19:45 16 سپتامبر 2021
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
0 241

حرف و حدیث های زیادی درباره اینکه ایرانی ها و سعودی ها طی چند هفته اخیر ملاقات های محرمانه ای داشته اند مطرح می باشد؛ برخی از این ملاقات ها عیان شده و برخی دیگر فعلا به صورت محرمانه باقی مانده است.

اسپوتنیک - اخیرا نیز بحث ملاقات فی ما بین جناب آقای ادمیرال شمخانی و یکی از مقامات عالی رتبه امنیتی سعودی و آقای ویلیام برنز رئیس سیا در بغداد مطرح شده، که البته این خبر تکذیب شده است.

بسیاری هم ادعا داشتند که در سفر اخیر جناب آقای ظریف وزیر امور خارجه ایران به قطر و عراق احتمالا ملاقات هایی با شخصیت های عالی رتبه آمریکایی مانند ویلیام برنز و یا حتی سعودی برقرار گردد، که البته این هم تکذیب شده است.

قبل تر نیز از ملاقات سردار اسماعیل قاآنی با رئیس استخبارات عربستان سعودی صحبت شده بود که به صورت تلویحی توسط جناب آقای ایرج مسجدی سفیر ایران در بغداد تایید شده است.

دو هفته پیش هم جناب آقای خطیب زاده سخنگوی وزارت امور خارجه ایران در گفتگوی رسانه ای خود از نزدیکی ایران و عربستان استقبال کرد.

روز گذشته هم شاهزاده محمد بن سلمان ولیعهد عربستان سعودی هم از نزدیکی فی ما بین دو کشور استقبال کرد و برای اولین بار از زمان ولیعهدی با لحنی بسیار دوستانه درباره ایران به عنوان همسایه ای که باید حسن هم جواری با آن را به جا آورد صحبت کرد.

خوب مشخص می شود بمباران های خبری در این زمینه خیلی هم بیراهه نبود و خوب برخی تلاش داشتند شاید با مطرح کردن برخی اخبار به صورت شانسی هم شده خبری کسب کنند.

همه تحلیلگران منطقه باور دارند که با تغییرات به وجود آمده در آمریکا این کشور تلاش دارد از بار سنگینی که منطقه خاورمیانه برایش ایجاد کرده خلاص شود و بیشتر روی مساله چین و روسیه تمرکز کند.

اگر چه مسایل خاورمیانه تهدید امنیتی برای آمریکا به حساب می آید ولی در نهایت می تواند تهدیدی در حد مساله ۱۱ سپتامبر به حساب آید نه بیشتر.

این در حالی است که امروزه چین در حال ربودن گوی سبقت از اقتصاد آمریکا است و روسیه هم در حال بازپس گیری حوزه های نفوذ خود در اروپا و دیگر مناطق جهان می باشد، و این یعنی در نهایت تهدید موجودیتی برای آمریکا به عنوان یک ابر قدرت.

به همین دلیل هم هست که مشاهده می کنیم آمریکایی ها شروع کرده اند نیروهای خود را از افغانستان بیرون بیاورند و احتمالا حتی نیروهای خود را از دیگر مناطق خاورمیانه مانند عراق و سوریه هم بیرون بیاورند و به داشتن پایگاه های نظامی امن در قطر و بحرین و کویت و امارات و عمان اکتفا کنند.

مشخص است که سعودی ها متوجه شده اند که دیگر نمی توانند روی آمریکا حساب باز کنند و امیدوار باشند که آمریکا بیاید ایران را اشغال کند و به همین دلیل تلاش دارند تا آمریکا از این منطقه خارج نشده اختلافات خود با ایران را فیصله دهند.

البته شاید عبارت فیصله دادن محقق نگردد چون اختلافات فی ما بین دو طرف بسیار عمقی است و به تاریخ بر می گردد اما به هر حال طرفین ممکن است به نقطه مشترکی برسند که فعلا آتش بس سیاسی و آرامش فی ما بین دو کشور محقق گردد.

طی سالهای اخیر دستگاه های تبلیغاتی وابسته به عربستان سعودی تلاش های زیادی برای تبدیل ایران به دشمن اول اعراب و منطقه انجام دادند و به همین دلیل بسیار برای سعودی ها سخت است که بیایند و مطرح کنند که حالا نشسته اند با ایرانی ها گفتگو می کنند.

شاید به همین دلیل هم باشد که سعودی ها تلاش دارند این گفتگو ها، حد اقل تا زمانی که به نتیجه ای برسد، محرمانه و بی سر و صدا باقی بماند.

در مقابل ایرانی ها تمایل دارند که این گفتگو ها علنی باشد و همه جهان بفهمند که چنین گفتگوهایی در جریان است.

برخی ماجرا را به مسایل انتخاباتی در ایران ربط می دهند در حالی که برخی دیگر ماجرا را به گفتگو های وین ربط می دهند.

علیرغم اینکه یکی از بحث های مطرح شده قبل از شروع گفتگو های وین مطرح کردن مساله موشکی – بحث نفوذ منطقه ای ایران و ورود اعضای جدید به گفتگو ها بود امروزه مشاهده می کنیم همه این بحث ها کنار گذاشته شده و همه فقط روی اجرای اصل برجام متمرکز شده اند.

ایرانی ها اصرار دارند که اگر بنا باشد بحث موشکی ایران مطرح شود بحث تسلیحات همه کشورهای منطقه از جمله اسرائیل باید روی میز مذاکره گذاشته شود و نمی توان در حالی در باره تسلیحات ایران صحبت کرد که دیگر کشورهای منطقه تا دندان مسلح می باشند و برنامه تسلیحات کشتار جمعی اسرائیل از جمله تسلیحات هسته ای آن تحت هیچ گونه نظارت بین المللی قرار ندارد.

اگر بحث نفوذ منطقه ای باید بحث شود باید بحث نفوذ منطقه ای همه کشورهای منطقه مطرح شود.

در حالی که برخی عربها مانند عربستان و امارات مدعی می باشند به دلیل رابطه خونی عرب بودن در کشورهای عربی دیگر دخالت می کنند ایرانی ها هم به دلیل اشتراکات اسلامی و مذهبی حق برقراری ارتباط با دیگر مردمان منطقه را دارند.

همچنین مشاهده می کنیم برخی کشورها مانند عربستان سعودی و امارات عربی متحده و قطر و ترکیه و اسرائیل ... از شرق آسیا گرفته تا غرب اروپا و کل آفریقا در امور مختلف دخالت دارند و صورت مساله فعلا فقط روی ارتباطات طبیعی تاریخی ایران با دیگر اهالی منطقه متمرکز شده اند.

آمریکا و کشورهای اروپایی از آنطرف دنیا مدعی می باشند که برای تامین منافع ملی شان نظامیانشان را به منطقه فرستاده اند این در حالی است که ایران خود در این منطقه حضور دارد و منافع ملی آن در مسایل این منطقه خلاصه شده.

اگر بنا باشد درباره بحث نفود کشورها صحبتی مطرح شود پس باید همه این مسایل روی میز گفتگو قرار گیرد.

بحث مذاکرات ایران با ۱+۵ هم که کلا گفتگو فی ما بین ایران و آمریکا بوده و دیگر کشورها برای تضمین اجرای تعهدات طرفین حضور داشتند، که دیدیم چه قدر از برجام تا به حال محقق گشته.

بدیهی است اضافه شدن اعضای جدید به این گفتگو ها نه فقط هیچ کمکی به جریان نمی کند بلکه حتی این جریان را پیچیده تر هم می کند.

به این دلایل است که همه به نتیجه رسیده اند که نه اضافه کردن عضو جدید به گفتگو ها فایده دارد نه بحث موشکی ایران و یا نفوذ ایران در منطقه می تواند نتیجه داشته باشد و بهتر است همه این مسایل را کنار گذاشت.

اما بدیهی است تا اختلافات ایران و عربستان در منطقه وجود دارد جنگ ها و تنش ها هم ادامه خواهد داشت و به این دلیل همه فعلا بسیج شده اند که این تنش ها را از بین ببرند و چون قرار نیست بحث رفع این تنش ها در گفتگو های برجامی مطرح شود پس طرفین به صورت جداگانه اختلافات فی ما بین را فیصله دهند، امری که می تواند موجب توقف بسیاری جنگ ها و تنش ها در منطقه خاورمیانه گردد.

بدیهی است اسرائیلی ها تنها مخالفان این جریان می باشند و آنها تلاش کنند به هر وسیله ای که شده این جریان را به هم بزنند، به هر حال با شروع این جریان می بینیم حتی طرح موسوم به طرح "صلح ابراهیمی" هم به فراموشی سپرده شده و از سرعت نزدیکی برخی کشورها با اسرائیل کاسته شده است.

به هر حال تاریخ ثابت کرده که علیرغم همه اختلافات ایدئولوژیک موجود فی ما بین ایران و عربستان سعودی نه ایران می تواند عربستان را حذف کند و نه عربستان سعودی می تواند ایران را حذف کند و هر دو همسایه مجبور هستند به قول معروف با هم بسازند و حتی پای هم بسوزند.

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک