیمات کشوری دفاع از کشور بر عهده ارتش جمهوری اسلامی است اما در بسیاری از موارد بحث دفاع از کشور با بحث دفاع از نظام جمهوری اسلامی با هم تداخل پیدا می کند.

به صورت سنتی سیاستمداران به خوبی می دانند، وقتی نظامی در کشوری می تواند اقتدار برای آن کشور بیاورد و نابودی آن کشور نا ممکن می گرد، اول باید آن نظام را تخریب و نابود کرد وگرنه امکان ندارد بتوان کشور را از بین برد.

تا زمانی که نظامی در کشوری وجود داشته باشد که مورد حمایت مردم باشد هیچ قدرتی در جهان امکان نابودی آن کشور را ندارد.

در زمان جنگ عراق و اعراب بر علیه ایران مهم ترین مساله توانمندی نظامی ایران نبود چون بر اساس همه معیارهای نظامی توانمندی نظامی تسلیحاتی عراق به مراتب از ایرانی ها بیشتر بود، بلکه بحث این بود که چون آنطرف جبهه جنگجویان ایرانی همه به بقای کشور و نظام خود ایمان داشتند امکان شکست آنها وجود نداشت.

در جنگ ها معمولا یکی از کارهایی که نیروهای نظامی انجام می دهند این است که جبهه را با تیراندازی های پراکنده و موشک و بمب پراکنی به قول معروف شخم و تلاش می کنند کاری کنند تا سربازان دشمن از جبهه فرار کنند و جبهه خالی شود تا بتوانند وارد شود، اگر سربازها حاضر به عقب نشینی نباشند، آنوقت است که دشمن با مشکل مواجه می گردد و نقشه هایش علیرغم همه تسلیحاتی که در اختیار دارد بی نتیجه می شود.

شاید برخی دوران جنگ عراق و اعراب بر علیه ایران را به یاد نداشته باشند اما قطعا امروزه می توانند مشاهده کنند که علیرغم همه تسلیحات و توانمندی های نظامی و لجستیک که در اختیار عربستان سعودی و متحدین اش می باشد ولی آنها شش سال است در جنگ یمن زمین گیر شده اند، چون آنطرف جبهه با ایمان به اهداف خود می جنگند و هیچ جنگجویی تا جان در تن دارد حاضر نمی باشد یک وجب عقب نشینی کند.

آنها به خوبی می دانند برای اینکه بخواهند درون ایران را بزنند اول باید از سد نظام جمهوری اسلامی عبور کنند و برای اینکه نظام جمهوری اسلامی را بزنند باید از سد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی عبور کنند.

با همه توان سپاه را گلوله باران می کنند، اما با کمال تعجب مشاهده می کنند که سپاهی ها عقب نشینی نمی کنند.

دلیل اینکه سپاهی ها عقب نشینی نمی کنند هم این است که پشتشان مردم هستند و اگر عقب نشینی کنند مردم آسیب می بینند و در مقابل اگر مردم پشت آنها را خالی کنند هم سپاهیان آسیب می بینند هم مردم.

این روزها هم ظاهرا دشمنان تلاش دارند از پشت جبهه به سپاهیان حمله کنند و مردم را با استفاده از ابزارهای تبلیغاتی و روانی بزنند تا پشت سپاه را خالی کنند.

شاید بسیاری از جوانان امروزی این را ندانند اما به دلیل شرایط ژئوپولیتیک ایران همیشه این سرزمین مورد طمع دشمنان بوده و همیشه در طول تاریخ دشمنان از همه طرف تلاش داشتند این سرزمین را اشغال کنند.

وهر وقت حکومتی ضعیف در ایران راس کار بود ایرانی ها بخش های بزرگی از سرزمین خود را از دست داده اند.

بلافاصله پس از انقلاب اسلامی در ایران هم برخی از همسایگان تصور کردند که فرصت فراهم است تا ایران را اشغال کنند و صدام حسین که امیدوار بود رهبر بلا منازع اعراب شود این جنگ را شروع کرد.

به یاد داشته باشید وی عنوان این جنگ را جنگ عراق بر علیه ایران نگذاشت بلکه عنوان "القادسیه" و "ام الحروب" (مادر جنگ ها) را برای آن انتخاب کرد تا شکست ایرانی ها از عرب ها را یاد آوری کند و یاد آوری کند که آن جنگ نتوانست کار ایرانی ها را  تمام کند و نیاز به مادر جنگ ها است تا کار ایرانی ها را تمام کند.

یعنی جنگ آنگونه که آنها ادعا می کردند با نظام نوپای جمهوری اسلامی نبود بلکه با ملت ایران بود و هنوز هم هست.

پس می توان گفت بحث دفاع از ایران و دفاع از جمهوری اسلامی و دفاع از هویت ایرانی همه با هم در بحث دفاع از نظام حاکم بر ایران خلاصه شده.

مخصوصا که پس از پایان جنگ عراق و اعراب بر علیه ایران ایرانی ها سیاست گسترش مرزهای استراتژیک خود و تولید تسلیحات مورد نیاز خود را در پیش گرفتند و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در این جریان نقش اول را بازی می کرد.

به همین دلیل هم طی چند دهه اخیر تمرکز دشمنان ایران روی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بیشتر شده.

چون دشمنان متوجه شدند که تا سپاه پاسداران است هیچ کاری نمی توانند انجام دهد.

در این راستا می توان گفت سردار شهید سپهبد قاسم سلیمانی و همرزمانش نقش اول را در پیاده کردن دکترین ایران پس از جنگ عراق و اعراب بر علیه ایران، در جبهه های جدید جنگ ایفا کردند و طبیعی بود که آنها هدف دشمنان ایران زمین باشند.

شاید برخی تحت تاثیر القاءات دشمنان قرار گرفته باشند و ذهنیت آنها نسبت به سپاه پاسداران و شهدا مخصوصا شهید سلیمانی تخریب شده باشد اما بنده با توجه به شناختی که از او داشتم به صراحت می توانم بگویم ویژگی بسیار مهم شهید سلیمانی در این بود که وی علاوه بر اینکه یک شخصیت نظامی و امنیتی به حساب می آمد یک دیپلمات تمام عیار و انسان به قول معروف شدیدا خاکی بود که هنر تسخیر قلوب را در اختیار داشت.

امکان نداشت شما یکبار شهید سلیمانی را ملاقات کنید و اگر شیفته وی نشوید تحت تاثیر قرار نگیرید.

این نکته را به عنوان تحلیل یا دیدگاه شخصی مطرح نمی کنم بلکه به دلیل شرایط شغلی خود با بسیاری از دیپلمات های خارجی و فرستاده های ویژه بین المللی در موارد زیادی گپ و گفت داشته ام و همه بدون استثنا، حتی آنهایی که تابع کشورهای مخالف نظام جمهوری اسلامی بودند اقرار می کردند که اشخاصی که سردار سلیمانی را ملاقات کرده بودند تحت تاثیر شخصیت وی قرار گرفته بودند.

سردار سلیمانی تابع نسلی از فرماندهان سپاه پاسداران بود که به هیچ گونه رتبه بندی نظامی و تشریفات اعتقاد نداشت و هیچوقت ژست اینکه وی یک سرتیپ است را نمی گرفت و اگر در خیابان ها با لباس شخصی تردد می کرد امکان نداشت شما، اگر وی را نمی شناختید، تفاوتی میان او و دیگران مشاهده کنید.

هیچ وقت نه به سابقه کاری اش می بالید و نه برای کارهایی که انجام داده بود منتی بر سر کسی می گذاشت.

مانند بسیاری از دوستانش کار وفداکاری برای مملکت را وظیفه خود می دانست و بس.

تا همان روزهای آخر از زندگی اش وقتی با او می نشستید همان رفتار را می کرد که سی چهل سال قبل در جبهه ها همه رزمندگان با هم داشتند.

همین ویژگی وی و همرزمانش بود و هست که این امکان را داد تا نفوذ جمهوری اسلامی به دریای مدیترانه و دریای سرخ برسد و آرزوی دیرینه ایرانیان برای رسیدن به دریای مدیترانه محقق گردد.

نیاز نیست یک دیپلمات کهنه کار باشید تا بدانید برای هر مذاکره و گفتگویی همه طرفها باید آورده های خود را روی میز بگذارند و بر اساس همان آورده ها است که چانه زنی ها انجام می شود.

هیچ وقت در هیچ مذاکرات و گفتگویی برای حرف های خوب و اشک یا لبخند و ژست های خوب یا بد به کسی امتیاز نمی دهند، تنها چیزی که در مذاکرات ارزشمند است آنچه شما در چنته دارید می باشد.

بدیهی است تا زمانی که ایرانیان در کل منطقه نفوذ دارند و قدرت دفاعی بالایی دارند که امکان حمله دشمن به خاکشان را نمی دهد، دشمنان مجبور می باشند پای میز گفتگو و مذاکره با دیپلمات های ما به ما امتیاز بدهند و طی چند سال اخیر مشاهده کردیم که دولت آمریکا تلاش کرد به هر نحوی شده این برگه ها یعنی نفوذ منطقه ای و قدرت دفاعی را از ایران بگیرد تا سر میز مذاکره آنچه می خواهد را تحمیل کند.

و این هنر دیپلمات های ما است که از آنچه رزمندگان با خون و جان در میدان به دست می آورند پای میز گفتگو بهره ببرند.

تا به همین الآن هم دلیل اصلی ای که سعودی ها حاضر نبودند پای میز مذاکره و گفتگو با ایران بنشینند وهنوز هم ملاقات با ایرانی ها را حاشا می کنند این است که هیچ برگه قدرتی برای ارائه پای میز گفتگو ندارند و مجبور هستند بیایند و سر به زیر جلوی ایرانی ها بنشینند که طی شش سال جنگ تمام عیار حتی نتوانسته اند حریف یکی از متحدین ایران شوند.

اصلی ترین دلیل ترور شهید سلیمانی هم همین ماجراها بود، یعنی اینکه آنها تصور می کردند با ترور وی جریان اقتدار ایران را می توانند قطع کنند اما غافل از اینکه این جریان ادامه دارد و وابسته به فرد نیست که با ترور وی بتوانند آن را قطع کنند، جریان وابسته به ایدئولوژی است وایدئولوژی را با ترور یک یا صد یا هزار نفر هم نمی توان از بین برد.

حالا هم با استفاده از ابزار رسانه ای خود تلاش دارند وجهه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و فداکاری هایش را از اذهان پاک کنند و کاری کنند که درون کشور بر علیه سپاه پاسداران جبهه بندی ایجاد شود.

نمی توان گفت همه کارهای آنهایی که خود را وابسته به سپاه معرفی می کنند صحیح بوده و در میان آنها ایرادی وجود نداشته، اما این بدین معنا نیست که کل فداکاری ها فراموش شود و فقط روی اشکالات تمرکز گردد.

در صورتی که آنها موفق شوند سپاه پاسداران را تخریب کنند قطعا بعد از آن نظام و حکومت را نابود خواهند کرد و بعد از آن به سراغ نابودی کل ایرانزمین خواهند رفت.

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک